به گزارش اصفهان زیبا؛ نمایشگاه «یک میم، یک دنیا حرف» تجربهای است از رهایی در هنر نقاشی خط که مخاطب را به جهانی پر از احساس و تخیل دعوت میکند.
نمایشگاه «یک میم، یک دنیا حرف» با آثاری سرشار از حس رهایی و خلاقیت، پلی است میان سنت خوشنویسی و زبان نوین نقاشی خط. در این مجموعه، حرف «میم» نقطه آغاز شکستن قواعد و ساختارهای سنتی است؛ جایی که خطوط و حروف از قید و بندهای کلاسیک آزاد شده و به زبان شخصی و بیواسطه فرخنده حیدری تبدیل میشوند.
این فرایندِ خلق فیالبداهه، بستری مناسب فراهم آورده تا آثار او، همچون مجموعهای زنده و پویا، در هم تنیده و در عین حال متکثر، مخاطب را به سفری عمیق در دنیای معنایی و بصری دعوت کنند.
هر تابلو در این نمایشگاه روایتگر داستانی است از تجربههای درونی و بیرونی هنرمند، واکنشی به احساسات و شخصیت او و کنکاشی در مرزهای میان خط و تصویر.
رنگهای انتخابشده که ناخودآگاه به سمت قهوهای، مشکی، آبی فیروزهای و ترکیبهای سیاه و سفید گرایش یافتهاند، فضایی خاص را به اثر بخشیده و مخاطب را درگیر فضای عاطفی و ذهنی خلق اثر میکنند.
«یک میم، یک دنیا حرف» نمایشی است از هنر آزاد و جریانسازی که علاوه بر نوآوری در فرم و محتوا، بازتابی از روح و ذهن خلاق فرخنده حیدری، این هنرمند معاصر، به شمار میآید. این مجموعه نقطه تلاقی سنت و مدرنیته، احساس و فکر و نظم و رهایی است که در نهایت به خلق جهانی متنوع و چندلایه منتهی شده است.
در ادامه، «اصفهان زیبا» با فرخنده حیدری به گفتوگو نشسته است تا درباره روند خلق آثار، ایدهها و تجربههای هنری او در نمایشگاه «یک میم، یک دنیا حرف» بیشتر بدانیم.
چه شد که نقاشیخط را بهعنوان شیوه بیان هنری خود انتخاب کردید؟
کارهایی که در نمایشگاه «یک میم، یک دنیا حرف» به نمایش گذاشته شده، کاملاً بهشکل فیالبداهه و حسی خلق شدهاند. بعد از گذراندن یک دوره کلاسهای آموزشی در زمینه نقاشیخط، متوجه شدم که تمایل من بیشتر به سوی رهانویسی است؛ جایی که نتوانستم حروف را در چارچوبهای مشخص و قواعد سنتی خوشنویسی محدود کنم.
این ویژگی شخصیتی و حالوهوای درونیام باعث شد به سمت این سبک حرکت کنم. البته این به معنای بیعلاقگی من به خوشنویسی نیست؛ برعکس، علاقه اصلیام از ابتدا به خط و خوشنویسی بوده و در ادامه، نقاشی خط نیز بهتدریج جای خود را در مسیر هنری من باز کرد.
آیا این آثار بر پایه اندیشهای از پیش طراحیشده شکل گرفتهاند یا حاصل احساساند؟
نه؛ اینطور نیست که بگویم به یک ایده مشخص فکر کردهام و بر اساس آن ایده این مجموعه شکل گرفته است. در واقع، نقطه آغاز و منشأ اصلی این آثار، شکستن ساختار یک حرف بود. از دل همین تجربه اولیه، روندی شکل گرفت که در آن عوامل مختلفی دخیل شدند.
برای مثال، آگاهیهایی که باید درباره مبانی هنری داشته باشیم، در کنار احساسات درونی و شخصیت خودِ هنرمند که بهنظر من نقش بسیار تعیینکنندهای در خلق اثر هنری دارند، در این مسیر تاثیرگذار بودند. ترکیب این عناصر بود که بهتدریج موجب شد آثار به شکل تصاویری نقاشانه دربیایند، بیآنکه از ابتدا چنین هدفی طراحی شده باشد.
