فاطمه رجب‌زاده

فاطمه رجب‌زاده

دبیر صفحه فرهنگ عمومی

آرشیو مطالب منتشر شده
پاتوق بچه‌های آسمان
۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
گزارشی از محفلِ «آثار آیت‌الله خامنه‌‌ای»

پاتوق بچه‌های آسمان

مراسم «چهلم» رهبر شهید، در میدان امام خمینی (ره)، جای سوزن‌انداز نیست؛ به خصوص در مقابل جایگاه و روبه‌روی مسجد شیخ لطف‌الله؛ پاتوقی که سال‌ها پیش، محل جمع‌شدن فرهنگی‌های اصفهان بود و حالا غرفه‌های نهادهای فرهنگی را هم در خودش جای‌داده است.

خیابان به‌مثابه رسانه
۶ اردیبهشت ۱۴۰۵

خیابان به‌مثابه رسانه

در روزهای عادی زندگی، خیابان اغلب به‌عنوان زیرساختی برای حرکت و ارتباطات اقتصادی یا اجتماعی در نظر گرفته می‌شود؛ اما درشرایط استثنایی مانند جنگ یا بحران‌های عمیق اجتماعی، ماهیت خیابان دگرگون می‌شود؛ خیابان دیگر تنها مسیری برای عبور نیست، بلکه به «رسانه‌ای زنده» و «پلتفرم بیان» تبدیل می‌شود.

ارثیه ایرانی
۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
گزارشی از حضور در تجمع‌های اتوبوسی شب‌های جنگ رمضان

ارثیه ایرانی

زمان به عقب برمی‌گردد. انگار به دوران اردوهای مدرسه برگشته‌ایم. کنار خیابان منتظریم تا به‌محض رسیدن اتوبوس، اولی باشیم و جای خوبی گیرمان بیاید. خانم مسئول گفته ساعت هشت شب کنار مسجد انقلاب باشید؛ ولی اتوبوس 8:35 می‌رسد.

زبان نظم؛ سلاح مردم در خیابان
۳۰ فروردین ۱۴۰۵
اشعار رایج در تجمعات شب‌های جنگ رمضان، از کجا آمده‌اند و چه می‌گویند؟

زبان نظم؛ سلاح مردم در خیابان

یک‌زمان بحث درباره علوم‌انسانی ایرانی‌اسلامی مطرح بود. استاد ما می‌گفت اگر به دنبال این مضامین هستید، باید به ادبیات ایران نگاه کنید.

نهال بکاریم و امید برداریم
۲۶ فروردین ۱۴۰۵
گزارشی از کاشت نهال در کشور‌ به نیابت شهدای ایران اسلامی

نهال بکاریم و امید برداریم

«نهال بکاریم و امید برداریم. قیمت هر اصله نهال: 200 هزارتومان. جهت اطلاعات بیشتر و مشاهده گزارش به….» این داده‌هایی است که روی برگه‌های 10 15 سانتی‌متری در موکب فارغ‌التحصیلان مدرسه و مجمع شهید اژه‌ای میان مردم توزیع می‌شود.

چرا ساختارمندی مهم است؟
۲۳ فروردین ۱۴۰۵

چرا ساختارمندی مهم است؟

«انسان‌های ایرانی، توده نیستند؛ مردم‌اند؛ چه بسا ملت؛ هرچند گاهی خودمحور» جان کلام این یادداشت همین است. مردم ایران آن جمعیت انبوه منفعلی نیستند که فقط به فکر قیمت خوردوخوراک زندگی‌شان باشند و به هیچ چیز دیگر فکر نکنند.

پرچم‌ها، چراغ محله شدند
۱۹ فروردین ۱۴۰۵
گزارشی از برپایی موکبی در یکی از محله‌های بمباران‌شده اصفهان

پرچم‌ها، چراغ محله شدند

ایستگاه اتوبوس همان جای قبلی است.به‌نظر سالم می‌رسد. سوپری نبش خیابان هم چراغ‌هایش روشن است و تک‌وتوک مشتری دارد؛ درخت‌های جلوی ساختمان‌ها هم هنوز هستند؛ شاید فقط کمی تنک‌تر از قبل. انگار همه چیز مثل قبل است.

ما در مسیرِ کاروان
۱۶ فروردین ۱۴۰۵
گزارشی از حضور در یکی از کاروان‌های خودرویی شهر اصفهان

ما در مسیرِ کاروان

می‌گویند رأس ساعت 10 شب، شروع حرکت است. تقریبا همین‌طور بود. 10:10 ماشین اصلی حرکت کرد: وانتی سفیدرنگ، با چهار باند که دوتادوتا رو به عقب و جلو بودند؛ روی آن‌ها عکسی قدی از امام شهید بود که به مردم خیابان سلام می‌دادند و مهتابی سفیدرنگی بالای قاب، نورش روی عکس پخش می‌شد.

زنان؛ میدان‌دار جنگ شهری
۲۵ اسفند ۱۴۰۴
در ایامی که شهرها درگیر جنگ نظامی شده‌اند، زنان چطور تأثیرگذارند؟

زنان؛ میدان‌دار جنگ شهری

بچه را شال‌وکلاه کرده و به بغل گرفته است. روی جدول‌های کنار چهارراه ایستاده است. با یک دستش، کودکش را در آغوش، تکان می‌دهد و با دست دیگرش، پرچم را.

ثمره ملت‌باوری در خیابان‌ها
۲۴ اسفند ۱۴۰۴
گزارشی از مجموعه‌های مردمی که در میدان جنگ خیابان‌ها حاضر شده‌اند

ثمره ملت‌باوری در خیابان‌ها

عزیزی می‌گفت عمر ما به روزهای دفاع‌مقدس هشت‌ساله نمی‌رسد و البته اگر بودیم هم انگار فضا آن طور نبوده که مردم به‌طور مستقیم و همگانی دست‌اندرکار باشند.

اراده‌های مردمی در خیابان‌های شهر
۱۶ اسفند ۱۴۰۴
گزارشی از کنشگری فعالان فرهنگی شهر در شرایط جنگی پیش ‌رو

اراده‌های مردمی در خیابان‌های شهر

جنگ شده است. قدرت‌های نظامی دنیا متحد شده‌اند و علیه دشمن همیشگی‌شان «ایران» تاخته‌اند.

شب‌هایِ بازخوانیِ ایران
۶ اسفند ۱۴۰۴
گزارشی از برنامه گفت‌وگومحور «روایتِ ایران» که در گفت‌وگو با مخاطبان جوان، به بازخوانی محورهای انقلاب می‌پردازد

شب‌هایِ بازخوانیِ ایران

مدرسه زیبایی است؛ مدرسه صدر خواجو. جمع‌وجور و خودمانی است؛ مثل جمعیتی که این شب‌ها دور هم جمع می‌شوند و از «ایران» روایت می‌کنند.