ساحت‌های تربیتی در دعای عرفه

ساحت‌های شش‌گانۀ سند تحول بنیادین شامل ساحت اعتقادی-عبادی-اخلاقی، ساحت زیستی-بدنی، ساحت علمی-فناوری، ساحت زیبایی‌شناسی-هنری، ساحت اقتصادی-حرفه‌ای و ساحت سیاسی-اجتماعی است و اشاره به تربیت تمام‌ساحتی دارد.

تاریخ انتشار: 13:05 - سه‌شنبه 5 خرداد 1405
مدت زمان مطالعه: 7 دقیقه
ساحت‌های تربیتی در دعای عرفه

به گزارش اصفهان زیبا؛ ساحت‌های شش‌گانۀ سند تحول بنیادین شامل ساحت اعتقادی-عبادی-اخلاقی، ساحت زیستی-بدنی، ساحت علمی-فناوری، ساحت زیبایی‌شناسی-هنری، ساحت اقتصادی-حرفه‌ای و ساحت سیاسی-اجتماعی است و اشاره به تربیت تمام‌ساحتی دارد.

تربیت تمام‌ساحتی، مفهومی است که در سال‌های اخیر موردتوجه ویژه دست‌اندرکاران نظام آموزشی کشور قرارگرفته و تلاش می‌شود زمینه‌های نظری و عملی کاربرد آن بیش‌ازپیش فراهم آید. دعای عرفه، یکی از ادعیه پرمعنا، جذاب و شیواست که امام‌حسین(ع) در سال ۵۷ هجری قمری در نقطه‌ای از عرفات ایراد فرموده‌اند.

این دعا مشتمل بر حقایق و مفاهیم بسیار بلندی است که صدور چنین معارفی تنها از معصوم امکان دارد؛ بر همین اساس و با توجه به مبانی نظری و شناختی که در دعای عرفه و در ساحت‌های گوناگون وجود دارد، می‌توان اصولی را برای تربیت استخراج کرد که افزون بر یاری‌رساندن به تربیت تمام‌ساحتی، به‌عنوان راهبردهای کلی در تعلیم و تربیت نیز قابل‌استناد است.

اگر سخن از تربیت‌کردن و تربیت شدن به میان آید، باید انسان در مجموعه ابعاد خلقت خلیفه‌اللهی خود موردتوجه قرار گیرد و این مسئله جز با تربیتی تمام‌ساحتی و همه‌جانبه اتفاق نمی‌افتد. نکته دیگر آنکه منبع و مبنای رجوع در تربیت کدام است؟ به‌عبارتی، کدام نگاه می‌تواند تأمین‌کننده تربیت تمام‌ساحتی بر اساس انسان‌نگاره‌ای کامل و جامع باشد؟ یقینا این مبنا باید از جانب خالق آدمی باشد تا بتوان ادعا کرد تربیت تمام‌ساحتی بر پایگاهی محکم، استوار شده است.

تحلیل تربیتی داده‌های دعای عرفه

دعای عرفه، گنجینه‌ای عظیم از مبانی اعتقادی به‌شمار می‌رود. اگرچه در این دعا، تمامی ساحت‌های شش‌گانۀ تربیتی مورداشاره قرار گرفته، رویکرد و جهت‌گیری این ساحت‌ها همواره در ذیل گزاره‌های اعتقادی بیان شده است. با این مقدمه، اصول مستخرج از تربیت ساحتی در دعای عرفه به این شرح قابل احصاست:

اصل لزوم توجه به وحدت ساحت‌ها در ذیل توحید(بعد اعتقادی)

همان‌گونه که مهره‌های تسبیح برای پیوند خود، نیازمند ریسمانی هستند تا استوار بمانند، ساحت‌های تربیت و ابعاد هویت و شاکلۀ شخصیت نیز باید حول محوری ثابت و متقن شکل بگیرند تا تشتت، پراکندگی و بی‌سامانی در رویه‌ها و عدم ثبات و تزلزل در رفتارها بروز نکند.

چتر توحیدی که در دعای عرفه بر تمامی ساحت‌های تربیتی سایه افکنده، مبین این حقیقت است که همه ساحت‌ها، از زیربنایی‌ترین (ساحت زیستی‌بدنی) تا مادی‌ترین آن‌ها (ساحت اقتصادی‌حرفه‌ای)، می‌بایست ذیل توحید تعریف و جهت‌دهی شوند.