چرا حرف «میم» را برای عنوان نمایشگاه انتخاب کردید؟ آیا این انتخاب ریشه در تجربه شخصی یا معنایی خاص دارد؟
با توجه به شخصیت درونیام، بهتدریج به این سمت کشیده شدم که با حروف کار کنم و آنها را از ساختارهای از پیشتعیینشده بیرون بکشم، تا ببینم نتیجه چه خواهد شد. این مسیر کاملاً حسی و فیالبداهه بود و واقعاً نمیتوانم بگویم دقیقاً چرا حرف «میم» انتخاب شد؛ در واقع، خودش آمد.
پس از این تجربه، با شکستن ساختار حروف، نوعی فوران ذهنی برایم اتفاق افتاد. هر زمان که این حالت در من ایجاد میشد، بیدرنگ آن را روی کاغذ پیاده میکردم. این روند باعث شد که تعداد زیادی از آثار بر روی برگههایی در ابعاد و سایزهای مختلف خلق شود.
در ادامه، با مشورت اساتیدم تصمیم گرفتم این آثار را در قالب یک مجموعه گردآوری و به نمایش بگذارم؛ تصمیمی که خود نیازمند طی کردن یک مسیر طولانی و گاه
طاقتفرسا بود.
آیا این نمایشگاه نخستین تجربه مستقل شما در ارائه آثار بوده است؟
بله، این نمایشگاه نخستین تجربه انفرادی من است. پیش از این، در دو نمایشگاه گروهی شرکت کرده بودم؛ یکی در تهران و دیگری در اصفهان.
«#سوال» چند اثر در این نمایشگاه ارائه کردهاید؟
در نمایشگاه «یک میم، یک دنیا حرف» در مجموع حدود ۴۸ اثر قابشده و ۹ اثر بر روی بوم به نمایش درآمدهاند.
بازدیدکنندگان نمایشگاه چه بازخوردی نسبت به آثار شما داشتند؟
در روز افتتاحیه، بازخورد بسیاری از بازدیدکنندگان برایم بسیار جالب و حتی گاهی شگفتانگیز بود. افرادی که از تابلوها دیدن میکردند، بهویژه کسانی که نگاه بصری و حسی قویتری داشتند، از تصویرها و فضاسازیهایی صحبت میکردند که من هنگام خلق آثار، لزوماً بهصورت آگاهانه به آنها فکر نکرده بودم.
این واکنشها برایم جذاب بود، چون نشان میداد هر مخاطب با توجه به ذهنیت، تجربه و احساسات خود، برداشت منحصربهفردی از آثار دارد و این همان چیزی است که در هنر برای من اهمیت دارد؛ یعنی ایجاد گفتوگو میان اثر و مخاطب.
از سوی دیگر، در چیدمان نمایشگاه تلاش کردم تا آثار نه بهصورت جداگانه، بلکه در قالب مجموعههایی در کنار یکدیگر قرار بگیرند. اگر از نمایشگاه بازدید شود، مشخص است که مثلاً چهار یا پنج تابلو کنار هم قرار گرفتهاند که هر کدام میتوانند یک مجموعه مستقل باشند، اما در عین حال همگی ذیل عنوان «یک میم، یک دنیا حرف» قرار میگیرند.
به عبارت دیگر، این مجموعهها با وجود تنوع در فرم و فضا، همجهت هستند و در یک مسیر مفهومی حرکت میکنند.
همین رویکرد بود که مرا به انتخاب این عنوان سوق داد. اگرچه آثار را میتوان به زیرمجموعههای کوچکتری تقسیم کرد، اما وقتی بیننده تمام تابلوها را در کنار هم میبیند، متوجه میشود که آنها در نهایت یک مسیر را طی میکنند و یک حرف را، هر بار با بیانی متفاوت، منتقل میکنند.
به نظر میرسد در آثار این مجموعه از رنگهایی مانند قهوهای، مشکی، آبی فیروزهای و سیاهوسفید بیشتر استفاده کردهاید. آیا این انتخابها آگاهانه بودهاند یا ناخودآگاه؟
بله، رنگهایی که در این مجموعه بهکار رفتهاند بیشتر شامل قهوهای، مشکی، آبی فیروزهای و ترکیبهای سیاهوسفید هستند.
