فشنگ‌های مشقی!

انقلاب اسلامی فرهنگی بود نه مسلحانه!

سؤال اصلی در این گزارش، میزان تأثیرگذاری مبارزات مسلحانه در پیروزی انقلاب اسلامی است؛ سؤالی که درنهایت با بررسی اسناد و خاطرات، با دیده تردید به اثرگذاری آن نگریسته‌ایم…

تاریخ انتشار: 10:16 - دوشنبه 27 بهمن 1404
مدت زمان مطالعه: 7 دقیقه
انقلاب اسلامی فرهنگی بود نه مسلحانه!

اصفهان زیبا- در این گزارش نگاهی به فعالیت‌های چریکی در مبارزات قبل از پیروزی انقلاب اسلامی انداخته‌ایم. برخی همانند سازمان مجاهدین خلق (منافقین) و چریک‌های فدایی خلق، احزاب غیرمقلد امام خمینی(ره) بودند و در این میان سازمان مهدویون، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و… نیز از گروه‌های تابع رهبری و مرجعیت فقهی-سیاسی حضرت امام خمینی(ره) محسوب می‌شوند. اما سؤال اصلی و مشترک در بین تمامی این گروه‌ها، میزان تأثیرگذاری مبارزات مسلحانه در پیروزی انقلاب اسلامی است؛ سؤالی که در جمع‌بندی، با دیده تردید به اثرگذاری آن نگریسته‌ایم.

نامی آشنا برای خرابکاری

در میان گروه‌ها و جریاناتی که علیه رژیم پهلوی مبارزه می‌کردند، «سازمان مجاهدین خلق» نامی آشنا برای کسانی است که تاریخ سیاسی معاصر ایران را دنبال می‌کنند؛ نامی که تداعی‌کنندۀ خرابکاری، ترور، بمب‌گذاری و اقدامات مسلحانه است، آن هم در شرایطی که جریان اکثریت مردمی به رهبری امام خمینی (ره) راه و روش مبارزه فرهنگی سیاسی را علیه رژیم پهلوی در پیش گرفته بود.

با ظهور امام خمینی(ره)، ایدئولوژی اسلامی که ریشه در فرهنگ، تاریخ و سنت‌های این مرز و بوم داشته و مشحون از آرمان‌های عدالت‌خواهانه و ظلم‌ستیز بود، بار دیگر مورد توجه مبارزان و مخالفان شاه قرار گرفت و رویکرد اسلام انقلابی، در میان قشرهای روشنفکر، طبقه متوسط سنتی و طبقات فرودست جامعۀ آن روز ایران با اقبال زیادی روبه‌رو شد.

تا قبل از آن، ایدئولوژی مارکسیستی، که آرمان اصلی آن ستیز با امپریالیسم، سرمایه‌داری و بورژوازی و استقرار حکومت طبقۀ کارگر در تمام کشورها بود، به علت شعارهای عدالت‌خواهانه‌اش مورد توجه نیروهای مبارز در دنیا قرار گرفته بود؛ به ویژه پیروزی چریک‌های کمونیست در چین، آمریکای لاتین و… اشتیاقِ به این ایدئولوژی را قشرهایی از جامعه برانگیخته بود.

جنبش‌های چریکی و احزاب غیرمقلد امام خمینی(ره)

در بین سال‌های ١٣٤٩-١٣٥٦ چند سازمان چریکی در ایران ایجاد شد که عبارتند از: سازمان چریک‌های فدائی خلق ایران، سازمان مجاهدین خلق، گروه‌های کوچک و بزرگ مانند گروه ابوذر در نهاوند همدان، حزب دموکرات کردستان و حزب توده.

سابقۀ تأسیس سازمان مجاهدین خلق به حدود سال ١٣٤٤ باز می‌گردد. اعضای اصلی این سازمان از اعضای جوانان نهضت آزادی بودند. على اصغر بدیع‌زادگان (متولد اصفهان)، محمد حنیف‌نژاد و سعيد محسن، هسته اصلی سازمان مجاهدین را پی افکندند. اعضای سازمان عمدتاً از بین دانشجویان دانشکدۀ فنی، کشاروزی، پلی‌تکنیک تهران و دانشگاه صنعتی آریامهر عضوگیری می‌شدند.

