گزارشی از اجرای طرح تربیتی بنیاد برکت در اصفهان و تلاش برای تبدیل نوجوانان به کنشگران فرهنگی و اجتماعی

نوجوان باید بار انقلاب را به دوش بگیرد

سال‌هاست نام بنیاد برکت با مدرسه‌سازی، ایجاد اشتغال، توسعه زیرساخت‌ها و محرومیت‌زدایی در مناطق کم‌برخوردار گره خورده است؛ اما در سال‌های اخیر این بنیاد، در کنار مأموریت‌های عمرانی و اقتصادی خود، به حوزه‌ای ورود کرده که شاید کمتر از سایر فعالیت‌هایش درباره آن سخن گفته شده باشد؛ «تربیت نوجوانان».

تاریخ انتشار: 11:02 - دوشنبه 22 تیر 1405
مدت زمان مطالعه: 11 دقیقه
نوجوان باید بار انقلاب را به دوش بگیرد

به گزارش اصفهان زیبا؛ سال‌هاست نام بنیاد برکت با مدرسه‌سازی، ایجاد اشتغال، توسعه زیرساخت‌ها و محرومیت‌زدایی در مناطق کم‌برخوردار گره خورده است؛ اما در سال‌های اخیر این بنیاد، در کنار مأموریت‌های عمرانی و اقتصادی خود، به حوزه‌ای ورود کرده که شاید کمتر از سایر فعالیت‌هایش درباره آن سخن گفته شده باشد؛ «تربیت نوجوانان». رویکردی که بر این باور استوار است که محرومیت، تنها با ساخت مدرسه، ایجاد شغل یا توسعه زیرساخت‌ها از بین نمی‌رود، بلکه هر منطقه برای رسیدن به توسعه پایدار، به نیروی انسانی توانمند، مسئولیت‌پذیر و دارای هویت اجتماعی نیز نیاز دارد.
بر همین اساس، بنیاد برکت با راه‌اندازی «قرارگاه تربیت» تلاش کرده در تعامل با مجموعه‌های فرهنگی، به توانمندی مربیان و نوجوانان فرهنگی بپردازد؛ نوجوانانی که قرار است تنها مخاطب برنامه‌های فرهنگی نباشند، بلکه خود به بازیگران اصلی عرصه‌های اجتماعی و فرهنگی محله‌هایشان تبدیل شوند.

در این الگو، به جای ایجاد ساختارهای جدید، ظرفیت گروه‌های مردمی تقویت می‌شود تا با اتکا به تجربه میدانی و شناخت بومی، بتوانند نسل تازه‌ای از کنشگران نوجوان را تربیت کنند.
استان اصفهان یکی از نخستین استان‌هایی است که اجرای این طرح را آغاز کرده و امروز به‌عنوان یکی از استان‌های الگوی قرارگاه تربیت شناخته می‌شود.
در این گفت‌وگو با محمد پناهی دبیر قرارگاه تربیت بنیاد برکت در استان اصفهان، از چرایی ورود بنیاد برکت به عرصه تربیت، شکل‌گیری قرارگاه تربیت، تجربه‌های میدانی آن در اصفهان و ماحصل کارشان در یک سال اخیر صحبت کرده‌ایم.

اگر موافق باشید برای انسجام بحث، مجددا توضیحی راجع به مؤسسه‌ «رهپویان طریق غدیر» که در شماره پیشین به آن پرداختیم، بدهید و بعد به این بپردازیم که چطور زمینه‌ِ همکاری مؤسسه با بنیاد برکت امام‌خمینی فراهم شد؟

مؤسسه «رهپویان طریق غدیر» با هدف تولید و طراحی محتواهای تربیتی و توانمندسازی مربیان و والدین، ۱۲ سال پیش فعالیت خود را آغاز کرد و تا امروز نیز این مسیر را ادامه داده است. همچنین شبکه‌ای از مربیان را در سطح کشور، به‌ویژه در استان اصفهان، شکل داده و این شبکه را با محتواهای مرتبط با خانواده و دانش‌آموزان پشتیبانی می‌کند. این توضیح خلاصه‌ای از فعالیت‌های مجموعه بود. اما در ادامه به‌تدریج احساس کردیم که لازم است حضور عملیاتی‌تری در میدان داشته باشیم و ارتباط نزدیک‌تری با نوجوانان برقرار کنیم؛ چراکه گاهی کمبود توانمندی برخی مربیان یا حتی مسائل مالی باعث می‌شد مجموعه‌های هدف‌مان نتوانند آن‌گونه که باید فعالیت کنند. این شرایط، نیاز به حمایت، پیگیری و ورود بیشتر را نشان می‌داد.از سوی دیگر، احساس می‌شد با وجود همه فعالیت‌های نوجوانانه‌ای که در مجموعه‌ها انجام می‌شود، بازتاب و نمود اجتماعی کافی وجود ندارد. از این جهت لازم بود این فعالیت‌ها در مدارس، محلات و مناطق مختلف استان بیشتر دیده شوند و برای تحقق این هدف نیز پشتیبانی گسترده‌تری از مجموعه‌ها صورت گیرد.

