گزارشی از مجموعه‌های مردمی که در میدان جنگ خیابان‌ها حاضر شده‌اند

ثمره ملت‌باوری در خیابان‌ها

عزیزی می‌گفت عمر ما به روزهای دفاع‌مقدس هشت‌ساله نمی‌رسد و البته اگر بودیم هم انگار فضا آن طور نبوده که مردم به‌طور مستقیم و همگانی دست‌اندرکار باشند.

تاریخ انتشار: 15:53 - یکشنبه 24 اسفند 1404
مدت زمان مطالعه: 5 دقیقه
ثمره ملت‌باوری در خیابان‌ها

به گزارش اصفهان زیبا؛ عزیزی می‌گفت عمر ما به روزهای دفاع‌مقدس هشت‌ساله نمی‌رسد و البته اگر بودیم هم انگار فضا آن طور نبوده که مردم به‌طور مستقیم و همگانی دست‌اندرکار باشند؛ همان‌طور که در جنگ دوازده‌روزه هم ما از دور نظاره‌گر اوضاع بودیم و جز دعا و توسل کاری از دستمان برنمی‌آمد؛ اما حالا اوضاع فرق کرده است. انگار خدا به دل ما مردم عادی هم نگاه کرده و می‌گوید مگر نمی‌خواستی تو هم سهمی از جبهه‌ها داشته باشی؟ بسم‌الله!خیابان‌ها منتظرند.

در روزهای گذشته با آغاز جنگ میان ایران و متجاوزان آمریکایی و اسرائیلی، از یک سو، نیروهای نظامی دست به مقابله و دفاع زده‌اند و از سوی دیگر، مردم به‌طور جدی برای تأمین امنیت به خیابان‌ها آمده اند. اینکه می‌گوییم مردم به خیابان آمده‌اند امری نیست که چند سال بعد آیندگان بخواهند آن را استعاره از حضور فعالانه و چنین تعابیری بدانند.مردم ایران در طول بیش از دوهفته‌ای که از جنگ گذشته است، به معنی واقعی کلمه روز و شبشان را در خیابان‌ها سپری کرده‌اند و برخی همان اندک ساعات حضورشان در منازل را هم وقف تهیه تدارکات حضور سایر مردم در خیابان‌ها کرده‌اند.

در این روزها با تأکید بر سازمان‌دهی‌هایی که پیش از این گروه‌های مردمی و دولتی داشتند، بخش چشمگیری از ملت ایران در راستای دفاع از خاکشان و پشتیبانی از نظام جمهوری اسلامی با عناوین و در قالب‌های مختلف دست‌به‌کار شده‌اند. برخی از آن‌ها به حضور حداکثری در تجمع‌های روزانه و شبانه در میدان‌های اصلی روی آورده‌اند و عده‌ای علاوه‌براین، در تلاش‌اند تا خلأهای احتمالی در سایر ساحت‌ها را جبران کنند.

گزارش پیش رو، گفت‌وگوی «اصفهان‌زیبا» با متولیان برخی گروه‌های مردمی است که در این روزها مشغول به کارند و از کنشگری‌هایشان در این ایام گفته‌اند.

کنشگری‌های زنانه که نذر ظهور می‌شود
سوده عبداللهی

سال 1400 بود که گروهی از بانوان دور هم جمع شدیم و با مبنا قراردادن این روایت که مسلمان شب سر بر بالین نمی‌گذارد، در حالی که همسایه‌اش گرسنه باشد، به پخت غذا برای مستمندان مشغول شدیم؛ به این صورت که هرکس در حد بضاعتش به میان آمد و شکرخدا به‌مرور این‌قدر کار توسعه پیدا کرد که در نقاط مختلف شهرمان و حتی در روستاهای دورافتاده هم شعبه‌هایی به راه افتاد و همه این‌ها را نذر ظهور می‌کند.‌ در ایامی روند این‌طور شد که هر روز از هفته در خانه یکی از اعضا در نقاط مختلف شهر پخت غذا داشتیم و نه‌تنها تعدادش بیشتر شد، تنوع غذا هم بیشتر شد؛ مثلاً در یک روز سیصدچهارصد پیتزا و همبرگر درست می‌کردیم و مواردی از این قبیل.

