به گزارش اصفهان زیبا؛ از دهه هفتاد به بعد جامعه ایرانی با فزونی جمعیت مواجه شده و همین امر باعث تغییرات گسترده در ساحتهای گوناگون شده است؛ مثلا همزمان با شهری شدن، مردم تمایل دارند تعاملهایشان در فضاهای عمومی شکل بگیرد و این تمایل باعث نوعی تغییر در شمایل فضاهای بیرونی شده است؛ ازجمله کافیشاپها که این روزها در هر خیابان اصلی و فرعی انواع مختلفشان به چشم میخورد. این پدیده جدید اگرچه به دنبال برخی تغییرات شکلگرفته، باعث دگرگونیهایی در ساحتهای اجتماعی و فرهنگی نیز شده است؛ همچون سبک جدید خواستگاریها در کافه، به همراه مزایا و معایبی که به دنبال دارد.
کافهنشینی بهعنوان رفتاری اجتماعی در فضای عمومی را برخی جامعهشناسان در امتداد حضور در قهوهخانههای گذشته میدانند. برخی نیز معتقدند قهوهخانهها با هنجار و کارکردهایی همراه بوده که دیگر نشانی از آن را نمیتوان در کافهها مشاهده کرد.
این گروه به کاربریهای جدید کافهها اشاره میکنند که متناسب با سبک زندگی جدید مردم بهوجودآمده است و از سویی به سبک زندگی مردم جهت هم میدهد.
آشنایی، تعامل، گپوگفت و بهاصطلاح رایجتر، خواستگاری در کافه یکی از پیامدهای رونق کافیشاپها در شهر است؛ پدیدهای جدید که برخی هنجارهای پیشین را زیر سؤال برده، برخی کارکردهای سودبخشی را ایجاد کرده و برخی پیامدهای منفی را هم به دنبال داشته است.
خواستگاریهای کافیشاپی اصفهانیها
چند سالی میشود که برگزاری جلسههای خواستگاری در کافیشاپها به بخشی از فرهنگ خواستگاری مردم اصفهان تبدیل شده است. اینکه بر اصفهانی بودنش تأکید میکنیم به این دلیل است که به گفته شهروندان سایر استانها و حتی پایتختنشینها، این نوع خواستگاری در دیگر شهرها کمتر دیده میشود. در همین راستا بررسی موضوع را معطوف به هنجارهای اصفهانی میکنیم و همچنین برای درک بهتر، ابتدا با توصیفی واضح از کنش، به اجماعی بر سر مفهوم آن میرسیم.
«برگزاری جلسههای خواستگاری در کافههای اصفهان بهطور معمول دستکم در جلسههای ابتدایی با حضور خانوادهها همراه است؛ همچنین این نوع خواستگاری اگرچه در محیطی غیر از خانه دختر برگزار میشود، همچنان نوعی رسمیت دارد و با خواستگاری در دیگر مکانهای عمومی همچون پارک، اماکن مذهبی و مواردی ازاینقبیل متفاوت است؛ افزون بر اینکه در این نوع جلسهها بهطور معمول خانواده پسر میزبان و خانواده دختر مهمان آنها هستند.» حال که به تعریفی یکسان از این کنش رسیدیم، به سراغ بررسی دیگر ابعاد آن میرویم.
چرا برگزاری جلسههای خواستگاری در اصفهان رواج یافته است؟
برای پاسخ متقن به این پرسش نیازمند پیمایشهای علمی هستیم؛ اما دستکم در گفتوگو با چند تن از تجربهکنندگان آن میتوان به برخی دلایل پی برد؛ ازجمله مادری ۵۳ساله و خانهدار که در پاسخ این پرسش به «اصفهانزیبا» میگوید: «از 18سالگی که برای دخترم خواستگار آمد، تا الان که 23 سال دارد، حداقل 30 خواستگار داشته است. فکر میکنید توانایی مالی من چقدر است که برای هرکس از راه میرسد، میوه و شیرینی و گز و سوهان فراهم کنم؛ آنهم بافرهنگ ما اصفهانیها که نباید خداینکرده پذیراییمان کمتر از این باشد؟ اما اگر به کافه برویم مگر چقدر هزینه میشود؟ نهایتا یک چای یا آبمیوه است.»
