به گزارش اصفهان زیبا؛ هشت سال دفاع مقدس در حالی سپری شد که حضرت امام (ره)؛ پیشوا و راهبر رزمندگان بود؛ کسی که در همه این سالها لحظهای نگاه پدرانه خود را از سر فرزندانش در خطوط عملیاتی و در لحظههای سخت نبرد با دشمن سرتاپا مسلح برنداشت.
او همیشه یارویاور آنها بود. عشق به خمینی در لحظهبهلحظه این هشت سال در بین نیروهای رزمنده زنده بود و به آنها نیرو و انرژی و حتی روحیه مضاعف میداد.
امام با کوچکترین سخنی در آن سالها، بسیاری از معادلات دشمن را به هم میریخت و با کوچکترین اشارهای، اتفاقات بزرگی را خلق میکرد.
امام خمینی (ره) برای رزمندگان، تنها یک رهبر نبود؛ او پناهگاهی بود که در آغوش بیکران ایمانش آرام میگرفتند، دستهای پرتوانش چراغ راهشان بود و صدای پرصلابتش همان نوید پیروزی در تاریکترین لحظات بود.
عشق به امام، نه فقط کلامی روی زبان، بلکه نبض تپندهای بود که در رگهایشان جاری بود و به آنان نیرویی میداد تا از مرگ نترسند و بر ترسها غلبه کنند.
او برای رزمندگان، نه فقط رهبر بلکه نور چشم، پدر معنوی و سرچشمه امید بود؛ عشقی بیپایان که هرگز نمیمیرد و در تاریخ پرافتخار ایران اسلامی تا همیشه باقی خواهد ماند. رابطه رزمندگان ما با ایشان رابطه مراد و مرید بود؛ مریدی که نامش روی لباسها و سربندهایشان نقش میبست.
علیرضا شاه سنایی؛ جانباز اصفهانی که دوران نوجوانی و جوانیاش در همین میدانهای جنگ و با عشق به امام (ره) گذشته، معتقد است امام را باید از دید پژوهشگران، سیاستمداران و محققان شرق و غرب عالم بشناسیم.
او میگوید: «ما امام را آنطور که بایدوشاید نشناختیم. خمینی کبیر در یک مبارزهای تنگاتنگ از همه هستی خود برای اسلام و شیعه مایه گذاشت. در عملیاتها آنجا که کارِ جنگ، خیلیخیلی سخت و طاقتفرسا میشد، پیام امام حرف اول و آخر را میزد و آبی میشد بر روی آتش!
مثلاً امام فرمودند جزیره مجنون باید حفظ شود و حفظ شد. ایشان با آن مقام عرفانی دست و بازوی رزمندگان را میبوسید و این دوستی دوطرفه بود.
رزمندگان با تمام وجود از فرمان امام اطاعت میکردند و از اخلاص امام بود که حدود 200 هزار رزمنده به مقام عظمای شهادت نائل آمدند.
ایشان همه هستی رزمندگان بود و در میان آن همه سختی، عشق به او نوری بود که هرگز خاموش نشد، و این نور تا ابد در قلبهای عاشقان ایران میدرخشد و نسل به نسل منتقل خواهد شد.»



