نقدی بر حضور کمرنگ سینمای کودک و نوجوان در جشنواره‌های فیلم فجر طی ۱۰ سال گذشته

سینمای کودک و نوجوان کجای فجر ایستاده است؟

در دهه‌ای که گذشت، جشنواره فیلم فجر به عنوان ویترین اصلی سینمای ایران، هرگز نتوانست آن‌طور که شایسته بود، به دنیای رنگارنگ و پرامید سینمای کودک و نوجوان بپردازد.

تاریخ انتشار: 13:20 - یکشنبه 19 بهمن 1404
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
سینمای کودک و نوجوان کجای فجر ایستاده است؟

به گزارش اصفهان زیبا؛ در دهه‌ای که گذشت، جشنواره فیلم فجر به عنوان ویترین اصلی سینمای ایران، هرگز نتوانست آن‌طور که شایسته بود، به دنیای رنگارنگ و پرامید سینمای کودک و نوجوان بپردازد.

از دوره سی‌وچهارم(۱۳۹4) تا چهل‌وسوم(۱۴۰۳)، سهم این ژانر از پرده نقره‌ای فجر، اغلب به چند فیلم پراکنده و انیمیشن‌های محدود خلاصه شد؛ آثاری که گاه با استقبال مخاطبان خردسال روبرو می‌شدند، اما در رقابت نابرابر با غول‌های بزرگسالانه، سیمرغ‌های اصلی را از کف می‌دادند و جایی برای ظهور و بروز پیدا نمی‌کردند. این در حالی است که سینمای کودک نه تنها نیاز مبرم جامعه‌ای رو به رشد است، بلکه می‌تواند پلی میان نسل امروز و فردای فرهنگ ایرانی باشد.

آمار چه می‌گویند؟

نگاهی به آمار و ارقام این ده سال، تصویر روشنی از این کم‌توجهی را به تصویر  می‌کشد.

در جشنواره چهل‌ودوم(۱۴۰۲)، مثلا از میان انبوه آثار، تنها چهار فیلم سینمایی با محوریت کودک و نوجوان، یعنی سه فیلم «باغ کیانوش»، «ظاهر»، «میرو» و «ملکه آلیشون»، به علاوه سه پویانمایی «ساعت جادویی»، «رویاشهر» و «ببعی قهرمان» حضور داشته باشند. این فیلم‌ها، با تمرکز بر مسائل روزمره بچه‌ها مثل دوستی، خانواده و کشف هویت، توانستند گوشه‌ای از خلأ موجود را پر کنند، اما تعدادشان در مقایسه با بیش از صد فیلم بزرگسالانه، ناچیز بود.

کمی عقب‌تر، در دوره سی‌ونهم(۱۳۹۹)، از ۱۱۰ فیلم ارسالی به بخش سودای سیمرغ، فقط ۱۰ اثر کودکانه و نوجوانانه واجد شرایط شدند که هشت تای آن‌ها از جمله «گل به خودی» و «سلفی با رستم» به نمایش درآمدند. این الگو تقریبا در همه دوره‌ها تکرار شده است؛ از ۱ تا ۷ اثر در هر جشنواره، که اغلب از تولیدات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان یا سازمان‌هایی مثل اوج می‌آیند، بدون اینکه تنوع ژانری یا حمایت ساختاری جدی پشت‌ آن‌ها باشد.

پویانمایی‌ها هم، هرچند از سال ۱۳۹۴ با نمونه‌هایی مثل «پسر دلفینی ۲» یا «شمشیر و اندوه» روند رو‌به‌رشدی داشته‌اند، اما همچنان زیر سایه فیلم‌های بلند بزرگسالان مانده‌اند و سهم‌شان از کل آثار، نهایتا ۱ تا ۳ درصد است.

با این حال، این حضور کم‌رنگ، بی‌ثمر نبوده و دستاوردهایی داشته که نویدبخش است. در جشنواره چهل‌و‌سوم(۱۴۰۳)، انیمیشن «پسر دلفینی ۲» سیمرغ بهترین پویانمایی را از آن خود کرد و نشان داد که کیفیت فنی و هنری آثار کودک می‌تواند با بزرگان رقابت کند.

