هشت سال دفاع مقدس در حالی سپری شد که حضرت امام (ره)؛ پیشوا و راهبر رزمندگان بود؛ کسی که در همه این سالها لحظهای نگاه پدرانه خود را از سر فرزندانش در خطوط عملیاتی و در لحظههای سخت نبرد با دشمن سرتاپا مسلح برنداشت.
شهید مهدی زینالدین یکی از فرماندهان جوان در هشت سال جنگ تحمیلی است که باوجود گذشت سالها از شهادتش، هنوز مرام و منش و شجاعت و دلیرمردیهایش حرفها برای گفتن دارد.
« بیبی جان»؛ شب خاطره رزمندگان و شهدای فاطمیون در اصفهان، عنوان برنامهایست که به تازگی توسط دفتر ادبیات پایداری حوزه هنری اصفهان درحال برگزاریست و تا کنون چهار نشست آن در چهار فصل اجرایی شده است.
«آقای باقر سیلواری!» هروقت با لهجه غلیظ اصفهانیاش اینطور صدایم میزد، میگفتم: «خدا به داد برسد؛ حتما خطایی کردهام!» آن روزها ما آنقدرها هم ساکت و آرام نبودیم.
سردار جانباز «محمدعلی مشتاقیان» هرچند در ابتدا با نیروهای جهادسازندگی وارد جنگ میشود؛ اما با اتمام عملیات رمضان، وارد واحد اطلاعات عملیات شده و از اینجا به بعد در قامت نیروی اطلاعاتی شروع به خدمت در جنگ میکند.
زمانی که جنگ آغاز شد، چیزی به اسم تغذیه یا بهتر بگوییم واحد و قسمت تغذیه در مناطق عملیاتی وجود نداشت.
«فرهنگ ایثار و شهادت باید در جامعه رواج پیدا کند و همه مسئولان بهصورت ویژه باید به این فرهنگ و اجرای الزامات آن در جامعه توجه داشته باشند»؛ این را محمد انصاریپور، سرپرست بنیاد شهید و امور ایثارگران استان اصفهان در آخرین نشست سال 1403 با خبرنگاران و اصحاب رسانه گفت …
امسال پنجمین سالی بود که همزمان با سالروز عملیات کربلای 4، غواصان گردان یونس و نیروهای یگان دریایی لشکر امام حسین (ع) در خیمه گلستان شهدای اصفهان دور هم جمع شدند تا یاد و خاطره آن روزها را زنده کنند.
روایت مریم رخشانی، همسر شهید محسن خزایی، از روزی که در سوریه گرفتار اولینحمله شهری داعش شدند.
اگرچه هشت سال دفاع مقدس میدانی برای یکهتازی لشکر 8 نجف اشرف بود، جنگ سوریه نیز عرصهای را مهیا کرد تا بار دیگر نام لشکر نجف اشرف خوش بدرخشد.