به گزارش اصفهان زیبا؛ اردیبهشت سال جاری بود که سفارت کره جنوبی در ایران طی مراسمی با حضور جمعی از ایرانیان، از جعبه فرهنگی و موزهای از محصولات فرهنگی کره جنوبی در محل سفارت رونمایی کرد. سفیر کره جنوبی در باره این مراسم گفت: «این رویداد آغاز یکی از پنج ابتکار فرهنگی اصلی سفارت برای سال جاری است و برنامههایی مانند نمایشگاه خوشنویسی مشترک ایران و کره نیز در راه است.»
اگرچه از چند دهه گذشته سیاستگذاران کره جنوبی با رواج فیلم و موسیقیهای کرهای در میان مردم ایران بهدنبال نفوذ فرهنگی هستند، شنیدن این خبر نشان از سطح جدید مبادلههای فرهنگی داشت.
اینطور به نظر میرسد که پیشازاین، آشنایی مردم ایران با فرهنگ کرهای بهطور ضمنی صورت میگرفت و حالا با زمینهسازی که صورتگرفته است، متولیان فرهنگی کره، دست به مبادلات فرهنگی آشکار زدهاند؛ مستند بر اینکه بعد از انتشار این خبر با یکی از شرکتکنندگان ایرانیِ مراسمِ رونمایی مرتبط شدیم تا از چگونگی ارتباط او با سفارت کره و برنامههای فرهنگی آنها آگاه شویم.
در گفتوگوی پیش رو، نسیم ایروانی ۲۶ساله، از علاقهاش به سریالهای کرهای، شرکت در مدرسه زبانآموزی «سوجونگ» و فعالیتهایش بهعنوان سفیر فرهنگی کره جنوبی در ایران میگوید؛ روایتی که پس از شنیدن آن، به این نتیجه رسیدیم که رونمایی از جعبه فرهنگی و موزهای از محصولات فرهنگی کره جنوبی در ایران، متأخرترین اقدام سیاستگذاران فرهنگی کره است و ماجرای شبکهسازی سفیران فرهنگی در ایران پیشینهای طولانی دارد.
به نظرم برای اینکه سیر روایت ملموستر باشد، بهتر است به ابتدای مسیر برگردیم. از جرقه آشنایی و علاقهمندیتان به کره بگویید. چه سنی داشتید و چه شد؟
اولینبار در 31سالگی سریالی کرهای دیدم و خوشم آمد؛ ولی به دلیل مشغلههای درسی که داشتم، تا 81سالگی و بعد از کنکورم دیگر بهطورجدی دنبال نمیکردم؛ تا اینکه سال 96 -95 مراسمی با حضور سفیران فرهنگی کره در چهلستون برگزار شد و دیدن برنامههای فرهنگیشان، مجددا آغازی شد برای علاقه من به آشنایی با فرهنگ کره جنوبی؛ البته مدتی بعد هم با مدرسه سوجونگ آشنا شدم و ازآنجاکه پیشازاین هم میخواستم زبان کرهای را یاد بگیرم، نقطه شروع خوبی شد که در این مسیر قرار بگیرم.
درباره مدرسه توضیح دهید؟ مخصوص آموزش زبان کرهای است؟
سوجونگ نام مؤسسهای کرهای است که در بیشتر کشورها شعبه دارد و به طور رایگان به علاقهمندان، زبان کرهای را آموزش میدهد.
پیشنیازی برای ثبتنام در این مدرسه لازم است؟
در ابتدای امر باید یک آشنایی ضمنی با زبان کرهای داشته باشید؛ اما مهمتر این است که بیان کنید به چه دلیل قصد آموزش زبان دارید؛ مثلا من اولینباری که شرکت کردم، نمیدانستم باید چه چیز بنویسم و صرفا علاقهمندیام به یادگیری را بیان کردم و قبول هم نشدم؛ اما سال بعد اشارهای به آموزشهای آشپزیام در پیج اینستاگرامم کردم و نوشتم که میخواهم به واسطه یادگیری زبان کرهای با غذاهای کرهای آشنا شوم؛ اتفاقا کارساز هم شد و قبول شدم. درواقع باید آنها دلیلی موجه برای آموزش رایگان به شما داشتهباشند.