با چنین دغدغه‌ای به این نتیجه رسیدیم که باید جبهه‌ای از نوجوانان انقلابی شکل بگیرد؛ ما آن‌ها را پیدا کنیم و آن‌ها نیز ما را پیدا کنند. سپس این جبهه را به‌تدریج تقویت کنیم، عملکردها را سازمان‌یافته‌تر پیش ببریم و در نهایت بتوانیم در سطح استان شاهد اتفاقات مؤثرتری در عرصه‌های فرهنگی و اجتماعی، به دست همین نوجوانان، باشیم

دغدغه‌ای که بابت شناخت نوجوانان داشتید با فعالیت مجموعه‌هایی مثل جبهه فرهنگی انقلاب مرتفع نمی‌شد؟

مجموعه‌هایی مانند جبهه فرهنگی به‌صورت تخصصی بر برنامه‌های نوجوانانه تمرکز ندارند. بیشتر، متمرکز بر فعالیت‌های فرهنگی همچون اجرای مراسم، مواکب و برنامه‌های فرهنگی هستند تا فعالیت تربیتی. به همین دلیل خودمان به‌صورت مردمی، نقش حلقه میانی میان مجموعه‌های تربیتی و نهادها و سازمان‌ها را بر عهده گرفتیم. البته به واسطه دوره‌های آموزشی که در مؤسسه رهپویان طریق غدیر برگزار کرده بودیم، بسیاری از مجموعه‌ها را می‌شناختیم. اما احساس می‌کردیم باید حضور پررنگ‌تر و مؤثرتری در همین مجموعه‌ها داشته باشیم؛ چراکه در عمل، این مجموعه‌ها با وجود محتوای یکسانی که به آن‌ها می‌دادیم، توان یکسانی نداشتند. برخی قوی‌تر بودند و برخی ضعیف‌تر. بسیاری از آن‌ها نمی‌توانستند محتوا را به‌درستی اجرا کنند، ارتباط مطلوبی با نوجوانان بگیرند یا میدان لازم را در اختیار آن‌ها قرار دهند.
در نتیجه، آن حرکت و اثرگذاری اجتماعی که انتظار داشتیم از طریق نوجوانان در سطح استان شکل بگیرد، محقق نمی‌شد.

می‌خواستید این شبکه‌سازی چطور به فعالیت‌های میدانی ختم شود؟

ما بارها تأکیدهای مقام معظم رهبری و همچنین شهید رئیسی را درباره نقش نوجوانان در انقلاب و دفاع مقدس می‌شنیدیم. همواره گفته می‌شد که بخش مهمی از بار انقلاب و حتی جنگ هشت‌ساله بر دوش نوجوانان بوده است. بنابراین باید به سمتی حرکت می‌کردیم که بار انقلاب را دوباره بر دوش نوجوانان قرار دهیم، نه اینکه صرفا برای آن‌ها کلاس، اردو یا خدمات برگزار کنیم، اما فرصت نقش‌آفرینی و کنشگری اجتماعی در اختیارشان نگذاریم.

به همین دلیل به دنبال راهی بودیم که جبهه‌ای از نوجوانان تشکیل دهیم و شبکه‌ای را که از طریق آموزش مربیان شکل گرفته بود، فعال‌تر و منسجم‌تر کنیم. در همین مقطع با ستاد اجرایی فرمان امام و بنیاد برکت آشنا شدیم. دوستان در بنیاد برکت طرحی را به ما پیشنهاد دادند و قرار شد «قرارگاه تربیت» راه‌اندازی شود. بر این اساس قرار شد مدیریت این طرح در استان اصفهان با بنده باشد و در ضمن حفظ استقلال طرح، موسسه رهپویان طریق غدیر هم به بعد محتوایی آن کمک‌کننده باشد.

