به گزارش اصفهان زیبا؛ انسان واقعی کسی است که آزاد و رها باشد و در آثار استاد فرشچیان این حس رهایی بهروشنی دیده میشود. او همچون پرندهای آزاد از دنیای مادی فاصله گرفت و با رنگها و طرحهای خلاقانه، در عرصه نگارگری، جهانی تازه آفرید.
بر دفتر عالم ثبت شده که محمود فرشچیان چهره ماندگار و جاودان هنر ایران است؛ هنرمندی که ادامهدهنده سنتهای کهن نگارگری ایرانی است و با نگاهی نو، زبانی شخصی و بیانی جهانی، افقی تازه بر این میراث سترگ گشود. آثار او، سرشار از روحانیت، معنا و خیال، نشان میدهد که چگونه میتوان از درون سنت برخاست و آن را به جهانیان عرضه کرد؛ بیآنکه هویت و اصالت خود را از دست داد.
فرشچیان نگارگری است که خطوط و رنگها در دست او سیال و زنده و معناگر میشوند. هر تابلو از او نه صرفا یک تصویر زیبا، که روایتی معنوی است؛ روایتی که با قلمگیریهای پرقدرت و رنگهای درخشان، انسان را به تماشای جهانی دیگر فرا میخواند. شاید همین ویژگی باشد که آثار او را از محدوده زیباییشناسی صرف فراتر برده و به عرصهای رسانده است که اسطوره و عرفان در آن جلوهگر میشوند.
رهایی و شفقت در «ضامن آهو»
در میان شاهکارهای او، «ضامن آهو» جایگاهی ویژه دارد. این اثر، روایتگر معجزه امام رضا(ع) است؛ جایی که هنرمند با ظرافتی مثالزدنی، معصومیت آهوی گرفتار، عظمت معنوی امام و همدلی انسانی را در ترکیببندیای روحانی و پرشکوه به تصویر میکشد. در این تابلو، گویی رنگها برای القای مفهوم رهایی و شفقت بهکار گرفته شدهاند.
دیگر اثر سترگ استاد فرشچیان، «پنجمین روز آفرینش» است؛ اثری که بیننده را به نخستین لحظههای هستی میبرد. در این تابلو، پویایی رنگها و حرکت خطوط، تجلیگاه انرژی و شکوه آفرینش است. فرشچیان با ترکیب اسطوره، کیهانشناسی و تخیل شخصی، جهانی شگفتانگیز میآفریند که در آن آغاز خلقت نه یک روایت تاریخی، بلکه تجربهای حسی و عرفانی است.
اندوه و حماسه در «عصر عاشورا»
شاهکار دیگر این هنرمند جهانی، «عصر عاشورا» نام دارد که یکی از تاثیرگذارترین روایتهای هنری از واقعه کربلاست. در این تابلو نیز استاد فرشچیان با بهرهگیری از رنگها، لحظهای پس از فاجعه را به تصویر میکشد؛ جایی که اسب امام حسین(ع) با زین خونین بازمیگردد و بانوان داغدار، در اوج اندوه و ماتم، به سوگواری پرداختهاند. این اثر مرثیهای بصری است که هر بینندهای را به درون واقعه میکشاند و احساس اندوه و حماسه را توأمان برمیانگیزد.
و شاهکار دیگر، «ابراهیم نبی» است که روایتی از آزمون الهی و ایثار پیامبر را جلوهگر میسازد. در این اثر، فرشچیان با بهرهگیری از رنگها و فرمهایی خیالانگیز، صحنهای را ترسیم میکند که هم بار زمینی دارد و هم جلوهای آسمانی. به شکلی که حضور عنصر نور و ترکیببندی پرشکوه، این اثر را به نمادی از ایمان، تسلیم و عشق الهی بدل ساخته است.
آنچه این آثار را بههم پیوند میدهد، روحی زلال است که بر آنها جاری است؛ روحی که از سنتهای کهن ایرانزمین تغذیه میکند و در عین حال با تجربههای جهانی و نگاه شخصی فرشچیان درآمیخته است. او میراثدار مکتب اصفهان و نگارگرانی چون حاج مصورالملکی و حسین بهزاد است، اما توانسته با نگاهی خلاق، نگارگری ایران را وارد مرحلهای تازه کند.