روند آموزشیشان به چهصورت است؟
تا چند سال قبل مدرسه سوجونگ در ایران دو شعبه داشت: یکی ، در سفارت کره جنوبی در تهران و دیگری، در دانشگاه اصفهان. با اینکه آن موقع به دلیل شیوع کرونا کلاسهای ما مجازی برگزار میشد، ولی روند کلی مدرسه این بود که همه جلسهها حضوری بوده و به همین خاطر شخص باید ساکن در شهر باشد؛ من هم به عضویت شعبه اصفهان درآمدم.
درباره روند آموزش هم تفاوت خاصی با ترم تحصیلی رایج در دانشگاهها نداشت. ما در سوجونگ، در سال، دو ترم تحصیلی داشتیم؛ منتهی همراه با برنامههای حاشیهایاش؛ مثلا جشنهایی که متناسب با مناسبتهای تقویمی کره برگزار میشد یا مراسم فارغالتحصیلی که داشتیم… درکل اینطور نبود که فقط آموزش زبان باشد.
در جشنها چهکار میکردید؟
بیشتر، فضای فرهنگی داشت؛ مثلا غذاهای کرهای را امتحان میکردیم، رگالی از لباسهای کرهای وجود داشت که میتوانستیم بپوشیم یا علاوهبر این جشنها، کلاسهای خیاطی و آشپزی و آموزش کادوپیچکردن هدیهها را داشتیم. عمدتا از این جنس برنامهها بود.
درواقع یک تیر و دو نشان بوده است؛ شما به طور رایگان، هم زبان کرهای را یاد میگرفتید و هم فرهنگ کرهای را. حتی میتوان گفت همین یادگیری زبان پلی بوده برای آشنایی با فرهنگشان؛ مثلاینکه گفتید به این واسطه میخواستید غذاهای کرهای را یاد بگیرید.
بله؛ همینطور هم شد. من بعد از اینکه زبان یاد گرفتم، توانستم با سایتها و دوستان کرهای آشنا شوم و دستور تهیه خوراکیهای کرهای را آموزش ببینم؛ درواقع یادگیری زبان، فرصت ارتباط مستقیم با کرهایها را برایم فراهم کرد و توانستم با سلایق و علاقهمندیهای غذاییشان آشنا شوم.
اینکه دنبال سلیقه غذاییشان بودید، به دلیل علاقهمندیتان به آشپزی بود دیگر؟
بله؛ من از یک زمانی بهمرور با آشپزی آشنا شدم و ازآنجاکه فیلمهای کرهای هم میدیدم، غذاهای آنها نیز به نظرم جذاب آمد.
ورودتان به سفارت هم به همین واسطه بود؟
نه، بهطور مستقیم؛ درواقع اولینباری که دعوت شدم، بهخاطر شرکت در مسابقهای با موضوع آشنایی بافرهنگ کره جنوبی بود که به سؤالهایش پاسخ دادم.
اولینحضورتان چطور بود؟ چه کردید؟
در آن برنامه سفیر اسبق کره، دیپلماتها و استادان مدرسه سوجونگ را که به خاطر کرونا، حضوری ندیده بودیمشان، آمده و داور مسابقه بودند. خب این اولینمواجهه رسمی من بود و به نظرم اینطور آمد که کرهایها بسیار قواعد مؤدبانهای در چنین معاشرتهایشان دارند. درباره برنامههای مراسم هم یک بخشیاش به مسابقه و داوری گذشت؛ بخش دیگر هم سرو غذا بود؛ غذاهای مراسم نیز عمدتا خوراکیهای معروفی بود که در سریالها دیده بودیم؛ مثل کیمچی، نودل… البته غذای ایرانی هم برای ذائقه ایرانی سرو میشد.