پدری ۵۹ ساله و بلورفروش هم میگوید: «الان تعداد خواستگارها زیاد شده، اما کیفیتشان کمتر شده است؛ یعنی احتمال اینکه جلسه آشنایی مثبت باشد و پیش برود، کمتر شده است. با این حساب چرا هر خواستگاری باید به خانه ما بیاید و با جزئیات زندگیمان آشنا شود؟»
مادری ۵۰ساله و معلم نیز بیان میکند: «بهخاطر شغلی که دارم، دائم نمیتوانم خانه را مرتب کنم؛ به همین خاطر امکان اینکه خواستگارها به خانهمان بیایند، ندارم. اگر دو شخص با فاصله زمانی کمی بیایند، مسئلهای نیست، ولی نمیتوانم همیشه خانه را برای این کار آماده کنم.»
دختری ۲۲ساله هم در پاسخ اظهار میکند: «به نظرم بیکلاسی است که مثل قبل دختر به انتظار بنشیند تا یک پسر به خانهشان بیاید؛ اما زمانی که به کافه میرویم، هر دو در یک موقعیت قرار میگیرم.»
دختر دیگری نیز با همین سن میگوید: «زمانی که یک پسر به خانه ما میآید، من در مقام میزبان هستم و باید دائم از او پذیرایی کنم. اصلا همین در موقعیت میزبان بودن، معذبم میکند. ترجیحم این است که این موارد باعث نشود خواستگاریمان خوب پیش نرود.»
باتوجهبه آنچه بیان شد، میتوانیم اینطور بگوییم که با وجود پایبندی اصفهانیها به آداب و رسوم، هزینههای فراوان خواستگاری خصوصا در اصفهان دلیل مهمی برای برگزاری جلسههای خواستگاری در کافیشاپ است.
خواستگاری در کافه؛ هدف یا وسیله؟
فارغ از ریشهیابی علت گسترش این پدیده، پرداختن به پیامدهای موضوع نیز مهم است. همانطور که گفته شد، یکی از دلایلی که خانوادههای اصفهانی را به برگزاری جلسههای خواستگاری در کافهها ترغیب کرده، هزینههای فراوان خواستگاری در خانه دخترخانم است؛ بااینحال در گفتوگویی که با خانوادهها داشتیم، معلوم شد که پس از مدتی، برگزاری جلسههای خواستگاری در کافیشاپها چه برای خانواده دختر و چه پسر، با هزینههای گزاف و تجملات همراه شده است.
مادر ۵۲ساله یک پسر در این راستا به «اصفهانزیبا» میگوید: «پسرم در سه ماه گذشته برای ملاقات با پنج دختر، هر بار به کافه رفته، حداقل هزینهاش 500 هزارتومان شده، تازه این فقط هزینه خوردنیهاست. واقعا چرا آشنایی ساده در خانههایمان به نمایش لاکچری تبدیل شده است؟»
مادر دو دختر جوان بیان میکند: «هر بار برای خواستگاری به کافه میرویم، دخترانم با لباس و آرایش جدیدی حاضر میشوند. تازه استرس اینکه چطور رفتار کنند و چه چیزی سفارش دهند هم جای خود دارد! از قدیم میگفتند خواستگاری باید در خانه باشد تا آدمها در فضای طبیعی دیده شوند؛ درحالیکه حالا احساس میکنم کافهرفتن و برگزاری جلسههای خواستگاری در آن دیگر برای دخترانم جنبه رسمی پیشین را ندارد و وسیلهای برای نمایش رفتارهایی خاص شده است.»
