به گزارش اصفهان زیبا؛ جنگ صفین در اواخر شوال سال 36 هجری به دلیل تمرد و سرپیچی معاویه از خلافت امام علی علیه السلام آغاز گردید و تا 10 صفر سال 37 هجری طول کشید.
در 10 صفر هنگامی که مالك اشتر به قلب سپاهيان شام يورش برده بود، ناگهان اشراف قبيله ائی که از سوی جاسوسان معاویه تحریک شده بودند هنگامی كه پيروزى امام علی علیه السلام را قطعى و منافع خود را که در مذاکره مخفیانه با جوسوسان معاویه قرار گذاشته بودند در خطر ديدند.
آنها قاريان عبادتپيشه و سادهلوح و نادان را تحريك كردند تا با بيست هزار نفر زرهپوش با رذالت و بىتربيتى آن حضرت را محاصره و از وى بخواهند كه: «دعوت معاويه را پاسخ بده وگرنه همچنان كه عثمان را كشتيم تو را نيز مىكشيم.»
علی علیه السلام گفت: «واى بر شما، من با آنان مىجنگم تا از فرمان قرآن اطاعت كنند، زيرا از فرمان خدا سرپيچى كرده و پيمان او را شكسته و كتابش را خوار كردهاند».
ولى آنها گفتند: «به دنبال اشتر بفرست تا بازگردد.» امام على علیه السلام به ناگزير و با اندوه فراوان دستور داد تا مالك اشتر از يك قدمى پيروزى باز گردد.
آوردگاه صفّين و حكميّت
بازگشت مالك اشتر راه را براى دخالت نخبگان قبيلهاى هموار كرد و اشعث بن قيس حركت اجتماعى كوفىها را در شرايط حساس به دست گرفت و در كنش تاريخى جامعه كوفه مرجع تصميمگيرى گرديد و به همين سبب، بدون اجازه مستقيم علی علیه السلام نزد معاويه رفت.
به پيشنهاد وى هردو سو يك حَكَمْ را انتخاب خواهند كرد تا بر اساس كتاب خدا عمل كنند و از آن تجاوز ننمايند. اشعث آن حضرت را ناگزیر کرد تا پیمان ترک مخاصمه را امضا نماید:
پيمان ترك مخاصمه صفّين در روز هفدهم صفر بسته شد و مقرّر گرديد :
1 ـ حكمين ابوموسى و عمرو بن عاص هستند و جان و مالشان در امان است؛
2 ـ حَكمها و همه مسلمانان بايد تسليم حُكم خداوند در قرآن و سنّت باشند؛
3 ـ جان و مال و خانواده مسلمانان از هر دو سوى در امان است؛
4 ـ تا زمان اعلام حُكم داوران در ماه رمضان، آتشبس برقرار است؛
5 ـ داوران در نقطهاى ميان شام و عراق داورى كنند؛
6 ـ اگر داوران تا زمان مقرّر بر پايه قرآن و سنت حُكم نكردند، دو طرف مجازند به حال نخست باز گردند.
علل پذیرش پيمان حكميّت توسط امام علی (ع)
بدينسان طولانى شدن پيكار صفّين، كشتههاى بسيار، بويژه ياران فداكار امام على علیه السلام همچون عَمّار، دنياطلبى و خيانت اشرافيت قبيلهاى، كجفهمى و سادهانديشى قاريان، فريبكارى معاويه و قرآن بر سر نيزه كردن، توافق اشعث و معاويه در ايجاد اختلاف ميان كوفىها و جلوگيرى از پيروزى امام على علیه السلام، حسادت اشعث با مالك اشتر و احتمال كشته شدن امیر مومنان على علیه السلام و شيعيان وى، از جمله عوامل پذيرش پيمان حكميّت از سوى آن حضرت بود.
در اين هنگام حدود چهار هزار نفر از ياران امام على (ع) از وى تقاضا كردند، به جنگ بازگردد، ولى على (ع) گفت: «مخالفت يارانتان را مىبينيد و شما كمشمار هستيد، به خدا به اين كار راضى نبودم، ولى نظر عموم مردم را پذيرفتم، زيرا از نابودى شما ترسيدم».
