نگاهی به فرآیند طراحی و تولید پادپخش «ولی چرا ولیّ؟»

روایت متفاوت جهان برای نوجوان

در روزگاری که سیل اطلاعات از هر سو به مخاطب می‌تازد و روایت‌های رسمی و غیررسمی چنان در هم تنیده شده که تشخیص حقیقت را دشوار ساخته، گاهی یک پرسش ساده، اما بنیادین می‌تواند مسیر فکر را دگرگون کند.

تاریخ انتشار: 09:35 - پنجشنبه 10 اردیبهشت 1405
مدت زمان مطالعه: 5 دقیقه
روایت متفاوت جهان  برای نوجوان

به گزارش اصفهان زیبا؛ در روزگاری که سیل اطلاعات از هر سو به مخاطب می‌تازد و روایت‌های رسمی و غیررسمی چنان در هم تنیده شده که تشخیص حقیقت را دشوار ساخته، گاهی یک پرسش ساده، اما بنیادین می‌تواند مسیر فکر را دگرگون کند.

«ولی چرا ولیّ؟» عنوان پادپخشی است که با همین رویکرد متولد شده است. این مجموعه کوتاه اما پرمحتوا، با نگاهی متفاوت به «حوادث عجیب جهان» می‌پردازد و در قسمتی با تیتر جسورانه «چرا ولیّ فقیه ایران را کشتند؟» مخاطب را به تأمل واداشته است. پشت این پادکست، «مجموعه صالحین» قرار دارد؛ مجموعه‌ای که شعار «ایمان و دانش، قدرت آینده» را سرلوحه کار خود ساخته و با محوریت «باهم می‌آموزیم» و «باهم تاریخ می‌سازیم» تلاش می‌کند نسل جوان را برای فهم پیچیدگی‌های سیاسی و تاریخی آماده کند. در این گزارش، پای صحبت امیرمهدی سلطانی‌زاده، معاون پرورشی مجموعه صالحین نشسته‌ایم تا از دغدغه‌ها، ایده‌ها و مسیری که در آن گام برمی‌دارند، بیشتر بدانیم.

مجموعه «صالحین» با چه دغدغه‌ای شکل گرفت و در حال حاضر اصلی‌ترین مأموریت شما در فضای فکری و فرهنگی کشور چیست؟

مجموعه صالحین وابسته به مؤسسه فرهنگی شهید آیت‌الله مدرس است. ما از ابتدا روی آموزش و تربیت دانش‌آموزان در دو مقطع دوره اول و دوم متوسطه متمرکز شدیم؛ در حال حاضر هم سه مدرسه دوره اول و یک شعبه دوره دوم در حال فعالیت داریم. مهم‌ترین هدف مجموعه، علاوه بر پیگیری دقیق و بهترین شکل ممکن امور آموزشی، توجه ویژه به اتفاق‌های تربیتی و پرورشی و تقویت نسل آینده این کشور است. منظور از تربیت، شکل‌گیری انواع هویت‌های فردی بچه‌ها، آموزش کار گروهی، پرورش روحیه‌هایی مثل مسئولیت‌پذیری و جسارت و در کنار آن، انتقال تفکرات و عقاید متناسب با رویکرد مجموعه شهید مدرس است؛ امروز هم همین رویکرد را در سطح کشور دنبال می‌کنیم و پیگیر این مسائل هستیم.

شعار «ایمان و دانش؛ قدرت آینده» چگونه در پروژه‌های شما عملیاتی می‌شود؟ چه مسیری را برای «باهم آموختن» ترسیم کرده‌اید؟

این شعار صرفا یک عبارت تبلیغاتی نیست؛ در عمل، تلاش می‌کنیم بین محتوای علمی و تربیت دینی و انقلابی پیوندی ناگسستنی ایجاد کنیم. «باهم آموختن» به این معناست که نه‌تنها دانش‌آموزان از معلمان یاد می‌گیرند، بلکه خود آن‌ها نیز منابع یادگیری یکدیگر و حتی برای مربیان خود هستند؛ برای مثال، در پویش‌هایی مثل «ماجرای جنگ» که در ایام اخیر برگزار کردیم، از دانش‌آموزان خواستیم روایت خودشان از حوادث روز را بنویسند. نوشته‌هایشان آن‌قدر عمیق و تأمل‌برانگیز بود که خودِ ما نیز از نگاه آن‌ها چیزهای جدیدی آموختیم؛ همچنین در موکب شب‌های محرم که پل شیری برپا می‌کنیم، حدود 70 تا 80درصد امور توسط خود نوجوانان اداره می‌شود. آن‌ها درحالی‌که پابه‌پای بزرگترها تحلیل می‌کنند، عملا کنشگران اصلی میدان هستند. این همان «باهم تاریخ ساختن» است.