بنیاد برکت اساسا با مأموریت محرومیت‌زدایی شناخته می‌شود. چه شد که به حوزه تربیت نوجوانان وارد شد؟

در جلساتی که بنیاد برکت برگزار کرد، این بحث مطرح شد که همان‌طور که ساخت مدرسه، ایجاد اشتغال، تأمین مسکن یا زیرساخت‌های عمرانی بخشی از محرومیت‌زدایی است، تربیت نیروی انسانی نیز یکی از مهم‌ترین ابعاد محرومیت‌زدایی محسوب می‌شود. این موضوع مطرح شد که اگر در کنار این خدمات، نیروی انسانی کارآمد تربیت نشود، این محله‌ها تا سال‌ها همچنان نیازمند حمایت خواهند بود و وابستگی آن‌ها ادامه پیدا می‌کند. در مقابل، اگر نوجوانانی تربیت شوند که بتوانند در آینده مسائل محله خود را حل کنند، پس از چند سال آن منطقه به مرحله‌ای از خوداتکایی می‌رسد و بنیاد برکت می‌تواند ظرفیت خود را به مناطق دیگر منتقل کند. با همین نگاه بود که ایده تشکیل قرارگاه تربیت شکل گرفت و در نهایت از اواخر سال ۱۴۰۳، با برگزاری جلسات متعدد و ارائه طرح‌های مختلف، این قرارگاه به‌صورت رسمی فعالیت خود را آغاز کرد.

این ایده تربیتی با چه چشم‌انداز مشخصی فعالیتش را شروع کرد؟

هدف قرارگاه تربیت، ایجاد و احیای شبکه‌ای از مربیان، درگیر کردن نوجوانان و شناسایی هسته‌های فعال در هر استان است. به این شکل که در هر استان نوجوان هسته سخت مجموعه‌های فرهنگی را شناسایی کنیم، آن‌ها را در قالب یک جبهه سازمان‌دهی کنیم و متناسب با مناسبت‌ها و عملیات‌های مختلف، مأموریت‌های مشترکی برای آن‌ها تعریف شود. چنین فعالیت‌هایی در کنار بازتاب رسانه‌ای، موجب می‌شود نوجوانان بیشتری جذب شوند و این بچه‌ها نیز هویت جمعی پیدا کنند.
در نتیجه چنین نگاهی، با امکانات و تسهیلاتی که بنیاد برکت برای اجرای برنامه‌ها فراهم می‌کند و در کنار محتوای تربیتی مؤسسه شاهد عملکرد خوبی از قرارگاه تربیت هستیم.

شما اهداف را توضیح دادید، به طور مصداقی هم توضیح دهید که فعالیت‌ها چطور آغاز شده و پیش‌رفته است؟

در مرحله اول سال ۱۴۰۴، ۶۰ نفر از مربیان خانم و آقا که در مجموعه‌های فرهنگی اصفهان مشغول به فعالیت بودند را به مشهد اعزام کردیم. در این سفر، مربیان علاوه بر شرکت در دوره‌های آموزشی، فرصت آشنایی با یکدیگر را پیدا کردند. بسیاری از آن‌ها از شهرستان‌های مختلف استان مانند خمینی‌شهر، نجف‌آباد، زینبیه، مناطق مختلف شهر اصفهان و دیگر نقاط استان آمده بودند و برای نخستین‌بار با ظرفیت‌های یکدیگر آشنا می‌شدند. این آشنایی و شبکه‌سازی، نقطه آغاز فعالیت‌های مشترک بود.

پس از آن «همایش نهضت نوجوانان اربعین حسینی» را برگزار کردیم؛ برنامه‌ای که امسال نیز برگزار خواهد شد و حدود ۱۰۰۰ نوجوان در آن حضور پیدا می‌کنند. در ادامه این تعامل‌ها، برای نخستین‌بار توانستیم نوجوانانِ هسته سخت مجموعه‌ها را، یعنی همان بچه‌هایی که بازوی اصلی مربیان خود بودند، به پیاده‌روی اربعین اعزام کنیم. در آن سفر، نوجوانان با امام‌حسین(ع) عهد بستند که در هر جای دنیا باشند، خادم اهل‌بیت(ع) باقی بمانند و پس از بازگشت نیز همین روحیه خدمت را در محله‌ها و مجموعه‌های خود ادامه دهند.