در این راستا، «اصفهانزیبا» با علیرضا خواجه احمدعطاری، رئیس دانشگاه هنر اصفهان و همچنین رضا فتاحی، نقاش و استاد دانشگاه، به گفتوگو نشسته است. این گفتوگو فرصتی فراهم میآورد تا نگاههای عمیق و نوینی درباره سبک هنری و ویژگیهای منحصربهفرد آثار استاد محمود فرشچیان بازگو شود. باشد تا دریچهای تازه به ژرفای هنر و اندیشه این چهره جهانی گشوده شود.
علیرضا خواجه احمد عطاری، رئیس دانشگاه هنر اصفهان، در پاسخ به پرسشی درباره سبک هنری استاد فرشچیان بهعنوان یکی از ماندگارترین نگارگران ایرانی، به اصفهانزیبا میگوید: «در غرب، سبک هنری هر هنرمند را معمولاً با عناوینی چون امپرسیونیسم، کلاسیک و مانند آن تعریف و طبقهبندی میکنند. اما از آنجا که غربیها قادر نبودند سبک نقاشی ایرانی را در چنین چارچوبهایی شناسایی و نامگذاری کنند، آن را بر اساس شهر یا حکومتها معرفی میکردند؛ برای نمونه سبک هرات، سبک تیموری، سبک صفوی، یا سبک اصفهان و تبریز.»
سبک استاد فرشچیان در امتداد سبک اصفهان قرار دارد
او ادامه میدهد: «با چنین نگاهی میتوان گفت سبک استاد فرشچیان در امتداد سبک اصفهان قرار میگیرد. اما نکته مهم آن است که مرحوم فرشچیان تحتتأثیر بزرگان و نوادر روزگار خود همچون حاج مصورالملکی اصفهانی، حسین بهزاد و همچنین میرزا آقا امامی و عیسی بهادری بود. او نزد این بزرگان تلمذ کرد و در عین حال، به دلیل حضور در خارج از کشور و ارتباط مستقیم با موزهها و آثار متنوع جهانی، توانست مسیر تازهای در پیش گیرد و سبک و سیاقی ویژه و منحصربهفرد برای خود بیافریند.»
رئیس دانشگاه هنر اصفهان در وصف استاد جاودان نگارگری ایران چنین میگوید: «فرشچیان در تداوم و امتداد تاریخ نقاشی ایران جای میگیرد. او با بهرهگیری از قلمگیریهای قدرتمند و روان و نیز با نگاهی شخصی و منحصربهفرد به موضوعات، توانسته آثاری ماندگار و جاویدان بیافریند. بخشی از این آثار به موضوعات مذهبی اختصاص دارد و بخشی دیگر به مضامین مردمی، اجتماعی، تغزلی و عاشقانه. فرشچیان همچنین با تلفیق تکنیکهای نقاشی غربی با سنتهای اصیل ایرانی، بهویژه تأکید بر قلمگیری قوی که ریشه در سبک اصفهان دارد و در آثار استاد حاج مصورالملکی به اوج رسیده بود، توانست این شیوه را به کمالی تازه برساند و جایگاهی نو در هنر معاصر ایران پدید آورد.»
بیننده در برابر آثار فرشچیان مسحور رنگها میشود
او در ادامه درباره ویژگیهای برجسته آثار این استاد بزرگ نگارگری ایران یادآور میشود: «از منظر بصری، مهمترین خصوصیت آثار استاد آن است که بیننده را مسحور رنگها و تضادهای رنگی میسازد.»
وی سپس به شیوه طراحی در گذشته اشاره کرد و گفت: «در گذشته، هنرمندان ابتدا طرح را بر روی کاغذ پوستی منتقل میکردند، آن را سوراخسوراخ میساختند و با عبور دادن پودر زغال یا مواد مشابه از میان سوراخها، طرح را بر سطح اصلی منتقل کرده و سپس قلمگیری میکردند. اما استاد فرشچیان از این مرحله فراتر رفت؛ او بهقدری در طراحی توانمند بود که طرح را مستقیماً با رنگ اجرا میکرد.»