ارتباطتان چطور ادامه پیدا کرد؟
یکی از برنامههای وزارت فرهنگ کره جنوبی، مسابقهای برای اینفلوئنسرشدن است که من در این مسابقه شرکت کردم؛ به این صورت که موضوع را آنها معلوم میکنند و بعد هرکس متناسب با توانمندیاش، راجع به آن محتوا تولید میکند؛ مثلا، من بهخاطر توانایی در آشپزی، موضوع را به مقایسه غذاهای ایرانی و کرهای ارتباط دادم؛ بااینحال بهخاطر اینکه برای اولینبار شرکت میکردم، نمیدانستم دقیقا روندش چطور است و به همین خاطر از پنج مأموریتی که داشتیم، یکی را درست انجام ندادم و برنده نشدم.
جایزه برنده چه بود؟
نفرات اول امکان شرکت در تور 10روزه سفر به کره را پیدا میکردند؛ به سایر افراد هم مثلا اشتراک رایگان موسیقی یا بنهای خرید از سایت آمازون را میدادند. هرچند این هدایا معمولا برای ما ایرانیها قابل استفاده نبود، ولی خب همین که اکانت های اینستاگرام و یوتیوبمان را تبلیغ میکردند، امتیاز خوبی بود.
اینطور که گفتید این برنامه ارتباطی با سفارت ایران نداشته است، هربرنامه روند مشخصی دارد که توسط کجا برگزار شود؛ مثلا سوجونگ چطور اداره میشود؟
بخشی از برنامهها توسط سایت و پیج، اطلاعرسانی و از کشور کره مدیریت میشود، برخی برنامهها و خصوصا جشنها توسط سفارت کره در ایران برگزار میشود؛ مدرسه سوجونگ هم که شعبه اصفهانش تعطیل شده است.
چرا؟ پس روند آموزشتان چطور شد؟
مدیر مؤسسه که یک ایرانی بود، بعد از مدتی از ایران رفت و دیگر کسی نبود که اینجا را اداره کند؛ درباره آموزش هم با اینکه آموزشها حضوری است، با پیگیریهای سفیر کره، امکان اینکه ورودیهای ما بتوانند بهطور مجازی در کلاسها شرکت کنند، فراهم شد و الان دانشجوی مدرسه سوجونگ تهران هستم؛ اما علاوهبر سوجونگ، یک سایت آموزش کرهای هم هست که بهصورت آنلاین و رایگان به داوطلبان، آموزش زبان میدهد؛ من هم یکسالی که بین تعطیلی سوجونگ اصفهان و عضویت دوباره فاصله افتاد، آنجا ادامه تحصیل دادم.
آموزشهای آنجا چطور است؟
بدون هیچ پیشنیازی ثبتنام میکنید، ترمهای اول با زبان پایهای که مسلط هستید، آموزش میبینید و بعد هم کل آموزشها به زبان کرهای است. در مدتزمان معینی هم ارزیابی میشوید که روند یادگیریتان معلوم شود.
باتوجهبه تقسیمبندی که گفتید، برگردیم به مسابقه و جشنهایی که سفارت کره جنوبی در ایران برگزار میکند. در خصوص برنامههایی که تا الان شرکت کردهاید، توضیح دهید.
علاوهبر مواردی که گفتم، سال گذشته چهار بار به سفارت دعوت شدم؛ یکبار برای شرکت در برنامه سخنرانی و خبرنگاری؛ به این صورت که شما یا بهعنوان سخنران متنی کرهای آماده میکردید یا بهعنوان خبرنگار، اخبار مربوط به سفارت را منتشر میکردید.
یک مسابقه دیگر، معرفی خوراکیهای ایرانیِ موردعلاقه کرهایها بود؛ مثلا لواشک ما ایرانیها میانکرهایها خیلی محبوب است. قرار شد تولید محتوایی برای معرفی لواشک به آنها داشته باشیم. یک هفته بعدازاین مسابقه دوباره با من تماس گرفتند که ایدههایتان را برای درستکردن یک کیمچی خلاقانه بگویید.
