گفت‌وگوی «اصفهان‌زیبا» با روح‌الله توکلی مستندساز جوان اصفهانی درباره مستندسازی در ایران و اصفهان

نگاه مدیران به هنر بیش‌ازاندازه بازاری است

روح‌الله توکلی، مستندساز جوان اصفهانی، به واسطه اینکه پدرش عکاس بود با ترکیب‌بندی، قاب‌بندی، نور و تصویر آشنا شد و همین مقدمه‌ای شد برای او که در رشته گرافیک تحصیل کند و سپس در دانشگاه عکاسی خبری بخواند و مسیر خود را تا مستندسازی ادامه دهد.

تاریخ انتشار: 10:00 - شنبه 15 شهریور 1404
مدت زمان مطالعه: 6 دقیقه
نگاه مدیران به هنر بیش‌ازاندازه بازاری است

به گزارش اصفهان زیبا؛ روح‌الله توکلی، مستندساز جوان اصفهانی، به واسطه اینکه پدرش عکاس بود با ترکیب‌بندی، قاب‌بندی، نور و تصویر آشنا شد و همین مقدمه‌ای شد برای او که در رشته گرافیک تحصیل کند و سپس در دانشگاه عکاسی خبری بخواند و مسیر خود را تا مستندسازی ادامه دهد. از جمله آثار او می‎‌توان به مستندهای «باب شهدا»، «اوس اکبر»، «فرش عرش»، «عشق پایان ندارد»، «خانه عمادزاده» و «یک از هزار» اشاره کرد.

دغدغه اصلی شما برای مستندسازی چیست؟

من همواره تمایل داشتم آنچه را که می‌بینم و حس مثبتی را نسبت به آن دارم، طوری بیان کنم که تأثیرگذاری بیشتری دارد. به گمان من، حتی آثار داستانی نیز گاه به اندازه مستند نمی‌توانند تأثیرگذار باشند؛ چرا که مستند، ریشه در حقیقت و واقعیت دارد و آن را از نگاه یک هنرمند که دیدگاهی متفاوت و عمیق‌تر به مسائل دارد، بازگو می‌کند.

نگاه عموم مردم به رویدادهای اطرافشان ممکن است ساده و گذرا باشد، اما نگاه یک مستندساز، متفاوت و همراه با تأمل و جزئی‌نگری است.

او مسئله‌ای را که دیگران به سادگی از کنارش می‌گذرند، واکاوی می‌کند و می‌کوشد تا حس خوبی که از آن دریافت کرده را به مخاطب انتقال دهد. البته در بسیاری از مستندها ممکن است محتوای مثبتی منتقل نشود، اما انگیزه اصلی من همواره این بوده که بتوانم آن «حس خوب» و دریافت اصیلی که دارم را به شکلی مؤثر به بیننده منتقل کنم.

فرآیند پیدا کردن سوژه برای شما چگونه است؟ خودتان به کشف سوژه‌های شخصی می‌پردازید یا کارهایتان به صورت سفارشی از نهادهایی مانند شبکه مستند است؟

همیشه به یک شکل نبوده و بستگی دارد. بعضی وقت‌ها پیش آمده که در حین کار روی یک مستند، با سوژه‌ای تازه روبه‌رو شدم و همان سوژه، جرقه پروژه بعدی را زده است. یعنی یک مستند از دل مستند قبلی متولد شده.

گاهی هم اتفاقی به موضوعی برخورده‌ام که ظرفیت بالایی برای روایت داشته و با توجه به اینکه می‌تواند حس و حال خوبی را به مخاطب انتقال دهد سراغ آن رفته‌ام. در کنار این‌ها، بخشی از کارها هم سفارشی بوده است؛ مثلاً وقتی یک نهاد یا سازمان، مثل حوزه هنری، موضوعی مشخص را مطرح کرده و لازم بوده در آن زمینه مستند ساخته شود.

