آیا میشود با بودجه صفر، یک اصفهانگردی جذاب برای خودتان، خانواده و دوستانتان ترتیب بدهید؟! جواب مثبت است. فقط باید کمی زمان بگذارید و خوشسلیقگی به خرج بدهید. در متن پیشرو، سعی کردهام راهنمایی برای گشت و گذار رایگان در اصفهان ارائه دهم تا همه با هر سطحی از توان مالی بتوانند به ملاقات اصفهان بروند و لذت هم ببرند. با این راهنما میتوانید هفت روز در اصفهان بگردید و از جاذبههای طبیعی و تاریخیاش لذت ببرید بدون این که ریالی پول خرج کنید. البته میتوانید از کافهها و رستورانهای مسیر برای غنیتر کردن بازدیدهایتان استفاده کنید یا دستکم برای کمک به اقتصاد محلی و لذت بردن بیشتر خودتان، از مغازههای کوچک مسیر خریدی بکنید اما اگر مسئله مدیریت بودجه یا ترس از کرونا مطرح است، به همراه داشتن تنقلات خانگی به اندازه کافی میتواند سفرتان را خوشمزه کند. نکته دیگر هم این که به جز اطلاعت فهرستوار و موجز این متن میتوانید با مراجعه به کتب مختلف در حوزه اصفهانشناسی، اطلاعات مستند بیشتری کسب و بازدیدهایتان را جذابتر و پرمحتواتر کنید.
کافی است در کوچه پسکوچههای شهر اصفهان قدم بزنیم تا در هرمحله و کوی و برزن بناهایی را بیابیم که هریک شناسنامهای برای شهر هستند و هویتی را ساختهاند که ریشه در تاریخ دارند. بناهایی که در بافت تاریخی شهر اصفهان استوار شده و حضور مردان و زنانی را نشان میدهند که پیش از اسلام و پس از آن در سپاهان ساکن شدند و ساختند و پرداختند. در این میان، وجود بیشمار خانههای تاریخی در اصفهان به عنوان تنها بخشی از داشتههای فرهنگی اصفهان، گویای آن است که اصفهان میتواند شهر موزهها باشد. در این گزارش ضمن اشاره به مفاهیم جهانی که نشان میدهد چگونه خانهها به موزهها تبدیل شدند، بر چرایی عدم وجود خانهموزه در شهری میپردازیم که نصفجهانش خواندهاند.
آثار تاریخی و مذهبی شهر گرگاب براثر بیتدبیری، خسارتهای جبرانناپذیری دیده است. این اماکن بعضا تا 700 سال قدمت دارند. گرگاب در بین شهرهای شهرستان شاهینشهر و میمه اگر ازلحاظ قدمت سرتر نباشد، ازنظر تعداد و تنوع، مجموعهای از غنیترین و جذابترین اماکن گردشگری را در خود جای داده است. دشتهای یکنواخت و حاصلخیز، آب فراوان و قرارداشتن در راه دسترسی به اصفهان در قدیم ازجمله ویژگیهای این منطقه است. این دشت موردتوجه سلاطین و مهاجمان برای تهیه آب و غذای خود و احشام بوده است؛ به همین دلیل رازهای پنهانی از زمان ایلخانیان و حکمرانان بعدازآن در خود به یادگار دارد؛ اما آنگونه که شایسته است به این آثار توجه نشده است.
«شـــکـوه اصـفـهــان» عنوان فیلمی یکدقیقهای بود که به مناسبت روز نکوداشت اصفهان از سوی معاونت اجتماعی سازمان فرهنگی شهرداری منتشر و با استقبال گسترده کاربران دنیای مجازی روبهرو شد؛ روایتی شیرین، موجز و جذاب از نماهای کمتردیدهشده نصفجهان توانست برگبرنده پاییزی مدیریت شهری در حوزه تبلیغات گردشگری و برندینگ شهری اصفهان باشد و ما را هم بر آن داشت که از یکسو، در گفتوگو با مرتضی رشیدی (معاون اجتماعی سازمان فرهنگی، در جایگاه سفارشدهنده پروژه) و مجید عرفانیان (جهانگرد، فیلمساز و روایتگر سفر بهعنوان کارگردان و فیلمبردار پروژه) روایتهای ساخت این ویدئوی گردشگری را مرور کنیم و از سوی دیگر در گفتوگو با پیمان زندی (فیلمساز و تهیهکننده حوزه ایرانشناسی) و سیاوش گـلشــیـــری (پژوهشگر و مدرس دانشگاه در حوزه سینما و ادبیات داستانی) نگاهی تخصصیتر به این ویدئو و کارکردهایش برای اصفهان داشته باشیم.
کسانی که چهارصد سال پیش خیابان چهارباغ را طراحی میکردند چه در سر داشتند؟ آنها جدا از موضوع شهرسازی چه اهداف دیگری را دنبال میکردند؟ این مقاله که با مراجعه به یک شاهد عینی ساخت چهارباغ عباسی است، به ما میگوید که یکی از اهداف سازندگان چهارباغ ایجاد همبستگی شهری بوده است.