گفتگوى داوران در دَوْمَةالجَندل
مذاكره دو حَكم در ماه رمضان در دَوْمَةالجَندل آغاز شد و دو ماه به درازا كشيد. هردو داورازوظيفهاى كه در پيمان صلح صفّين براى آنان مقرّر شده بود، تجاوز كردند و ابوموسى، عبداللّه بن عمر را براى خلافت پيشنهاد كرد و عمرو بن عاص، بر خلافت معاويه اصرار داشت. سرانجام هردو به خلع امام على علیه السلام و واگذارى خلافت به شوراى مسلمانان رأى دادند، ولى عمرو بن عاص به ابوموسى نيرنگ زد و پس از اعلام نظر وى، على علیه السلام را خلع و معاويه را به خلافت نصب كرد. بدينسان بزرگترين ضربه بر حاكميّت سياسى آن حضرت وارد شد.
پيامد صلح صفین با معاویه بن ابی سفیان
1 ـ پيكار نهروان در 9صفر سال 38 هجری، هرچند با سركوبى خوارج پايان يافت، ولى به سبب ايجاد دودستگى و شمار بسيار كشتگان خوارج و خستگى عراقىها، اندوهى عميق در ميان مردم كوفه به جاى گذاشت و خانواده كشتگان را نسبت به امام على علیه السلام بدبين كرد.
2 ـ افزايش روح تمرد و عصيان در برابر آن حضرت به واسطه تحكيم موقعيّت شيوخ قبايل با بازگرداندن سپاه به بهانههاى واهى به كوفه. آن حضرت پس از بازگشت سپاه به كوفه از هر راه ممكن مردم را به جهاد با معاويه تشويق كرد و فرمود: «به سوى دشمنى كه پيكار با او موجب تقرّب به خداست، آماده شويد؛ گروهى كه در كار حق سرگردان و از كتاب خدا به دور و از دين واماندهاند و در كورى و گمراهى فرو رفتهاند. هرچه مىتوانيد از نيرو و اسب عليه آنان مهيا كنيد و به خدا توكل كنيد». كوفىها در برابر اين سوز و گداز هيچگونه آمادگى از خود نشان ندادند. بار ديگر علی علیه السلام به كوفىها فرمود: «بندگان خدا، چرا هرگاه فرمان مىدهم به زمين مىچسبيد. مگر به جاى آخرت به زندگى دنيا دل خوش كردهايد و به جاى عزّت به ذلّت و زبونى تن دادهايد؟! چرا وقتى به جهاد دعوتتان مىكنم، چشمانتان مىگردد، گويى به حال مرگ هستيد؟! آفرين بر شمـا كه به هنگام فراغت شيـران بيشهايـد، ولى وقتى بـه جنگ فراخوانده مىشويد، همچـون روبهان گريـزان هستيد. به خـدا من به شمـا اعتمادى ندارم.»
3 ـ طرح براندازى و جنگ و گريزهاى معاويه عليه حاكميّت علی علیه السلام پس از اعلام رأى داوران و پيكار نهروان، معاويه مشكلات فراوانى را براى آن حضرت به وجود آورد. وى طرح براندازى خلافت على 7 را به وسيله نيروهاى نفوذى خود در سرزمين مصر و شهرهاى مكّه و بصره دنبال كرد. وى نامههايى همراه با هدايا براى سران كوفه همچون اشعث بن قيس ارسال كرد و آنان را از همراهى و كمك به علی علیه السلام بازداشت، به همين سبب، معاويه مىگفت: «پس از پيكار صفّين بىرنج و مشقّت و بدون لشكركشى با علی علیه السلام جنگيدم».
معاويه پس از جنگ صفّين و برخلاف عهد نامه صفین طرحهاى براندازى عليه حاكميّت سياسى امام على علیه السلام را به شرح زير به اجرا درآورد :
الف ـ جدايى مصر از حاكميّت امام على علیه السلام
پس از اعلام رأى داوران شاميان با معاويه به خلافت بيعت كردند. از اين رو، معاويه نيرومند گرديد، ولى عراقىها با امام على علیه السلام بناى ناسازگارى و مخالفت گذاشتند. به همين سبب معاويه مصمّم به تصرف مصر شد. سرزمين مصر از نظر سياسى و اقتصادى از اهميّت خاصى برخورداربود. معاويه نخست هواداران خود را در مصر به شورش واداشت و سپس عمرو بن عاص را همراه با شش هزار نفر مأمور فتح مصر كرد.
