بیایید دور از تعارفهای معمول و رودربایستی با اینوآن سازمان و فلان و بهمان مسئول، لااقل ما مردم با خودمان صادق باشیم. این یک اشتباه نیست؛ بلکه یک روند است. حذف دختران از جلد کتاب درسی را میگویم. این اتفاق که احساسات عمومی را جریحهدار کرده است، تنها یک رخداد و براثر تصمیم نابهجای یک نفر پشت یک میز نیست؛ بلکه یک ساختار است که به آن فرد اجازه میدهد تا بهسادگی چیزی را تغییر دهد. بیایید ساده از کنارش نگذریم و ابعادش را با هم موشکافی کنیم تا بفهمیم حذف دختران از روی جلد کتاب ریاضی سوم دبستان (و نمونههای مشابهش درباره عکس پسران یا دختران در کتب دیگر) نمایانگر چه چیزی در یک سازوکار کلان است.
«بیسلیقگی»؛ مفهومی که مرد شماره یک وزارت آموزشوپرورش را واداشت تا رو به لنز دوربین رسانهها بنشیند و بابت رخ دادن آن از یک «جامعه» معترض، عذرخواهی کند: «یک بیسلیقگی در حذف تصویر دختران از کتاب سوم ابتدایی انجام شده است؛ لذا از این بابت عذرخواهی و آن را اصلاح میکنیم.» ماجرا از غیبت دانشآموزان روی جلد کتاب ریاضی سوم دبستان شروع شد؛ جلدی که در فضای مجازی دستبهدست چرخید و کنش و واکنشهای زیادی را به دنبال خود همراه کرد و باعث شد تا کاربران فضای مجازی به این بهانه و با به اشتراک گذاشتن سایر کلیشههای جنسیتی موجود در کتابهای درسی و همچنین با قراردادن عکس «مریم میرزاخانی»، نابغه ایرانی در جلد کتاب ریاضی به این رویکرد آموزشوپرورش بتازند؛ انتقادهایی که استدلال و توجیه تصمیمگیرندگان آن نیز نتوانست، منتقدانش را توجیه کند؛ آنجا که گفته شد: «ازآنجاکه تصویر قبلی بسیار شلوغ و تعداد مفاهیم ریاضی مطرحشده در آن تصویر بسیار زیاد بود، پیشنهاد دوستانی که از منظرهای هنری، زیباشناسی و روانشناسی بخشهای مختلف کتاب را بررسی میکنند بر این بوده است که تصویر خلوتتر شود.