اما واقعیت این است که انتخاب این رنگها کاملاً آگاهانه نبوده است. نمیتوانم دقیق بگویم چرا به سمت این طیفهای رنگی کشیده شدم؛ انگار بهصورت ناخودآگاه و در جریان کار این رنگها بهنوعی با حالوهوای درونی من و با فضای آثار هماهنگ شدند.
به نظرم در روند خلق اثر، گاهی ناخودآگاه هنرمند تصمیمهایی میگیرد که شاید در آن لحظه دلیلش روشن نباشد، اما بعداً وقتی به کلیت مجموعه نگاه میکنید، میبینید که آن انتخابها از یک هماهنگی درونی سرچشمه میگیرند. شاید این رنگها بهترین بازتابدهنده احساساتی بودند که در آن زمان تجربه میکردم یا با ساختار شکسته حروف و فضای آثارم بیشترین همخوانی را
داشتند.
این آثاری که ما در نمایشگاه شاهد آن هستیم، بازتابی از شرایط موجود در جامعه است؟ یعنی ازفضای اجتماعی هم برای خلق این آثار الهام گرفتهاید؟
نه! در حقیقت این آثار بدون اینکه من به موضوع خاصی فکر کنم، خلق شد. ولی خلق شدن آن نیز در یک جهت و در یک راستا و با یک مفهوم بود و آن نیز یک مفهوم درونی برای من بود. یعنی از زمانی که وارد هنر شدم، دوست داشتم هنرم روی دیگران اثرگذار باشد و مخاطب از دیدن اثر لذت ببرد و خودش مفهوم موردنظر خودش را از اثر کشف کند.
با توجه به همه مراحل خلق و ارائه آثار، در نهایت چه هدف و پیامی را میخواهید از طریق نمایشگاه «یک میم، یک دنیا حرف» به مخاطبان منتقل کنید؟
اصلیترین انگیزه من از برگزاری این نمایشگاه، ایجاد یک تجربه حسی خوشایند برای مخاطب بود.
آثاری که در این مجموعه به نمایش درآمدهاند، حاصل کار من در طول دو تا سه سال گذشته هستند؛ آثاری که برای مدتی در خلوت خودم شکل گرفتند و حالا احساس کردم وقت آن است که دیده شوند. آنچه بیش از هر چیز برایم اهمیت داشت این بود که بازدیدکنندهها با دیدن این آثار، حس خوبی را تجربه کنند؛ حسی که شاید ماندگاریاش در خاطرشان باقی بماند، هرچند کوتاه.
من باور دارم رسالت هنر دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا میکند: ایجاد یک پیوند احساسی میان هنرمند و مخاطب. اگر این ارتباط شکل بگیرد، حتی اگر فقط در یک لحظه کوتاه، به نظرم هنرمند به هدف خود رسیده است.
در مراسم افتتاحیه، بازخوردهایی که دریافت کردم بسیار دلگرمکننده بود. تقریباً همه کسانی که به نمایشگاه آمده بودند، با آثار ارتباط گرفته بودند و میگفتند کارها را دوست دارند. بعضیها حتی چندین بار به تماشای یک تابلو بازمیگشتند؛ گویی چیزی آنها را به سمت آن اثر میکشاند. این برای من بسیار ارزشمند بود و شکرگزار چنین تجربهای هستم.
در صفحه شخصیام جملهای را نوشتهام که همچنان به آن باور دارم و آن را راهنمای مسیر هنریام میدانم: «پاداش هنر، شهرت یا موفقیت نیست، بلکه سرمستیست.»
در طول این چهار سال فعالیت هنری، به این نکته عمیقاً رسیدهام. بارها پیش آمده که ساعتها غرق در کار بودهام و گذر زمان را حس نکردهام. گاهی چهار ساعت تمام مشغول خلق یک اثر بودهام، بدون اینکه لحظهای از شور آن فاصله بگیرم.
اما لذت و سرمستی هنر برای من زمانی دوچندان میشود که بتوانم آن را با دیگران به اشتراک بگذارم. اینکه مخاطب هم به همان حس عمیق درونی نزدیک شود، برای من یک هدف بزرگ و ارزشمند است؛ هدفی که از ابتدا در دل این نمایشگاه حضور داشت.



