بهطور قطع، تعیین زمان تولد با انگیزههای غیرپزشکی خلاف مصالح عالیه کودک است و بر اساس مطالعهها و بررسیهای علمی، تولد پیش از موعد و نارسبودن نوزاد قبل از تکمیل مدت طبیعی بارداری بر تکامل ارگانهای بدن نوزاد آثار منفی خواهد داشت.
ما از کنار روایت بهراحتی و سرسری میگذریم. داستان زندگیمان را فراموش کردهایم و با هر باد و موسمی همراه میشویم. نمیدانیم که انسانها راویاند و خواهناخواه در داستانی قرار دارند. داستانی که در آن هستیم، میتواند راهنمایمان باشد و دستمان را بگیرد و جهانمان را تغییر دهد و البته میتواند زمینمان بزند. ما اغلب روایت را نمیبینیم. روایت ظریف است و ناملموس، اما بزرگ و مهم! روایت گاهی فردی است و داستان یک فرد بخصوص را تعریف میکند؛ گاهی داستان یک جامعه است و گاهی داستان کل تاریخ انسانها یا حتی موجودات!
بازدید گردشگران توری با عنوان «مشق تاریخ» از بنای تاریخی در دست مرمت «موزه هنرهای معاصر اصفهان» که چهارشنبه، نهم آذرماه رقم خورد، دو ابتکار عمل را نشان میداد؛ اولی ابتکار حمیدرضا حسینی، مدیر این گروه گردشگری در برگزاری توری برای روایت میراث قاجاری اصفهان بود و دومی، ابتکار مهدی تمیزی، مدیر موزه، برای میزبانی از این گروه گردشگران غیراصفهانی و روایت روند مرمت این بنای قاجاری برای آنها. در گزارش پیش رو نگاهی داریم به این تور و این میزبانی که هردو در فضای ویژه این روزها غنیمت بودند.
انتخاب اولم تاریخ نبود. جامعهشناسی نزدیکتر بود به چیزی که من از دانشگاه میخواستم اما نشد و تاریخ شد. رفتم به هوای جنبوجوشی که میدانستم در دانشگاه اصفهان و فضاهای مختلفش پیدا میشود. گروه تاریخ هم البته از همان ابتدا جذبم نکرد. کار در گروه دست آن طیف فکری بود که من خصوصاً در 18 سالگی نمیخواستم زیر بارش بروم. نگاه خشک و خشن و کلاسیک به تاریخ و زندگی نمیتوانست برایم جذاب باشد.
خبر کوتاه بود و سخت جانکاه؛ دکتر فریدون الهیاری استاد تاریخ دانشگاه اصفهان آسمانی شد! ویروس کرونا این بار یکی از مورخان فرهیختهی کشور را از کف میهن ربود و جامعهی علمی و فرهنگی را به سوگ نشاند. دکتر الهیاری را از زمانی میشناسم که به عنوان دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه شهید بهشتی با اینجانب همکلاسی شد. او نسبت به بنده جوانتر بود، زیرا هر سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری را بدون وقفه طی کرده بود. در همان نخستین ملاقات، بسیار شیفتهی منش و صفای باطنی او شدم. حقیقتاً بی تکلف بود و صمیمی، با چشمانی مأخوذ به حیا. اصالت را در چهرهاش میتوانستی ببینی. از آن زمان نزدیک به سه دهه میگذرد و او در طول سالیان بالید و بالید و شد: فرهیختهای با اصالت و مورخی چیره دست.
خبر درگذشت دکتر فریدون الهیاری استاد تمام تاریخ دانشگاه اصفهان و مدیرکل میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری استان اصفهان به یقین ضایعه بزرگی برای گروههای اجتماعی گوناگون از جامعه دانشگاهی و دوستداران و حامیان میراث فرهنگی تا کنشگران و فعالین سیاسی بود. در فاصله سالهای 87 تا 91 افتخار شاگردی او را در گروه تاریخ دانشگاه اصفهان داشتم و نه تنها من هرآنکس که حضور در محضر و کلاسش را درک کرده باشد شهادت میدهد، استادی تمام عیار و دانشوری کمنظیر بود.
تاریخ، یک شاهد همیشگی است. در تاریکترین لحظات یا روشنترین روزها، جایی ساکت نشسته است و فقط نظارهگر است. انگار تنها اوست که میداند: این نیز بگذرد! چرا که تاریخ، خود همان است که گذشته است و بیشتر از همه، عبور بی وقفه زمان را میشناسد. او بی آنکه اسیر تلاطم بُرهههایش شود، آرام و صبور، ناملایمات را تاب میآورد و به گشایشها، لبخند میزند اما دل نمیبندد.