این روند علاوه‌بر تهیه غذا، برای دو گروه رزق معنوی هم تهیه می‌کرد: یکی، همان نیازمندان بود که همراه با غذا به آن‌ها تولیدات فرهنگی همچون وصیت‌نامه شهید سلیمانی هم می‌دادیم و دیگری که به نظر من مهم‌تر است، رزق معنوی همین جمع خودمان بود. به لطف خدا در حین همین پخت‌وپزها فضای صمیمانه و همدلانه‌ای پیش آمد و علاوه‌بر ختم صلوات، حدیث‌کسا، سخنرانی کوتاه و امانت کتابی که داشتیم، هرکس هر کاری از دستش برمی‌آمد، انجام می‌داد؛ مثلا خانمی که آرایشگر بود، به جمع خانم‌ها خدمات رایگان می‌داد، خانم دیگری ماساژ می‌داد و… .

این روند ادامه پیدا کرد تا زمانی که به رخداد 7 اکتبر رسیدیم و تکلیفمان کمک به جبهه مقاومت شد. در همین راستا، شروع به تهیه ترشی، مربا، سبزیجات و مواردی از این قبیل کردیم که بانوان در منزل به آن احتیاج دارند؛ به این شکل که مواد اولیه را می‌خریدیم، با همدیگر تهیه می‌کردیم و بعد به فروش می‌رساندیم؛ حتی خود افرادی که مواد اولیه را تهیه کرده بودند، محصول خروجی را می‌خریدند و به این شکل بعد از مدتی حدود 20تا 30 میلیون جمع ‌شد که به حساب ایران همدل واریز ‌کردیم.

خلاصه، با چنین فعالیت‌ها و اعتباری که پیدا کردیم، در برهه‌های مختلف با توجه به نیازهای متفاوتی که ایجاد شد، دست‌به‌کار شدیم؛ ازجمله در این ایام ابتدا به تهیه پرچم پرداختیم و میان گروه‌های مختلفی که در تجمع‌هایشان نیاز داشتند، توزیع ‌کردیم یا مثلا به مجموعه‌ای گفتیم به اندازه فلان مقدار از مغازه معلوم می‌توانی پرچم و ملزومات تهیه کنی. همین‌طور هزینه برای قربانی جمع‌آوری می‌کنیم. در هفته پیش رو هم قصد داریم هزینه مورد نیاز برای چاپ «شب‌نامه» گروه فرهنگی دیگری را جمع‌آوری کنیم. این جمع‌آوری همان‌طور که گفتم یا از طریق فراخوان بوده یا به واسطه همان تولید و فروش خوراکی
است.

کاروان دوچرخه‌سواری نوجوانان عزادار و حماسه‌ساز
سید علی تجویدی

بررسی‌های ما در این روزها نشان داد که شکرخدا اتفاق‌های خوبی در سطح شهر در حال وقوع است؛ اما خلأ این بود که اتفاق ویژه‌ای برای سن نوجوان در نظر گرفته نشده بود. نوجوانان به‌طور طبیعی در این سن خواهان نقش‌آفرینی و کنشگری هستند؛ اما بستری مستقل، بومی و جذاب برای آن‌ها وجود نداشت؛ به همین دلیل، اتاق فکری تشکیل شد و نوجوانان مجموعه‌های صدرزاده، اعضای قرارگاه مشارکت حداکثری، نوجوانان مسجد امام‌حسن(ع) و جمعی دیگر دور هم جمع شدیم و خروجی آن، کاروان دوچرخه‌سواری نوجوانان عزادار و حماسه‌ساز بود که اولین‌بار در روز قدس در سطح شهر با عنوان بیعت با آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، از میدان احمدآباد تا میدان انقلاب برگزار شد.

با توجه به اینکه شب قبل برنامه احیا و روز جمعه راه‌پیمایی روز قدس برگزار شده و هوا بارانی بود، انتظار می‌رفت حضور نوجوانان روزه‌دار کمتر باشد؛ با‌این‌حال، با وجود اطلاع‌رسانی نه‌چندان گسترده، حدود 100 تا 120 دوچرخه‌سوار نوجوان شرکت کردند که نشان‌دهنده علاقه نوجوانان به چنین فعالیت‌هایی بود.