این تعریف و جهت‌دهی نه‌تنها در مبانی معرفت‌شناختی باید جاری باشد، بلکه در رویکردهای عملی از هدف‌گذاری‌ها تا کاربرد روش‌ها و برنامه‌ها نیز باید دیده شده و پررنگ باشد. به‌عبارتی، رنگ توحیدی بر چهرۀ تربیت تمام‌ساحتی باید نمایان باشد و این وجه ممیزۀ تربیت با رویکرد اسلامی و انواع دیگر تربیت است.

اصل لزوم آگاهی‌دهی
به جایگاه مخلوق و خالق
در نظام هستی (بُعد اخلاقی)

در دعای عرفه، در بخش مضامین اخلاقی رویکردی مشاهده می‌شود که در آن، صفات ناشایست به خود و صفات شایسته به خالق نسبت داده می‌شود. فرازهایی از این دعا چنین اشاره می‌کند: «منم که بد کردم… منم که قصد گناه کردم… منم که وعده کردم، و وعده را شکستم… .»

در مقابل، خداوند این‌گونه توصیف می‌شود که «تویی که نادیده گرفتی… تویی که کمک کردی… تویی که حفظ کردی… .» استعانت و اقرار، دو هدفی است که در دعای عرفه به‌صورت ضمنی بدان اشاره شده.

استعانت به این منظور که خداوند کمک کند تا آدمی به صفات نیکو مزین شده و از صفات ناشایست پاک شود؛ مانند عبارتی که می‌گوید: «معبودم مرا از خواری نفسم نجات ده» و اقرار و اعتراف به اینکه آدمی در برابر پروردگار و خالق خود، کوچک و بی‌مقدار است؛ مانند عبارتی که می‌گوید: «در نزد خویش خوارم ساز.»

اگر انسان در همه امور و شئون زندگی تنها به خدا تکیه کند، در استعانتش از خدا صادق است و اگر پس از سرخوردگی از دیگر اسباب و راه‌ها به فکر دعا و نیایش و استعانت از خدا بیفتد، درخواست او کاذب است؛ لذا در امر تربیت، مربی باید بتواند متربی را به جایگاه «خود و خالق» و نسبت و ارتباط این دو آگاه کند.

اصل لزوم دعوت به شکرگزاری
به‌عنوان شاخصۀ عبادت (ذیل بُعد عبادی)

در دعای عرفه، در فرازهای مختلف به امور عبادی همچون رکوع، سجود، حج و دعا اشاره شده و در مقابل، به معاصی، گناهان و کوتاهی در بندگی و عبودیت نیز پرداخته شده است؛ اما بیشترین مضمونی که در میان امور عبادی در دعای عرفه تکرار شده، بحث شکرگزاری از خداوند است.

بر اساس دعای عرفه، سپاسگزاری امری است که خداوند بدان عنایت دارد و انسان را به شکرگزاری آگاهی داده و در پاداش آن، فزونی نعمت می‌بخشد. در فرازهایی از دعا آمده است: «جز با مهرورزی‌ات که به سبب آن شکرت بر من واجب می‌شود» / «خدایا تو را ستایش که مرا آفریدی» / «به سپاسگزاری و یادت آگاهی‌ام دادی» / «اگر به سپاسگزاری‌ات برخیزم بر نعمتم بیفزایی» / «شکری دائم و نو و ثنایی تازه و فراهم» / «حمد و شکر همیشگی تو راست» / «ای که شکرم برای او اندک است».

اثرات چنین شکری نه‌تنها بزرگی و مهربانی خداوند را در نزد بنده نمایان می‌کند، بلکه انگیزه و روحیۀ عبادت و بندگی و هر نوع فعالیتی را برای او فراهم می‌سازد. انسان شاکر دچار رخوت نمی‌شود و شادمانه زندگی و بندگی می‌کند. شکرگزاری با شناخت نعمت و منعم اتفاق می‌افتد و شاکر با تمرکز بر داشته‌های مادی و معنوی، شناخت خود را به مرحله عمل می‌کشاند. این امر منتهی به سلامت روح و روان شده و درنهایت سبب پرورش انسان‌های تکامل‌یافته می‌شود.

