مروری کوتاه بر تأثیر بی‌بدیل زاون قوکاسیان بر سینمای اصفهان به بهانه سالروز درگذشت او

به یاد زاون قوکاسیان پدرخوانده سینمای اصفهان

یک اسفند برای اهالی سینمای اصفهان، روز از دست دادن پناه‌شان است؛ روزی که زاون قوکاسیان رفت. مردی که برای بسیاری حکم پدر را داشت؛ حامیِ بی‌حاشیه‌ای که کوچک و بزرگِ این خانواده را در بر می‌گرفت و حمایت از هنرمندان، به‌ویژه سینماگران شهرستانی، را وظیفه خود می‌دانست.

تاریخ انتشار: 12:16 - پنجشنبه 30 بهمن 1404
مدت زمان مطالعه: 8 دقیقه
به یاد زاون قوکاسیان پدرخوانده سینمای اصفهان

به گزارش اصفهان زیبا؛ یک اسفند برای اهالی سینمای اصفهان، روز از دست دادن پناه‌شان است؛ روزی که زاون قوکاسیان رفت. مردی که برای بسیاری حکم پدر را داشت؛ حامیِ بی‌حاشیه‌ای که کوچک و بزرگِ این خانواده را در بر می‌گرفت و حمایت از هنرمندان، به‌ویژه سینماگران شهرستانی، را وظیفه خود می‌دانست.

وقتی در مسیر فیلم‌سازی به بن‌بست می‌خوریم، ناخودآگاه یاد او می‌افتیم؛ همان که هیچ درخواست کمکی را بی‌پاسخ نمی‌گذاشت. هر هنرمند اصفهانی به نوعی مدیون نگاه و پیگیری اوست؛ نگاهی که سینما را ریشه‌دار در خاک اصفهان می‌خواست. از نگارش نخستین کتاب درباره یک فیلم ایرانی و بنیان‌گذاری سینمای آزاد اصفهان تا دبیری جشنواره حسنات، تدریس دانشگاهی، داوری جشنواره‌های بین‌المللی و ثبت تاریخ شفاهی سینما، رد پایش در حافظه فرهنگی این شهر ماندگار مانده است.

حسنات، خانه‌ای با چراغ خاموش

چند سالی است که جای خالی جشنواره‌ فیلم کوتاه حسنات در فضای فرهنگی اصفهان احساس می‌شود. این جشنواره، روزگاری نه‌چندان دور، یکی از مهم‌ترین انگیزه‌ها برای فیلم‌سازان جوان بود تا گام نخست را به‌سوی دنیای حرفه‌ای سینما بردارند.

حسنات جشنواره‌ای بود که علاقه‌مندان را جدی می‌گرفت، استعدادها را شناسایی می‌کرد و بستری برای رشد هنرمندان جوان فراهم می‌آورد. آثار فیلم‌سازان نه‌تنها دیده می‌شد، بلکه در کارگاه‌های آموزشی همراه نقد، تحلیل و آموزش حرفه‌ای قرار می‌گرفت.

حسنات از مرزهای اصفهان فراتر رفت و با اعلام فراخوان سراسری، فیلم‌سازانی از سراسر ایران را گرد هم می‌آورد تا تجربه، ایده و نگاه خود را به اشتراک بگذارند.
وجه متمایز حسنات تمرکز آن بر فرهنگ بومی و ارزش‌های انسانی بود. مفاهیمی چون احسان، نیکوکاری، مسئولیت اجتماعی و کرامت انسانی در محور جشنواره قرار داشت و همین موضوع، آن را به رویدادی فرهنگی و اخلاق‌محور بدل کرده بود.

هدف روشن بود: ایجاد زمینه‌ای برای تولید فیلم‌های کوتاه با مضامین انسانی، کشف استعدادهای تازه و پیوند عمیق میان سینما و مسئولیت اجتماعی.

