توزیع ناعادلانه پزشک متخصص و تجهیزات درمانی، موضوعی است که بسیاری از شهرستانیها از آن گلایه دارند؛ چراکه این مسئله باعث شده تا آنها نتوانند روند درمانشان را بهخوبی پیگیری کنند یا اینکه برای مراجعه به مراکز درمانی مجهز یا برخی از پزشکان متخصص، راهی شهرهای بزرگتری همچون اصفهان شوند.
تعرفههای درمانی در برخی از مراکز خصوصی بهصورت سلیقهای اعمال میشوند؛ این موضوعی است که بسیاری از شهروندان از آن گلایه دارند و معتقدند وقتی برای درمان به این مراکز پا میگذارند، ناچار هستند مبالغ بیشتری نسبت به تعرفههای مشخص بپردازند. کافی است به مراکز مختلف خصوصی، بهویژه آنها که در بالای شهر قرار دارند، سری بزنید تا با این مسئله مواجه شوید.
مراسمهای سنتی سوگواری درحال تغییر هستند! در سالهای اخیر، تصاویر و فیلمهای مختلفی در فضای مجازی دست به دست شدهاند که در آن عزاداران به جای پوشیدن لباس سیاه و شیون و زاری، لباسهای رنگارنگ میپوشند و به رقص و پایکوبی میپردازند.
آیینهای سوگواری درحال تغییر هستند و در سالهای گذشته جلوه دیگری از خود نشان دادهاند؛ موضوعی که به اعتقاد برخی ممکن است آسیبزا باشد.
شمارش معکوش شروع شده است و حالا مسئولان استانی و متولیان حوزه آب، از ناکافی بودن ذخیره سد زایندهرود و مشکل در تأمین آب شرب سخن به میان میآورند.
پاییز هنوز به نیمه نرسیده و سرما خودش را نشان نداده است؛ اما آلودگی هوا در هفته گذشته به مرز هشدار رسید و باعث شد تا اصفهانیها چندین روز متوالی هوای آلوده را استنشاق کنند و عرصه بر آنها تنگ شود.
پدیده دستفروشی زنان در سالهای اخیر نهتنها افزایش یافته؛ بلکه به نظر میرسد این پدیده تغییر شکل نیز داده است.
چالشهای پرستاران تمامی ندارد! هرچند هر سال و در آستانه روز پرستار، وعده و وعیدهای بسیاری در رابطه با بهبود وضعیت شغلی پرستاران از زبان متولیان حوزه سلامت جاری میشود، اما با این وجود، بسیاری از این افراد میگویند همچنان در گذران زندگی خود دچار مشکل هستند.
هر بار که مهمانی لم میدهد روی صندلی و جلوی آن مینشیند، آقای مجری به چشمهای او زل میزند و با خنده شیطنتآمیزی میپرسد «تا حالا مواد زدهای؟» فرقی نمیکند، مهمان چه کسی باشد؛ بازیگر و خواننده یا ورزشکار! این سوالی است که هر کسی روی صندلی برنامه {…} نشست، باید به آن پاسخ بدهد.
میگوید سیاسی نبوده است و با پیشنهاد همسرش ردای سیاست به تن کرده و پا به بهارستان گذاشته تا شانهبهشانه و با اتحاد با او به مردم خدمت کند؛ شاید همین هم باشد که هنوز هم نام او در کنار نام همسرش مینشیند و خیلیها او را خانم «کامران» صدا میزنند.
هستند زنانی که توسط مردان خود به یکباره و بیخبر ترک میشوند و طی سالیان سال، هیچ نام و نشانی از آنها پیدا نمیشود. برخی از این زنان، میسازند و میسوزند، اما برخی دیگر توان تحمل چنین شرایطی را ندارند.
دو روز، سهروز، یک هفته، یک ماه…؛ همه لحظههایی که چشمهای نسرین و پسر 18 سالهاش خیره به در ماندند تا شاید کلیدی در قفل در بچرخد و چشم مادر و پسر دوباره به مرد خانه روشن شود؛ خبری اما نشد.