مادری که این روزها برای جلسههای خواستگاری دخترش چند باری به کافهها رفته است، میگوید: «هر بار به کافهها میروم ،اعصاب و روانم نابود میشود. چطور ممکن است با این صدای بلند موسیقی بتوانیم صحبتهای مهمی ردوبدل کنیم؟ صدای موسیقی هم که نباشد، هرکس از راه میرسد، بالاخره سروصدا دارد؛ تازه خدا نکند که میزهای کافه رزرو تولد باشد!»
مادر یک دختر دانشجو بیان میکند: «این رفتوآمدهای مکرر خودش دردسر جدیدی شده است. دخترم سه بار در هفته تا پاسی از شب با پسری که هنوز خانوادهاش را ندیدهایم، بیرون است. نگرانی امنیت و آبرو داریم. قدیمترها خواستگاری در جمع خانواده، هم حرمت داشت هم امنیت.»
مادر پسر ۳۰سالهای میگوید: «بعضی کافهها به میدان نمایش تبدیل شدهاند. پسرم تعریف میکرد دختری عمدا منوی انگلیسی را با صدای بلند سفارش میداده! این چه معیاری برای انتخاب همسر است؟ نمایش باکلاسی؟!»
مادر دختری نیز اظهار میکند: «معمولا وقتی به کافه میرویم، مادران پسران پذیرایی مناسبی از ما ندارند؛ درواقع احساس میکنم ازآنجاکه معمولا میزبان نبودهاند، یاد نگرفتهاند چطور باید برخورد کنند. این کافهرفتنها راحتی بیشتری برای ما آورده، ولی احتراممان کمتر از قبل شده است.»
یک مادر که جامعهشناس خانواده است نیز در این باره میگوید: «این پدیده ترکیب خطرناکی از مصرفگرایی و سطحینگری است. تبدیل فرایند شناخت به “دیتینگ تجملی” نهتنها بار مالی غیرمنطقی به جوانان تحمیل میکند، بلکه معیارهای واقعی انتخاب همسر را مخدوش میسازد.»
اینطور که از این گفتوگوها استنباط میشود، برگزاری جلسههای خواستگاری در کافهها اگرچه در ابتدا راهی برای تعامل آسان بود، امروزه در میان برخی افراد به وسیلهای برای وقتگذرانی، نمایش سبک زندگی و فخرفروشی تبدیل شده است. اگرچه چنین رفتارهایی را نمیتوان به همه افراد تعمیم داد، بههرحال بروز آن نشان از نوعی تغییر نگرش است؛ چراکه دیگر خواستگاری در کافه وسیلهای برای تسهیل امر ازدواج نیست؛ بلکه نوعی هدف شده است؛ هرچند همچنان در میان صحبتهای مادران و بهخصوص مادران دختران، به دلایلی که خواهید خواند، رضایت از این هنجار تازه رواج یافته به چشم میخورد.
خواستگاری در کافهها سهولتبخش است
مادر پسری ۲۸ساله درباره مزایای خواستگاری در کافهها اینطور به «اصفهانزیبا» میگوید: «اگر مثل گذشته بخواهیم همه جلسهها یا بیشتر آنها را در خانه دختر برگزار کنیم، کمی معذب میشویم و خواهناخواه به این سمت میرویم که جلسهها خیلی زود به جمعبندی مثبت یا منفی برسد؛ درحالیکه همین برگزاری جلسههای در کافهها یا دیگر مکانهای عمومی باعث میشود هر دو طرف با آرامش بیشتری تعامل کنند و شناخت بهتری به دست بیاورند.»
در همین راستا، مادر دختری بیان میکند: «قدیم رسم نبود دختر و پسر تنهایی حرف بزنند. همه چیز از پشت پرده و توسط بزرگان گفته میشد. حالا پسر و دخترم قبل از بلهبرون، چندین بار با حضور خانوادهها و بعد هم بهتنهایی با حفظ حریم، در مکانهایی مثل کافهها و رستورانها با یکدیگر تعامل داشتند. فایدهاش این بود که دخترم با آرامش بیشتری به خانه بخت رفت. ما مطمئن شدیم چشم و دلشان به هم افتاده نیست؛ بلکه فکر و ذهنشان همدیگر را پسندیده است. دلهرههای ما مادرها که نکند پس از عقد تازه بفهمند سلیقههایشان جور نیست، خیلی کم شد.»
