به گزارش اصفهان زیبا؛ در سالهای گذشته تلاش میان پیوند دو بال نهاد دانش در جامعه ما یعنی «دانشگاه» و «حوزه علمیه» همواره مطرح بوده است؛ نهادهایی که هر دو، با هدف مشترک تعالی انسان به میدان آمده و در این مسیر، گاه همسو با هم و گاه، در ساحتهای متفاوتی عمل کردهاند؛ بااینحال، در دهههای گذشته همواره این دغدغه وجود داشته که چگونه میتوان میان فضای آکادمیک و تخصصی دانشگاه با فضای عمیق و مبنایی علوم حوزوی پیوندی برقرار کرد؟ آیا دانشجویی که در مسیر تخصصهای مهندسی، پزشکی یا علومانسانی گام برمیدارد، میتواند همزمان از مفاهیم علوم دینی نیز تغذیه کند؟
دغدغه پیوند علوم اسلامی و فضای دانشگاهی، مسئلهای است که «حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان» به آن پاسخ داده است؛ نهادی که میکوشد با تعریفِ مسیری، در راستای معرفت دینی و بصیرت تمدنی دانشجویان گام بردارد و رسالتش تلاشی برای تربیت «دانشجوی تمدنساز» است. این نهاد فرهنگی میکوشد با احیای سهگانه «نظام فکری، نظام اخلاقی و نظام کنشگری»، دانشگاه را به مبدأ تحولات اجتماعی تبدیل کند.
در گفتوگوی پیش رو، با حجتالاسلام حمیدرضا ملکی، مدیر حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان، درباره تاریخچه این نهاد، فلسفه وجودی آن و رویکرد جدیدی که پس از دوران کرونا برای جذب نخبگان دانشگاهی در پیش گرفتهاند، سخن گفتهایم؛ روایتی از تلاش برای ارتباط دانشجویان علوم با دین در کلاسهای دانشگاه.
ایده شکلگیری حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان از کجا آمد؟
در دهههای گذشته، همواره در فضای دانشگاه نخبگانی حضور داشتند که دغدغه دین و علوم حوزوی را در سر میپروراندند. این اشخاص مایل بودند در کنار تخصص دانشگاهی، علوم دینی را هم بهصورت جدی دنبال کنند؛ اما نمیخواستند فضای دانشگاه را ترک کنند و صرفا طلبه شوند. نگرانی اصلی این بود که اگر نیروهای مؤمن و مستعد از دانشگاه خارج شوند، فضای علمی کشور تنها بهسمت پیشرفتهای ابزاری و مادی سوق پیدا کند و از معنویت تهی شود.برای رفع این خلأ، سازوکاری تعریف شد به نام «حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان». مدلی که طراحی شد این بود که دانشجویان علاقهمند، روزهای چهارشنبه و پنجشنبه یا جمعهها، در زمانهایی که با کلاسهای دانشگاهی تداخل نداشت، میآمدند و دروس حوزوی را میخواندند. جالب است بدانید بسیاری از استادان امروز دانشگاهها، از فارغالتحصیلان همین دورهها هستند. این جریان تا الان حدود چهار دوره تحول یا بهاصطلاح پوستاندازی داشته و خصوصا بعد از رکود در دوران کرونا، دوباره شروع به کار کرده و به وضعیت فعلی رسیده است.
درباره فعالیتهایتان بعد از دوران کرونا توضیح دهید.
متأسفانه در دوران کرونا، به دلیل تعطیلی دانشگاهها و فضای فیزیکی، مجموعه با رکود مواجه شد؛ اما تقریبا از ۱۴۰۲، با شکلگیری یک شورای آموزش جدید و نگرشی اسلامی، فعالیتها احیا شد. مبنای نگرش ما این است که در عالم دو جبهه کلی بیشتر وجود ندارد: جبهه حق و جبهه باطل. هرکدام از این جبههها دارای سه منظومه اصلی هستند: منظومه فکری (معرفتی)، منظومه اخلاقی و منظومه کنشگری. جبهه باطل که امروز در تمدن غرب نمود پیدا کرده، با همین سه مبنا دانشگاههایی متناسب با اهداف خودساخته است. تمدن غرب پیشرفت را تکبعدی و صرفا در بعد مادی و فیزیکی میبیند؛ ثروت بیشتر، قدرت نظامی بیشتر و تسلط بر طبیعت. اما تمدن اسلامی قائم به دو بعد است: هم پیشرفت مادی و هم تعالی معنوی.
درواقع شما تلاش کردید این فلسفه اسلامی را در دل نهاد دانشگاه که ساختاری غربی دارد، جایگذاری کنید. این فرایند چگونه ممکن میشود؟
ما معتقدیم اگر آن سه منظومه (فکری، اخلاقی و کنشگری) مبتنیبر تفکر اسلامی تبیین شود، خروجی آن «دانشگاه اسلامی» خواهد بود. خروجی دانشگاه اسلامی در هنر میشود شهید آوینی، در اقتصاد و سایر علوم هم همینطور… زنجیره منطقی ما این است: دانشگاه اسلامی منجر به دولت اسلامی میشود. دولت اسلامی، جامعه اسلامی را میسازد و جامعه اسلامی مقدمه شکلگیری امت اسلامی و درنهایت تمدن نوین اسلامی است.
