به گزارش اصفهان زیبا؛ موکب منتسب به حضرت رقیه است. این را بالای خیمه با خطی زیبا نوشتهاند. به گمانم روزی گرهی از کارشان بازکرده که 13 سال است پایکارش ماندهاند و این علم را بلند میکنند.
منباب اسمورسم، خودشان میگویند اکیپشان به جز امام حسین به هیچ کجا وصل نیست: «جمعی از رفیقورفقا کار را راه انداختهایم». همینطور است، روی بنرهای امامحسینیشان انتساب به فلان گروه و سازمان درج نشده است. هرچند فارغ از اینها از جای دیگر هم میتوان فهمید که موکب، موکب رفیقورفقاست.
از سبکوسیاق چایخورهایشان. نه اینکه امامحسینیها شمایل خاصی داشته باشند، اما بعضی تیپ و قیافهها است که وقتی میبینی با خودت میگویی او از آن دست آدمهایی است که کاری به کار امام حسین و دستگاهش ندارد؛ مگر اینکه از آن امامحسینیهای لوطی مرام باشد.
از آنها که یقهشان چاک دارد، روی بدنشان خط و خطوط حک شده است و سیگار گوشه لبشان موقع خوردن چای روضه ترک نمیشود. همانها که چای روضه را اصل ماجرا میدانند و شاید برای همین است که به همین خوردن چای بهجای رفتن به مجلس روضه اکتفا کردهاند.
عزیزی میگفت این موکبهایی که هر روز بیشتر از قبل میشود، پای مردم را از مجلس روضه بریده است. عزیزی دیگر هم میگفت موکب برای آن کسی که پایش به مجلس روضه باز نمیشود، یک نوع روضه سرباز است. معلوم نیست کدامش درستتر است.
روحانی مورخی هم میگفت پیشتر دستههای عزاداری، مجلس روضه را به خیابان میآورد و همان موقع برخی میگفتند چرا روضه خیابانی؛ حالا هم موکبهای خیابانی هستند که حالوهوای خیابان را حسینی میکنند.
شاید برای آن لوطی مسلکها یا حتی آنها که اصلاً کاری به اسامی ماهها و مناسبتهایشان ندارند، همین چای زغالی در گوشهای نهچندان تمیز از میدان شهر که اتفاقاً عجیب حالوهوای موکبهای اربعینی را دارد، شفای حال باشد. به گمانم بسیاری از آنهایی که یکگوشه از این موکب ایستادهاند، به نوای مداحی گوش میکنند و نگاه به علامت و بیرق امام حسین میکنند، سیمشان به آسمان وصل شده است.