مادری دیگر درباره مزایای جلسههای خواستگاری به همان مسائل اقتصادی که پیشازاین گفته شد، اشاره میکند و میگوید: «در زمانه حاضر واقعا برگزاری همه جلسههای خواستگاری در خانه کار دشواری است. پیشازاین خانوادهها یکدیگر را میشناختند و هرکس به خواستگاری میآمد، دستکم در مسائل ابتدایی با یکدیگر تفاوتی نداشتند؛ اما الان خواستگاریها کاملا ناشناس است و بسیاری از آنها به سرانجام نمیرسد. خودتان حساب کنید با این وضعیت خانواده دختر برای هر خواستگاری چقدر باید هزینه کنند؟ البته نمیگویم برگزاری جلسهها در کافهها بدون هزینه است، ولی اگر دو خانواده یکدیگر را درک کنند و بهدنبال بهرهکشی نباشند، میتوان با یک پذیرایی ساده و در شأن، مراسم را با راحتی بیشتری در کافه برگزار کرد.»
مادر دختری دیگر هم میگوید: «نمیدانم چرا عدهای اصرار بر این دارند که بر رسوم گذشته باقی بمانند؛ درحالیکه برخی تغییرات بدون آسیبزدن به ارزشها، بسیار هم مفید است. آن زمان که جلسههای خواستگاری در خانه دختر برگزار میشد، از اول تا پایان آشنایی دختر و پسر یک ماه بیشتر طول نمیکشید. نهایتا دو بار به خانه دختر میآمدند و کار تمام میشد؛ اما الان که طول مدت آشناییها بیشتر شده و خصوصا خانهها کوچک است، نمیتوان انتظار داشت که همه جلسههای خواستگاری در خانه دختر برگزار شود. اگر برخی خانوادههای پسران اصرار به برگزاری جلسههای خواستگاری در خانه دارند، بهتر است چند باری هم خودشان پیشقدم شوند؛ به این صورت هم با سختی کار آشنا میشوند و هم بار کار تنها بر دوش خانواده دختر نیست.»
مادر پسری ۲۴ساله هم اظهار میکند: «تعجب میکنم از عدهای که میگویند هزینههای جلسهها در کافه زیاد است؛ درحالیکه رسم است خانواده پسر برای هر جلسه که به خانه دختر میرود، گل یا شیرینی تهیه کند. با این حساب هزینههای کافه با هدیه یا برابر میشود یا حتی کمتر، خب پس چرا باید هر دو خانواده متحمل فشار شوند؟»
آسان بگیر تا آسان شود
بر اساس آنچه خواندید، به نظر میرسد همچون هر پدیده نوظهور دیگری، برگزاری جلسههای خواستگاری در کافهها با آزمون و خطاهایی همراه است تا بهمرور به ثبات برسد؛ یعنی بعد از گذشت مدتی بتواند شکل معقول خود را پیدا کند و کارکردهای مثبت آن بر معایبش پیشی بگیرد؛ اما آنچه مهم است، توجه خانوادهها و حلقههای تأثیرگذار بر جامعه به این مسئله است که نباید این تغییر رسم، از مسیر اصلی خودش دور شود و همانطور که برخی بیان کردند، بهطور مستقل به رفتاری نمایشی و سنگانداز در مسیر خواستگاری تبدیل شود. در روزگار فعلی که ازدواج جوانان با چالشهای مختلفی همراه است، همراهی خانواده دختر و پسر برای مدیریت هزینهها و حاشیهها باعث سهولت امر ازدواج میشود.



