راه امید به آینده را باز کنیم

در شرایطی که جامعه دچار التهاب‌های اقتصادی و اجتماعی شده، پرسش‌هایی درباره ماهیت این حوادث به میان آمده است؛ موضوعی که احمد مهرشاد، هیئت‌علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه اصفهان، در رابطه با آن با «اصفهان‌زیبا» گفت‌وگو کرده است.

تاریخ انتشار: 12:16 - دوشنبه 22 دی 1404
مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه
راه امید به آینده را باز کنیم

به گزارش اصفهان زیبا؛ در شرایطی که جامعه دچار التهاب‌های اقتصادی و اجتماعی شده، پرسش‌هایی درباره ماهیت این حوادث به میان آمده است؛موضوعی که احمد مهرشاد، هیئت‌علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه اصفهان، در رابطه با آن با «اصفهان‌زیبا» گفت‌وگو کرده است.

برداشت شما از وضعیت موجود چیست؟

به‌نظر می‌رسد از سال‌های گذشته تا الان خواست یک عده عوامل داخلی و خارجی این بوده است که مردم خودشان را در شرایط «فقدان آینده» ببینند؛ یعنی موقعیتی که فرد احساس می‌کند جامعه به بن‌بست رسیده و هیچ‌گونه تغییروتحولی دیگر به جایی نمی‌رسد. در این شرایط او دیگر هیچ ابایی از هیچ کاری ندارد.

با خودش می‌گوید حتی اگر یک آینده مبهمی هم بتوان متصور شد، بهتر از وضعیت فعلی است؛ حتی با اینکه در شرایط فعلی هیچ جاگزینی هم به لحاظ ایدئولوژیک مطرح نیست و همین هم مجدد باعث می‌شود شاهد حرکات خشنی باشیم.

یعنی شما به نقش مردم در این حوادث قائل هستید؟

در پاسخ باید به این مسئله تأکید کرد که قطعا جریان‌دهی به این حرکات توسط افراد سازمان‌یافته صورت گرفته است؛ چراکه آنچه مشاهده می‌شود حرکات مسلحانه است. ازطرفی، مردم در ادامه این مسیر با جریان حاکم همراه نمی‌شوند؛ چراکه عقلانیتشان مبنی‌بر فقدان جایگزین و تعلقشان به حکومت، آن‌ها را به حفظ وضعیت موجود ترغیب می‌کند.

همان‌طور که در همه این سال‌ها وقتی حرکات اعتراضی به‌سمت رادیکال‌شدن رفته، مردم کناره‌گیری کرده‌اند و اتفاقا در همان موقعیت کار خشن‌تر شده است؛ بااین‌حال باید به این نکته توجه کرد که در جامعه ما یک‌سری مسائل حل‌نشده‌ای از سال‌های قبل باقی مانده است و مردم نشانه‌ای از اصلاح آن نمی‌بینند؛به‌طورمثال، هم‌اکنون تفاوت میان اعتراض و اغتشاش و سازوکارهای آن از چند دهه قبل در جامعه ما مطرح بوده ولی همچنان تفاوتی در شرایطی ایجاد نشده است.

گاهی برداشت مردم این است که جدیتی برای پرداختن به امور توسط حاکمیت وجود ندارد یا برخی اقدام‌های دولت باعث می‌شود این‌طور برداشت کنند که نبودنش، بهتر از بودن آن است. در این شرایط می‌توان متصور شد که این عوامل روی هم انباشته می‌شوند و به جایی می‌رسند که جوانی هم دست به خشونت بزند. متأسفانه در جامعه ما پرداختن به امور همانند وضعیت مدیریت آلودگی هواست؛ به‌جای پیشگیری و برطرف‌شدن مشکل، محدود به شرایطی است که آلودگی ایجاد می‌شود؛ درحالی‌که بعد از هر اعتراضی فرصتی برای بازسازی فراهم می‌شود، از این فرصت به‌طور مناسب استفاده نمی‌شود.

شما پیش از این مطرح کرده بودید که جامعه دچار رکود مشارکتی شده است؛ آیا همچنان به این موضوع قائل هستید؟

ما در فرهنگمان ذخایر هویتی و تاریخی داریم که به‌صورت ناخودآگاه در اذهان ما وجود دارد و در شرایط خاص به حفظ بقای هویتمان می‌انجامد. به‌نظر می‌رسد پس از جنگ دوازده‌روزه و فعال‌شدن این بنیه‌های فرهنگی به‌همراه مشکلات اقتصادی، دستکم در شرایط فعلی جامعه تا حدودی از این رکود مشارکتی فاصله گرفته است؛ حالا اینکه این شرایط تداوم دارد یا نه، باید بعدا بررسی کرد.

موضوع دیگری مطرح کرده بودید: در سال‌های اخیر در مواجهه با چنین حوادثی هربار خط‌قرمز جدیدی شکسته شده است، مردم در مقابل آن ایستاده‌اند؛ در شرایط فعلی هم به این موضوع معتقدید؟

در پاسخ به این پرسش می‌توان ردپای همان ادراک از بی‌آیندگی را دید. در شرایط فعلی شاهدیم که به‌رغم حمایت مستقیم ریاست‌جمهوری آمریکا از این جریان‌ها، بازهم عده‌ای حتی اگر نگوییم موافقت، ولی مخالفت جدی هم با آن ندارند؛ یعنی اصل این است که بتوانیم انگیزه و امید مردم برای اصلاح و بهبود شرایط را تقویت کنیم تا ادراکشان مبتنی‌بر بی‌آیندگی اصلاح شود و به چنین شرایطی ختم نشود.