بررسی تاریخی خانه‌های حیاط مرکزی در دوران قاجار

خانه‌هایی در پیوند با انسان و طبیعت

وقتی بخواهیم درباره تحولات حوزه معماری خانه‌ها صحبت کنیم، لاجرم باید این موضوع را در دوره‌های تاریخی مختلف موردبررسی و ارزیابی قرار دهیم. برای این کار از دوره صفویه شروع می‌کنیم و آن را مبدأ بررسی تحول در معماری خانه‌ها قرار می‌دهیم.

تاریخ انتشار: 13:33 - شنبه 16 خرداد 1405
مدت زمان مطالعه: 5 دقیقه
خانه‌هایی در پیوند با انسان و طبیعت

به گزارش اصفهان زیبا؛ وقتی بخواهیم درباره تحولات حوزه معماری خانه‌ها صحبت کنیم، لاجرم باید این موضوع را در دوره‌های تاریخی مختلف موردبررسی و ارزیابی قرار دهیم. برای این کار از دوره صفویه شروع می‌کنیم و آن را مبدأ بررسی تحول در معماری خانه‌ها قرار می‌دهیم.

اصفهان در دوره صفویه هم پایتخت بود و هم بنا به گفته مورخان، جمعیتی بین 600هزار تا یک‌میلیون نفر در آن سکونت داشت و می‌توان گفت اصفهان یکی از پرجمعیت‌ترین شهرهای دنیا به حساب می‌آمد. در این دوره، اصفهان شهری بود بسیار آبادان و خانه‌های بسیاری در آن ساخته شد. بیشتر خانه‌هایی که تاکنون از آن دوره باقی مانده، در محله جلفای اصفهان ساخته شده‌ است.

بعد از سقوط اصفهان و در دوره‌های افشاریه و زندیه پایتخت از این شهر، منتقل و به همین دلیل از جمعیت اصفهان به مقدار زیادی کاسته شد. «هاراتون درهوهانیان» که در دوره قاجار به ایران سفر کرد، در کتاب «تاریخ جلفای اصفهان» به این مسئله اشاره می‌کند که در محدوده جلفا تعداد خانه‌های اعیانی موجود بیشتر از افرادی است که بخواهند در آن زندگی کنند؛ به همین دلیل این خانه‌ها به دست افرادی غیر از ساکنان و ورثه آن افتاد.

به گفته یکی از مورخان، این خانه‌ها به محل تجمع و اسکان اراذل و اوباش تبدیل شد؛ به‌همین‌خاطر، کلیسای اصفهان مجبور شد تعدادی از این خانه‌ها را تخریب و به اراضی کشت‌وکار تبدیل کند.

اما در دوره قاجار رونق به شهر اصفهان بازگشت. میرزاحسین‌خان صدر اصفهانی که به دستور او چهارباغ خواجو طراحی شد، صدر اعظم فتحعلی‌شاه، شاه ایران بود و به همین دلیل اصفهان مجدد روی ریل رونق افتاد و طی این دوره، روند ساخت‌وساز در اصفهان افزایش پیدا کرد.

در این دوره، خانه‌های زیادی برای اقشار گوناگون در اصفهان ساخته شد. یک دسته از این خانه‌ها مربوط به اعیان و اشراف بود که هنوز هم برخی از آن‌ها باقی مانده‌اند؛ دسته دیگر خانه‌ها برای مردم معمولی بود. اعیان و اشراف دوره قاجار که در خانه‌هایی با چند حیاط زندگی می‌کردند، یا وابستگان حکومتی بودند،یا اربابان نظام ارباب‌رعیتی، یا بازرگانان ثروتمند.

خانه‌های ثروتمندان و متمولان از نظر الگوی معماری، به خانه مردم معمولی شباهت داشت. در خانه‌های آن دوره، چه اشرافی و چه معمولی، از الگوی حیاط مرکزی پیروی و همین مسئله موجب می‌شد حضور طبیعت در دل خانه به شکل مشخصی متجلی شود؛ همچنین این خانه‌ها عمدتا درون‌گرا بودند.

به‌طورکلی در خانه‌های دوره قاجار احترام به انسان، احترام به طبیعت و تلفیق محل کار با محل زندگی توأمان با هم وجود داشت. به دلیل اینکه در آن دوران بازار ستون فقرات اصلی شهر به حساب می‌آمد، در مناطقی که نزدیک بازار قرار داشت، خانه‌های اعیانی بسیار زیادی بنا شد که بسیاری از آن‌ها هنوز به شکل دقیق و درست مستندسازی نشده‌اند.