در عصری که حجم اطلاعات بسیار زیاد است، مجموعه صالحین چه تمایزی در نحوه ارائه محتوا به مخاطب (به‌ویژه نسل جوان) ایجاد می‌کند؟

واقعیت این است: مهم‌ترین عاملی که باعث می‌شود یک نوجوان به یک رسانه یا مجموعه اعتماد کرده و آن را دنبال کند، «اعتماد» است. در عصر انفجار اطلاعات، نسل جوان با حجم بی‌سابقه‌ای از داده‌ها روبه‌روست. تفاوت ما در این است که اولا، محتوا را با زبانی صریح، بی‌پرده و همراه با استدلال ارائه می‌دهیم؛ ثانیا، به جای القای جواب، روش سؤال‌پرسیدن و پژوهش‌کردن را به بچه‌ها یاد می‌دهیم. نسل امروز سطح پرسشگری بسیار بالایی دارد. اگر این پرسشگری در مسیر درست هدایت شود، می‌تواند پیشران اتفاق‌های بزرگی باشد. ما سعی می‌کنیم به جای ترس از سؤال‌هایشان، فضایی امن برای طرح آن‌ها فراهم کنیم؛ سپس با هم به‌دنبال پاسخ بگردیم. همین رویکرد باعث شده است دانش‌آموزان خودشان در تولید محتوا مشارکت فعال داشته باشند.

ایده تولید پادکست «ولی چرا ولیّ؟» چگونه شکل گرفت؟ چه نیازی در جامعه احساس کردید که این عنوان و این قالب خاص را برگزیدید؟

این پروژه در راستای همان رویکرد کلی مجموعه، اما به اقتضای شرایط خاص تاریخی که در آن حضور داریم، تعریف شد. وقایع عجیب پیرامون جهان و به‌ویژه منطقه، ذهن نوجوانان را با پرسش‌های بی‌شماری مواجه کرده بود. احساس کردیم نیاز به قالبی جذاب، کوتاه و عمیق وجود دارد که بتواند این پرسش‌ها را نه به‌صورت شعاری، بلکه با زبان تحلیل و روایت پاسخ دهد. عنوان «ولی چرا ولیّ؟» نیز از همین جنس پرسشگری صریح و بی‌پرده نوجوانان الهام گرفته است؛ اما باید بگویم زحمت اصلی طراحی و سناریونویسی این پادکست بر دوش اندیشکده «قندیل» بود که با همکاری مدارس مختلف سطح کشور، مسابقه پادکست‌سازی را میان دانش‌آموزان برگزار کرد. قالب مسابقه نیز به خودی خود انگیزه‌بخش بود و باعث شد مشارکت گسترده‌ای شکل بگیرد.

برای ساخت محتوای پادکستی با چنین عناوین جسورانه‌ای (مثل قسمت «چرا ولیّ فقیه ایران را کشتند؟»)، چه فرایند پژوهشی و تحلیلی طی می‌شود؟

اولا، باید تأکید کنم که این تیترها نه برای شوک، بلکه برای برجسته‌سازی یک تناقض ظاهری یا یک روایت نادرست رایج در فضای مجازی انتخاب می‌شوند. فرایند کار به این صورت است که ابتدا تیم اندیشکده قندیل با همراهی مشاورانی از میان دبیران مجرب، مهم‌ترین شبهه‌ها و سؤال‌های روز را احصا می‌کنند؛ سپس هر پرسش به یک تیم پژوهشی سپرده می‌شود که منابع معتبر تاریخی، سیاسی و تحلیلی را بررسی می‌کند. بعد از نگارش متن اولیه، سناریو در جلسه‌های نقد و بررسی با حضور کارشناسان بیرونی و درونی بازبینی می‌شود. درنهایت، متن به زبان نوجوانان بازنویسی شده و با اجرای جذاب و موسیقی مناسب، تولید می‌شود. تمام این مراحل با این نگاه انجام می‌شود که قرار است یک نوجوان باهوش و سؤال‌کننده را قانع کنیم؛ نه اینکه فقط یک شعار به او بدهیم.