در این موارد، ما با بررسی و پیگیری افراد و موضوعات مختلف، نهایتاً به سوژه‌ای رسیده‌ایم که به بهترین شکل توانسته مفهوم مورد نظر را منتقل کند.

شما چگونه این اعتماد را ایجاد می‌کنید که سوژه، خودِ واقعی‌اش را بدون هیچ نقابى به شما و در نهایت به مخاطب نشان می‌دهد؟

ما تلاش کرده‌ایم تا جایی که ممکن است به او نزدیک شویم و زمان زیادی را با او بگذرانیم. همیشه سعی کرده‌ایم قبل از شروع فیلم‌برداری، مدت‌ها با سوژه زندگی کنیم تا کنار دوربین راحت باشد، احساس غریبی نکند و بتواند خود واقعی‌اش باشد و همان چیزی را که هست، بدون نقاب و تظاهر جلوی دوربین بیاورد.

راز آن ارتباط صمیمی و تصویر کردنِ آن سادگیِ اصیل در مستندهایی مثل «اوس اکبر» چیست؟

بخش زیادی از این حس، مخصوصاً در «اوس اکبر»، به سادگی و خودمانی بودن شخصیت اصلی برمی‌گردد. در «اوس اکبر» این فرایند خیلی طولانی شد؛ حدود سه سال و نیم وقت صرف کردیم تا هم او را خوب بشناسیم و هم اعتماد دوطرفه شکل بگیرد.

بنابراین وقتی فیلم به نمایش گذاشته ‌شد، مخاطب حس می‌کرد با یک شخصیت واقعی و بی‌پیرایه روبه‌روست و همین سادگی است که این اثر دلنشین و تأثیرگذار کرد.البته همه‌چیز فقط به کارگردان یا گروه فیلم‌سازی برنمی‌گردد؛ خود شخصیت هم باید همکاری کند و به شما اجازه بدهد نزدیکش شوید.

از طرفی، نوع پرداخت و روایت هم اهمیت زیادی دارد. اینکه چطور با سوژه ارتباط برقرار کنیم و چه رویکردی برای روایت انتخاب کنیم، تعیین می‌کند که در نهایت چه‌ میزان تصویر واقعی از او به مخاطب منتقل شود.به طور کلی من معتقدم مستند پرتره تأثیر مستقیم‌تری دارد. وقتی مخاطب زندگی و ماجراهای یک شخصیت را دنبال می‌کند، راحت‌تر با او همراه می‌شود، می‌خندد، گریه می‌کند و همذات‌پنداری می‌کند.

همین ارتباط انسانی است که باعث می‌شود پیام و حس فیلم به‌طور عمیق‌تری منتقل شود.

به همین دلیل، حتی وقتی کار سفارشی برای سازمان‌ها یا شرکت‌ها ساخته‌ام، باز هم سعی کرده‌ام این وجه انسانی و پرتره‌ را پررنگ کنم تا اثر ارتباط بیشتری با بیننده برقرار کند.

آیا تمرکز اصلی شما در انتخاب سوژه‌ها بر شخصیت‌ها و موضوعات اصفهانی است یا این تنها بخشی از کارنامه شما را تشکیل می‌دهد؟

بسیاری هستند که وقتی فعالیت‌شان در مستندسازی جدی‌تر می‌شود، معمولاً به سمت پایتخت می‌روند و کارشان را در تهران ادامه می‌دهند. اما برای من شاید نوعی علاقه و دلبستگی به شهرم باعث شده بیشتر سراغ سوژه‌هایی بروم که در اصفهان ریشه دارند یا به اصفهان مربوط می‌شوند.

البته برخی مستندسازی را صرفاً مرحله‌ای مقدماتی برای ورود به سینمای داستانی می‌دانند، اما نگاه من این‌طور نیست. من مستند را یک رشته تخصصی و مستقل می‌دانم که باید در همان چارچوب جدی گرفته شود و ارزش فعالیت اختصاصی دارد، نه صرفاً پلی برای رسیدن به گونه‌های دیگر سینما.