اصل لزوم توجه‌دهی به شگفتی خلقت انسان (ذیل بُعد جسم)

دعای عرفه سرشار از مضامینی است که از شگفتی مراحل خلقت انسان، زیبایی و تکامل در جسم آدمی سخن می‌گوید. بیشترین درخواست در باب جسم، درخواست برای سلامت و تندرستی تن و روح است.

از باب نمونه می‌توان به این مضامین اشاره کرد: «آویخته‌های پرده دلم، قطعات کناره‌های کبدم»/ «تویی که زیبا نمودی» / «آفرینشم کامل شد».

نگاه امانت به تن و روح، تلاش برای بهره‌مندی کامل از ظرفیت‌ها و استعدادها، شاکربودن پروردگار، توجه به سلامت بعد جسمی و روانی و درنهایت، رسیدن به توحید خالق از طریق نگاه به شگفتی‌های مخلوق، از ثمراتی است که تنها با پرهیز از نگاه عادی‌زده به جسم حاصل می‌شود.

اصل لزوم معرفت‌دهی
به راهنمابودن خلقت (ذیل بُعد زیستی)

در دعای عرفه، افزون بر اشاره به نظام خلقت جهان و چگونگی آن که می‌فرماید: «ای که بادها را مژده‌دهندگانی پیشاپیش باران رحمتش فرستاده»، از مهم‌ترین ویژگی خلقت نیز پرده برمی‌دارد: «به آنچه در آسمان و زمینت از پدیده‌های نو و شگفت پدید آوردی، بیدارم کردی»یا «هیچ موجودی نیست مگر اینکه همراه ستایشت تسبیح می‌گوید». جهان به‌عنوان الگویی برای تربیت انسان و به‌عنوان ابزاری کمک‌دهنده برای طی‌کردن هدف و مسیر خلقت انسان در اختیار او قرار گرفته است.

به‌عبارتی، خداوند می‌خواهد «با» و «به‌وسیله» جهان هستی، انسان را به‌سوی خویش رهنمون سازد؛ با هستی از طریق الگوگیری از تسبیح و ستایش و شگفتی خلقت؛ و به‌وسیله هستی از طریق استفاده درست از آن. از این روست که امام‌علی(ع) فرموده‌اند: «هیچ عبادتی مانند فکر و اندیشه در خلقت نیست.»

نگاه سطحی و مادی به طبیعت نمی‌تواند راهنمای انسان باشد و او را تربیت کند؛ بلکه این نگاه دورکننده از هدف خلقت است. تنها نگاه آیه‌ای به جهان به‌عنوان جلوۀ قدرت، علم، رحمانیت و رحیمیت اوست که راه را برای جوینده، نمایان می‌کند.

اصل لزوم دشمن‌شناسی
و تعامل هوشمندانه با دشمن
(ذیل بُعد سیاسی)

تعابیر سیاسی در دعای عرفه از نوعی کیاست سیاسی برخوردار است و نوعی رهایی از شر دشمن را بیان می‌کند. آنجا که امام می‌فرمایند: «در رابطه با او (دشمن) انتقام و هدفم را نشانم ده»یا در این فراز: «مرا از شر آنچه ستمگران در زمین انجام می‌دهند، بازدار».

این بیانات نشان از اهمیت توجه به روابط سیاسی و چگونگی برخورد با بیگانگان و دشمنان دارد. به‌عبارتی، همان‌گونه که در بعد فردی، موانع و افرادی وجود دارند که مانع سیر تعالی و تربیتی انسان می‌شوند، در جامعه نیز گروه‌ها و دشمنانی وجود دارند که مانع تعالی و تربیت جامعه می‌شوند و این موانع در سطح اجتماع بر تک‌تک افراد آن اثر می‌گذارد؛ ازهمین‌رو، تربیت بعد سیاسی در باب شناخت دشمن و نحوۀ تعامل زیرکانۀ با او به‌گونه‌ای که کمترین آسیب را برای فرد و جامعه داشته باشد، لازم و ضروری است. روابط انسان با دوست باید صادقانه و با دشمن، زیرکانه باشد تا از هر دو نوع رابطه به مقصد درست دست یابد.

