از مرداد سال 62، 15 روز میگذشت. هوا هم حسابی گرم بود. منطقه حاج عمران، پیکر مصطفی همانجا روی زمین ماند و روح مطهرش رفت تا آسمان…!
جبهه، سراسر محراب بندگی بود و سنگرها، میعادگاه عاشقی. مردانش، عابدان شب بودند و شیرمردان روز. هم میدان رزم بود و هم میدان رازونیاز باخدا و میعادگاه قولوقرارهای حسینی.