برای این مسابقه هم مجددا به سفارت دعوت شدم و آنجا با کمکِ مربیهای کرهای، کیمچی و غذای کرهای درست کردیم. در این برنامه هدف سفارت این بود که کیمچی را که نوعی دسر غذایی کرهای است و با همه غذاهایشان سرو میشود، طوری درست کنیم که با غذاهای ایرانی هم خوشمزه شود.
بار دیگر هم به مناسبت عید نوروز دعوت شدم؛ البته این مهمانی چند ویژگی خاص داشت: اول اینکه، در خانه خود سفیر برگزار شد و بعد هم اینکه، به دلیل همزمانی با ماه رمضان، المانهای مذهبی هم داشت؛ مثلا سفره افطار چیده شده بود؛ امسال نیز بهخاطر رونمایی از موزه فرهنگی کره به سفارت دعوت شدم.
برنامههای جنبی جشن و مسابقهها چه بود؟
اول اینکه، در همه این برنامهها غذای کرهای رکن اصلی مراسم است و فرصتی برای آشنایی با غذاهای مختلفشان فراهم میشود؛ به این صورت که یا خودمان درست کرده یا طعمهای مختلف را امتحان میکردیم؛ علاوهبراین، گاهی لباسهای کرهای میپوشیدیم، گاهی بازیهای کرهای میکردیم، روی بادبزن با زبان خودشان شعر برایمان مینوشتند، نقاشی روی صورت داشتیم… یک مورد دیگر این است که معمولا با دست پر از آنجا برمیگردیم؛ حالا یا جوایزی است که از مسابقات گرفتهایم یا یادبودهایی که عمدتا خوراکی، محصولات بهداشتی یا صنایع فرهنگی کره است.
به طور میانگین چند نفر در برنامهها حضور پیدا میکنند؟
بیشتر اوقات کمتر از 100 نفر هستیم؛ ولی برای من جالب بود که در برنامه اخیر، چهرههای جدیدی میدیدم. با خودم گفتم چه سرمایهگذاریهایی برای تبلیغات فرهنگیشان میکنند!
باتوجهبه شناختی که این مدت از فرهنگ کرهای و نحوه اشاعه آن پیدا کردهاید، به نظرتان ظرفیتهای ایران چیست؟
چند وقت پیش دوستی کرهای به ایران آمده بود و آنچه برایش بسیار جذاب بود، زیبایی ایران بود. او میگفت کشور شما واقعا زیباست. به نظرم این جاذبه طبیعی همراه با ویژگیهای فرهنگی مناطق مختلف، چیزی است که میتوان روی آن سرمایهگذاری کرد؛ مثلا همانطور که کرهایها به خوشنویسی اهمیت میدهند، ماهم میتوانیم به خطاطی زبان فارسی بها دهیم.
الان در جنوب کشور یا در همین اصفهان با حنا یا با جوهر، روی دست افراد قلمزنی میکنند یا بهطور نمونه، همانطور که آنها غذاهایشان را معرفی میکنند، ما هم میتوانیم غذاهای سنتی یا محلیمان را به نمایش بگذاریم؛ خصوصا که شباهتهای بسیاری داریم؛ مثلا خود من در برخی ویدئوهایم این تشابهها را نشان دادهام؛ بهطورمثال، مدل بقچهپیچکردن دلمه ایرانی را با غذایی کرهای که به همین صورت آماده میشود، مقایسه میکنم یا میگویم همانطور که شما پاستا و نودل میخورید، ما در ایران آش رشته درست میکنیم.
اینها تشابههای فرهنگی است که میان ما وجود دارد؛ فقط کافی است به آنها بها دهیم. حتی با وجود اینکه ما مثل کرهایها برای صدور فرهنگمان سرمایهگذاری نکردهایم، ولی میتوانیم از فرصتهای اشاعه فرهنگی در کشورمان استفاده بهتری بکنیم. همین جشنهایی که در دانشگاهها با حضور دانشجویان بینالملل به مناسبتهای فرهنگیمان، مثل یلدا برگزار میشود، فرصت خوبی است تا بتوانیم فرهنگ اصیلمان را معرفی کنیم.



