مرحوم همایی شاعری اجتماعی بود و دغدغه فرهنگ و اصلاح آن را داشت و در تلاش بود تا عقبماندگی فرهنگی ایران را جبران کند. دینداری و علاقه و گرایش او به تشیع و اسلام در نوشتههایش هویداست. او در متونش دیدگاههای اصلاحیاش را بیان میکند و احیاگر آثار گذشتگان است. استاد همایی برای اینکه گذشتگان در برابر هویت جدید ایرانی در مقابل غرب احساس ناتوانی نکنند، آثار بسیاری خلق کرد.
او در مراحل مختلف از حوزه علمیه تدریسش را شروع میکند و بعد در دبیرستانهایی در تبریز و تهران تدریس را ادامه میدهد و به دانشسرای عالی میرود. بعدها نیز استاد دارالفنون میشود و تا سال 1348 در دانشگاه تهران استادی میکند.
اثرگذاری فقهی و ادبی
مرحوم استاد همایی شاگرد مخصوص مرحوم سیدمحمدباقر درچهای بود. ایشان شخصیتی مبارز بود که با حکومت پهلوی اول ارتباطی نداشت و جایزهاش را از آنها دریافت نکرد و احتمالاً به دست عناصر رضا پهلوی به شهادت رسید
. جلالالدین همایی دوازده سال در مدرسه نیماورد در خدمت استادش محمدباقر درچهای بود و تارک دنیا بودن و روح زندگی حقیرانه طلبگی را از نزدیک حس کرد. رحلت یا شهادت محمدباقر درچهای در روحیه همایی اثرگذار بود و به دنبالش، بیست سال در حوزه تحصیلاتش را ادامه داد. در نتیجه همین تحصیلات، سرانجام به درجه اجتهاد رسید و از مجتهدان بسیاری همچون مرحوم نجفآبادی و درچهای اجازه اجتهاد گرفت.
او در سطح اجتهاد عالی فعالیت علمی داشت و لباس روحانیت میپوشید. در زمان پهلوی اول که روحانیان را خلع لباس کردند، همایی بهدلیل داشتن اجازه اجتهاد خلع لباس نشد؛ اما زمانی که به تبریز رفت و آنجا مخالفتهایی با روحانیت دید، برای اینکه بتواند اثرگذاری اجتماعی داشته باشد، به اختیار خودش لباس را کنار گذاشت.
او در مسائل فقهی، بهخصوص در مبحث قضاوت، بسیار مسلط بود. او در ابتدای کتاب قضا، بر مسئله اجتهاد و ولایت مجتهد تأکید و این مسئله را صریحاً تبیین میکند که مجتهدان هم ولایت قضایی دارند و هم در امور اجتماعی مسلمانان و شیعیان باید دخالت کنند. در واقع، بسط ید مجتهد را در آنجا تبیین میکند.
جلالالدین همایی در ادبیات عرب و صرف و نحو و شعر و قافیه مسلط بوده و شعر را به فارسی و عربی میسرود. او همیشه محب اهلبیت(ع) بود و در اشعارش ایشان را مدح و منقبت میکرد. همایی حکیم تمامعیاری بود. تصحیح کتاب «التفهیم» ابوریحان بیرونی کاری بسیار دشوار است و تا کسی از نجوم اطلاع نداشته باشد، نمیتواند این کتاب را تحصیح کند. اما احاطه علمی استاد همایی به نجوم و ریاضیات و تاریخ اسلام این توانایی را در اختیار او میگذاشت.
تاریخ اصفهان در دستان همایی
او بین عموم مردم شناختهشده نیست و خواص او را میشناسند. بااینحال، مرحوم همایی برای اصفهان کار سترگی انجام داد. از ایشان شش جلد کتاب «تاریخ اصفهان» منتشر شده که کاری بسیار سنگین و همراه با مشاهدات مستقیم ادوار مختلف است و قرار است تا دوازده جلد منتشر شود.
او شیرازی بود؛ اما از اصفهان به عظمت یاد میکرد؛ چون اصفهان را کانون تمدن اسلامی میدانست و رشد علمی و بلوغ تمدنی اصفهان را در ادوار مختلف بهخوبی میشناخت.