زاون قوکاسیان: چراغ راهنمای بی‌بدیل

در سال‌های آغازین، زاون قوکاسیان دبیری جشنواره حسنات را برعهده داشت؛ چهره‌ای اثرگذار در نقد و آموزش سینما که به جشنواره انسجام و اعتبار ویژه‌ای می‌داد.
او که از فضای هنری و فرهنگی اصفهان شناخت عمیقی داشت، با نگاهی استاندارد و در عین حال بومی، سنگ‌بنای جشنواره را گذاشت و به دنبال هویتی اصیل برای آثار بود؛ هویتی که امروز فقدانش در بخش بزرگی از سینمای کوتاه حس می‌شود.

قوکاسیان نه‌تنها در جشنواره‌ حسنات، بلکه در برگزاری جشنواره‌ کودک و نوجوان و سایر فعالیت‌های فرهنگی اصفهان نقش پررنگی داشت. پس از درگذشت او، شور و تداوم آن فضا نیز به‌تدریج کاهش یافت.

چرا جشنواره حسنات برگزار نشد؟

مهم‌ترین دلیل توقف حسنات را باید در جای دیگری جستجو کرد؛ جایی فراتر از جدول بودجه و هزینه‌ها.

هر جشنواره‌ای برای برگزاری به حامی مالی نیاز دارد، اما تداوم یک جریان فرهنگی، به چیزی فراتر از پول نیازمند است که در احساس مسئولیت معنا می شود.
جشنواره حسنات در سال‌های اوج خود، بیش از آنکه یک رویداد اداری باشد، یک «خانه» بود.

این خانه را کسی ساخت و گرم نگه داشت که دغدغه‌اش فقط برگزاری یک جشنواره نبود، بلکه آینده‌سازی برای سینمای اصفهان بود.
زاون قوکاسیان، دبیر جشنواره، نماد این نگاه پدرانه به هنرمندان جوان بود. او نه فقط یک مدیر، که یک «مأمن» و پناهگاه برای دانشجویان و فیلمسازان تازه‌نفس به شمار می‌رفت.
راز موفقیت حسنات در نگاه قوکاسیان خلاصه می‌شد: این باور که مهم‌ترین سرمایه یک شهر، هنرمندان جوان آن هستند.

او با پدرانگی خود، به فیلمسازان جوان جرأت تجربه کردن می‌داد، از آن‌ها حمایت عاطفی و فکری می‌کرد و فضایی امن برای طرح ایده‌هایشان فراهم می‌آورد. این احساس تعلق و امنیت، انگیزه‌ای فراتر از جایزه و اعتبار بود..

چراغ امید: احیای جشنواره برای آینده سینمای کوتاه

امروز، حسنات اگر دوباره احیا شود، می‌تواند چراغ امید را در دل هنر دوستان و فیلمسازان روشن کند و دوباره آن‌ها را گرد هم بیاورد.
توقف جشنواره، خلاء بزرگی ایجاد کرده که هیچ رویداد دیگری نتوانسته آن را کاملا پر کند. سینمای کوتاه ایران نیازمند بستری است که هم کیفیت را ارتقا دهد و هم جامعه هنری را فعال نگه دارد.
بازگشت جشنواره حسنات با حفظ آن روح اصیل، نه تنها یادآور یک خاطره شیرین است، بلکه یک سرمایه‌گذاری حیاتی برای آینده سینمای مستقل کشور خواهد بود.

تمایز میان سینمای «آزاد» و سینمای «مستقل»

در روزگاری که برچسب «مستقل» به هر فیلمی زده می‌شود که خارج از چارچوب تولیدات دولتی یا جریان اصلی اکران ساخته شده‌ باشد، بازخوانی میراث فکری زاون قوکاسیان ضرورتی دوچندان می‌یابد.

او به خوبی می‌دانست که «آزاد» بودن صرفا به معنای استقلال مالی یا خارج از سیستم بودن نیست. زاون در طول سال‌ها تدریس و نقد، همواره بر تمایز بنیادین این دو مفهوم پای می‌فشرد.