«باغ کیانوش» در دوره ۴۲ هم نه‌تنها جایزه بهترین دستاورد فنی را گرفت، بلکه از دید داوران کودک، به عنوان برترین فیلم بخش نوجوان انتخاب شد. «بچه زرنگ» در جشنواره ۴۱ (۱۴۰۱) هم، با یک پویانمایی بومی و سرگرم‌کننده، توجه‌ها را به خود جلب کرد و حتی بعد از جشنواره، پروانه نمایش گرفت.

این سیمرغ‌ها اغلب در شاخه‌های فنی مثل تدوین، صدا یا پویانمایی گواهی بر ظرفیت بالای سینمای کودک و نوجوان است، اما جای خالی سیمرغ داستان بلند کودک حس می‌شود.

در ده سال گذشته، سیمرغ بخش‌های اصلی جشنواره اغلب به فیلم‌های بزرگسالانه رسیده است؛ در حالی که آثار کودک، بیشتر در بخش‌های مسابقه فیلم کوتاه یا سودای سیمرغ در حاشیه ماندند. این موفقیت‌های پراکنده، بیشتر به تلاش فیلم‌سازان مستقل و گروه‌های کوچک مدیون است تا سیاست‌های جشنواره.

مشکل از کجاست؟

چالش‌های ساختاری، ریشه اصلی این کم‌توجهی را تشکیل می‌دهند. جشنواره فجر، برخلاف تصور، فاقد بخش مجزا و پررنگی برای سینمای کودک است؛ آثاری که برای مخاطبان ۷ تا ۱۵ ساله ساخته می‌شوند، ناچار به رقابت مستقیم با درام‌های اجتماعی یا کمدی بزرگسالان‌اند.

این نابرابری، نه تنها شانس سیمرغ را از آن‌ها می‌گیرد، بلکه حتی در انتخاب اولیه، فیلتر سختی بر سر راه‌شان می‌گذارد. کمبود بودجه دولتی، مهاجرت فیلم‌سازان متخصص کودک و تمرکز بیش از حد بر ژانرهای پرمخاطب بزرگسال، تولید را محدود کرده است. مثلا در سال‌هایی مثل ۱۳۹۹، همه‌گیری کرونا ضربه‌ای سنگین به این سینما زد و بسیاری از پروژه‌های کودک به تعویق افتادند.

تازه، وجود جشنواره مستقل فیلم‌های کودکان و نوجوانان (مثل همدان)، هرچند مفید، باعث شده فجر خودش را از این مسئولیت تبرئه کند و از قبول مسئولیت در این زمینه شانه خالی کند؛ در حالی که می‌توانست ویترین ملی برای معرفی استعدادها باشد. این وضعیت، با وجود رشد نسبی پویانمایی‌های ایرانی مثل «فیلشاه» یا «لوپتو» در سال‌های پیش، همچنان مایوس‌کننده است و نشان می‌دهد سینمای کودک بیشتر به ابتکارات خصوصی وابسته مانده و سهمی از حمایت‌های نهادی ندارد.

راه‌حل چیست؟

چشم‌انداز پیش رو می‌تواند روشن‌تر باشد، اگر جشنواره فجر سهم کودکان را با ایجاد سیمرغ‌های اختصاصی، دعوت از داوران متخصص کودک، یا اختصاص سانس‌های ویژه خانواده‌ها افزایش دهد.

این رویکرد نه تنها به غنی‌سازی تولیدات کمک می‌کند، بلکه سالن‌ها را با خنده‌ها و شور بچه‌ها پر می‌کند و نسلی سینما‌دوست تربیت می‌نماید. ده سال گذشته، درس‌های زیادی داد؛ از حضور پراکنده تا درخشش‌های گاه‌به‌گاه. حالا وقت آن است که فجر، این جشن ملی، کودکان را هم به آغوش بکشد و بگوید: سینما برای همه سنین است، و فقط به بزرگ‌ترها اختصاص ندارد.