امام علی علیه السلام هنگامی که از اوضاع آشفته مصر باخبر گردید، ملک اشتر را با نامه ائی برای حکمرانی مصر فرستاد. ولی
معاويه هنگامى كه از مأموريت مالك اشتر آگاه شد، مأمور خراج قُلْزُم به نام جايستار را بفريفت تا وى را با شربت عسل آغشته به سم مسموم سازد.
پس از شهادت مالك، على علیه السلام براى كمك به محمّد بن ابىبكر والى مصر، از كوفىها يارى خواست، ولى بيش از يك ماه تلاش، تنها دو هزار نفر نيرو بسيج شدند. آن حضرت ناگزير همين تعداد كم را به فرماندهى كعب بن مالك ارحبى به مصر فرستاد. در اين ميان عمرو بن عاص به مصر لشكر كشيد و با كمك هواداران معاويه به مصر دست يافت. محمّد بن ابىبكر فرار كرد، ولى دستگير شد و به دستور يكى از ياران معاويه به طرز فجيعى جسدش را سوزاندند.
ب ـ شورش در بصره علیه حاکمیت امام علی (ع)
از ديگر حلقههاى توطئه معاويه عليه حاكميّت سياسى علی علیه السلام طرح جدايى بصره بود. معاويه به وسيله يكى از هواداران خود به نام خونخواهى عثمان، شورش بزرگى در بصره به راه انداخت. زياد بن سميّه جانشين ابن عبّاس نيز نتوانست شورش را خاموش كند. آن حضرت يكى از ياران خود به نام جارية بن قُدامه را به بصره فرستاد. وى با كمك شيعيان بصره و قبيله اَزْد مقاومت شورشىها را درهم شكست و بر شهر مسلّط گرديد.
ج ـ طرح براندازى در مكّه علیه امام علی (ع)
يكى ديگر از طرحهاى براندازى معاويه عليه امير مؤمنان علیه السلام حمله به مكّه در مراسم حج سال 39 هجرى بود. سپاه اعزامى معاويه به فرماندهى «يزيد بن شجره رُهاوى» در روز هفتم ذىحجّه وارد مكّه شد و با وساطت قريش و انصار ميان قُثم بن عباس والى علی علیه السلام و يزيد صلح برقرار شد. پس از پايان مراسم حج آن حضرت از كوفه سپاهى را به فرماندهى مَعْقِل بن قَيس رياحىفرستاد. يزيد بسرعت از مكّه گريخت و توطئه معاويه براى تصرّف مكّه خنثى گرديد.
د ـ غارتهاى معاويه به متصرّفات امام على علیه السلام
معاويه که هدفش سرنگونی خلافت امام علی علیه السلام بود، علاوه بر طرحهاى براندازى در سرزمين مصر و شهرهاى مكّه و بصره، سپاهيان خود را مخفيانه به سرزمينهاى تحت حاكميّت امام على مىفرستاد تا اين مناطق را غارت كنند.
برخى از اين حملات، به قرار زير بود :
1 ـ يورش ضَحّاك بن قَيس فِهرى :
وى به سال 39 با سه هزار نفر به نواحى حيره و غرب فرات لشكر كشيد. آن حضرت حُجر بن عَدى را به تعقيب ضَحّاك فرستاد و حمله او را دفع كرد.
2 ـ يورش نُعمان بن بشير انصارى :
وى با دو هزار نفر به عَيْنالتَّمر حمله كرد، ولى والى آن مالك بن كعب حمله او را دفع نمود.
3 ـ غارت عبداللّه بن مَسْعَده فَزارى :
وى با لشكرى به تَيماء در شمال حجاز حمله كرد. آن حضرت مُسَيّب بن نَجبه فزارى را به مقابله وى فرستاد. مُسَيّب حمله عبداللّه را با موفقيّت دفع كرد.
