منیره فهامی

منیره فهامی

خبرنگار گروه پایداری هم‌محله

آرشیو مطالب منتشر شده
خیابانی پر از دست‌انداز
7 اردیبهشت 1405
یکی از مشکلات اصلی محله کوجان، خیابان شهیدان کاظمی و چاله‌های فراوان آن است

خیابانی پر از دست‌انداز

محله کوجان یکی از محله‌های قدیمی منطقه8 شهـرداری اسـت. این محله بین قسمتی از خیابان امام خمینی، خانه‌اصفهان و رزمندگان محصور شده است. مردمی بومی دارد که در گذشته کشاورزی شغل اصلی آن‌ها بوده است.

دو کبوتر برای روی تابوت
7 اردیبهشت 1405
ابراهیم اکبری، جانباز و راوی دفاع مقدس، از برادر شهیدش، محسن می‌گوید

دو کبوتر برای روی تابوت

در کوچه‌پس‌کوچه‌های محله کوجان نوجوانانی قد کشیدند که زیر پرچم آرمان‌هایشان خیلی زود بزرگ شدند.

معماری که ردپایش توی محله پیداست
7 اردیبهشت 1405
معرفی عباس عبدالکریمی، معمار پیشکسوت محله کوجان

معماری که ردپایش توی محله پیداست

وقتی توی محله‌های این شهر قدم می‌زنی می‌توانی آدم‌هایی پیدا کنی که کارهای مخصوص به خودشان را داشته‌اند و البته آن‌قدرها هم شناخته‌شده نبوده‌اند؛ آدم‌هایی که در محله‌ها تأثیرگذار بودند و معرفی آن‌ها و کارهایشان می‌تواند الگوی خوبی در بقیه محله‌‌ها و آدم‌های شهر باشد.

پاکار، هنوز پای‌کار نظام
7 اردیبهشت 1405
گفت‌وگو با آزادۀ سرافراز احمد پاکار

پاکار، هنوز پای‌کار نظام

در دل هر جنگی روایت‌هایی پنهان می‌مانند که نه در تاریخ ثبت می‌شوند و نه در هیاهوی میدان‌ها شنیده. روایت‌هایی که تنها در سکوت چشمانی پیدا می‌شوند که از مرز مرگ و زندگی عبور کرده، از سختی اسارت گذشته و دوباره به آغوش آزادی و خانواده برگشته است.

به همه کتاب هدیه می‌داد
5 اسفند 1404
روایتی از شهید عبدالجواد مهرانی از زبان خواهرش

به همه کتاب هدیه می‌داد

کوچه‌های قدیمی بابلدشت بوی خاطره می‌دهند؛ بوی روزهایی که مردانگی از همین خانه‌های ساده قد کشید و به آسمان رسید. در ابتدای یکی از همین کوچه‌ها، تابلویی سفیدرنگ نگاهم را می‌دزدد.

پرشکوه از نفس افتاده
5 اسفند 1404
گزارشی از سر قبرآقا در محله بابلدشت اصفهان

پرشکوه از نفس افتاده

ابتدای شرقی خیابان کاوه و در ضلع شمالی کوچه‌ای در کنار پایانه بابلدشت، بنایی آرام و کم‌صدا در میان هیاهوی شهر سر برآورده است؛ مقبره‌ای که روزگاری در شمار آبادترین و باشکوه‌ترین بناهای این محدوده بوده و امروز نشانی از شکوه کهن را در دل فرسودگی پنهان کرده است.

وقتی یک اتاق، تاریخ می‌شود
14 بهمن 1404
گزارشی از نمایشگاه شهید اصغر لاوی و روایت زندگی او از زبان فرزندش رسول

وقتی یک اتاق، تاریخ می‌شود

از پله‌ها که بالا می‌رویم، انگار قدم‌به‌قدم از زندگی روزمره جدا و وارد لایه‌ای دیگر از زمان می‌شویم؛ طبقه سوم خانه، جایی که یک اتاق ساده به نمایشگاهی از خاطره، ایمان و رشادت تبدیل شده است.

معجزه‌ای به نام زندگی
14 بهمن 1404
مصطفی غلامعلیان از برادران شهیدش عباس و علی و برادر جانبازش اکبر می‌گوید

معجزه‌ای به نام زندگی

در بعضی خانه‌ها، جنگ فقط یک فصل از تاریخ نیست؛ بخشی از زندگی است. خانه‌ای که نام شهید و جانباز با نفس‌های مادر و خاطره‌های برادر گره‌خورده، هنوز هم بوی ایثار می‌دهد. آنچه می‌خوانید، روایت مصطفی غلامعلیان است؛ برادر دو شهید، علی و عباس غلامعلیان و برادر جانباز اکبر غلامعلیان؛ روایتی از خانواده‌ای معمولی که روزگار، آن‌ها را به اسطوره‌های بی‌ادعا بدل کرد.

از همت‌آباد تا میدان همت
14 بهمن 1404
روایت روح‌الله نورشرق از برادران شهیدش حجت‌الله و آیت‌الله

از همت‌آباد تا میدان همت

در کوچه‌پس‌کوچه‌های محله همت‌آباد، به خانه‌ای می‌رسیم که نامش با ایثار گره خورده است، خانه‌ای که دو فرزندش را در راه اسلام و ایران تقدیم کرده و هنوز صدای دعا، مداحی و خاطره، در شریان این بنا جاری است.

شهیدی که دو بار به خاک سپرده شد
1 بهمن 1404
آسانت هاکوپیان از برادر شهیدش «هراچ» می‌گوید

شهیدی که دو بار به خاک سپرده شد

در تاریخ این سرزمین، ایران تنها یک جغرافیا نیست؛ روایت همدلی مردمانی است که در بزنگاه‌های سرنوشت‌ساز، از نام، نشان و تفاوت‌ها عبور کردند و برای «ایران» ایستادند.

خاطراتم با صیاد و حاج قاسم
1 بهمن 1404
گفت‌و‌گو با سرهنگ خلبان آرتیم ملیکیان

خاطراتم با صیاد و حاج قاسم

او خلبان روزهای جنگ است؛ همان روزها که شجاعت، ایمان و عشق به وطن آسمان را خانه او کرده بود.

نور چشمِ بابا!
30 دی 1404
روایت‌های زندگی شهید «امیرعلی پیمانی»، شهید مدافع امنیت، از زبان پدر و مادرش

نور چشمِ بابا!

پدر که باشی، همه طور دیگری رویت حساب می‌کنند. می‌شوی تکیه‌گاه و ستون محکم خانواده. اما گاهی پدر هم می‌شکند، شانه‌هایش می‌لرزد و اشکش جاری می‌شود؛ وقتی‌که پسرش مظلومانه به شهادت می‌رسد؛ آن هم اولین پسرش. همانی‌که اولین بار بابا شدن با او برایش معنا شده بود. قند توی دلش آب می‌شد وقتی قد کشیدنش را می‌دید.