سنگفرشهای پایین عالیقاپو متعلق به دهه 50 است. بالای این سنگفرشها ناودانهای عالیقاپو قرار دارد که بر اثر بارندگی، آب باران روی سنگفرشها میریزد. ترشحات آب بهخصوص اگر همراه با وزش باد باشد، به دیواره عالیقاپو میخورد و دیوار آجری عالیقاپو، آب را درونش کشیده و رطوبتش بیشتر و بیشتر میشود.
مدیرکل میراث، گردشگری و صنایع دستی استان اصفهان از تغییر دوباره ساعت بازدید کاخ عالیقاپو خبر داد و اعلام کرد که بازدید شبانه از این بنا فقط پنجشنبه و جمعه و روزهای تعطیل امکانپذیر است.
اگر آثار و ابنیه تاریخی اصفهان زبان داشتند چه میگفتند؟! امروز چه حرفی برای گفتن داشتند و از دیروز چه میگفتند؟! «درددل آثار تاریخی اصفهان» عنوان مجموعه مطالبی به قلم نوروز جمشاد است که در سال 1344 در روزنامه اصفهان به چاپ میرسید. این مطالب حاوی دادههای بسیار جالب و ارزشمندی راجع به اوضاع شماری از آثار و ابنیه تاریخی اصفهان است که از زبان خودشان به قلم این طنزنویس نقل میشود. اصفهان بود که قلم طنز و زیبایی داشت او در دهه چهل و پنجاه، در روزنامههای اصفهان بهخصوص روزنامه «اصفهان» که به مدیریت امیرقلی امینی انتشار مییافت، قلم میزد و عموما مطالب طنز مینوشت.
از وقتی خبر درگذشت استاد بسیار عزیزم محمود نیکبخت را در صفحه اینستاگرام حامد قصری خواندم تمام فایلهایم را گشتم تا عکسهایی را که از او و پنجرههایی که به رویم باز کرد پیدا کنم و بگذارم. عکس آن پنجرههای پشتی مسجد را که شاید در اولین دیدارش در خانهاش نشانم داد. رفته بودم تا نظرش را روی داستانهایی که به او داده بودم بگوید. گفت چای میخورید یا پالوده گرمک؟ نخواستم زحمت بدهم در حالیکه عرق میریختم گفتم چایی. گفت پالوده گرمک بخورید تا چای دم کنند. بهتر از خودم فهمیده بود چه میخواهم در رو به بالکن را باز کرد و من پرسیدم میتوانم بروم بالکن؟
سرویس سفر نیویورکتایمز فهرست 52مقصدی که باید در سال 2021 عاشقشان شویم را اعلام کرده است و اصفهان نماینده ایران در این لیست است با روایتی شخصی و احساسی از یکی از خوانندگان ایرانی این رسانه که در واشنگتن متولد شده و در دالاس زندگی میکند. هر سال این رسانه در ماه ژانویه لیست 52 مقصدی که باید در سال جدید برویم (52 placed to go in …) را معرفی میکرد؛ اما امسال که همه مقاصد گردشگری دنیا متأثر از کرونا هستند، از خوانندگانش خواسته مقاصدی را معرفی کنند که موجب خرسندیشان میشوند، الهامبخششان هستند و فکرکردن به آنها برایشان آرامشبخش است.
استاد رضانور بختیار را بهمنماه ۱۳۸۰ در جلسه نخست اولین روز دانشگاه دیدم. معمولا اولینها واضحتر در خاطر میمانند. بهآرامی وارد کلاس شد و درست رفت کنار پنجره بزرگی که مشرف به عمارت عالیقاپو بود. از ما خواست تا یکییکی خود را معرفی کنیم و از علایق و تجربهها و آرزوهایمان بگوییم. بهروشنی به خاطر دارم که پرده مخملی بزرگ پنجره را کنار زد و با دستش عالیقاپو را نشان داد و گفت: سالها پیش همینجا، زمانی که دانشآموز مدرسه سعدی بودم، از پنجره همین کلاسها هرروز این منظره را تماشا میکردم.
بــیســتوهفــتمــیــن نــشــســت گروه حفاظت ایکوم ایران، باز هم به موضوعی درباره میراث اصفهان اختصاص داشت. این نشست، که اولین نشست این گروه طی سلسله برنامههای هفته پژوهش هم بود، با عنوان «حفظ و مرمت نقاشیهای دیواری جداشده کاخ عالیقاپوی اصفهان» به بررسی علت استراپو کردن نقاشیهای دیواری در عمارتهای اصفهان در دهه ۴۰ خورشیدی و شرح اقدامات انجامشده یا در دست کار برای مرمت و جاگذاری آنها اختصاص داشت.
فضای جلوخان و حیاط ورودی کاخ عالی قاپو دودآلود و پر از همهمه است. دود از چوبهای سوخته زیر دیگهای حلوا و کاچی پزان نذری برمیخیزد. بیست و یکم رمضان است و زنانی که چادرها را به کمر بسته و بالاسر دیگ، حلوا هم میزنند، در این اولین روز از اسفند سال یکهزار و سیصد و هشت خورشیدی، احتمالا کسانی هستند که از سرمای کشنده زمستان آن سال جان سالم به در برده، حالا به شکرانه زنده ماندن خود و خانوادههایشان، باقیمانده زغالی را که از قرار یک من، شش قران خریده بودند آوردهاند تا روی آتشش حلوای نذری بپزند. خانم صفوی هم آنجاست، همان بانوی فاضله که حالا بیشتر از بیست مقاله در روزنامه اخگر منتشرکرده است و در مطلب پیشین، با همسرش که از مبارزان مشروطهخواه اصفهان بود، آشنا شدیم.
وقتی اصفهانیهای قرن بیست و یکم دو نام «سعادتآباد» و «آیینهخانه» را میشنوند، به یاد یک خیابان و یک بلوار میافتند. دریغا که این دو نام بسیار پرشکوهتر و مهمتر از آناند که چنین به یاد آوریمشان! سعادتآباد را اصفهانیهای همعصر صفویان، به مجموعه باغهای وسیع و آیینهخانه را بهعنوان قصر باشکوهی مانند چهلستون، هر دو در ساحل جنوبی زایندهرود، میشناختند.