چشم‌انداز مستندسازی در اصفهان را چگونه می‌بینید؟

به نظر می‌رسد محدودنگری‌ها و نگاه‌های بسته در مدیریت فرهنگی باعث شده رشد این عرصه به اندازه کافی محقق نشود. البته مستندسازان توانمند و آثار ارزشمند در اصفهان کم نیستند، اما برای شکوفایی بیشتر، فضای مدیریتی و فرهنگی باید همراهی و حمایت بیشتری داشته باشد.

متأسفانه گاهی نگاه مدیران به هنر بیش از حد بازاری و کاسب‌کارانه است؛ به‌گونه‌ای که در مذاکرات مربوط به قراردادها و حمایت‌ها، ارزش واقعی کار هنری نادیده گرفته می‌شود. همین نگاه‌های محدود و انتخاب‌های سلیقه‌ای، مانع اصلی پیشرفت مستندسازی در اصفهان است.

با وجود تمام دلبستگی‌ و دغدغه‌ای که نسبت به اصفهان وجود دارد، بسیاری از هنرمندان به چالش‌های ساختارمند مانند نبود برنامه‌ریزی کلان یا نگاه صحیح به هنر اشاره می‌کنند. به نظر شما مهم‌ترین چالش پیش روی یک هنرمند (مستندساز) در اصفهان چیست؟

به نظر من، مهم‌ترین مشکل نبود برنامه‌ریزی مشخص است. وقتی برنامه‌ریزی وجود ندارد، نشان می‌دهد که انتخاب مدیر اشتباه بوده است. مدیری که برای حوزه فرهنگ و هنر انتخاب می‌شود، باید توانایی مدیریت، دلسوزی و مسئولیت‌پذیری داشته باشد.

اگر چنین فردی در جایگاه درست قرار بگیرد، قطعاً می‌تواند برنامه‌ریزی‌های مؤثری انجام دهد. نبود برنامه‌ریزی یعنی مدیر نتوانسته نقش خود را درست ایفا کند.حالا پرسش این است که یک مدیر فرهنگی چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟ به اعتقاد من، پیش از هر چیز باید از جنس همان حوزه باشد.

یعنی اگر قرار است بر سینمای مستند نظارت کند، خودش تجربه زیسته و دغدغه‌های این حوزه را داشته باشد. چنین مدیری بهتر می‌تواند مشکلات هنرمندان را درک کند و برای حل آن‌ها همکاری کند.اما از زاویه نگاه شخصی‌ام به‌عنوان یک مستندساز، دغدغه اصلی چیزی فراتر از مدیریت است.

من همیشه سعی کرده‌ام صدای خودم را از طریق مستند به گوش برسانم، چون دغدغه‌های فرهنگی و ارزشی کشور برایم اهمیت دارد. مشکل اصلی اینجاست که مستندسازی در ایران هنوز به‌عنوان «شغل» به رسمیت شناخته نمی‌شود. در حالی‌که یک مستندساز باید تمام فکر و انرژی خود را روی کارش بگذارد و دغدغه دیگری نداشته باشد، اما واقعیت این است که به‌دلیل مشکلات اقتصادی، مجبور می‌شویم به کارهای دیگری روی بیاوریم.

فرآیند تولید یک مستند، حداقل ده ماه تا یک سال زمان می‌برد؛ از پژوهش و تحقیق گرفته تا نگارش، پیش‌تولید، تولید و پس‌تولید. در تمام این مراحل، هزینه‌های مختلفی صرف می‌شود؛ تجهیزات، نیروی انسانی و زمان. با این حال، قراردادهایی که برای تولید مستند بسته می‌شود، به‌قدری پایین است که حتی از درآمد ضعیف‌ترین اقشار جامعه هم کمتر به حساب می‌آید.

