در این روزهای منتهی به عاشورای حسینی ، مطالب و نوشته های زیادی مخصوصا در فضای مجازی دست به دست می شود. حتما شما هم مانند من با بعضی از این مطالب که هر یک به گونه ای تعریضی به عزاداری های محرم دارد ، برخورد کرده اید.
داستان حسین فروغی، داستان مسئولیت پذیری و دلسوزی برای شهر و ساکنین شهر است. کسی که شاید مانندش در اصفهان به تعداد انگشتان یک دست پیدا نشود اما یک تنه و خستگی ناپذیر بسیاری از مسائل مهم را تا رسیدن به نتیجه پیگیری می کند و نمونه های موفقی از تعامل هوشمندانه و واقعی مردم و مسئولین را رقم می زند.
نیازی به شهرت و عنوان های دهن پرکن نیست. حتی از معجزه هم کاری بر نمی آید . تنها صبر و خوش اخلاقی راهگشای این میدان است ؛ میدان مشاغل سخت. مشاغل پر استرس و پرفشار که معمولا کمر تحمل بسیاری زیر آن خم می شود. یحیی صادقی اما نه تنها تسلیم شرایط و مقتضیات کار و زمانه خود نشده بلکه با نگاه ارزشمند خود به «خلق خدا» و با «خدمت» دانستن کار برای آنها ، از رانندگی اتوبوس برای خود پلی به سوی ارزش های والای اخلاقی ساخته است. او اکنون طلبه است و می خواهد بعد از بازنشستگی رسما ملبس به لباس روحانیت شود.
پیش از آن که ایده وحدت حوزه و دانشگاه در گفتمان رسمی کشور مطرح شود ؛حتی قبل تر از آن ، زمانی که به دستور رضاخان میرپنج حوزه های علمیه، اکثرا مهر و موم می شدند ، همچنان کسانی با انگیزه های الهی ، در پی کسب علم و معرفت برای رشد و تعالی بودند و تفاوت عرصه ها تاثیر قابل ملاحظه ای در انگیزه و جهدشان نداشت.
با نزدیک شدن به ایام محرم ، فعالیت های مردمی در جهت پاسداشت قیام کربلا شدت می گیرد. تکریم حماسه امام حسین علیه السلام که قرن هاست با جان و دل مردم ایران یکی شده ، هر چند در دوره ای به دلیل ممنوعیت حکومت ، در بعضی از شهرها ظهور و بروز نمی یافت و بیشتر به صورت مخفیانه برگزار می شد ، اما مخصوصا پس از انقلاب و جنگ با رشدی فزاینده رو به رو شد. به طوریکه کمتر محله ای را می توان در ماه محرم یافت که ساکنانش روضه ای برای حوادث عاشورا برپانکنند.