خشاب‌های خالی!

مجاهدین خلق درگیری مسلحانه خود را مقارن با برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی، علنی کردند، اما چندان توفیقی نداشتند و بلافاصله توسط دستگاه شاه سرکوب شدند. بمب‌گذاری در کارخانه صنایع الکترونیکی تهران و ربودن یک هواپیمای ایران ایر، به دستگیری ۹ تن از آنها و سپس ٦٦ نفر دیگر انجامید. در نتیجه، رهبران اولیه سازمان اعدام گردیدند و یا در درگیری خیابانی کشته شدند. کادرهای درجه دوم در سال ۱۳۵۱ سازمان را تجدید حیات کرده، اما به مارکسیسم گرایش یافتند و در سال 1354 طی جزوه‌ای به نام «بیانیه اعلام مواضع ایدئولوژیک»، مارکسیسم را به جای اسلام فلسفه‌ی راستین انقلابی نامیدند.

در این میان دو عضو اصفهانی سازمان یعنی مجید شریف واقفی (رهبر جناح مذهبی سازمان) و مرتضی صمدیه لباف تغییر ایدئولوژی را نپذیرفتند و سعی در تقویت جناح مذهبی داشتند. در نتیجه جناح مارکسیست به سرکردگی تقی شهرام و بهرام آرام طرح ترور آن دو را در اردیبهشت سال ١٣٥٤ پیاده کردند. شریف واقفی به شهادت رسید، اما صمدیه لباف زخمی شد و توسط ساواک دستگیر و در همان سال اعدام شد.

امام خمینی مبارزات مسلحانه را تأیید نمی‌کرد

سید مهدی طباطبایی‌پور (تولد 1330-وفات 1402)، استاد نهج‌البلاغه و از پیشگامانِ هدایتِ تظاهرات قبل از پیروزی انقلاب اسلامی بود. وی در خاطرات خود می‌گوید: عده‌‌ای می‌گفتند ما باید دست به مبارزات مسلحانه بزنیم، اما امام خمینی مبارزات مسلحانه را تأیید نمی‌کردند؛ یعنی امام معتقد نبودند ما به ضرب اسلحه باید بر رژیم شاه پیروز شویم. فکر نمی‌کنم تمام آن‌هایی هم که مبارزه مسلحانه می‌کردند، توانسته باشند از امام تأییدیه بگیرند. حالا بعد از این مبارزات مسلحانه، فهمیدیم که خیلی از این‌ها، مبنای اسلامی، ایمانی و فقهی نداشتند. متأسفانه گروهی مثل مجاهدین خلق، که بعد مقابل امام ایستادند و به منافقین معروف شدند، معلوم است که از همان روز اول کارشان حرف داشته و صحیح نبوده است. متأسفانه چند بار نجف رفتند. حتی علمایی را فرستادند خدمت امام که از  ایشان تأییدیه بگیرند، اما امام آن‌ها را تأیید نکرد. امام در یکی از سخنرانی‌‌هایشان خیلی شیرین بیان می‌کنند که این افراد آمدند نجف پیش من و من، به زیاد مسلمان بودنشان، شک کردم. دیدم انگار این‌ها از پیغمبر مسلمان‌‌ترند. امام این‌ها را تأیید نکردند. الله اکبر از بصیرت امام که ایشان قبل از رخ دادن این وقایع، همه را پیش‌بینی کرده بودند.

طباطبایی‌پور ادامه می‌دهد: گروه‌‌های دیگری هم آمدند و به فکر ضربه زدن به رژیم بودند. اما خب اکثر آن‌ها را رژیم توانست کنترل کند، مثل حزب ملل اسلامی که آن‌ها را زندانی کردند و اعضای آن هم، همه تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، در زندان بودند. اما آنچه در این دوران «عمل صالح» مورد نظر امام محسوب می‌شد، آماده‌سازی مردم بود. روحانیون و عالمان ربّانی مردم را آماده کردند. این مهم بود. یک میوه باید برسد، تا از شاخه بچینندش. اما در تمام دورانی که این میوه می‌خواهد برسد، از شکوفه تا میوه نگهداری دارد و نمی‌شود درخت را به حال خودش گذاشت. به موقع آبیاری دارد، به موقع سمپاشی دارد، به موقع نگهداری دارد، حفاظت از سرما و گرما دارد. کار عالمانی ربّانی، مثل مقام معظم رهبری، مثل آیت‌الله مهدوی کنی، آیت‌الله جنتی و دیگران، که از اصفهان تعداد زیادی در این راه بودند، این بود که برای نهضت امام نیروسازی کنند، درخت را حواسشان باشد، تا این میوه برسد و خداوند متعال اراده بفرماید که آن هنگام باید کار شروع شود.

