به گزارش اصفهان زیبا؛ «ولله من اگر چارهای داشتم قیمتا رو بالا نمیبردم، اما اگه بالا نبرم پول مواد اولیه هم در نمیاد با این وضعیت. خودتون که میدونید با این بازار، کار تولیدی کردن الان سختترین کاره تو این مملکت.»
همسرم همانطور که روی مبلِ توی هال جابهجا میشود، این جملات را به آدم پشت تلفن میگوید. احتمالا آدم پشت تلفن از قیمت جدید محصولات شاکی است و همسرم مثل هر بار باید توضیح بدهد این تغییر قیمتها به دلیل عدم ثبات قیمت مواد اولیه است و ربطی به زیادهخواهی، طمع و گرانفروشی ندارد.
نمیدانم آدمِ پشت خط چه میگوید که همسرم آه بلندی میکشد و خداحافظی میکند.اغراق نیست اگر بگویم این وضعیتِ همه کسانی است که میخواهند کار تولیدی انجام بدهند. زنجیرِ اقتصادِ بیثبات دست و پای تولیدکنندگان را بسته و به همین دلیل است که معمولا مردم به دنبال کاری با حقوق ثابت هستند و بسیار کماند آدمهایی که داشتن حقوق و مزایای ثابت و دولتی را رها کنند و به سراغ تولید بروند.
با این وجود اما من کسی را میشناسم که این ریسک بزرگ را انجام داده است. آقای جمالیفر از آن دست آدمهایی است که دریای پرتلاطمِ کارآفرینی را به ساحل امن و امانِ کارمندی ترجیح داده و دل به دریا زده است.او که متولد سال ۱۳۶۳ و فارغالتحصیل رشته برق است، از سال ۱۳۹۲ تصمیم گرفته کارش را شروع کند؛ کارش یعنی تولید مواد سالم، طبیعی و بدون مواد نگهدارنده. البته آقای جمالیفر در ابتدای مسیر کار اصلیاش را که کارمند رسمی صنعت و معدن بوده، رها نکرد و فروش محصولاتش را با کمک همسرش و بصورت تفننی انجام میداد، اما به مرور زمان به این کار علاقمند میشود و بهطور جدی وارد عرصه تولید محصولاتی مثل کره بادام زمینی، ارده، کنجد و … میشود.
وقتی آقای جمالیفر سال ۱۴۰۰ برند رسمی محصولاتش را ثبت میکند و تقاضای مردم را برای استفاده از محصولات طبیعی میبیند، با دلی قرص و محکم و اطمینان از انتخاب مسیرش از کارمندی استعفا میدهد. خارج شدن از ریلِ قطاری که آسان و بیچالش عبور میکند و پای پیاده قدم گذاشتن به جاده پرچالش تولید برای همه راحت نیست، اما آقای جمالیفر بعد از استعفا یک کارگاه بهداشتی اجاره میکند و با جدیت و عزم بیشتری به سراغ تولید میرود؛ بدون ترس و بدون ذرهای تردید.
او دستگاههای روغن و کرهگیری را به کارگاهش اضافه میکند تا خالصترین محصولات، نظیرِ روغن آفتابگردان، ارده و ادویههای مختلف را تولید کند.اما این همه ماجرا نیست.
با رفتن در دلِ جاده تولید حالا وقت نوآوری است؛ خلاقیتی که بتواند محصولات غنی و ارزشمند دیگری را وارد سبد غذایی مردم کند. آقای جمالیفر با تجربه و تخصصی که در زمینه کارش کسب کرده است، وارد عرصه جدیدتری میشود که احتمالا رقیب کمتر و متقاضی بیشتری دارد؛ تولید محصولاتی مثل معجون استخوانساز، معجون خونساز، شیربادام نیمهآماده، شیرپسته نیمهآماده و … از نوآوریهایی بوده که آقای جمالیفر برای برندش رقم زده است.
آسان کردنِ کارهای سخت برای مردم همیشه جواب میدهد. وقتی کسی مجبور نباشد برای داشتن یک نوشیدنی مقوی مثل شیربادام یا شیرپسته زمان زیادی برای خیس کردن، پوست گرفتن و آسیاب کردن بادام و پسته بگذارد و تنها با خرید یک محصول نیمهآماده و مطمئن به شیربادام و شیرپسته طبیعی برسد، حتما از این محصول استقبال خواهد کرد.
راهی که آقای جمالیفر طی چندین سال رفته، برایش یک آورده ارزشمند به همراه داشته و آن اطمینان و باوری است که مشتریانش به محصولاتش پیدا کردهاند. وقتی از خاطرات جالبی که در مسیر تولید داشته از آقای جمالیفر میپرسم جوابهایی میدهد که برایم فراتر از تصور است. مثلا مشتری که تصمیم گرفته شخصا از تهران به اصفهان بیاید، فقط و فقط برای خرید محصولات طبیعی که در کارگاه آقای جمالیفر تولید میشود یا خرید کسانی که فرزند بیمار دارند از برند آقای جمالیفر آن هم به توصیه پزشکان یا حتی خرید افرادی که خارج از کشور هستند و دلشان برای طعم اصیل و بینظیرِ عسل، شیربادام و شیرپسته ایران تنگ شده است.همین استقبال و بازخوردهای دلگرمکننده مشتریان باعث شده آقای جمالیفر با اشتیاق بیشتری کارش را دنبال کند؛ تا جایی که پس از سالها عرضه محصول در خانه و بعد از آن در کارگاه، حالا دیگر به فکر تاسیس یک کارخانه است تا بتواند محصولات بیشتر را با سرعت بالاتری تولید و به دست مشتریان برساند.
جذابترین بخش ماجرای کسبوکارِ آقای جمالیفر از نگاه من اینجاست که در جنگ دوازدهروزه به دلیل موقعیت مکانی کارگاهش امکان فعالیت نداشت. اما با این وجود کار را متوقف نکرد و کارگاهی را اجاره کرد.
دستگاههای روغنگیری و کرهگیری را به کارگاه تازه انتقال داد. برای ادامه کار اینطور میشود که در زمان جنگ هم کارِ آقای جمالیفر متوقف نمیماند و بدقولی نمیکند؛ گرچه به خاطر این جابجایی ضرر زیادی متحمل میشود.گلایه آقای جمالیفر از عدمثبات قیمت مواد اولیه در بازار آنقدر برایم تکراریست که نمیدانم باید از این گله حرفی بزنم یا نه. اما با وجود تمام سختیها افرادی امثال آقای جمالیفر دارند پرقدرت به راهشان ادامه میدهند. چون هدفشان رضایت مردم است و آسودگی آنها مثل بیشتر تولیدکنندههای نجیبِ ایرانی.



