به گزارش اصفهان زیبا؛ این روزها سخن از واردشدن کشور به دوره ترسالی میشود؛ با بارش بارانهای مطلوب در فروردین و اردیبهشت، برخیها مدعی شدند که خشکسالیهای پیدرپی به اتمام رسیده و حالا دوران جدیدی آغاز شده است.
بر پایه جدیدترین آمارهای سازمان هواشناسی، از ابتدای سال آبی جاری تا دوم خرداد ۱۴۰۵ مقدار ۲۲۴.۹ میلیمتر بارش به ثبت رسیده که در همسنجی با دوره بلندمدت ۷.۷ میلیمتر بیشتر است؛ بارشهای کشور طی این مدت در مقایسه با دوره بلندمدت ۳.۶ درصد افزایش داشته است.
آمارها حاکیاست در ۱۴ استان زنجان، خوزستان، هرمزگان، گلستان، کرمانشاه، آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، خراسان شمالی، خراسان رضوی، خراسان جنوبی، بوشهر، ایلام، کرمان، کردستان، بارشها مثبت بوده است.
این آمارها نشان میدهند استانهای قم و تهران بیش از ۳۰ درصد کاهش بارش داشتهاند. همچنین استانهای یزد، مرکزی، اصفهان، سمنان، گیلان، قزوین، سیستان و بلوچستان، البرز، مازندران و چهارمحالوبختیاری نیز بین ۱۰ تا ۲۳ درصد کاهش بارش را تجربه کردهاند. تا چهارم خرداد امسال نیز، ۳۹ میلیارد و ۱۸۰ میلیون مترمکعب آب وارد سدهای کشور شده که این میزان در مدت مشابه سال گذشته ۲۲ میلیارد و ۷۳۰ میلیون مترمکعب بوده و نشاندهنده افزایش ۷۲ درصدی ورودی سدها نسبت به سال گذشته است.
ترسالی؟!
ارائه این اعداد و ارقام باعث شده تا حالا خیلیها از واردشدن کشور به دوره ترسالی سخن بگویند و مدعی شوند که ایران به دلیل بارشهای مطلوبی که اخیرا داشته است، وارد این دوره شده؛ این در حالی است که کارشناسان این ادعا را مردود میدانند و معتقدند وضعیت منابع آبی کشور همچنان نامطلوب است.
عیسی بزرگزاده، سخنگوی صنعت آب کشور در این باره و در گفتوگو با رسانهها گفته است: «سال گذشته دو سوم مناطق کشور کمبارش بودند، اما امسال این نسبت برعکس شده و حدود یکسوم کشور همچنان کمبارش است؛ بنابراین حدود ۳۵ میلیون نفر همچنان در تنش آبی قرار دارند و ادعای ورود کشور به ترسالی با دادههای علمی و واقعیات اقلیمی سازگار نیست. متوسط بارش ایران حدود ۲۵۰ میلیمتر است، درحالیکه متوسط جهانی بیش از سه برابر ایران است. بااینحال سرانه مصرف آب در تهران و کرج از بسیاری از شهرهای اروپایی بیشتر است.»
تورج فتحی، کارشناس آب در این باره به «اصفهان زیبا» میگوید: «ترسالی به شرایطی اطلاق میشود که میزان بارندگی سالانه از حد معمول و میانگین درازمدت آن فراتر رود. هر حوضه آبخیز در یک منطقه جغرافیایی، بر اساس دادههای ثبتشده در ایستگاههای هواشناسی و بارانسنجی، دارای یک میانگین بارش بلندمدت است؛ برای مثال، اگر فرض کنیم میانگین بارش سالانه حوضه آبریز زایندهرود ۲۰ میلیمتر باشد، هرگاه میزان بارش واقعی از این عدد فراتر رود، در وضعیت ترسالی قرار خواهیم گرفت.»
به گفته او بااینحال، در حال حاضر نمیتوان با قاطعیت ادعا کرد که در این دوره هستیم؛ چراکه پاییز و زمستانِ کمبارشی را پشت سرگذاشتیم؛ هرچند شاهد بارندگیهای مطلوبی در ماههای فروردین و اردیبهشت بودیم. نکته حائز اهمیت این است که وضعیت منابع آبی کشور بهگونهای نیست که حتی با یک، دو یا حتی ده سال ترسالی متوالی، بتوان کمبودهای انباشتهشده را جبران کرد؛بنابراین، حتی اگر فرض را بر این بگذاریم که میزان بارشها از میانگین بلندمدت فراتر رفته است، باز هم نمیتوان نتیجه گرفت که وضعیت منابع آبی بهبودیافته و جای نگرانی برای بهرهبرداری وجود ندارد.
