«من از خود میپرسم که آیا آن شهری که ژان شاردن وصف کرده است هنوز وجود دارد؟ چشمان او فریب نخورده بودهاند؟! آنچه تاکنون در ایران شنیده یا خوانده بودم، مرا یاری نمیکرد که چیزهایی را که درباره اصفهان شنیده یا خوانده بودم، باور کنم و همه آنها را گزافه میپنداشتم.» این پاراگراف، بخشی از روایت کنت فرانسوی است. او در زمانه چندان خوبی روانه اصفهان نشده بود. چرا که بهشتی که هممیهن او، ژان شاردن، از اصفهانِ زمان شاهعباس دوم ترسیم کرده بود بعد از حمله افغانها دستخوش تغییر فراوانی شده بود. با این همه، جهانگرد اروپایی آن قدر ناامید بود که وقتی به اصفهان رسید، آنچه میدید، هنوز فراتر از تصوراتش بود. معروف است که میگویند شاه عباس کبیر عادت داشت مهمانانش را از پیچ و خم و تاریکی بازار به سمت نقشجهان ببرد و با تعریف این مسیر تشرف، حسابی بر اذهان آنان تأثیر میگذاشت. دروششوار مینویسد: «پس از ورود به شهر، نخست از بازارهای پیدرپی عبورمان دادند که در آنها هیچ چیز جالبی ندیدم مگر درازی و فراخیشان. از بازارها که بیرون شدیم، یک باره خود را در میدان بزرگ شاهی یافتیم. یکصد سال دیگر هم اگر زنده باشم، از یاد نخواهم برد که دیدن بناهای تاریخی که در آنجا پیش روی دیدگان من بودند، چه شگفتی، خیرگی و تحسینی در من برانگیختند.»
او سپس تصویر دیگری از اصفهان در 140 سال گذشته ارائه میدهد که آموزنده و هشداردهنده است. او مینویسد: «درباره مسجد شاه که گنبد مینایی آن به یک کاسه چینی ماند، عالی قاپو که بیننده در برابر بزرگی و زیبایی آن خود را خوار و خرد حس میکند و چهل ستون و دیگر عجایب شهر شاه عباس بیش از آن گفته و نوشته اند که من بخواهم بر آن چیزی بیفزایم. اما نکتهای که از گفتنش چارهای ندارم این است که چنین بناهایی را به خود یله و رها کردهاند تا ویران شوند. اگر این روش دیر پاید، باران زمستان این همه شکوه و جلال را میروبد و میشوید و از این هنر معماری که اصفهان را در جهان پر آوازه ساخته است اثری بر جای میماند.»
اما کنت فرانسوی فقط برای جهانگردی و نوشتن سفرنامه به ایران نیامده بود. او آمده بود تا اطلاعاتی در زمینههای مختلف اقتصادی، صنعتی و بازرگانی و هنری از ایران جمعآوری کند و سوغات جذابی برای دولت مطبوعش ببرد. برای همین هم ششسال در سفارت فرانسه در تهران کار کرد و زمان کمی هم کاردار سفارت بود. اقتصاد سیاسی خوانده بود و در مدت حضورش در ایران، زبان فارسی را هم یاد گرفت. او با امکاناتی که ناصرالدین شاه در اختیارش میگذارد، به ایرانگردی مشغول میشود و حالا در کتابش میتوانیم اطلاعات جالبی درباره دولت و حکومت، ساختار مدنی و قضایی، پول، امور مالی و مالیاتی، ایلات و عشایر، ارتش، روحانیت، سوادآموزی، خدمتکاران خانگی، کشاورزی، فرآوردههای طبیعی، سوداگران، وام، اعتبارات مالی، اصناف، تجارت ایران با خارج از کشور، کارگران، صنایع و هنرهای دستی، فلزات، میناسازی، میناگری، نقاشی، نگارهسازی بر مقوا، سفالینه و معماری و شماری دیگر از موضوعات و کلیدواژههای مختلف نوشته است.
مسیری که او برای اولین بار به اصفهان آمد، از سمت همدان (با سی هزار نفر جمعیت) و بروجرد بود. خودش مینویسد: «بعد از توقف و دیدار همدان به بروجرد رسیدیم و پنج روز ماندیم و از آنجا عازم اصفهان شدیم که 53فرسنگ دورتر بود. این مسافت را هشتروزه پیمودیم.» جالب آنکه او بیشترین مدت اقامتش در ایران را در تهران گذرانده اما درباره این شهر مینویسد: «تهران، پایتخت کنونی ایران، بیشک زیباترین شهر این مملکت نیست. شهر جدیدی است که نه عظمت شهرهای قدیم را دارد و نه ثروت آنها را. در تشتکی در دامنه کوه البرز قرار گرفته است. تابستان آن چنان گرم است که ناگزیر باید از شهر فرار کرد و در کوههای نزدیک در چادر زندگی کرد. قصر پادشاه را هرگز نمیتوان یک نمونه معماری به حساب آورد، هرچند که باغهای درونی آن (که بسیار خوب به آ نها میرسند)، مبل و اثاث و تزئینات و اشیای قیمتی درون قصر و شکوه و دبدبهای که یک سلطان آسیایی همواره به دور خود میتند، همه روی هم رفته سبب می شود که شما نخستین بار که پا به درون قصر می نهید، اندکی شیفته شوید.» او درباره سفر اصفهانش مینویسد: «ما هفده روز در اصفهان ماندیم که بس کوتاه نمود کرد. در این مدن من کوشیدم که نه تنها عشق خود به آثار باستانی را سیراب کنم، بلکه هم درباره صنعت و بازرگانی این شهر دانشی به هم رسانم. اصفهان هنوز یکی از مراکز مهم تولید در آسیاست.»
مسیر تشرف به اصفهان
اصفهان را چطور به مهمانانمان نشان دهیم که بیشتر تأثیرگذار باشد؟ جوابهای بسیاری به این سوال میتوان داد که به زمان، نحوه ورود و نوع شخصیت و کسوت مهمان بستگی مستقیمی دارد. نکته جالب اینکه این سوال چندان تازه نیست و ردپای تامل در این موضوع را میتوان در سفرنامههای تاریخی جست و جو کرد. یکی از سفرنامههایی که کمتر به آن پرداخته شده، متنی است به قلم کنت ژولین دوروششوار (Julien Comte de Rochechouart) که درآغاز سده نوزدهم میلادی (دوران سلطنت ناصرالدین شاه) از جانب دولت فرانسه به ایران اعزام شد و دقیقا در روز 29 سپتامبر (هفتم مهرماه) به اصفهان وارد شد. او 17 روز در اصفهان مانده اما این مدت را بسیار کم میداند.
-
نفیسه حاجاتی
خبرنگار



