اداره میراث فرهنگی برای وضعیت نابسامان سرای تاریخی حبیبه‌بیگم در بازار حاج محمدجعفر چه کار کرده‌ است؟

سرای حبیبه‌بیگم در ورطه مهجوریت

«سرای حبیبه‌بیگم» که با نام «کاروانسرای حوابیگم» نیز شناخته می‌شود، این روزها در میان نخاله‌های ساختمانی و غفلت مدیریتی پنهان شده؛ بی‌آنکه نشانی از شأن تاریخی و کارکرد گذشته‌اش را داشته باشد.

تاریخ انتشار: 09:20 - سه‌شنبه 7 مرداد 1404
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
سرای حبیبه‌بیگم در ورطه مهجوریت

به گزارش اصفهان زیبا؛ «سرای حبیبه‌بیگم» که با نام «کاروانسرای حوابیگم» نیز شناخته می‌شود، این روزها در میان نخاله‌های ساختمانی و غفلت مدیریتی پنهان شده؛ بی‌آنکه نشانی از شأن تاریخی و کارکرد گذشته‌اش را داشته باشد.

اصفهان؛ شهرسراها و کاروانسراها

اگر به اصفهان لقب «شهر سراها و کاروانسراها» را بدهیم، سخنی گزاف نگفته‌ایم. روزگاری اصفهان، قلب تپنده تجارت در فلات ایران بود و امروز می‌توان نشانه‌های شکوه دیروز را در کوچه‌پس‌کوچه‌ها و بازارهای قدیمی آن جست‌و‌جو کرد. اصفهان تنها پایتخت تاریخی نبود، بلکه یک ایستگاه تمدنی بود؛ جایی که کاروان‌ها در آن سکنی می‌گزیدند، تجار در آن اقامت می‌کردند و کالاها، قصه‌ها و فرهنگ‌ها در سراهایش رد و بدل می‌شد.

به گواه تاریخ و به لحاظ جغرافیایی، اصفهان از موقعیت ممتازی در مرکز فلات ایران برخوردار بود. قرار گرفتن در مسیر جاده‌های تاریخی، از جمله جاده ابریشم، این شهر را را به یکی از مهم‌ترین نقاط اتصال شرق و غرب بدل کرد. کاروان‌هایی که از سمرقند و بلخ به بغداد و آناتولی می‌رفتند، در اصفهان توقف می‌کردند و این توقف‌ها بدون سرا و کاروانسرا ممکن نبود.

اما نقطه‌ عطف این شکوفایی، بی‌تردید دوران صفوی و به‌ویژه عصر طلایی شاه عباس اول بود. با انتقال پایتخت به اصفهان، موجی از رونق اقتصادی، ساخت‌وساز و تحول معماری آغاز شد. بازارهای مسقف، تیمچه‌ها و سراهایی که هرکدام یک روایت تاریخی مستقل بودند، شکل گرفتند. شاه عباس نه‌تنها برای آسایش کاروان‌ها، بلکه برای نمایش عظمت و شکوه ایران، به ساخت کاروانسراها در درون و بیرون شهر روی آورد. کاروانسراها و سراها، نقش هتل‌های امروزی را ایفا می‌کردند؛ منتها با هویتی ایرانی‌تر، غنی‌تر و زیباتر.

تبدیل «سرای حبیبه‌بیگم» به انبار نخاله‌ها!

با وجود اینکه بناهای تاریخی اصفهان گنجینه‌هایی بی‌بدیل از معماری، تاریخ و هویت شهری‌ هستند، امروز برخی از آن‌ها از نظرها پنهان مانده‌اند و در معرض فرسایش و حتی فراموشی کامل قرار گرفته‌اند. «سرای حبیبه‌بیگم» در خیابان عبدالرزاق، نمونه‌ای آشکار از این بی‌مهری است؛ بنایی که حالا در سکوت و بی‌توجهی به انبار نخاله بدل شده، بی‌آن‌که نهادی مسئولیت آن را برعهده بگیرد.

این سرا که با نام «کاروانسرای حوابیگم» نیز شناخته می‌شود، در بازار حاج محمدجعفر آباده‌ای، از توابع محله جماله قرار دارد و به «حوا بیگم»، دختر شاه‌عباس نسبت داده می‌شود. حوا بیگم نخست همسر میرزا رضی شهرستانی، منشی‌الممالک (حسابدار کل کشور) در دوره صفوی بود و پس از درگذشت او، با میرزا رفیعا، برادرزاده میرزا رضی، ازدواج کرد.

این زوج به فرمان شاه‌عباس، در حوالی دروازه حسن‌آباد، مجموعه‌ای شامل قصر، مسجد، حمام و بازار ساختند که بعدها به محله تاریخی «قصر منشی» شهرت یافت. این حالا این سرا که زمانی بخشی از شبکه پویای اقتصادی و اجتماعی شهر بود، در میان نخاله‌های ساختمانی و غفلت مدیریتی پنهان شده؛ بی‌آنکه نشانی از شان تاریخی و کارکرد گذشته‌اش را داشته باشد.