از منظر قوکاسیان، «سینمای آزاد» بیش از آن که یک مدل تولید باشد، یک «حالت وجودی» و «روحیه» است. او در گفت‌وگوهای متعدد، به ویژه در مستندهایی که درباره تاریخ سینمای تجربی ایران ساخته شد، تأکید می‌کرد که سینمای آزاد در دهه‌های 04 و 05، بر پایه «رفاقت» و «رؤیای جمعی» شکل می‌گرفت. فیلمساز آزاد کسی بود که نه‌تنها از قید تهیه‌کنندگان و استبداد پخش رها شده بود، که مهم‌تر از آن، از دستورالعمل‌های فرمی و روایی رایج نیز «آزاد» بود.

او در جایی به فیلم «فصلی دیگر» خود اشاره می‌کند که اثری صامت، غرق در سکوت و متأثر از «چشمه» آربی آوانسیان بود؛ فیلمی که تلاش می‌کرد معماری از دست رفته اصفهان را با فضایی سوررئال و ذهنی پیوند بزند. این دقیقا همان جایی است که مرز سینمای آزاد با سینمای مستقل مشخص می‌شود: آزادی از «قالب».

در مقابل، زاون «سینمای مستقل» را نوعی «انتخاب حرفه‌ای» می‌دانست. سینمایی که اگرچه خارج از حاکمیت اقتصادی جریان اصلی ساخته می‌شود، اما همچنان دغدغه ارتباط با مخاطب گسترده‌تر و رعایت قراردادهای روایی را حفظ می‌کند.

او هرگز به این نوع سینما به دیده تحقیر نگاه نمی‌کرد، بلکه معتقد بود این دو مسیر، دو کارکرد متفاوت دارند: سینمای آزاد به مثابه «آزمایشگاه» برای کشف زبان تازه و سینمای مستقل به مثابه «صدایی دیگر» در دل بازار. شاید به همین دلیل بود که او پس از انقلاب، با وجود ورود به تلویزیون و ساخت فیلم‌های مستند ارزشمندی چون «خاج شویان» و «نقش خیال»، هرگز جستجوگر بودن و نگاه تجربی خود را از دست نداد .

یکی از مهم‌ترین نکاتی که زاون قوکاسیان در تحلیل‌هایش به آن می‌پرداخت، مسئله «تاریخ مصرف» این دو نوع سینما بود.
به باور او، سینمای آزاد به دلیل تجربی بودنش، ماندگار و تاریخ‌ساز است، در حالی که سینمای مستقل ممکن است در زمان خود تأثیرگذار باشد، اما لزوما نمی‌تواند زبان سینما را دگرگون کند.
امروز، اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، باید بپذیریم که بسیاری از آنچه امروز «سینمای مستقل» نامیده می‌شود، در بهترین حالت فقط «سینمای کم‌خرج» است.

آثاری که شاید در فرم و محتوا چندان تفاوتی با جریان اصلی ندارند و تنها به دلیل بودجه اندک یا پخش محدود، این برچسب را یدک می‌کشند.
این در حالی است که میراث زاون قوکاسیان از سینمای آزاد، میراث «ریسک کردن» و «آزمودن» است. او و هم‌نسلانش در سینمای آزاد، نه به فکر اکران بودند و نه به دنبال جلب رضایت جشنواره‌ها، آنها می‌خواستند سینما را از نو اختراع کنند.

