شاید خیلی از ما که 12 سال مدرسه را پشت سر گذاشتهایم، باور کردهایم که شاهنامهخوانی و کلا مطالعه متون کلاسیک ادبیات فارسی، کار هرکسی نیست و واقعا رستم میخواهد تا از پس این کار بربیاید.
«زبان فارسی»، خانه ایرانیان است؛ جایی که در آن اندیشهها شکل میگیرند، رؤیاها جان میگیرند و عشق و خرد در هم میآمیزند.
انگاری همین دیروز بود؛ سیزدهچهارده سال پیش را میگویم که سر کلاس دوم دبیرستان، معلم شیمی زیرلایهها و اوربیتالهای پرشده و نشده را روی تابلو مینوشت و ما جزوهنویسی میکردیم.
آثار و متون مکتوب در هر عصر و زمانهای، انعکاسی از فرهنگ، تاریخ و تعاملات اجتماعی همان عصر است.
روزی از محمد حسنین هیکل، نویسنده و روزنامهنگار مشهور مصری، پرسیدند شما مصریان با آن پیشینه درخشان فرهنگی چه شد که عربزبان شدید؟ گفت ما عربزبان شدیم برای اینکه فردوسی نداشتیم…»