4 ـ حمله سُفيان بن عَوْف غامِدى :
وى به شهرهاى هيت و اَنبار و پادگانهاى آنها حمله كرد و فرماندار انبار و ياران او را كشت. امام علی علیه السلام از كوفىهاچنان ساكت و خاموش بود كه پاسخى به آن حضرت نداد. آن حضرت كه سستى كوفيان را مشاهده كرد، خود عازم اردوگاه نظامى نُخيله شد، ولى گروهى از يارانش آن حضرت را باز گرداند. امام علی علیه السلام سعيد بن قَيس هَمْدانى را با هشت هزار نفر به مقابله سفيان فرستاد. سعيد وى را تعقيب كرد و متوارى ساخت.
امام على علیه السلام تا بازگشت سعيد اندوهگين بود و چند روزى بيمار شد؛ به گونهاى كه نمىتوانست خطبه بخواند.
به همين سبب در نامهاى به مردم كوفه خطبه 27 نهج البلاغه را نوشت: «جهاد درى از درهاى بهشت است كه خداوند آن را براى بندگان برگزيدهاش باز كرده است. جهاد جامه پرهيزگارى و زره محكم خداوند است. هركه جهاد را ترك كند، خداوند لباس خوارى به او مىپوشاند و او را گرفتار بلا مىكند و در دلش شبهات ايجاد مىگردد». در ادامه آن مىفرمايد: «ننگ بر شما كه اين چُنين خود را در تير رس دشمن قرار دادهايد، شما را غارت مىكنند ولى حمله نمىكنيد، با شما مىجنگند، ولى با آنان پيكار نمىكنيد، خدا را معصيت مىنمايند، ولى شما رضايت مىدهيد. كاسههاى غم و اندوه را جُرعه جُرعه به من نوشانيديد و با نافرمانى و ذلّتپذيرى، رأى و تدبير مرا تباه كرديد.»
بدينسان آن حضرت جهاد و استقامت را كليد پيروزى و سستى و عدم آمادگى را نشانه ذلّت و خوارى در برابر دشمن دانسته است.
براستى، چرا شهرى كه امام على علیه السلام آن را «كنزالايمان» و «جُمْجُمةالاسلام» و «سيفاللّه» لقب داده بود، اين چنين مورد نكوهش آن حضرت قرار مىگيرد. اين تغييرات نتيجه عوامل درونى و
بيرونى بود. كوفه از برون مورد هجوم توطئهها و نيرنگهاو تبليغات مسموم و تحريكات جاسوسان معاويه قرار داشت ولى عوامل درونى اين سستى را مىتوان چنين برشمرد :
الف-خيانت اشرافيّت قبيلهاى كوفه كه مرجع تصميمگيرىهاى اجتماعى کوفه بودند. آنان به سبب دنياطلبى و رياستطلبى، ارتباط با جاسوسان معاویه، وعدهها و هداياى معاويه در ضميرشان اثر گذاشت و از همراهى و يارى امام على علیه السلام خوددارى كردند.
ج ـ شهادت بزرگان و نخبگان شيعيان استوار آن حضرت همچون عَمّار بن ياسر و مالك اشتر راه را براى نفوذ بيشتر اشراف فرصتطلب و بی بصیرت كوفه هموار كرد و افرادى همچون اشعث حركت اجتماعى كوفه را به دست گرفتند و تغيير گستردهاى در ارزشهاى حاكم بر جامعه به وجود آوردند. اين اشراف سنتهاى قبيلهاى و آسايشجويى را جايگزين ارزشهاى الهى و معنوى مثل شهادتخواهى و ايثار كردند.
5 ـ يورش بُسر بن ارطاة :
همزمان با يورش معاوية به حوزه خلافت اميرمؤمنان علیه السلام گروهى از هواداران عثمان در شهرهاى جَنَد و صَنعا به تحريك معاوية به نام خونخواهى عثمان شورش كردند.
معاوية از اين شرايط سوء استفاده كرد و بُسر بن ارطاة قرشى را كه مردى خونريز و بى رحم بود، به حجاز و يمن گسيل كرد.