حامی بی‌ادعای هنرمندان جوان

وقتی از زاون قوکاسیان صحبت می‌کنیم، نام او پیش از هر چیز یادآور تألیفات ارزشمند و نگاه دقیقش به سینماست؛ اما برای من و بسیاری از هنرجویان سینما در اصفهان، او فراتر از یک نویسنده یا منتقد است. نقش او به‌عنوان استاد و حامی بی‌ادعا، در تاریخ سینمای اصفهان ثبت شده است.
او نه فقط در انجمن سینمای جوان، که در هر محفل سینمایی و حتی فراتر از مرزهای این شهر، به دنبال کشف و حمایت از هنرمندان جوان، به‌ویژه هنرمندان به اصطلاح «شهرستانی» بود.
محسن مزدبران درخصوص نقش زاون در دانشگاه سپهر چنین توضیح داد: «نکته قابل توجه این است که زاون قوکاسیان در تأسیس خود دانشگاه سپهر نقشی نداشت. این دانشگاه از سال ۱۳۸۴ کار خود را آغاز کرد و زاون در سال ۱۳۸۷ به جمع ما پیوست. اما نقطه عطف ماجرا اینجاست: او در مهرماه ۱۳۸۷ به‌عنوان مدیر گروه رشته سینما به دانشگاه سپهر آمد و عملا پایه‌های این رشته را بنا نهاد. کار اصلی از آن زمان شروع شد؛ او برنامه درسی را طراحی کرد، جدول آموزشی را بست و مشخص کرد که کدام درس در کدام ترم ارائه شود. اما شاید مهم‌ترین کارش در آن برهه، دعوت از اساتید برجسته و مجرب سینما بود. هنرجویان ما آن روزها از محضر استادانی بهره بردند که مستقیما به واسطه دعوت و اعتبار زاون به اصفهان آمدند؛ افرادی مثل آقای خسرو دهقان، تهامی‌نژاد و حبیب احمدزاده که هر کدام نقش مؤثری در کیفیت آموزش داشتند.»

مزدبران در ادامه درباره حمایت زاون قوکاسیان از هنرمندان جوان اضافه کرد: «آنچه زاون قوکاسیان را از بسیاری از مدیران گروه متمایز می‌کرد، توجه ویژه و بی‌دریغ او به جوان‌ها بود. او زمان می‌گذاشت؛ وقت می‌گذاشت برای خواندن فیلمنامه‌های دانشجویان و هنرجویان. بارها پیش می‌آمد که بچه‌ها برای مشورت درباره فیلم و فیلمنامه به خانه او می‌رفتند و او با جان و دل پای صحبت‌هایشان می‌نشست. حمایتش فقط محدود به جنبه‌های معنوی نبود؛ سعی می‌کرد ارتباطی میان این استعدادهای جوان با نهادهای فرهنگی برقرار کند تا آنها بتوانند به‌عنوان نیروی متخصص جذب بازار کار شوند. در جشنواره‌ها نیز همیشه حامی بچه‌ها بود و دوست داشت نام هنرمندان اصفهان را در محافل ملی بدرخشد.»

مزدبران ادامه داد: «زاون همیشه می‌گفت اگر ما از این بچه‌ها حمایت نکنیم، کسی به آنها بها نمی‌دهد. این باور او بود. نمونه بارز این نگاه، معرفی شاگردانش به دانشگاه‌ها و آموزشگاه‌ها برای تدریس بود. یکی از این افراد خانم عطیه سلطانی است که دانشجوی او بود و امروز خودش به‌عنوان فیلمنامه‌نویس و مدرس فعالیت می‌کند. این چرخه حمایت، مختص اصفهان هم نبود و نگاه او به هنرمندان شهرستانی همواره سرشار از لطف و توجه بود.»

آنچه از روایت محسن مزدبران برمی‌آید، تصویر مدیری فرهنگی است که نه با سازندگی فیزیکی، که با نفس و باورش، نهادی آموزشی را زنده کرد. زاون قوکاسیان نمونه بارز کسی بود که «ساختار» را با «روح» پر کرد؛ جایی که زیربنا را انسان‌ها می‌سازند. او نشان داد حمایت از هنر، بیش از بودجه و ساختمان، به دیدن و باور داشتن نیاز دارد. میراث او در سینمای اصفهان، نه فقط در کتاب‌ها، که در نسل‌هایی از هنرمندان جاری است که او روزی به آنها بها داد.

پدرخوانده نقد سینمایی در ایران

زاون قوکاسیان، چهره ماندگار فرهنگ و سینمای اصفهان، برای دوستان و همراهانش تنها یک نام نبود، بلکه یک طرز فکر و سبک زندگی بود.
غلامرضا مهیمن، از دوستان نزدیک او، در گفت‌وگویی صمیمی از ابعاد شخصیت این مرد می‌گوید که تمام هستی خود را صرف اعتلای فرهنگ شهر و دیارش کرد.