سازوکار اجراییتان به چه صورت است؟ درواقع پرسشم ناظر به تجربه حضور در دانشگاه است که اطلاعی از فعالیت شما نداشتم.
بله؛ هر کاری در ابتدا نیاز به همراهسازی دارد. ما در شروع کار، دو سال زمان گذاشتیم تا فضا را آماده کنیم. یکی از اقدامهای عملی و جذاب ما، استفاده از ظرفیت دروس عمومی معارف بود. میدانید که هر دانشجویی ملزم است تعدادی واحد درسی بهعنوان معارف بگذراند . ما با همکاری گروههای معارف دانشگاه، یک مدل جایگزین تعریف کردیم که دانشجویان میتوانند بهجای گذراندن کلاسهای معمول در دورههای «دانشجوی تمدنساز» شرکت کنند. این دورهها معادل همان واحد درسی محسوب میشود؛ اما باکیفیت و محتوایی کاملا متفاوت.
تفاوت محتوایی و روش کار شما با کلاسهای عادی معارف دانشگاه چیست که باعث جذب دانشجو میشود؟
شعار ما در کلاسها «آزادی گفتوگو» است. دانشجو آزاد است سؤال کند، چالش کند و حرفش را بزند. ما معتقدیم دانشجوی امروز از حرفهای سطحی و کلیشهای خسته شده است. آنها تشنه مطالب عمیق هستند؛ اما نه مطالب عمیق فلسفیِ سنگین و پر از اصطلاحات نامفهوم؛ بلکه مطالب عمیقی که «کاربردی» باشد و به درد زندگیشان بخورد.تفاوت دوم در نحوه ارزشیابی است؛ مثلا در دورههای ما، ۱۲ نمره مربوط به محتوای کتاب است؛ اما هشت نمره دیگر به چند سؤال کلیدی اختصاص دارد که دانشجو باید پاسخ دهد: «من کجا بودم؟ الان کجا هستم و در آینده میخواهم کجا باشم؟» یعنی دانشجو باید هویت تمدنی خود را پیدا کند.
به نظرتان این نحوه عملکرد آن قدر برای مخاطب جذاب بوده که صرفا کلیشهای به آن نگاه نکند و قصد گذراندن ترم را نداشته باشد؟
جالب است بدانید در همین ترم اخیر، باوجوداینکه دانشگاهها مدتی تعطیل بود و دسترسی به فضای مجازی هم محدودیتهایی داشت و ما عملا تبلیغات گستردهای نداشتیم، حدود ۴۰۰ دانشجو ثبتنام کردند. کار به جایی رسید که ظرفیت بخش خواهران تکمیل شد و نتوانستیم پذیرش کنیم.
این مصداق میتواند ناشی از الزام برای گذراندن واحد درسی باشد و دانشجو میان کلاسهای شما و گروه معارف تفاوت خاصی قائل نباشد!
نکته مهم اینجاست که بهترین مبلغ ما خودِ دانشجویان هستند. دانشجویی که سر کلاس میآید، وقتی میبیند فضا باز است، مطلب مفید یاد میگیرد، خودش میرود و دوستانش را دعوت میکند. ما دانشجویی داشتیم که خود در آستانه فارغالتحصیلی بود؛ اما آنقدر علاقهمند شد که در خوابگاه برای ما تبلیغ میکرد.
این نشان میدهد اگر معارف دینی درست، عمیق و کاربردی ارائه شود، با جان جوان دانشجو گره میخورد. ما باید به دانشجو یادآوری کنیم که ما ایرانیها حتی قبل از اسلام هم مردمی متمدن و موحد بودیم. بعد از ورود اسلام هم که پذیرش آن توسط ایرانیان حدود 100سال طول کشید،ما «پدر علوم» جهان شدیم. اولین جراحی مغز، اولین چشم مصنوعی، اولین سیستمهای فاضلاب شهری و اولین پویانمایی متعلق به تمدن ماست.
در همین اصفهان خودمان، اوج تمدن صفویه را ببینید؛ شیخ بهایی حمامی میسازد که با یک شمع گرم میشود. این یعنی مهندسی، یعنی علم.حالا اگر استعمار تلاش کرد ما را ۲۰۰ سال عقب نگه دارد و این هویت را از ما بگیرد، انقلاب اسلامی آمد تا دوباره آن تمدن را احیا کند. ما در کلاسها به دانشجو میگوییم که تو وارث چنین تمدنی هستی. وقتی دانشجو گذشته پرافتخار و آینده ممکن را بشناسد، انگیزه پیدا میکند که در این مسیر «تمدنساز» باشد.
آیا برنامهای برای گسترش این فعالیتها به سطح مدارس هم دارید؟
فعلا تمرکز اصلی ما روی دانشگاهها و استادان است. معتقدیم اگر بتوانیم قشر نخبگانی دانشجو و استاد را درگیر کنیم، اثرگذاری آن در جامعه سریعتر خواهد بود؛ البته برای آینده گوشهچشمی به مدارس هم داریم؛ چرا که تربیت از سنین پایینتر قطعا مؤثرتر است؛ اما در گام اول و در طرح فعلی، اولویت با فضای دانشگاهی است.