رئیس دانشگاه هنر اصفهان خاطرنشان میکند: «نگارگری ایران، چه در وجه زمینی و چه در وجه آسمانی، همواره آمیزهای از صور معلق و خیالی بوده است. در گذشته نیز نقاشی ما در چنین فضایی تنفس میکرد؛ فضایی که هم با فرم، رنگ و ماده سروکار داشت و هم با خیال. در آثار استاد فرشچیان نیز این ویژگی به چشم میخورد، اما آنچه او را از گذشتگان متمایز میسازد، حرکت رو به جلوی او بر پایه میراث گذشتگان است که بر پایه آثار هنرمندانی چون حسین بهزاد و حاج مصورالملکی شکل گرفت. فرشچیان این مسیر را ادامه داد و با سیالتر و مواجتر ساختن خط، پیوندی تازه میان فرم و رنگ پدید آورد. او رنگها و فرمها را در هم تنید تا بستری مناسب برای بیان اندیشه و پیام خود بیافریند.»
فرشچیان از دل رنگها، پیکرهها را بیرون میکشید
این استاد دانشگاه در ادامه با یادآوری سخن میکلآنژ که «در دل هر سنگی پیکرهای نهفته است»، یادآور میشود: «فرشچیان نیز چنین بود؛ او از دل رنگها پیکرهها را بیرون میکشید؛ درختان، پرندگان و نقشهایی که گویی همگی همچون موم در دستان او شکل میگرفتند. از سوی دیگر، به نظر میرسد که همواره بهشتی آرمانی در ذهن او موج میزد؛ فضایی خیالانگیز که در آثارش بهوضوح نمود یافته و عنصر خیال در آن جایگاهی برجسته دارد.»
آزادی اندیشه؛ بالهای پرواز «فرشچیان» در آسمان هنر
رضا فتاحی، نقاش و استاد دانشگاه هنر اصفهان، نیز در گفتوگو با اصفهانزیبا میگوید: «فرشچیان انسانی آزاده بود؛ هنرمندی که از قید و بندهای دنیوی رها شد. او چارچوبهای مرسوم را شکست و همچون پرندهای سبکبال در آسمان هنر به پرواز درآمد. اندیشهاش آزاد بود و همین آزادی در کارهایش تجلی یافت. فرشچیان بایدها و نبایدها را از هنر زدود و نشان داد که خلاقیت، زمانی به کمال میرسد که هنرمند در بند هیچ قاعده از پیشتعیینشدهای نباشد.»
او ادامه میدهد: «در آثار استاد فرشچیان آغازی روشن دیده میشود، اما هیچ پایان و انتهایی وجود ندارد؛ گویا جهان تصویر او بیکرانه است. هر تابلو انعکاسی از شخصیت خود اوست؛ شخصیتی آزاد، رها و سرشار از پرواز. در یکصد سال اخیر، او تنها هنرمندی است که توانسته در نگارگری ایران سبکی نو و مستقل بیافریند. در آثارش، آزادی و عرفان در هم تنیدهاند و این دو عنصر، شالوده اصلی جهان هنری او را تشکیل میدهند.»
نمود رهایی در رنگ و طرح
این هنرمند در پایان یادآور میشود: «انسان واقعی کسی است که آزاد و رها باشد و در آثار استاد فرشچیان این رهایی و عدم تعلق بهخوبی متجلی است. او همچون پرندهای آزاد، از دنیای مادی و تعلقات زمینی فاصله گرفت و جهانی تازه آفرید. استفاده خلاقانه او از رنگها و طرحها نیز گویای همین رهایی و عدم دلبستگی به دنیا است؛ گویی رنگها در دستانش ابزار پرواز بودند، نه قید و بند.»
تجلی زیست جمعی ایرانیان در آثار «فرشچیان»
استاد محمود فرشچیان تا همیشه روزگار در حافظه فرهنگی ایرانیان جایگاهی یگانه خواهد داشت. آثار او بخشی از زیست جمعی ما را بازنمایی میکنند؛ از ایمان و عرفان گرفته تا عشق و ایثار، از آفرینش تا سوگ و از زمین تا آسمان. و شاید همین ویژگی منحصر به فرد برخاسته از ایمان اوست که امروز نام «فرشچیان» را در ردیف جاودانگان هنر ایران و جهان نشانده است.