مهیمن زندگی زاون را در سه وجه خلاصه می‌کند: عشق به مادر، عشق به اصفهان و دغدغه همیشگی برای اعتلای فرهنگ، به‌ویژه سینما.
او معتقد است زاون گوهری بود که جایگزینی برایش متصور نیست.

چشم‌انداز زاون؛ آینده‌ای روشن برای سینمای اصفهان

زاون قوکاسیان به آینده سینمای اصفهان امیدوار بود؛ اما نه از سر خوش‌بینی صرف، بلکه به این دلیل که خود برای تحقق آن تلاش می‌کرد.

مهیمن می‌گوید: «هر حرکت نو و خلاقانه‌ای که بچه‌های اصفهان شروع می‌کردند، زاون اولین حامی‌شان بود. او راه را برایشان باز می‌کرد، از لحاظ معنوی و حتی مالی پشتیبان بود و با چهره اثرگذار و دوست‌داشتنی‌اش، دل همه را به دست می‌آورد. او به فیلمسازان صاحب‌سبکی مثل عباس کیارستمی باور داشت و فیلمسازان مطرح را به اصفهان دعوت می‌کرد تا نسل جدید از نزدیک با آنها گفت‌وگو کند. چشم‌انداز زاون، آینده‌ای بود که در آن سینمای اصفهان با تکیه بر استعدادهای بومی و حمایت از نوآوری، حرفی برای گفتن داشته باشد. خودش نیز با وجود پیشنهادهای پرشمار، ترجیح داد در اصفهان بماند و برای اعتلای فرهنگ شهرشبکوشد.»

از تألیف اولین کتاب تا پرورش فیلمسازان

زاون قوکاسیان را می‌توان پایه‌گذار نقد سینمایی در ایران دانست.
مهیمن با اشاره به اولین کتابی که درباره یک فیلم در ایران منتشر شد، می‌گوید: «اولین بار زاون بود که کتابی درباره فیلم «چشمه» ساخته آربی آوانسیان نوشت. این سرآغازی شد برای تألیف بیش از بیست کتاب درباره سینماگران بزرگی مثل مسعود کیمیایی، بهرام بیضایی و عباس کیارستمی.»

اما روش او در نقد و آموزش، فراتر از نوشتن بود. زاون در دانشگاه سال‌ها مدیر گروه سینما بود و بهترین اساتید را به اصفهان می‌آورد.

مهیمن تأکید می‌کند: «در دوران مدیریت او، سطح علمی دانشجویان چنان بالا رفت که هر کدام امروز فیلمسازانی موفق هستند.»
اما نکته درخشان در شیوه نقد زاون، حمایت‌گرایی او بود. مهیمن با حسرت می‌گوید: «اگر فیلم یک جوان حتی یک پلان خوب داشت، زاون آن را برجسته می‌کرد و به روی دست می‌گرفت تا فیلمساز دلگرم شود. هرگز نقاط ضعف را نمی‌گفت که مبادا نسل جوان دلسرد شود. این بزرگ‌ترین درس او برای همه ما بود.»

زاون فراتر از سینما، در عرصه‌های دیگر نیز پیشگام بود. انتشار فصلنامه وزین «پارسی» با همکاری سرکار خانم سلطانی، دعوت از چهره‌های فرهنگی تهران به اصفهان، حمایت از تئاتر و حتی ساخت فیلم‌های مستند برای صداوسیما بخشی از کارنامه پربار اوست.

مهیمن از سرنوشت کتابخانه و آثار زاون هم می‌گوید که ابتدا نزد آقای مصطفی حیدری نگهداری می‌شد، سپس به کتابخانه شهرداری و دانشگاه منتقل شد.
او امیدوار است روزی موزه هنر اصفهان راه‌اندازی شود و غرفه‌ای به نام زاون، یادآور تلاش‌های این مرد برای فرهنگ شهرش باشد.