به گزارش اصفهان زیبا؛ من علیرغم اینکه متولد اواخر دهه هشتاد هستم، به دلایلی از جشنهای قدیمی عقد و عروسی قدیمی خاطرههای قشنگی دارم. مثلاً خاطرم هست که شوهرِ خالهکوچیکهام وسط حیاط خانه آقاجون، خیمهای نصب کرد که مشابه خیمههای روضه بود. هنوز برایم یادآوری قشنگی است که وقتی پارچه برزنتی سراسر حیاط را پوشاند، سر ظهر را تبدیل به غروب کرد و من که عاشق سایه بودم، ذوقزده شدم و آرزو کردم که هیچ وقت این سایهبان را برندارند.
ما وقتی بچه بودیم خیلی علاقه داشتیم که دور حاشیه فرش بدوبدو کنیم و سایهبان و فرشهایی که حیاط را پوشانده بودند، این فرصت را به ما میداد که تاجایی که نفس داشتیم در همین حیاط آمادهشده برای جشن، بازی کنیم. حقیقتاً قشنگترین خاطرات عمرم را در عروسیهای سنتی گذراندهام.تازه با عروسیهای تالاری خو گرفته بودم که ناگهان رسومات جدیدتری به وقوع پیوست.
عروسیها شبیه به دیسکو شد، مراسم عقد، نه در جایی مثل خانه یا محضر، بلکه در مکانی مشابه یک آتلیه برگزار شدند و از همه عجیبتر، با مفهوم فرمالیته مواجه شدم که حتی اگر با اکران عمومیاش برای مهمانان کنار بیایم، از مصنوعی بودنش متنفرم.اسمش فرمالیته است، اما حاصلش موزیک ویدئو و عکسهای ژورنالی است. واقعاً چرا باید مثل بازیگرها در یک لوکیشنی که اصلاً در سبک زندگیمان جایی ندارد، جلوی دوربین حاضر شویم و بعد ادای عاشقهایی را درآوریم که به شکل روتین آنجا زندگی میکنند؟ آنهم با لباس عروس؟
برای عروسی چندصدتا و چندهزارتا مهمان با گرایشها و سنین مختلف دعوت میشوند و بعد فضای جشن را مشابه دیسکو میکنند که دیگر میزبانیاش توسط عروس و داماد نیست، بلکه توسط دیجی مدیریت و میزبانی میشود. فرزندانی که به همراه والدین خود به مراسم دعوت شدند، باید تصور کنند که در یک جمع دیپلماتیک خشک و رسمی حضور یافتند است که اگر دست و از پا خطا کنند، یک ملت به تاراج میرود و طبیعتاً همچین جایی نه تنها برایشان خاطره نمیشود که حوصله سر بر هم هست.دیگر اینکه موزیکهای جشن عروسی، مثل سابق موزون و هنرمندانه نیستند، رو مخ و اعصاب خورد کنند.
نتیجه اینکه کرامت مهمان مجلس عروسی، حفظ نمیشود، نه پذیراییاش بهجاست و نه مهمان امکان شریک شدن در شادی مهمانان دیگر را میدهد. گویی مهمان فقط آمده که شام بخورد و بعد یک بسته پول یا یک کارت هدیه تقدیم کند و برود. همان بهتر که در این عروسیها رفقای عروس و داماد دعوت شوند.میخواهم یک اطلاعیه بدهم که در آن خطاب به دوستان و آشنایان و اقوام بگویم، اگر مراسم جشن شما، دیسکو است، مرا دعوت نکنید. من نه بلدم با یک موسیقی تند، بالا و پایین بپرم و مثل یک تماشاگر فوتبال موج مکزیکی بروم و نه دوست دارم بابت یک وعده شام دو برابر قیمت آن خرج کنم و چند ساعت هم فضای نامساعد دیسکو را تحمل کنم.