یکی از فعالیت‌هایی که بانوان در دوران قاجار انجام می‌دادند، بافتن فرش بود. این کار عمدتا در خانه‌ها و در یکی از اتاق‌ها با برپا کردن دار قالی در آن انجام می‌شد. در بعضی خانه‌ها هم کارگاه‌ وجود داشت و به عبارتی، خانه به کارگاه تبدیل شده بود که در آن فعالیت‌های مختلف اقتصادی انجام می‌شد. از این خانه‌کارگاه‌هایی که باقی مانده، می‌توان به خانه‌ تاریخی بهشتیان اشاره کرد که محلی برای عصاری بوده است.

با وجود شباهت‌هایی که در الگوی ساخت خانه بین خانه‌های اشرافی و معمولی وجود داشت، تفاوت‌های زیادی نیز بین آن‌ها مشهود بود. یکی از این تفاوت‌ها در تزیینات داخل خانه خود را نشان می‌داد؛ به گونه‌ای که خانه اعیان و اشراف تزیینات مفصلی داشت. مردم عادی دیوارهای خانه‌های خود را با گچ، سفید می‌کردند؛ ولی در خانه‌های اعیان و اشراف تزیینات بسیار زیاد و مفصلی به کار برده می‌شد. نقل شده است که چهار سال طول کشید تا اتاق ارسی و شاه‌نشین خانه ملاباشی را نقاشی کنند.

خانه‌های اعیان و اشراف معمولا چند حیاط و هر حیاط هم کارکرد مخصوص به خود را داشت؛ مثلا در خانه شیخ‌الاسلام و اخوان حقیقی تا هفت حیاط هم ساخته شد؛ اما خانه افراد معمولی دارای چند حیاط نبود و اکثرا هر خانه یک حیاط داشت. حتی ذکر شده است که فقرا در یک اتاق زندگی می‌کردند؛ بنابراین وقتی درباره جزئیات خانه‌های دوره قاجار مثل تزیینات، ارسی‌ها، هفت‌دری‌ها و حیاط‌های متعدد صحبت می‌کنیم، بیشتر منظورمان خانه‌های اعیانی آن دوره است؛ نه خانه‌های معمولی طبقات پایین‌تر.

معماران وقتی می‌خواستند برای اعیان و خان‌ها خانه‌ای طراحی کنند، حیاط‌های زیادی در نظر می‌گرفتند؛ مثل حیاط اندرونی یا زنانه، حیاط بیرونی یا مردانه، حیاط‌خلوت برای خدم و حشم، حیاط نارنجستان که در بعضی از خانه‌های اعیانی وجود داشت، حیاط دیوانخانه مربوط به انجام امور اداری و حیاط مطبخ برای آشپزی و غیره. هر حیاط کارکرد مخصوص به خود را داشت و فعالیت خاصی در آن انجام می‌شد.
‌نمونه دیگر اینکه، در مجموعه خانه خوراسگان، حیاط دیوانخانه وجود داشت. در این حیاط کارهای اداری و دیوانی انجام می‌شد. چون قبل از دوره پهلوی هنوز وزارتخانه یا اداره‌های مختلف برای انجام امور عمومی و دیوانی به‌وجود نیامده بود، خانه‌ها کارکردهای مختلف عمومی و دیوانی داشتند.

همین الگو، یعنی حیاط مرکزی، در خانه مردم معمولی هم وجود داشت؛ ولی تعداد حیاط‌ها کمتر و اغلب خانه‌ها دارای یک حیاط بود و دورتا دور این حیاط اتاق وجود داشت. نکته مهم دیگر در ارتباط با ساخت خانه در این دوره این بود که در خانه‌های اصفهان جبهه اصلی در شمال زمین ساخته می‌شد تا نور جنوب را به‌خوبی دریافت کند؛ چون هم نور مناسبی داشت و هم اینکه دارای کارکرد معنوی در ارتباط با پرستش خداوند بود و به آن جبهه قبله هم می‌گفتند.