این کارشناس آب ادامه میدهد: «متأسفانه دشتهای ایران، از جمله دشت اصفهان، با کسری مخزن شدیدی مواجهاند. نگاهی به سرشاخههای کارون نشان میدهد که در دهههای ۴۰، ۵۰ و ۶۰، برخی از این سرشاخهها جزو رودخانههای دائمی محسوب میشدند، درحالیکه امروزه حتی در صورت وقوع ترسالی، مانند رودخانههای فصلی عمل میکنند. این وضعیت گویای آن است که برای جبران کسریها، به زمانی بسیار طولانی نیاز داریم.»
اینگونه که فتحی میگوید: «بهمنظور بهسازی منابع آبی و اجرای طرحهای آبخیزداری، وجود عزمی راسخ ضروری است؛ بهطوری که جبران بیلان منفی و مدیریت مصرف در دشتهایی مانند اصفهان، قزوین یا تهران، حداقل به دو تا سه دهه زمان نیاز دارد. حتی در صورت وقوع ترسالی و اجرای دقیق و نظارت شده برنامههای حفاظتی، احیای آبخوانها برای رسیدن به عمق ۳۰ متری در دشت اصفهان، نیازمند تلاشی مداوم در طی این بازه زمانی است. ضمن آنکه باید توجه داشت بخشهایی از دشتها که اکنون دچار فرونشست شدهاند، دیگر به شرایط اولیه خود بازنخواهند گشت. تنها پس از گذشت دو تا سه دهه از اقداماتِ کنترل سیلاب، تغذیه مصنوعی و طبیعی و احیای آبخوانها، میتوان در صورت تحقق ترسالی، مصرف منابع آب را متناسب با میزان بارندگی تنظیم کرد.»
فرونشست با وعده و وعید حل نمیشود!
بارش باران در دو ماه فروردین و اردیبهشت باعث شد تا خیلیها اینگونه تصور کنند که وضعیت منابع آبی بهبود یافته است و کشور دیگر درگیر کم آبی نیست.
مسعود مجرب پژوهشگر حوزه مخاطرات در این باره به «اصفهانزیبا» میگوید: «حتی اگر ترسالی نیز اتفاق بیفتد، چون در مدیریت منابع آب ضعف عملکرد داریم، عملا اثر آن بهدرستی قابل مشاهده نخواهد بود. در شهرهایی مانند اصفهان و تهران، هرچقدر هم باران ببارد، چون امکان جذب و نفوذ مناسب آب وجود ندارد، این بارشها تأثیر چندانی در بهبود وضعیت نخواهند داشت؛ درحالیکه آبهای سطحی قابلیت جذب دارند و میتوان برای جمع آوری آنها برنامهریزی کرد.» به گفته او، اصفهان درگیر فرونشست است و ترسالی که از آن سخن گفته میشود، حتی اگر هم رخ دهد، قرار نیست الگوی فرونشست را تغییر دهد یا زایندهرود را پرآب کند؛ زیرا این منابع خیلی زود مصرف میشوند. اشکال اصلی در مدیریت مصرف و ساماندهی آبهای سطحی است؛ بنابراین، چه ترسالی رخ بدهد و چه رخ ندهد، تفاوت اساسی ایجاد نخواهد شد.»
به گفته او، حتی اگر وضعیت سدها کمی بهتر شود، خیلی زود آنها را خالی میکنیم؛ زیرا مسئولان دانش کافی در این زمینه ندارند و تصمیمها بیشتر بر مبنای ملاحظات سیاسی گرفته میشود تا خرد علمی. مسئلهٔ زایندهرود این است که حقابهٔ آن پرداخت نشده است. در دولتهای گذشته مجوزهای زیادی صادر شد و در پی آن باغهای متعددی ایجاد شدند. وقتی چنین مجوزهایی داده میشود، باید آب آنها نیز بهنحوی تأمین شود، درحالیکه این مسئله جفایی به حوضهٔ آبخیز زایندهرود است.
اینگونه که مجرب میگوید: «وقتی زایندهرود آب نداشته باشد، به این معناست که اصفهان دیگر آن اصفهان گذشته نیست، بلکه بهصورت مصنوعی و با «آمپول تقویتی» سرپا نگه داشته شده است؛ موضوعی که حتی شنیدنش هم دشوار است. اگر زایندهرود خشک شود، اصفهان به دلیل ریزگردها دیگر قابلسکونت نخواهد بود. حتی اگر هم آبی وارد رودخانه شود، این وضعیت موقتی است؛ بنابراین، لازم است نظام مدیریت از حالت مبتنی بر شانس و تصمیمهای مقطعی خارج و بر پایه خرد و دانش استوار شود.»
این کارشناس ادامه میدهد: «در حال حاضر، فرونشست در اصفهان رو به گسترش است و هشدارها نیز تاکنون به نتیجهای نرسیدهاند؛ برخلاف وعدههای مختلفی که داده شده است! مسئله آب ازآندست موضوعاتی نیست که بهصورت دستوری حل شود یا صرفا یک استان بتواند آن را مدیریت کند. این مسئله ابعاد گستردهای دارد و اکنون فرونشست، بسیاری از مناطق را درگیر کرده است.»



