به گزارش اصفهان زیبا؛ فیلم «آنتیک» اولین فیلم کمدی هادی نائیجی است که در عین ناباوری حتی خود سازندگان، در جشنواره چهلوسوم فجر به نمایش درآمده است. باید دید که سازوکار و ملاک هیئت داوران برای واردکردن فیلمهای کمدی به مهمترین جشنواره سینمایی کشور چیست. این خوب است که شاهد تنوع ژانر و موضوع در جشنواره باشیم؛ اما زمانی که گُلچینی از آثار هر ژانر را داشته باشیم؛ نه فیلمی که حتی در رسته خود فیلمهای کمدی بهاصطلاح دههشصتی (البته «آنتیک» در اواخر دهه ۵۰ روایت میشود) هم از نظر بامزگی و خندهداری و هم از نظر داستان و روایت، نمره خوبی نمیگیرد و گاه بسیار سطحی و به زبان شفاهی «خُنَک» است. یک کُمدی کُمُدی آنتیک از کمدیهای کُمُدی است؛ پس از یک بار و حتی کمتر از یک بار دیدن، همه آن را به داخل کُمُدهاشان پرتاب خواهند کرد و زودتر از آنکه به انتهای کمد برسد، فراموش خواهد شد.
فیلم «آنتیک» تلاش کرده است خود را جسور و پردهدَر نشان دهد و میخواهد با بهکارگیری برخی کلمات خاصی که اصولا به این صورت با آنها شوخی نمیشود، یا قراردادن بازیگران در لوکیشنهایی مثل امامزاده، روزنهای برای خودش باز کند. روزنهای که همان لحظه اول و پس از برانگیختن اندک تعجب، حیرت و خنده ضعیفی، کاملاً بسته میشود. درواقع خیلی ابلهانه است که گمان شود با اتکا به چنین کارهایی میشود کمدی خوبی خلق کرد.
آقای سازنده که سبقه مذهبی و حزباللهی در آثارش دارد، با ساخت این کمدی، اگر چیزی جز پول، ریلزهای اینستاگرامی، اندکی حاشیه و حتی توقیف میخواسته است، به آن نخواهد رسید. البته داشتن رویکرد انتقادی در فیلمهای کمدی بسیار میتواند جالب و تعیینکننده باشد؛ چراکه دارد با موضوعی اجتماعی شوخی میکند که پرداختن به آن در حالت عادی شاید چندان چشمگیر و نافذ نباشد؛ اما «آنتیک» به رویینترین و سطحیترین وجه هرچیزی از جمله موضوع اصلیاش یعنی خرافات پرداخته است و همهچیز را به سخره گرفته و پادرهوا میماند.
اولینی که آخرین شد، سازندگان خواستهاند اولین باشند و با برخی خطوط قرمز بازی کنند تا بلکه موفقیتی رقم بزنند؛ اما اولین بودن همیشه ارزش نیست و گاهی تلهای است که انسان را در خیال خام بهترینبودن غرق میکند. جالب آن است که در نشست خبری، تیم تولید ژست فرادستانه انتقادی به خود گرفته و فیلمشان را در مسیر فکری رهبر انقلاب توصیف کردهاند. حالآنکه سراسر فیلمشان زیرسوالبردن برخی ارزشها و آرمانهای انقلاب اسلامی از جهات و در میان اقشار مختلف است. پناهندگی پژمان جمشیدی پژمان جمشیدی که چند سالی است پناهنده کمدی ایران است و از این فیلم به آن یکی پناهنده میشود، در «آنتیک» در یکی از ضعیفترین نسخههای خود ظاهر میشود و بهخاطر شباهت موضوع و داستان، مدام با فریبرز باغبیشه در «زیرخاکی» مقایسه شده و بیشک از آن نقش عقب میماند. امیر نوروزی هم در همین اولین حضورهای خود در سینما نشان داده برخلاف همبازی و رفیقش در نمایش «لانچر ۵»، یعنی مجید یوسفی، انگار چندان قریحهای در کمدی ندارد و بهتر است بیشتر روی نقشهای جدی و تندوتیز، مثل آنی که در «مصلحت» ایفا کرده بود، تمرکز کند.
لطفاً این قالب را دور بیندازید! باید پذیرفت که قالب کمدیهای دههشصتی و اولانقلابی دیگر گنجایش چندانی ندارد و دوستانی که به فکر شادی و فرحان حال مردم ایران هستند، بهتر است نگاهی به وضعیت فعلی جامعه یا نگاهی در آینه به خود بیندازند تا سوژههای خندهدار بسیاری دستشان را بگیرد.