به گفته کسبه قدیمی محل، این سرا در گذشته محل کسب‌وکار بوده و فعالیت‌هایی مانند بافندگی در آن صورت می‌گرفته است. به گفته آن‌ها، این بافندگان که انسان‌های زحمت کشی بودند، دستگاه‌های بافندگی خود را روی زمین قرار می‌دادند و با کمک نیروی پا، با آن کار می‌کردند. بازنگری در وضعیت این دست از بناها، ضرورت و وظیفه نهادهای میراث فرهنگی برای حفظ حافظه تاریخی شهری چون اصفهان است؛ شهری که سراها و کاروانسراهای آن، روایتگر بخشی مهم از هویت ملی ما هستند. از این‌رو، به جهت پیگیری، خبرنگار «اصفهان‌زیبا» با سیدروح الله سیدالعسگری، معاون میراث فرهنگی اداره‌کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان اصفهان، درباره وضعیت کنونی این سرا گفت‌و‌گو کرد.

معاون میراث: مالکیت این سراها خصوصی است

این مقام مسئول با تأکید بر اینکه متولی این سراها سازمان میراث فرهنگی نیست، می‌گوید: «مالکیت این سراها موقوفه است و سرقفلی آن‌ها در اختیار مالکان خصوصی قرار دارد. متولی نگهداری نیز همین مالکان هستند، نه میراث» او در ادامه تأکید می‌کند: «مالکیت این سراها بدون استثنا خصوصی است و هیچ کدام آنها مالکیت دولتی ندارند.»

سید العسگری در پاسخ به این پرسش که بالاخره این سراها جزئی از میراث اصفهان محسوب می‌شوند و وظیفه و مسئولیت میراث در قبال این رها شدگی چیست، توضیح می‌دهد: «ما از طریق نامه‌نگاری به مالکان تذکر می‌دهیم تا نسبت به نگهداری اقدام کنند. در صورت آسیب، اقدام قضایی صورت می‌گیرد و ما ورود خواهیم کرد.»

«سرای حبیبه‌بیگم»، بنایی ثبت‌نشده در فهرست میراث!

این در حالی است که «سرای حبیبه‌بیگم» نمونه‌ای از ده‌ها سرایی است که در سال‌های اخیر به حال خود رها شده و به انباری برای نخاله‌ها تبدیل شده است؛ به این معنا که هیچ‌گونه حفاظت و نگهداری از سوی مالکان آنها و نیز هیچ‌گونه رسیدگی و برخورد قضایی از سوی میراث انجام نشده است.

در همین زمینه، معاون میراث فرهنگی استان اصفهان در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت این سرا، تنها به این جمله بسنده می‌کند: «این سرا دارای ارزش تاریخی است، اما به نظر می‌رسد که هنوز ثبت نشده است.» در حالی‌ که پیگیری خبرنگار درباره چرایی ثبت نشدن این بنای تاریخی ادامه دارد، گفت‌وگو در این نقطه رها می‌شود؛ بی‌آنکه پاسخ روشنی داده شود.

وظیفه شهرداری در قبال این بنای تاریخی چیست؟

باتوجه به اینکه این سراها بخشی از بافت تاریخی و شهری اصفهان به‌شمار می‌روند، انتظار می‌رود سایر نهادهای ذی‌ربط نیز در قبال حفاظت و ساماندهی آن‌ها احساس مسئولیت کنند. از همین رو، تلاش کردیم نظر و پاسخ شهرداری را نیز در این زمینه جویا شویم.

در این خصوص، شمس‌اللهی، مدیر روابط عمومی شهرداری منطقه ۳ اصفهان می‌گوید: «شهرداری متولی این سراها نیست و هیئت امنای بازار در جریان هستند.»

او ادامه می‌دهد: «تنها اگر در این سراها تغییر کاربری داده شود، به انبار تبدیل شوند و شکایتی صورت بگیرد، شهرداری می‌تواند ورود پیدا کند، اما به طور کلی اکثر این سراها مالکان خصوصی و هیئت امنا دارند.»

در ادامه، وضعیت این سرا را از حسین مقضی، عضو هیئت‌امنای بازار اصفهان جویا شدیم که او از وجود چنین سرایی در محدوده بازار اظهار بی‌اطلاعی کرد و گفت که بر سراهای آن منطقه اشراف ندارد.

همچنین تماس‌های مکرری با محمدرضا ترحمی، رئیس کل اوقاف استان اصفهان، برقرار شد، اما هیچ‌یک از این تماس‌ها از سوی ایشان پاسخ داده نشد.

سراهای اصفهان در وادی مهجوریت

به گزارش «اصفهان‌زیبا»، پیگیری‌های انجام‌شده نشان می‌دهد که بسیاری از بناها و سراهای تاریخی اصفهان، از جمله «سرای حبیبه‌بیگم»، در وضعیت مهجور و ناشناخته‌ای قرار دارند؛ نه در فهرست آثار ملی ثبت شده‌اند و نه حتی برخی از مسئولان شهری از وجودشان اطلاع دارند. سرای حبیبه‌بیگم که زمانی بخشی از حیات اجتماعی و معماری بازار اصفهان بوده، امروز به انباری متروک بدل شده است؛ بی‌آن‌که اعتراضی رسمی، رسیدگی حقوقی یا ورود نهادهای نظارتی صورت گرفته باشد.

به نظر می‌رسد در نبود قانونی مشخص و مدون برای حفظ و نگهداری این‌گونه سراها و کاروانسراها، مسئولیت رسیدگی، مدام بین نهادهای مختلف دست‌به‌دست می‌شود؛ این خود ناشی از ضعف ساختاری و رویکردی نسبت به میراث‌های فرهنگی و تاریخی است و اینگونه نشان داده می‌شود که تا زمانی که یک بنا یا میراث تاریخی جلوی چشم نباشد و مطالبه‌ای در ارتباط با حفظ آن ایجاد نشود، سایر سازمان‌های ذی‌ربط نیز به سراغ آن نخواهند رفت.