مردم عادی (کشاورز، دامدار، پیشه‌ور یا مغازه‌دار) در خانه‌هایشان اتاق‌ها و نقاط مختلفی را با توجه به شغلی که داشتند، تعبیه می‌کردند؛ مثلا اگر کشاورز بودند، جایی را لازم داشتند تا میوه‌ها را خشک کنند؛ به همین دلیل، به پشت‌بام‌ها یا ایوان‌های پهن نیاز داشتند تا بتوانند این کار را انجام دهند.

یکی دیگر از الزام‌های خانه‌های قدیمی بحث سوخت بود. برای این کار باید از فضولات حیوانی و شاخ و برگ درختان استفاده می‌کردند؛ پس لازم بود جایی برای انبار این مواد فراهم کنند؛ همچنین نیاز داشتند حیوانات (اعم از دام و طیور)خود را نگهداری کنند؛ بنابراین باید آغل و طویله درست می‌کردند و این قبیل کارها را به شکل خیلی مختصر و مفید در اتاق‌هایی حول حیاط مرکزی انجام می‌دادند؛ یعنی آن چیزی که در خانه‌های اعیان و اشراف در دل چند حیاط اتفاق می‌افتاد، در خانه مردم عادی در چند اتاق حول حیاط مرکزی انجام می‌شد.

در خانه مردم عادی هم فضای کمتری وجود داشت، هم تزیینات کمتری و هم اینکه ارتباط انسان با شیوه زندگی‌اش بسته به اینکه کشاورز باشد یا دامدار یا پیشه‌ور، ارتباط مستقیم‌تری بود؛ ازطرفی، شیوه زندگی در جامعه آن دوره، پدرسالارانه بود؛ یعنی فرزند ذکور با پدر خود در یک خانه زندگی می‌کرد.

در خانه‌های اعیان و اشراف وقتی فرزند پسر قصد ازدواج داشت، یک ساختمان به او اختصاص می‌دادند؛ مثل خانه مشکین یا اینکه به ساختن حیاط‌های جدید اقدام می‌کردند؛ به همین دلیل، تعداد حیاط‌های خانه افزایش پیدا می‌کرد و این‌گونه یک خانه در طول زمان گسترش می‌یافت.

مکرر مشاهده شده که بخشی از یک خانه مربوط به دوره صفویه است و بخش دیگری از آن مربوط به قاجاریه. در دوره‌های مختلف نیاز آن‌ها باعث شده است خانه را گسترش دهند؛ اما این گسترش طبق الگوهایی مشخص اتفاق می‌افتاد که تقارن داشت و نماها با هم همگن بودند؛ درنتیجه باید گفت شیوه زندگی پدرسالارانه در شکل و معماری مسکن در آن دوره اثر خیلی زیادی برجای گذاشت.

یکی از مشخصات خانه‌های اشرافی اصفهان در آن دوره این بود که برخی از آن‌ها حمام سرخانه داشتند. در اصفهان بسیاری از خانه‌ها حمام نداشت و خانه‌هایی که در آن‌ها حمام سرخانه وجود داشت، بسیار کم بود و به‌همین‌دلیل آن‌ها منحصربه‌فرد بودند؛ مثل خانه امیرقلی شیران. همچنین خانه‌های مجاور معمولا متعلق به فرزندان و خویشاوندان یک شخص بود؛ مثلا یک فردی زمینی را در جایی خریداری می‌کرد و بعدا این زمین به فرزندان و نوادگان پسری او می‌رسید و کنار هم زندگی می‌کردند؛ بنابراین خیلی از اواقات می‌بینیم که یک گذر مربوط به یک خاندان بود و مسجد و حمام مشترک داشتند و بقیه مردم هم از آن‌ها استفاده می‌کردند.

در طول تاریخ محله‌های اعیان‌نشین تغییر کرده‌اند؛ مثلا در دوره صفویه، شاخص‌ترین خانه‌های باقی‌مانده که حالت کاخ داشته‌اند، در محله جلفا بنا شده‌اند. این نشان از ثروت ارامنه آن دوران داشته است و نقش و اهمیت آن‌ها را از نظر اجتماعی و اقتصادی در حکومت صفویه نشان می‌دهد؛ ولی در دوره‌ قاجار بیشتر خانه‌های اعیانی مالکان مسلمان داشته‌اند و خانه‌های باشکوه در محله ارامنه دیگر ساخته نشده‌اند؛ چون نقش اجتماعی آن‌ها کم‌رنگ شده است.