پس از اربعین، اردوهای جهادی آغاز شد. نوجوانانی که در اربعین حضور داشتند، به همراه گروهی از نوجوانان جدید، در اردوهای جهادی شرکت کردند. این اردوها در روستاهای سمیرم و چادگان برگزار شد. حدود ۵۰۰ دختر و بیش از ۲۰۰ پسر در این اردوها حضور داشتند. گروه‌ها به‌صورت نوبتی، سه یا چهار روز در محل اردو فعالیت می‌کردند و سپس جای خود را به گروه بعدی می‌دادند تا پروژه‌ها تکمیل شود؛ زیرا بسیاری از مدارس محل اردو، ساختمان‌های بزرگ، دوطبقه و فرسوده بودند و نیاز به کار گسترده داشتند. نکته جالب این بود که نوجوانانی که پیش از این در اربعین حضور یافته بودند، به دلیل تجربه سختی‌ها و فضای معنوی آن سفر، در اردوهای جهادی عملکرد بسیار بهتری داشتند. از نظر روحیه مسئولیت‌پذیری و آمادگی، یک سر و گردن از نیروهای جدید بالاتر بودند و این رشد به‌وضوح قابل مشاهده بود.

بعد از اردوهای جهادی، عملیات‌های ایام فاطمیه را آغاز کردیم و به‌تدریج تعداد نوجهادی‌ها به حدود ۵۰۰ نفر رسید. این ۵۰۰ نفر در واقع هسته سخت مجموعه‌های مختلف بودند؛ نوجوانانی که در اردوهای جهادی، اربعین، همایش‌ها، برنامه‌های دهه فاطمیه، محرم و دیگر برنامه‌ها آن‌ها را به‌خوبی شناسایی کرده بودیم. برای این نوجوانان برنامه اعتکاف نیز برگزار کردیم و پس از آن، همین جمع را به مشهد اعزام کردیم.

نکته مهم این است که تمام این اتفاقاتی که قرارگاه تربیت بنیاد برکت رقم می‌زد، مبتنی بر یک محتوای تربیتی است. برای مثال، در اردوهای جهادی، محتوای شبانه و روزانه بچه‌ها توسط مؤسسه تهیه می‌شد. مربیان برای فعالیت‌های روزانه محتوا دریافت می‌کردند و برای شب‌ها نیز بسته‌های محتوایی ویژه‌ای در اختیارشان قرار می‌گرفت تا در زمان استراحت، دورهمی‌ها و شب‌نشینی‌ها، فرصت گفت‌وگو و تربیت را از دست ندهند. یعنی این‌طور نبوده که صرفا یک سری فعالیت‌های میدانی داشته باشیم، بلکه محتوای تربیتی موسسه رهپویان طریق غدیر هم به کار پیوست می‌شد.

فعالیت‌های شهری‌ نوجوانان چه بوده است؟

نتیجه این روند که در طول یک سال مجموعه‌ای از برنامه‌ها را اجرا کردیم، شکل‌گیری یک مجموعه منسجم بود. هم مربیان رشد کرده بودند و هم نوجوانان. مربی‌ای که تا قبل از این امکان بردن نوجوانان به مشهد یا اربعین را نداشت، حالا این تجربه را به دست آورده بود.

مربی‌ای که شاید هیچ‌گاه اعتکاف برگزار نمی‌کرد، حالا توان اجرای چنین برنامه‌هایی را پیدا کرده بود. از طرف دیگر، نوجوانانی که تا پیش از آن فقط بچه‌های محله خودشان را می‌شناختند، حالا با نوجوانان محله‌ها و شهرهای دیگر ارتباط گرفته بودند. این ارتباط هم به‌صورت حضوری و هم در فضای مجازی ادامه پیدا کرد. از یکدیگر ایده می‌گرفتند، وارد یک رقابت مثبت فرهنگی شده بودند و برای جذب هم‌سن‌وسال‌های خود، برگزاری مراسم مناسبتی و فعالیت‌های تربیتی تلاش می‌کردند.