اصل لزوم دعوت به رفتار عزتمندانه
(ذیل بُعد اجتماعی)

در دعای عرفه و در ذیل بُعد اجتماعی، بیشترین مضمونی که مورد تکرار و توجه قرار گرفته، کلیدواژۀ «عزت» است. عزت که در مقابل آن کلیدواژۀ «ذلت/خواری» قرار دارد، در فرازهای مختلف دعای عرفه و در قالب جمله‌های زیر مورداشاره قرار گرفته است: «در دیدگان مردم بزرگم کن» / «سبکی‌ام نزد کسی که اختیار کارم را به او دادی» / «درنتیجه، اولیایش به عزت او عزیز می‌شوند» / «در حال خواری، عزتم بخشید» / «تویی که گرامی داشتی» / «ای که اولیایش را جامه‌های حرمت و ارجمندی پوشاند، پس آمرزش‌جویانه در برابرش قرارگرفتند».

اما رابطۀ عزتمندی و تربیت در چیست که در دعای عرفه این‌قدر موردتوجه است؟ یقینا فرد عزتمند کسی است که برای بالاترین اهداف زندگی‌اش حاضر نیست تن به خواری دهد. فرد عزتمند با عامل بازدارنده و اراده‌ای درونی، خود را دچار امور پست نمی‌کند و کسی که به پستی تن ندهد، نیمی از مسیر تربیت را پیموده است.

در ارتباط عزت و تربیت، این سخن امام‌حسن(ع) می‌تواند راهگشا باشد: «هرگاه بخواهی، بدون داشتن قبیله، عزیز باشی و بدون داشتن قدرت حکومت، هیبت داشته باشی، از سایۀ ذلت معصیت خدا، به‌در آی و در پناه عزت اطاعت او قرار گیرد.»

اصل لزوم گذر از نادانی
به دانایی حقیقی (ذیل بُعد علمی)

کسی که جاهل است و خود را عالم می‌پندارد، هیچ‌گاه به سرمنزل مقصود نمی‌رسد و اما کسی که جاهل است و خود را عالم نمی‌پندارد، اسیر حجاب اکبر علم نمی‌شود. یکی از مقدمات توجه به جهل، این است که انسان بداند علم حقیقی چیست و علوم دنیایی و عرضی را علم حقیقی نپندارد. در دعای عرفه به‌خوبی این موضوع تبیین شده است.

امام در فرازهای مختلف به این موضوع پرداخته‌اند: «خدایا در عین دانایی نادانم» / «معبودم از اختلاف آثار و تغییرات احوال دانستم که خواسته‌ات از من این است که خود را در هر چیز به من بشناسانی تا در هیچ چیز به تو جاهل نباشم» / «معبودا از علم انباشته‌ات به من بیاموز»/ «معبودم مرا به حقایق اهل قرب محقق کن».

اصل لزوم توجه‌دهی به فناوری به‌عنوان نعمت (ذیل بُعد فناوری)

در دعای عرفه، تنها دو عبارت که ارتباط ضمنی با موضوع فناوری داشته باشد، یافت شد: «پاداش‌دهنده هر سازنده» / «بنابراین از انواع وسایل زندگی و اقسام بهره‌ها نصیب من فرمودی». جمله نخست نشان از این دارد که ساختن و سازندگی امری نیکو و درخور پاداش است و جمله دوم اشاره به این موضوع دارد که وسایل زندگی که به‌نوعی می‌تواند اقسامی از سازه‌ها و فناوری‌های انسانی باشد، نعمت و بهرۀ زندگی دنیا هستند. نقش فناوری در تربیت انسان، نقش ابزاری و بسترسازی است.

اگر فرد و جامعه در راستای رسیدن به اهداف انسانی خود، مجهز به امکانات و تکنولوژی‌های لازم باشد، سریع‌تر و ثمربخش‌تر به نتیجه دست خواهد یافت. قرآن کریم نیز در آیه شریفۀ «هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا» (هود: ۶۱) به انسان فرمان داده که توان خویش را برای آبادانی زمین به کار بندد. لذا در اندیشه قرآن، اعتنای به دنیا و پرداختن به آبادانی آن در سایۀ به فعلیت رساندن قوۀ ابداع و فناوری واجب است و رسیدن به این مقام، افتخار محسوب می‌شود.