این شرایط باعث می‌شود که مستندساز به فکر شغل دوم بیفتد. اما وقتی وارد کار دیگری می‌شود، تمرکز و انرژی‌اش تقسیم شده و دیگر نمی‌تواند تمام‌وقت برای مستند وقت بگذارد. همین مسئله در نهایت به تضعیف سینمای مستند منجر می‌شود.

در اصفهان حدود یک سال است که هر هفته جلساتی در رابطه با مستند تحت عنوان دورهمی مستندپژوهی نیم‌ماه برگزار می‌شود. با توجه به اینکه بستر پخش مستند تنها به تلویزیون محدود می‌شود، یکی از مزیت‌های این جلسات ارتباط مستقیم با مخاطبان است. برگزاری جلسات نمایش مستند و ارتباط مستقیم با مخاطب، چقدر در تکمیل فرآیند فیلمسازی اهمیت دارد؟ بازخوردهایی که از این جلسات گرفته‌اید، چگونه بوده است؟

مسئله اینجاست که این اتفاقِ نمایش مستند که هر هفته در جریان است، نه توسط هیچ ارگانی و نه توسط هیچ سازمانی حمایت نمی‌شود. متأسفانه هیچ‌کس و هیچ نهاد یا سازمانی تا به حال هیچ اقدامی برای چنین فعالیتی انجام نداده است. این کار تنها توسط یک فرد دغدغه‌مند در این زمینه پیش برده شده و تا حالا چندین جلسه برگزار شده که متأسفانه استقبال چندانی از آن نشده است.

خیلی از دوستان مستندساز را می‌شناسم که اگر امکان شرکت در این جلسات را داشتند، خود این فضا می‌توانست به محلی فرهنگی برای انتقال تجربه تبدیل شود.

این دورهمی‌ها می‌توانست پاتوقی برای قشر فرهنگی جامعه، به‌ویژه مستندسازان، باشد. اما متأسفانه شاید به خاطر برخی تنگ‌نظری‌ها، استقبال خوبی از این جلسات نشد. با این حال، این جلسات همچنان ادامه دارد و برگزار می‌شود.

امیدوارم به زودی اتفاق خوبی رقم بخورد و استقبال بهتری شود. مستندسازان بیایند و دور هم جمع شوند، نگاه‌هایشان را به هم نزدیک کنند. حتی اگر نگاه‌هایشان فاصله دارد، دل‌هایشان به هم نزدیک شود. همین گفت‌وگوها و انتقال تجربه‌هاست که می‌تواند زاینده اتفاق‌های خوبی باشد.

همه از ظرفیت‌های بی‌نظیر اصفهان حرف می‌زنند. به نظر شما چه ظرفیت‌های ناب و روایت‌نشده‌ای برای مستندسازی در اصفهان وجود دارد که هنوز آن طور که باید، به آنها پرداخته نشده است؟

همانطور که می‌دانید، ظرفیت اصفهان در ابعاد مختلف هنری بسیار گسترده و یک شهر فرهنگی، سنتی و با قدمت است. اکثر مردم اصفهان، هر کدام به نوعی با هنر آشنا هستند و این توقع وجود دارد که در چنین فضای فرهنگی و هنری، خروجی آثار هنری بسیار بیشتری داشته باشیم.

البته هنر فقط به قلمزنی و سفره قلمکار محدود نمی‌شود. هنر در زمینه‌های مختلفی وجود دارد و در اصفهان نیز هنر در عرصه‌های گوناگون حاضر است، باید برای آن ارزش قائل شد و به آن بها داد تا پرورش پیدا کند.

اصفهان استعدادهای زیادی دارد و در زمینه‌های مختلف هنری، قابلیت پرداختن بیشتر را دارد تا خروجی‌های بهتری از آن حاصل شود. متأسفانه این اتفاق به شکل مطلوب نیفتاده است و اگر به این موضوع بی‌توجهی بشود، شاید در آینده‌ای نه‌چندان دور، آن قطب فرهنگی و هنری که اصفهان اکنون هست را دیگر نداشته باشیم؛ اگر همین‌گونه به آن توجه نشود.