بُسر شهرهاى مدينه منوّره و مكّه را تصرف كرد و از سوى خود حُكامى بر آنها گمارد. سپس به سوى يمن لشكر كشيد و شهرهاى نجران، صنعا، سرزمين هَمْدان، مأرب و جَيشان را تصرف كرد و كشتار فجيعى از شيعيان على علیه السلام به راه انداخت.
وى سپس به صنعا بازگشت و يكصد نفر از ابناى ايرانى را كشت و به حضر موت لشكر كشيد. بُسر بن ارطاة در حملات خود سى هزار نفر از شيعيان را كشت و خانههاى آنان را آتش زد.
علی علیه السلام از طريق مأموراطلاعاتى خود در شام از حمله بُسر به حجاز و يمن آگاه شد، به همين سبب جارية بن قُدامة، يكى از شيعيان خود را با چهارهزار نفر به تعقيب بُسر فرستاد. جارية موفق شد وى را از يمن اخراج كند.
معاویه تنها هدفش سرنگونی دولت امام علی علیه السلام بود
براستى آيا اين كشتارها و غارتگرىها كه بُسر به فرمان معاوية انجام داد، از ديدگاه اسلام و قرآن چه توجيهى خواهد داشت؟ جز اینکه معاویه تنها هدفش سرنگونی دولت امام علی علیه السلام بود.
بدين سان معاوية پس از پيكار صفّين طرحهاى گوناگونى را براى براندازى و شورش عليه حاكميّت امام على علیه السلام به اجرا درآورد.
اگر چه اين غارات با فداكارى برخى آن حضرت سركوب شدند، ولى بر حاكميّت آن حضرت بازتاب منفى داشت كه اهداف معاويه نيز در آنها نهفته بود. آثار منفى غارات به شرح زير بود.
آثار منفب غارات
1 ـ كشتار شيعيان و حاميان آن حضرت موجب تضعيف و كاهش نيروى نظامى آن حضرت مىگرديد.
2 ـ بر هم زدن امنيّت و آسايش مردم تحت حاكميّت علی علیه السلام تا چنين وانمود شود كه آن حضرت توان برقرارى آرامش شهرها را ندارد و عموم مردم مشتاق كسى بشوند كه بتواند براى آنان امنيّت را فراهم كند.
3 ـ ايجاد وحشت در ميان رهبران قبايل و افراد ترسو و تا دست از حمايت آن حضرت بردارند و به سوى معاويه جذب شوند.
4 ـ مشغول نگاه داشتن علی علیه السلام به خوابانيدن شورشها و دفع حملات تا نتواند سپاهى عليه شام بسيج كند.
5 ـ تخريب روستاها و شهرها و غارت اموال مردم موجب تضعيف بنيه اقتصادى خلافت علی علیه السلام بود.
6 ـ اين غارات و كشتارهاى فجيع موجب سستى و نافرمانى كوفيان گرديد و از سوى ديگر اسباب حزن و اندوه و بيمارى جسمى آن حضرت را فراهم كرد؛ به گونهاى در برنامههاى توسعه فرهنگى و اصلاحات اجتماعى و اقتصادى آن حضرت خلل وارد كرد. معاویه پس از شهادت امام علی علیه السلام و تحمیل صلح به امام حسن علیه السلام به مدت 19 سال خلافت مسلمانان را تصاحب کرد و دراین مدت، دمار ازروزگار مسلمین در اورد.
بدین سان در شرایط کنونی زیبنده است از تاریخ عبرت گرفت و با هوشیاری و هوشمندی قرار دارد ترک مخاصمه و سپس صلح را با تعیین متجاوز و اخذ وثیقه کافی برای برداشتن تحریم های ظالمانه، گرفتن نقدغرامت تخریب امکان و تاسیسات ارزشمند و خونبهای گرانبهای شهدا را ازاژدهای هفت سرگرفت. تا در آینده با دیگر به تجدید قوا نپردازد و جنگی دیگر به راه اندازد.




سلام و وقت بخیر
جناب دکتر تشکر میکنم از مطالب ارزنده شما