برای نمونه، در ایام جنگ، همین نوجهادی‌ها حدود ۵۰ موکب در سطح استان برپا کردند. در ایام غدیر نیز ۳۰ موکب توسط همین نوجوانان راه‌اندازی شد؛ موکب‌هایی که از ابتدا تا انتها، همه مراحل آن توسط خود نوجوانان انجام می‌شد؛ از ایده‌پردازی گرفته تا طراحی دکور، انتخاب هدیه، برنامه‌ریزی برای اطعام و اجرای برنامه‌ها. البته بنیاد برکت هم از کار حمایت می‌کرد. مثلا با تهیه غذا و تحویل به نوجوانان تا در موکب میان مردم توزیع کنند. یا تهیه بسته‌های هدیه‌ای برای دختران و پسران تا نوجوانان بتوانند در مسابقات و بازی‌هایی که خودشان طراحی و اجرا کرده بودند، به برندگان جایزه بدهند.

در گفت‌وگوی قبلی اشاره کردید که با وجود تعداد زیاد مراکز فرهنگی در کشور، تنها حدود ۴ درصد نوجوانان با این مراکز ارتباط دارند و بخش عمده نوجوانان عملا خارج از این فضا هستند. الان هم مطابق با آماری که بیان شد، کمتر از 1000 نوجوان اصفهانی در تعامل با این طرح هستند. سؤال من این است که اگر نگاه، صرفا توانمندسازی همین تعداد نوجوان باشد، می‌توان امیدوار بود که همین نیروهای محدود، اثرگذاری خود را داشته باشند. اما اگر هدف، ایجاد یک جریان گسترده در سطح کشور است، آیا این مسیر پاسخگو خواهد بود؟ حتی اگر هر سال چند صد نوجوان به این شبکه اضافه شوند، در مقیاس کل جامعه نوجوانان رقم بزرگی نخواهد بود. در همین راستا آیا بهتر نبود بخشی از حمایت‌های بنیاد برکت به توانمندسازی اقتصادی مراکز فرهنگی و نوجوانان اختصاص پیدا می‌کرد؟ چون به نظر می‌رسد تا زمانی که فعالیت فرهنگی، پشتوانه اقتصادی پایداری نداشته باشد، نه نوجوان می‌تواند فعالیتش را ادامه دهد و نه مجموعه فرهنگی. به همین دلیل انتظار می‌رود در چنین طرح‌هایی، آموزش‌هایی درباره درآمدزایی و تأمین مالی پایدار برای فعالیت‌های فرهنگی نیز وجود داشته باشد.

اتفاقا توانمندسازی مجموعه‌ها، مربیان و ظرفیت‌های بومی هر منطقه، یکی از اهداف اصلی قرارگاه تربیت است. در حال حاضر که ما به ۸۰۰ نوجهادی رسیده‌ایم، منظور فقط تعداد نوجوانان نیست. پشت این عدد، مجموعه‌هایی قرار دارند که مربیان آن‌ها آموزش دیده‌اند، توانمند شده‌اند و یاد گرفته‌اند چگونه با نوجوان ارتباط برقرار کنند، چگونه به او میدان بدهند و چگونه از ظرفیت او استفاده کنند. وقتی هیئت امنای یک مسجد یا مجموعه فرهنگی می‌بیند نوجوانان واقعا می‌توانند کار انجام دهند، اعتماد بیشتری به آن‌ها می‌کند و مسئولیت‌های بیشتری به آن‌ها می‌سپارد. این نگاه به‌تدریج در محله‌ها شکل می‌گیرد که نوجوان هم می‌تواند مسئولیت بپذیرد و بخش مهمی از فعالیت‌های مسجد یا محله را بر عهده بگیرد.

از سوی دیگر، قرارگاه تربیت با حمایت، پیگیری و همراهی مستمر، باعث شده هم مربیان و هم نوجوانان اعتمادبه‌نفس بیشتری پیدا کنند، مهارت‌های مدیریتی و رهبری آن‌ها افزایش یابد و وقتی فعالیت مجموعه‌های دیگر را می‌بینند، برای پیشرفت بیشتر انگیزه پیدا کنند.

با چنین نگاهی تقسیم مسئولیت‌هایی هم صورت گرفته که یک بعد آن مسئولیت امور مالی است.یعنی وظیفه شخص این است که بخشی از هزینه‌های مجموعه را تأمین کند. برای مثال، اگر بنیاد برکت برای برنامه غدیر غذا، هدیه یا بخشی از امکانات را تأمین می‌کند، این به معنای تأمین همه هزینه‌ها نیست. هزینه‌هایی مانند بنر، فضاسازی، رسانه، پرچم و بسیاری از موارد دیگر باید توسط خود مجموعه تأمین شود. در این امر باید توجه داشت که این نوجوانان در آغاز مسیر هستند و تازه دارند یاد می‌گیرند چگونه مسئولیت بپذیرند. یکی از مهارت‌هایی که آموزش می‌بینند این است که چگونه با یک خیر یا بانی صحبت کنند و بتوانند برای برنامه‌های فرهنگی حمایت جذب کنند.