تولید محتوا با این زاویه‌دید با چه چالش‌ها یا بازخوردهایی از سوی مخاطبان همراه بوده است؟ چگونه این واکنش‌ها را مدیریت می‌کنید؟

هنوز نتوانسته‌ایم بازخورد دقیق و گسترده‌ای از خود دانش‌آموزان و اولیا بگیریم؛ اما خودِ مشارکت مستمر بچه‌ها در پنج قسمتی که منتشرشده، بازخوردی مثبت محسوب می‌شود. اینکه آن‌ها فرایند را دنبال کرده‌اند و علاقه نشان داده‌اند، نشان می‌دهد قالب و محتوا برایشان جذاب بوده است. طبیعی است که هر محتوای جسورانه‌ای ممکن است با حاشیه‌هایی هم روبه‌رو شود؛ اما معتقدیم شفافیت بهترین واکنش است. تاکنون موردی از برخورد منفی جدی نداشته‌ایم. نکته مهم این است که این پادکست در بستری تولید شده که دانش‌آموزان از قبل با فضای صمیمی و پرسش‌پذیر مجموعه آشنا بوده‌اند؛ بنابراین اعتماد اولیه وجود داشته است.

از نظر شما، چرا «واکاوی حوادث عجیب جهان از نگاهی متفاوت» برای مخاطب امروز اهمیت دارد و پادکست شما چه ابزاری برای فهم بهتر این حوادث به او می‌دهد؟

جهان امروز پر از تناقض‌ها و روایت‌های متضاد است. یک حادثه واحد را 10 رسانه به 10 شکل مختلف روایت می‌کنند. مخاطب معمولی سردرگم می‌شود. «نگاه متفاوت» ما یعنی نگاه مبتنی بر مبانی انقلاب اسلامی و با تکیه بر تحلیل علت‌های پنهان. به مخاطب خود یاد می‌دهیم که به جای پذیرش سطحی اخبار، به دنبال این پرسش برود که «چه کسی از این حادثه سود می‌برد؟» و «چه روایتی در پشت پرده رسانه‌های جریان اصلی پنهان شده است؟» پادکست ما ابزاری به نام «چهارچوب تحلیلی» در اختیار مخاطب می‌گذارد؛ مثلاوقتی حادثه ترور یک شخصیت سیاسی رخ می‌دهد، ما ابعاد مختلف آن را در قالب یک مینی داستان چندقسمتی واکاوی می‌کنیم تا مخاطب بفهمد چگونه می‌توان حقایق را از میان انبوه شایعه‌ها بیرون کشید.

آیا «ولی چرا ولیّ؟» صرفا یک پروژه موقت است یا بخشی از یک زنجیره محتوایی گسترده‌تر برای شناخت مفاهیم کلان سیاسی و تاریخی در مجموعه صالحین محسوب می‌شود؟

قطعا این پادکست فقط یک پروژه گذرا نیست. ما آن را به‌عنوان حلقه‌ای از یک زنجیره محتوایی بلندمدت طراحی کرده‌ایم. هدف ما این است که مفاهیم کلانی مثل ولایت فقیه، مقاومت، استکبارستیزی و تاریخ معاصر را با زبان هنر و رسانه برای نوجوانان تبیین کنیم. پادکست به دلیل قابلیت همراهی در هر مکان و زمانی، یکی از بهترین بسترهاست. در آینده نزدیک، فصل دوم این مجموعه با موضوع‌های تازه و حتی با مشارکت بیشتر خود دانش‌آموزان به عنوان گوینده و نویسنده منتشر خواهد شد؛همچنین در حال برنامه‌ریزی برای تولید محتوای بصری و تعاملی هستیم تا حلقه یادگیری کامل شود.

شما برای ساختن آینده (طبق شعار مجموعه)، چه جایگاهی برای «تاریخ‌سازی» در قالب‌های هنری و رسانه‌ای (مثل پادکست) قائل هستید؟

تاریخ را کسانی می‌سازند که روایت را در دست دارند. امروز میدان نبرد، میدان روایت‌هاست. اگر ما نتوانیم روایت درست و جذاب از حقایق انقلاب و مقاومت ارائه دهیم، دیگران با روایت‌های نادرست خود، تاریخ را به نفع خود تحریف خواهند کرد. قالب‌های هنری مثل پادکست، فیلم کوتاه، موشن‌گرافی و حتی بازی‌های رایانه‌ای، سلاح‌های قدرتمند این نبرد هستند. دانش‌آموز امروز، کمتر کتاب ضخیم می‌خواند؛ اما ساعت‌ها پادکست گوش می‌دهد یا ویدئو می‌بیند. پس ما باید پیام خود را در قالب‌هایی بریزیم که مخاطب پذیرای آن‌هاست؛ به این ترتیب، هم تاریخ را به درستی ثبت می‌کنیم و هم نسل آینده را در جایگاه کنشگر و راوی قرار می‌دهیم. این همان «باهم تاریخ می‌سازیم» است.

آسمان فرصت پرواز بلندی است قصه این است چه اندازه کبوتر باشی