شهریار را همان شاعری بنامید که در آثارش ظرفیت‌های زبان فارسی را در سیمایی تازه بیان کرد

شهریار؛ نماد پیوند با زبان فارسی

سید محمدحسین بهجت تبریزی، متخلص به «شهریار» را همان شاعری بنامید که در آثارش توانست غنا، طراوت و ظرفیت‌های بی‌پایان زبان فارسی را در سیمایی تازه و مردمی بیان کند.

تاریخ انتشار: 13:30 - پنجشنبه 27 شهریور 1404
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
شهریار؛ نماد پیوند با زبان فارسی

به گزارش اصفهان زیبا؛ سید محمدحسین بهجت تبریزی، متخلص به «شهریار» را همان شاعری بنامید که در آثارش توانست غنا، طراوت و ظرفیت‌های بی‌پایان زبان فارسی را در سیمایی تازه و مردمی بیان کند.

از همان کودکی نشانه‌های ذوق شعری در او آشکار بود و در مسیر زندگی، روح و جانش به سوی شعر مایل شد. تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خود گذراند و بعدها برای ادامه‌ تحصیل راهی تهران شد. نخست پزشکی را برگزید، اما دل به آن نداد و سرانجام به دانشکده‌ حقوق روی آورد. با این حال، آنچه از آغاز تا پایان زندگی در وجودش شعله‌ور بود، نه طبابت بود و نه وکالت، بلکه شوق شعر و سرودن بود.

شهریار از نوجوانی انس خاصی با زبان و ادبیات کهن داشت. دیوان حافظ، همچون بسیاری از بزرگان ادب فارسی، مونس و راهنمای او شد؛ گنجینه‌ای که بارها و بارها به آن رجوع می‌کرد و الهام می‌گرفت. همین دلدادگی با میراث کلاسیک بود که بعدها در کنار تجربه‌های شخصی و زبان مردمی، شعر او را به یکی از درخشان‌ترین جلوه‌های ادبیات معاصر بدل کرد.

شهریار را باید شاعری دانست که هم به ریشه‌های سنتی شعر فارسی تکیه داشت و هم با نگاهی تازه روحی تازه در آن دمید. او در دورانی زندگی می‌کرد که شعر فارسی در حال تحولی تازه بود؛ از یک‌سو نیما یوشیج پرچم شعر نو را برافراشته بود و از سوی دیگر، قالب‌های کلاسیک همچنان جایگاه خود را حفظ کرده بودند. شهریار توانست در این میان راهی میانه بیابد؛ راهی که هم به اصالت سنت وفادار بماند و هم از تجربه‌های نو غافل نشود.

او در قالب‌های کلاسیک همچون غزل، قصیده و مثنوی به شکوفایی رسید و در عین حال در قلمرو شعر نیمایی نیز آثاری ارزشمند خلق کرد. همین تلفیق، جایگاه شهریار را در ادبیات معاصر یگانه و ممتاز ساخت. غزل‌های او هم ریشه در سنت حافظ و سعدی و مولانا داشتند و هم از زبان عاطفی و ملموس زمانه سرشار بودند.

شهریار توانست غزل فارسی را از برج عاج کلاسیک پایین آورد و در خانه و دل مردم جای دهد. او با بیانی صمیمی و عاشقانه، پلی ساخت میان سنت و زندگی روزمره و همین ارتباط مستقیم با مخاطب، راز ماندگاری شعر او شد.

غزل مشهور «علی‌ای همای رحمت» نمونه‌ای درخشان از آثار شهریار است؛ غزلی که هم در میان اهل ادب جایگاهی ویژه دارد و هم در دل عموم مردم نیز نفوذ یافته.

در این سروده، شهریار با زبانی آکنده از مهر، تصویری تازه و صمیمی از حضرت علی (ع) را ارائه می‌کند و عرفان و معنویت را با زبان مردمی شعر در هم می‌آمیزد.در کنار این وجه، غزل‌های عاشقانه‌ او نیز از ماندگاری خاصی برخوردار است. «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا» از مشهورترین غزل‌های قرن معاصر است؛ سروده‌ای که بسیاری آن را هم‌سنگ با بهترین غزل‌های حافظ و سعدی می‌دانند.

شهریار در این آثار نشان می‌دهد که چگونه می‌توان با زبانی ساده و صمیمی، عمیق‌ترین عواطف انسانی را به شعر بدل کرد.اما او تنها به زبان فارسی شعر نسرود. شهریار به زبان ترکی آذری نیز اشعاری ارزشمند دارد و در این میان، منظومه‌ «حیدربابایه سلام» جایگاهی بی‌همتا یافته است؛ اثری که در ستایش زادگاه و خاطرات کودکی‌اش سرود و به یکی از ماندگارترین متون ادبیات آذری بدل گشت.

همین پیوند زبانی در کلام شهریار، اهمیت شهریار او را دوچندان می‌کند؛ چرا که او توانست پلی میان فرهنگ فارسی‌زبانان و ترک‌زبانان ایران باشد.شهریار با توانایی ویژه‌ خویش نشان داد که زبان فارسی ظرفیتی خاص برای گرد هم آوردن همه‌ اقوام ایرانی دارد؛ زبانی که در کنار زبان مادری او نه تنها کم‌رنگ نشد، بلکه مجال درخشش بیشتری یافت و حضور پررنگ‌تری در آفرینش‌های ادبی او پیدا کرد.

همچنین، غزل «از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران» یکی دیگر از سروده‌های درخشان استاد شهریار است؛ شعری که در عین سادگی زبان، ضربه‌ای عاطفی و ماندگار بر دل مخاطب می‌نشاند. شهریار در این غزل، روایت شکست در عشق را با بیانی صمیمی بازمی‌گوید، اما آن را در حد یک تجربه‌ شخصی باقی نمی‌گذارد؛ بلکه به سطحی فراتر می‌برد و از دل آن حقیقتی انسانی می‌سازد.

شهریار را می‌توان نماد پیوند شاعر با زبان فارسی دانست؛ او نشان داد که این زبان، هم توان حفظ میراث کهن را دارد و هم ظرفیت نوآفرینی را؛ زبانی که در شعر او، از سادگی و صمیمیت مردم گرفته تا والاترین اندیشه‌های انسانی، مجال ظهور می‌یابد.

او از معدود شاعرانی بود که توانست میان شعر کلاسیک و مدرن، میان اقوام گوناگون ایران و میان مردم عادی و نخبگان فرهنگی پلی ماندگار بنا کند.از همین رو، روز درگذشت او به نام «روز بزرگداشت زبان و ادب فارسی» در تقویم ثبت شد؛ چرا که در سیمای او می‌توان چهره‌ زبان فارسی را دید؛ زبانی ریشه‌دار و کهن و در عین حال زنده و پویا، مردمی و صمیمی و آشنا و بی‌پیرایه؛ درست همچون غزل‌های جاودانه‌ استاد شهریار.