دقیقا نکته همین‌جا است. متأسفانه به نظر می‌رسد تنها مدلی که برای تأمین مالی آموزش داده می‌شود، پیدا کردن بانی است؛ در حالی که سؤال این است که آیا به نوجوانان آموزش داده می‌شود فعالیت فرهنگی خود را بر پایه تولید خدمت یا محصول و یک فعالیت اقتصادی پایدار اداره کنند؟ چون در غیر این صورت، هر بار باید منتظر کمک خیران باشند.

نگاه ما این نیست که فقط در حوزه فرهنگی فعالیت کنند. همان‌طور که قبلا هم اشاره کردم، در حوزه تولید محتوا نیز هدف ما این است که مجموعه‌ها به مرحله‌ای برسند که بر اساس نیازهای منطقه خودشان، محتوای تربیتی تولید کنند؛ یعنی برای مدرسه، محله و مخاطبان خودشان، تولیدکننده محتوا باشند.

در حوزه اقتصادی نیز همین نگاه وجود دارد. مجموعه باید بتواند در آینده خودش هزینه‌هایش را تأمین کند، اما رسیدن به این مرحله نیازمند زمان است و نمی‌توان همه این مهارت‌ها را یک‌باره به نوجوان منتقل کرد.

به رسانه هم اشاره کردید. با توجه به اینکه این تعداد نوجوان، بخش کوچکی از جامعه نوجوانان استان را تشکیل می‌دهند، آیا برای اثرگذاری بر سایر نوجوانان به واسطه فعالیت‌های رسانه‌ای نیز برنامه‌ای دارید؟

نگاه ما هم اینطور است که اگر قرار باشد این نوجوانان الگو شوند و دیگر نوجوانان نیز از آن‌ها یاد بگیرند، باید در حوزه رسانه نیز فعال باشند. به همین دلیل، کارگاه‌های رسانه‌ای برگزار کردیم و از اساتید این حوزه دعوت کردیم تا نوجوانان آموزش ببینند. از هر مجموعه، یک یا چند نفر که علاقه بیشتری به رسانه داشتند، وارد این دوره‌ها شدند. امروز اگر تولیدات رسانه‌ای این نوجوانان را با یک سال قبل مقایسه کنید، تفاوت کاملا محسوس است. برخی از آن‌ها صفحه آپارات راه‌اندازی کرده‌اند، برخی تولید کلیپ و پادکست انجام می‌دهند و بعضی از آثارشان چند هزار بازدید داشته است. الان هم پوشش رسانه‌ای برنامه‌های مجموعه به عهده این گروه است.

یکی از نقدهایی که همواره مطرح می‌شود این است که بسیاری از مجموعه‌های فرهنگی ابتدای انقلاب، مجموعه‌هایی مردمی، خودجوش و خودبنیاد بودند، اما به مرور زمان بخشی از هویت اولیه خود را از دست دادند. طبیعتا وقتی چنین مجموعه‌ای با یک نهاد دولتی همکاری می‌کند، این نگرانی بیشتر هم می‌شود. شما به‌عنوان دبیر قرارگاه تربیت استان اصفهان، این نقد را چطور می‌بینید؟

به نظر من ابتدا باید فلسفه وجودی بنیاد برکت را بشناسیم. اساس شکل‌گیری بنیاد برکت، کار با گروه‌های مردمی و جهادی است. اگر این ویژگی را از بنیاد برکت بگیریم، عملا هویت آن از بین می‌رود. با این تعریف، مأموریت بنیاد برکت چندین قرارگاه دارد؛ از جمله قرارگاه محرومیت‌زدایی، پیشرفت، بانوان، تبلیغ و تبیین و در یک سال اخیر نیز قرارگاه تربیت به آن اضافه شده است.