99 درصد شهدای انقلاب پیرو امام خمینی بودند

محمدعلی وَلایی از دیگر پیشکسوتان مبارزات انقلاب در اصفهان در گفتگو با ما می‌گوید: این انقلاب یکی از الطاف الهی و معجزاتی بود که خداوند متعال برای دوران ما ایجاد کرد و عیناً به چشممان دیدیم. قبل از انقلاب گروه‌هایی بودند ولی کاربردی به آن صورت نداشتند. ما گروه‌های زیادی داشتیم؛ مخصوصاً در اصفهان، ولی شاخه به شاخه بودند؛ هر پنج نفر یا ده نفر عضو یک گروهی بودند. در قبل از انقلاب یک سری گروه‌هایی بودند مانند انجمن حجتیه یا مجاهدین خلق اما شما حسابش را بکنید ما شهدایی که دادیم چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب، 99 درصد شهدایمان آن‌کسانی بودند که دنبال نهضت حضرت امام و رهرو اسلام راستین و ائمه اطهار بودند و عضو گروه و دسته خاصی هم نبودند.

در اصفهان در طول سال سخنرانی‌هایی بسیار بزرگی می‌شد؛ مثلاً آقای فخرالدین حجازی می‌آمد و سخنرانی می‌کرد. مبارزین واقعی آن‌هایی بودند که اسلام واقعی داشتند و از خدا می‌ترسیدند و دنبال ائمه­ی اطهار و رهرو آقا امام حسین (ع) بودند.

ترورهای کور از کاسب تا روحانی

دکتر منصور کاشانی از نیروهای مبارز قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معتقد است: گروه­هایی مثل مجاهدین خلق (منافقین خلق)، فدائیان خلق، حزب توده، پیکار، راه کارگر و گروه­های دیگری که با اسامی مختلف کار می­کردند، به خاطر بافت مذهبی اصفهان، تأثیر عملی زیادی بر تغییر عقیده افراد انقلابی و پایه‌گذار انقلابی نداشتند. به دلیل ناآگاهی جوانان، بیشتر می­توانستند بر آنان اثر بگذارند. متأسفانه آنها بعد از انقلاب در اصفهان ترورهای کوری را انجام دادند و تعداد زیادی از افراد بی­گناه از سبزی­فروش تا کاسب، پاسدار، کارمند و روحانی را به شهادت رساندند. به لطف خدا با برخوردهای جدّی که حزب‌الله با منافقین کرد، بساط منافقین جمع شد. در مجموع در اصفهان به خاطر ذائقه و بنیان­های عمیق مذهبی در مردم، به آنها اجازه داده نشد که کار خودشان را دنبال کنند.

ترقه‌بازی مجاهدین خلق و تشدید جوّ پلیسی

علی اکبر راستگو، خود یکی از اعضای سابق مجاهدین خلق است که در سال 1365 با پی بردن به بطلان سازمان، از آن جداشده و از عراق به آلمان بازگشت. این نویسنده البته با جمهوری اسلامی نیز رابطه خوبی ندارد، اما ارزش اطلاعات او به قدری بوده است که مرکز اسناد انقلاب اسلامی اقدام به چاپ خاطرات وی کرده است.

