تلفن دختر زنگ میخورد. مرد خودش را خواستگار معرفی میکند و پس از تعارف و احوالپرسی، قرار دیدار در کافیشاپ گذاشته میشود. رودرروی یکدیگر که قرار میگیرند، میان فنجان قهوه و برشهای کیک و نگاههای محتاط و پرسشگر، سؤالها یکییکی مطرح میشوند.
ازدواج فقط یک پیوند عاطفی نیست؛ بلکه آغاز زندگی مشترک دو نفر با پیشینهها، دیدگاهها و تجربههای متفاوت است.
امیرحسین بانکیپور، نماینده مردم اصفهان و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس، اعلام کرد بانکها منابع وام ازدواج و فرزندآوری را ۷۴ درصد افزایش دادند.
روزبهروز بر تعدادشان افزوده میشود و مثل قارچ این طرف و آن طرف میرویند! کافی است سری به شبکههای اجتماعی مختلف بزنید تا با انبوهی از کانالها و صفحاتی روبهرو شوید که مدعی معرفی دختر و پسر به یکدیگر و با قصد ازدواج هستند.
در روزهای گذشته خبری در فضای مجازی دستبهدست میشد که با حاشیههای زیادی روبهرو شد، خبری که البته چندان جدید نبود و از قانونی قدیمی حکایت داشت.
چهارم فروردین امسال عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس از اصلاح قانون مهریه و کاهش سقف آن از ۱۱۰ سکه به ۱۴ خبر داد؛ موضوعی که در شبکههای اجتماعی بهویژه ایکس، بازخوردهای زیادی به همراه داشت.
صحبت نماینده مجلسی از کاهش سقف مهریه از ۱۱۰ به ۱۴ منجر به واکنشهای تندی شد. واکنشهایی که برخی از بانوان را برانگیخت.
بهتازگی سازمان ثبتاحوال از افزایش تمایل افراد میانسال به ازدواج خبر داده است؛ موضوعی که میتواند با نکتههای مثبت و منفی همراه باشد.
میانسالها به ازدواج تمایل پیدا کردهاند! این خبری است که بهتازگی از سوی سازمان ثبتاحوال کشور اعلامشده تا نشان دهد در سال جاری زنان و مردان ۵۰ساله به تشکیل زندگی مشترک و رفتن زیر یک سقف تمایل پیدا کردهاند.
«روزی روزگاری» سریالی پخش میشد به همین نام و نشان که بازیگران و هنرمندانی داشت که با خاک و خُل و بیابان عجیب بودند و با راهزنی و بیابانگردی قرین.
«اگر شغل مناسب پیدا نمیکنی و درگیر مشکلات مالی هستی یا اینکه نمیتوانی ازدواج کنی یا بیماری داری، با تغییر نام میتوانی سرنوشت خودت را بهطورکلی عوض کنی و زندگی جدیدی را برای خود یا خانوادهات رقم بزنی. کافی است اسمت را تغییر بدهی و بر اساس حروف ابجد نام جدیدی را انتخاب کنی.»
بغض راه گلویش را میگیرد، وقتی از لحظههایی حرف میزند که ثانیه به ثانیهاش برای او و دختربچهاش مثل هزار سال گذشته: «به هر بهانهای کتک میخوردم؛ مثلا شب از کار که میآمد اگر غذا آماده نبود، جنجال به راه میانداخت و شروع به گفتن بدوبیراه میکرد و هر چه فحش بلد بود، نثار من میکرد.»