آن هم در شرایطی که مثلا در ایام جنگ بسیاری از مجموعه‌های رسمی تعطیل شدند؛ از جمله بخش‌های تربیتی سپاه، بسیج دانش‌آموزی و بسیاری از نهادهای مشابه که به دلیل شرایط جنگی اولویتشان فعالیت نظامی بود. کانون‌های فرهنگی مساجد نیز سال‌ها است با محدودیت‌های مالی مواجه‌اند و حتی برخی از آن‌ها از دریافت بودجه‌های حداقلی هم محروم هستند. سازمان تبلیغات اسلامی، دفتر تبلیغات و جبهه فرهنگی نیز هر کدام مأموریت‌های متنوعی دارند و به‌صورت تخصصی بر تربیت نوجوان متمرکز نیستند. در چنین شرایطی، بنیاد برکت که اساسا مأموریتش حمایت از گروه‌های مردمی است، این ظرفیت را ایجاد کرد تا مجموعه‌های تربیتی مردمی بتوانند فعالیت خود را با قدرت بیشتری ادامه دهند.

با توجه به تجربه‌ای که از فعالیت‌های میدانی پیدا کردید، چه چالش‌هایی را تجربه کرده‌اید؟

هر دستگاه و نهادی، مسائل و مشکلات خاص خودش را دارد، اما بخشی از مشکلات میان همه نهادها مشترک است. یکی از مهم‌ترین این مسائل، سخت بودن پذیرش گروه‌های مردمی از سوی دستگاه‌های رسمی است. برای مثال، اگر یک گروه جهادی بخواهد با نهادی همکاری کند، حتی اگر عملکرد بسیار خوبی هم داشته باشد، چون خارج از ساختار رسمی آن نهاد است، معمولا با مقاومت یا بی‌اعتمادی روبه‌رو می‌شود.

مسئله دیگر ضرورت تولید محتوا برای اجرای بهتر طرح است. در حال حاضر از نظر محتوایی بخش عمده کار بر عهده خود استان‌ها است. حمایت‌های محتوایی در سطح ملی محدود است و به همین دلیل، ما بخش زیادی از محتواها را در خود استان اصفهان تولید و متناسب با نیازها ویرایش می‌کنیم. از آنجا که طبیعتا همه استان‌ها نیز ظرفیت تولید محتوای تخصصی را ندارند، این موضوع می‌تواند بر کیفیت اجرای طرح اثر بگذارد.

در حال حاضر در چند استان این طرح اجرا می‌شود و خروجی کار به چه صورت است؟

اکنون طرح «قرارگاه تربیت» در حدود ۲۰ استان کشور در حال اجرا است. البته از میان این استان‌ها، سه استان به‌عنوان استان‌های الگو و برتر شناخته شده‌اند؛ استان اصفهان، خراسان رضوی و خراسان شمالی. استان‌های دیگر مانند فارس، یزد و… نیز در حال اجرای این طرح هستند، اما این سه استان به‌عنوان الگو معرفی شده‌اند و سایر استان‌ها از تجربه‌های عملیاتی آن‌ها استفاده می‌کنند. درباره تعداد مخاطب نیز، همان‌طور که گفتم در اصفهان ۸۰۰ نفر و در کل کشور تعداد نوجهادی‌های کشور حدود ۷ تا ۸ هزار نفر است. البته امسال ما وارد همکاری جدیدی با کمیته امداد امام‌خمینی(ره) نیز شده‌ایم.

کمیته امداد در استان اصفهان حدود ۱۰ هزار دانش‌آموز تحت پوشش دارد که از این میان، حدود ۵ تا ۶ هزار نفر در گروه سنی ۱۳ تا ۱۶ سال قرار می‌گیرند؛ یعنی همان گروه سنی که مخاطب اصلی برنامه‌های ما هستند. قرار شده همان الگویی که در قرارگاه تربیت اجرا کردیم، برای این نوجوانان نیز پیاده شود.

به این معنا که نوجوانان مستعد شناسایی شوند، در اردوهای یک‌روزه و برنامه‌های آموزشی شرکت کنند، گروه‌بندی شوند و متناسب با محل زندگی خود، به مربیان همان منطقه متصل شوند تا فعالیت تربیتی آن‌ها به‌صورت مستمر ادامه پیدا کند. اگر این برنامه طبق پیش‌بینی اجرا شود، تعداد نوجهادی‌های استان اصفهان از حدود ۸۰۰ نفر به نزدیک ۲ هزار نفر خواهد رسید و در سطح کشور نیز امیدواریم این عدد به حدود ۲۰ هزار نوجوان برسد؛ نوجوانانی که در محله‌های خود نقش‌آفرینی فرهنگی و اجتماعی داشته باشند و به‌تدریج مسیر رشد را به‌صورت مستقل ادامه دهند.