این برنامه، کنشگری ویژه‌ای بود که با همکاری دهه هشتادی‌ها و دهه نودی‌ها برای همین جامعه هدف صورت گرفت و ان‌شاءالله به اهدافش خواهد رسید: ازجمله، رشد سیاسی و تربیتی جهادی نوجوانان، ایجاد فضایی حماسی در روزهای خاص و اعلام بیعت دهه هشتادی‌ها و نودی‌های نوجوان با رهبر انقلاب. برنامه ما این است که در دو هفته آینده به‌طور گسترده‌تری این برنامه را برگزار کنیم و ان‌شاءالله با همکاری سایر مجموعه‌های فرهنگی، با جمعیت بیشتری برگزار شود.

دانشجویانی به‌دنبال کنشگری در عرصه اجتماعی
فاطمه پوررحیم

ما جمعی از بچه‌ها در مقر کتاب هستیم که بخش نشریه مهام، مخفف «ما همه ایستاده‌ایم» را تشکیل داده‌ایم. این جمع عمدتا دانشجویان دغدغه‌مندی هستند که برای نوجوانان مجموعه محتوا تولید می‌کنند و به‌دنبال تربیت کنشگران آینده هستند. پس از حوادث اخیر، همان قشر دانشجویی که مسئول بودند، تصمیم گرفتند کاری انجام دهند و معتقد بودند تربیتی که تا الان صورت گرفته، برای چنین روزی بوده است. این دغدغه باعث شد دوباره جمعی شکل بگیرد که به بررسی چگونگی کنشگری در شرایط فعلی بپردازند و یکی از خروجی‌های کار به مجموعه «امزا» مخفف «انجمن مخفی زنان ایران اسلامی» رسید. ما یک اسم جذاب برای جذب مخاطب انتخاب کردیم و هدفمان این بود که ژانری شبیه زنان مخفی دوران ابتدایی انقلاب داشته باشیم؛ هرچند طبیعتا این عناوین میان خودمان معنی دارد و قرار نیست بین مردم شناخته شود که پرسش‌برانگیز شود.

محتوای کار ما در دو قالب قرار است صورت گیرد: قالب اول، مخاطبش افرادی هستند که تقید بیشتری به وطن و انقلاب دارند و از آنجاکه در تجمع‌های شبانه حاضر هستند، میانشان توزیع می‌شود. محتوای این بخش مبتنی‌بر چند محور است: مقاومت، ولایت‌پذیری، نبرد حق و باطل و تاریخچه‌اش و توجه به ظهور. این محتواها در قالب‌های مختلف مانند روایت، اخبار پیروزی و تکیه بر احادیث منتشر می‌شود.
قالب دوم که عنوانش را برای خودمان گذاشته‌ایم، «براندازی» نام دارد و مبتنی بر این است که اگرچه ما شب‌ها دور هم جمع می‌شویم و از حضور خودمان انرژی می‌گیریم، اما صبح‌های شهر خالی است و باید این حضور تداوم داشته باشد؛ به‌همین‌خاطر برای قشر خاکستری می‌خواهیم محتوایی تولید کنیم و هدفمان تنها و تنها آگاهی‌بخشی و ایجاد اتحاد است.

برنامه‌مان این است که شبانه این تولیدات را در سطح شهر نصب کنیم تا در روز مورد مشاهده قرار گیرد. حتی ممکن است محتوای ما مبتنی بر تصویر باشد. به‌هرحال، فعلا در حد ایده است و در تلاشیم به شکل موجز و غیرمستقیم برخی موارد را راجع به ماهیت وطنمان و دشمنان گوشزد کنیم و تصمیم‌گیری نهایی را به مردم بسپاریم.

در همین راستا، می‌دانیم که باید بسیار انتقادپذیر باشیم و تا الان از مردم بازخوردهای مختلف گرفته‌ایم که چه باید بکنیم و احتمال اینکه تغییراتی در کار داشته باشیم، در آینده زیاد است. تا کنون هزار نسخه چاپ و در تجمع‌های شبانه منتشر شده است. هرچند فعلا برای تولید محتوا با چالش‌هایی مواجه شده‌ایم و نیاز است تیم فکری قوی‌تری پیدا کنیم و ازطرفی به منابع مالی بیشتری دست پیدا کنیم تا تعداد چاپ‌ها افزایش یابد.