به گزارش اصفهان زیبا؛ هر سال در جشنواره فجر رخدادی توجهها را به خود جلب و رسانهها را وادار به واکنش میکند. یک سال پوستر جشنواره و آیتمهای تولیدشده با هوش مصنوعی خبرساز میشوند و سال دیگر، خلوتی جشنواره از حضور فیلمهای مستقل.
امسال نیز با عدم انتشار لیست رسمی اعضای هیئت انتخاب مواجه شدیم و این موضوع بار دیگر رسانهها را به واکنش واداشت و هزاران متن درباره درست یا نادرستبودن حذف هیئت انتخاب منتشر شد. اما جدا از صحبتهای دبیر جشنواره درباره چرایی این تصمیم و آنچه تاکنون خواندهایم یا شنیدهایم و فارغ از بررسی نقاط مثبت یا منفی، بحث باید از پایه بررسی شود.
باید به پرسشی عمیقتر پاسخ داد: هیئت انتخاب بر چه اساسی آثار را برمیگزیند؟
برای بررسی این موضوع باید به دو نکته توجه داشت: نخست افرادی که در هیئت انتخاب حضور دارند و دوم مؤلفههای مورد نظر جشنواره که قرار است بر اساس آنها فیلمها به مرحله اصلی راه پیدا کنند.
هیئت ناپیدای انتخاب
در دورههای گذشته، برای هیئت انتخاب از کارگردانان، بازیگران، منتقدان و سایر افراد فعال یا باتجربه در سینما استفاده میشد. شکی نیست که حضور این افراد برای غربال تعداد زیاد آثار و رسیدن به فیلمهای مطلوب و دارای استانداردهای فنی ضروری است.
مسلما در دوره اخیر مشخص نیست چه کسی یا چه کسانی آثار را بررسی کردهاند و در این شرایط دبیر جشنواره باید پاسخگوی هرگونه انتقادی به هیئت انتخاب و آثار راهیافته به بخش اصلی باشد. اما حتی اگر در بهترین حالت، افرادی همچون ادوار گذشته در هیئت انتخاب حضور داشته باشند و فرض کنیم بهترین تصمیمها را اتخاذ کنند، آیا همه مسائل حل خواهد شد؟ آیا میتوان گفت آثار انتخابشده همگی از استاندارد مشخصی، چه در نزدیکی به اهداف جشنواره و چه در مباحث فنی و هنری، برخوردار بودهاند و سلیقه در آنها در حداقلیترین شکل ممکن دخیل بوده است؟
بنابراین نکته اصلی این است که داوران هنگام انتخاب آثار چه معیارهایی را مدنظر دارند و چرا اثری را برمیگزینند و دیگری را حذف میکنند.
اهداف جشنواره میان شعارها گم شده است
در حقیقت، با انتشار فراخوان ارسال آثار در جشنواره فجر، فیلمسازان با توجه به آنچه در دستورالعمل و قوانین جشنواره از جمله مدت زمان فیلم، سال تولید و مواردی از این دست ذکر شده، فیلم خود را به دبیرخانه ارسال میکنند. بدیهی است که این فیلمها باید هم از نظر مضمون و محتوا به اهداف جشنواره نزدیک باشند و هم از استانداردهای فنی و هنری سینمایی برخوردار باشند. اما اهداف جشنواره چیست؟ بعید میدانم اگر میان خبرها گشتی بزنید، چیزی بیش از شعارها و عبارات زیبا و دلفریب دبیران هر دوره نصیبتان شود؛ صحبتهایی که بیشتر در حد آرزوها و ایدهآلهای برگزارکنندگان باقی میماند و بهجز آنکه گفتمانی جدی درباره آنها صورت نگرفته، بعید است برای هنرمندان بهطور واضح روشن شده باشد؛ چه برسد به اینکه به دغدغهای تبدیل شود و بر اساس آن فیلم بسازند.
سردرگمی در انتخاب آثار
فارغ از اینکه جشنواره فجر را یک آکادمی بدانیم با وظیفه پرورش سینماگر، یا جشنوارهای معتبر که ویترین سینمای کشور باشد، به نظر میرسد این جشنواره چشمانداز روشنی ندارد و اگر خطمشی روشنی هم وجود نداشته باشد، انتخابهای هدفمند نیز شکل نمیگیرند؛ پس در نهایت تنها یک معیار برای بررسی باقی میماند: استانداردهای کیفی فیلم و سینما.اگر فرض کنیم مانند گذشته فیلمسازان و هنرمندان باتجربه در هیئت انتخاب حضور داشتهاند و آثار زیادی را بررسی کردهاند، باید نگرانی از بابت انتخاب فیلمهای بیکیفیت یا فاقد استانداردهای فنی را کنار بگذاریم. اما با نگاهی به سالهای گذشته جشنواره درمییابیم که چنین نیست. برخی فیلمها آنقدر ضعیفاند که مخاطب آنها را از نیمه رها میکند.
کمیت مقدم بر کیفیت
این مسئله به دو علت بازمیگردد: نخست اینکه به نظر میرسد هر سال باید تعداد مشخصی فیلم انتخاب شود و اهمیت کمیت آثار، اگر بیش از کیفیت آنها نباشد، کمتر نیست. در نتیجه، ممکن است فیلمی که خوشساخت نیست نیز شانس حضور در فهرست راهیافتهها را پیدا کند. همچنین بدیهی است که برخی مضامین و باورها اهمیت دارند، اما پذیرفتنی نیست که فیلمهای ضعیف صرفا به دلیل مضمونشان انتخاب شوند.
اعتبار نامها؛ امتیاز نانوشته جشنواره
از سوی دیگر، در یکی دو سال اخیر فیلمهایی از کارگردانان مطرح و باتجربه ایرانی در جشنواره دیده شد که با وجود سابقه کارگردان، آثار قابل دفاعی نبودند؛ ضعفهای جدی در فیلمنامه یا بازیها وجود داشت، اما به سبب اعتبار نام کارگردان یا دلایل دیگر، در جشنواره حضور یافتند. این نیز نمونهای از انتخاب بدون معیار و صرفا بر اساس سلیقه است.
بدون معیار روشن، انتخابها سلیقهای میشوند
بنابراین، در فضای نبود آییننامهای شفاف، سردرگمی در انتخاب آثار و سلیقهای شدن آثار برگزیده را شاهد خواهیم بود. پیش از آنکه به ارگانها یا کارگردانها خرده بگیریم، باید بدانیم جشنوارهها، هرچند با تأثیری محدود، در شکلگیری کیفیت آثار سینمایی نقش دارند. دور شدن از معیارهای دقیق و گرفتارشدن در حاشیهها، آفتی است که سینمای کشور را به بنبست میرساند و نباید نادیده گرفته شود.
مسئله باید از بنیان حل شود
نیازی نیست بدانیم چه کسی با چه نامی آثار را انتخاب میکند. آنچه برای سینمای ایران حیاتی است، معیارهای استاندارد انتخاب است. اگر انتخابها سلیقهای نباشند و بر اساس اصول مشخص صورت گیرند، نه صرفا کمیت آثار، نام هنرمندان مشهور یا حمایت ارگانها، راه برای آثار بیکیفیت بسته میشود و سطح کیفی جشنواره هر سال بالاتر خواهد رفت. صرف آشکار بودن یا نبودن نام هیئت انتخاب مشکلی را حل نمیکند؛ مسئله باید از بنیان حل شود.