راستگو در کتاب «مجاهدین خلق در آیینه تاریخ» (با نام اصلی صدای تیک تاک بمب می‌آید)، صفحات 32 الی 36 با بیان آمار می‌نویسد:

«…پس از بسته شدن فضای سیاسی ایران به دلیل ترورهایی که این دو جریان سازمان مجاهدین و سازمان فداییان خلق انجام دادند، یک‌باره نوع برخورد با جریان‌ها و افرادی که مظنون به همکاری و همراهی با این دو جریان می‌شدند، بسیار خشن و همراه با شکنجه‌های غیرقابل تحمل شد. درواقع، بین این جریان خشونت‌طلب مخالف حکومت و شاه ایران، مسابقه‌ای برای اعمال خشونت هرچه بیشتر درگرفت. هرچه این دو سازمان، افراد بیشتری را از نیروی انتظامی و نظامی ایران و حتی آمریکاییان حاضر در ایران ترور می‌کردند؛ خشونت اعمال شده در برخورد با جریان‌های مخالف اپوزیسیون خشن‌تر و وحشیانه‌تر می‌شد.

تعداد عملیات‌های مسلحانه‌ی مجاهدین قبل از انقلاب، بسیار محدود بوده است. در واقع این عملیات‌ها (از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷) به لحاظ نظامی کوچک‌ترین ارزشی نداشته و بیشتر برای مطرح کردن وجودی سازمان و قدرت‌نمایی کاذب و یا عقب نماندن از رقیب انجام می‌شدند…

نتیجه این ترقه‌بازی‌ها این بود که نه تنها رژیم شاه توسط «خلق مسلح قهرمان» به پیشتازی این گروه‌ها، سرنگون نشد، بلکه آنها با تشدید جوّ پلیسی و نظامی حاکم بر جامعه، تتمه مبارزات اجتماعی مردم ایران را نیز ده‌ها سال، به عقب راندند!

انقلاب ما انقلاب کتاب بود

رضا اميرخاني نویسنده برجسته معاصر که ان‌شاءالله خداوند سلامتی را به او بازگرداند، با بیان اینکه انقلاب اسلامی ایران انقلاب پیامکی نبود، می‌گوید: انقلاب اسلامی از جنس هیجان نبود بلکه با عمیق‌ترین فعالیت‌های فکری و فرهنگی شکل گرفت.

اميرخاني با اشاره به زمينه‌هاي فرهنگي به ثمر رسيدن انقلاب اسلامي خطاب به دانشجویان می‌گوید: تمام انقلاب‌هاي جهان داراي يک شاخه نظامي هستند؛ اما انقلاب اسلامي ايران تنها انقلابي است که بدون شاخه نظامي به پيروزي رسيده است.

اين نويسنده و منتقد ادبی اولويت نخست مبارزه چهره‌هاي برجسته انقلاب اسلامي را معطوف به حوزه‌هاي فکري و فرهنگي دانست و گفت: عمده فعاليت شهيد بهشتي در سال‌هاي قبل از پيروزي انقلاب، تأسيس مدرسه دين و دانش و آشناسازي طلاّب با مسائل روز بود؛ آيت‌الله هاشمي رفسنجاني نيز در همين مقطع دو کتاب شاخص دارند؛ يکي «اميرکبير، قهرمان مبارزه با استعمار» در دوره قانون کاپيتولاسيون و ديگري نيز ترجمه «سرگذشت فلسطين» است که هنوز هم به نظرم در حيطه ترجمه کتاب فلسطين، کتابي با اين عيار، کار نشده است.
او افزود: رهبر معظم انقلاب نيز کتاب معروف «صلح امام حسن (ع)» نوشتۀ سيد قطب را در اين سال‌ها بود ترجمه کردند. شهید مطهری، شهید باهنر و حتی کسانی مانند مهندس بازرگان و بنی‌صدر نیز که با خط فکری متفاوت در انقلاب شرکت داشتند، دارای تألیفاتی بودند.

***

تکمله: در کتاب «فشنگ‌های مشقی: پدیدارشناسی مبارزات چریکی در پیروزی انقلاب اسلامی»، به قلم آقایان جواد جلوانی و احسان تیموری، که توسط انتشارات حدیث راه عشق در سال 1404 به چاپ رسیده است، به پژوهش مستقل و مفصلی درباره فرهنگی بودن انقلاب اسلامی ایران در سال 57، و کم‌اثر بودنِ مبارزاتِ خشن و مسلحانه پرداخته شده است.