پیترو دلاواله یک جهانگرد ایتالیایی بود که در سال 1027ق به ایران آمد و مدت شش سال در ایران بود. او طی اقامت و سفر خویش نامههایی را به یکی از دوستانش در ناپل میفرستد که مجموعه این نامهها بعدا توسط خود وی تنظیم شده و به صورت کتابی در آمد. بخشی از این کتاب در سال 1348 ترجمه و انتشار یافت، اما گویا ترجمه ناقص بود، بنابر این در سال 1380 محمود بهفروزی کل کتاب را ترجمه و تحت عنوان «سفرنامه پیترو دلاواله» توسط نشر قطره و در دو جلد قطور (مجموعا 1800 صفحه) انتشار داد.
سقاخانه نقاشی که تا هفته گذشته همین موقع، زخم ناسور شهـــر بود، امروز با تلاش علاقهمندان میراث، یگان حفاظت و گروه امانی اداره کل میراث فرهنگی استان اصفهان، به یک المان زیبای شهری تبدیل شده و آنطور که در توئیت شهردار اصفهان آمده، بهزودی با حمایت این ارگان، عملیات حذف زواید پیرامونی و نورپردازی هم برایش انجام خواهد شد. تجربه سقاخانه نقاشی یک تجربه موفق شهری-میراثی بود که میتواند آغازگر جریانی برای حفاظت از انواع آرایههای فرهنگی موجود در شهر باشد؛ میراثی که فقط کافی است ساحتشان را «پیرایش» کنیم تا به المانهای ارزشمند و زیبا و ریشهدار شهری و مایه تبختــــــر شهرونــــــدان تبدیل شوند.
چرا دو تا خیابان کمال در اصفهان داریم؟ مقبره شاعر پرآوازه ایرانی در چه حال و اوضاعیاست و چه ماجراهایی را طی هفت قرن اخیر از سر گذرانده؟ پاسخ این سؤالات را در متن پیش رو میخوانید. امید که سه ارگان مسئول فکری کنند و اوضاع این میراث ارزشمند را طوری سامان دهند که در شأن شاعر مشهور اصفهان باشد. کمال الدین اسماعیل از شاعران بزرگ قرن ششم و اوایل قرن هفتم است. دیوان او بارها به چاپ رسیده است اما قسمت تراژیک زندگی او این است که این انسان والا و خردمند در سال 635 ق زمانی که قوم خونخوار مغول به اصفهان حمله کرده بود، به دست آنان کشته شد. در واقع او نماد مظلومیت مردم اصفهان در مقابل قومی است که تا دندان مسلح بودند. جا داشت که مقبره او در این چند قرن به عنوان سمبل ایستادگی و مظلومیت اصفهان، آراسته و بلندمرتبه میشد، اما گویا سرنوشت او چنین نبود.
«باید صد چشم داشته باشید تا بتوانید تنوع بیمثال جلال و جبروت هشتبهشت»، این کاخ «فرحانگیز و مطبوعتر از مجللترین کاخهای ممالک اروپایی» را دریابید؛ این روایت انگلبرت کمپفر، جهانگرد آلمانی، است از باغ بلبل و کاخ هشتبهشت؛ یکی از معدود کاخهای دولتخانه صفوی اصفهان که تخریب نشد و به یادگار برایمان ماند تا مفهوم واقعی «زندگی» را وقتی به ملاقاتش میرویم، درک کنیم. در دومین روز از هفته گردشگری از همه شما که دل در گرو «زندگی» و «زیبایی» دارید، دعوت میکنیم این مطلب را بخوانید و به دیدار یکی از زیباترین میراث تاریخی اصفهان بروید. ایده و پیشنهاد ویژه سرویس میراث و گردشگری روزنامه اصفهان زیبا این است که کاخ هشتبهشت به مقصد گردشگری شبانه اصفهان تبدیل شود؛ چراکه اوج زیبایی این بنا را در شب و با نورپردازی ویژه میتوان درک کرد و مهمتر آنکه این کار هم اتفاق ویژهای در گردشگری اصفهان است (به اتصال پیادهراه چهارباغ و میدان نقشجهان به عنوان دو مقصد گردشگری شبانه منجر میشود) و هم به حفاظت بهتر از بنا کمک خواهد کرد.
اصفهان را چطور به مهمانانمان نشان دهیم که بیشتر تأثیرگذار باشد؟ جوابهای بسیاری به این سوال میتوان داد که به زمان، نحوه ورود و نوع شخصیت و کسوت مهمان بستگی مستقیمی دارد. نکته جالب اینکه این سوال چندان تازه نیست و ردپای تامل در این موضوع را میتوان در سفرنامههای تاریخی جست و جو کرد. یکی از سفرنامههایی که کمتر به آن پرداخته شده، متنی است به قلم کنت ژولین دوروششوار (Julien Comte de Rochechouart) که درآغاز سده نوزدهم میلادی (دوران سلطنت ناصرالدین شاه) از جانب دولت فرانسه به ایران اعزام شد و دقیقا در روز 29 سپتامبر (هفتم مهرماه) به اصفهان وارد شد. او 17 روز در اصفهان مانده اما این مدت را بسیار کم میداند.
ماچوپیچو، یکی از عجایب هفتگانه نوی جهان در صدونهمین سالگرد کشفش، انتظار حضور بیش از سه هزار گردشگر را میکشید، اما کرونا باعث شد وضعیتش مانند «شاه دژ» اصفهان خودمان شود!