مرد نشسته بود توی اتاقک هدایا و نذورات حرم حضرت معصومه(س) و چشم دوخته بود به مانیتور روبهرویش. هر چند دقیقه یکبار هم اشک چشمهای قرمزشدهاش را با دست پاک میکرد و آه میکشید.
با ذوق، عروسک را گرفتم و توی چشمهای مصنوعیاش گم شدم. خیلی وقت بود دلم عروسک خواب و بیداری میخواست. عروسکی که وقتی دراز میکشید، چشمهایش بسته میشد و وقتی میایستاد یا مینشست، چشمها تمام باز میماند.
یک نفر را میشناسم که اجازه ندارد به هیچکدام از مراسمهای وداع و تشییع برود. اجازه ندارد، نه به این معنی که بچه است و اختیار زندگیاش دستش نیست یا توانایی اداره خودش را ندارد. نه! زنی است بالغ و عاقل و توانمند.
شاهکلید تأثیر دروغ بزرگ، هیجانهاست. حس خشم، ترس، طنز و نفرت را برافروخته میکند. احساسات که غلبه کرد، مغز از کار میافتد و هر دروغی باورپذیر میشود. خصوصا وقتی با ترس و قدرت عجین شود.
«اصفهان» دارد میمیرد، چون که هوا ندارد! آلودگی هوای اصفهان در روزهای گذشته به اوج خود رسید و بسیاری از اصفهانیها را خانهنشین کرد. ابر سیاه آلودگی، حالا مدتهاست که بر کالبد شهر سایه انداخته و جانی برای شهروندان باقی نگذاشته است.