مروری بر کارنامه علمی و ادبی استاد جلال‌الدین همایی، به مناسبت سالگرد درگذشت او

همای گم‌شده اصفهان

در تاریخ فرهنگ و ادب ایران، نام‌هایی وجود دارند که نمی‌توان آن‌ها را در یک عنوان یا یک رشته علمی خلاصه کرد. جلال‌الدین همایی از همین چهره‌هاست؛ ادیبی که شعر، تصحیح متون، تاریخ ادبیات، عرفان، فلسفه، بلاغت و اصفهان‌پژوهی را در کنار هم پیش برد و در هر حوزه، اثری ماندگار از خود بر جای گذاشت.

تاریخ انتشار: ۱۱:۵۷ - دوشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۵
مدت زمان مطالعه: 5 دقیقه
همای گم‌شده اصفهان

به گزارش اصفهان زیبا؛ بسیاری از پژوهشگران، او را از آخرین ادیبان جامع‌الاطراف ایران می‌دانند. او از نسلی بود که با تکیه بر دانش عمیق حوزوی و آشنایی با شیوه‌های نوین دانشگاهی، افق تازه‌ای پیش روی پژوهش‌های ادبی گشودند؛ بااین‌حال، گذشت زمان و تغییر رویکردهای دانشگاهی باعث شده است که از بخشی از میراث علمی و روش پژوهشی او غفلت شود و نسل جوان، همایی را بیش از آنکه به‌عنوان یک الگوی علمی بشناسد، تنها با نام چند اثر مشهورش به یاد آورد.

هم‌زمان با سالروز درگذشت او در ۲۹ تیر، برای بررسی ابعاد مختلف شخصیت علمی، ادبی و فرهنگی جلال‌الدین همایی، با غلامحسین شریفی ولدانی، استاد بازنشسته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان که سال‌ها آثار و اندیشه‌های استاد جلال‌الدین همایی را مطالعه و تدریس کرده و بر آن اشراف دارد، به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

استاد همایی را بیشتر باید شاعر دانست، ادیب، پژوهشگر، مصحح متون یا اصفهان‌پژوه؟

در فرهنگ ایرانی، در گذشته چنین بوده که افراد جامعیتی داشتند و گاهی بر همه یا چند علم از علوم رایج زمانشان مسلط بودند و بر بقیه دانش‌های عصرشان اشراف اجمالی داشتند. ازجمله این افراد، استاد همایی بود که در زمینه‌های مختلف تسلط شگرفی داشت. ایشان خانوادگی اهل شعر و ادب بودند. پدر و پدربزرگشان از شیراز به اصفهان کوچ کرده بودند و دیوان شعر داشتند. خود مرحوم همایی نیز در سرودن و شناخت شعر تسلط وافری داشت. تخلص استاد همایی، «سنا» بود و علاوه‌بر دیوان شعری که سرود، بر دیوان عثمان مختاری غزنوی نیز حواشی و مقدمه جامعی نوشت. این مقدمه به نام «مختاری‌نامه» خود کتاب مفصلی است و برای شناخت اوضاع و احوالات عثمان مختاری، کتابی بسیار ارزشمند و مفید است برای کسانی که قصد دارند درباره این شاعر مطالعه کنند.

متأسفانه، امروزه بعضی افراد در کرسی‌های مهم و حساس فرهنگی نشسته‌اند که اهلیت آن‌چنانی ندارند. برای نمونه، یکی از استادان دانشگاه‌های مشهور کشور، دیوان یکی از شعرای بزرگ سده هشتم را که از گردن‌کشان و اعاظم نظم است و بسیاری از شعرا، ازجمله حافظ وامدار او هستند، تصحیح کرده که البته بیشتر تغلیط بوده و اشعار این شاعر را به‌غلط چاپ کرده است. این استاد مقدمه‌ای بر این دیوان نگاشته که از چند جای کتابی که پیش از آن، مرحوم رشید یاسمی درباره آن شاعر نوشته، برداشت شده است. اگر این مقدمه را پیش مقدمه مرحوم همایی بر دیوان عثمان مختاری قرار دهیم، ارزش کار او بیشتر دانسته می‌شود.

استاد همایی همچون همای سعادت، روی هر اثری که دست می‌گذاشت، به آن ارج و قرب می‌بخشید و برایش ارزش افزوده‌ای ایجاد می‌کرد. کارهای دیگرش همچون تصحیح «التفهیم» ابوریحان بیرونی است و کتاب «مولوی‌نامه» یا «مولوی چه می‌گوید» در دو جلد که شامل شرح‌حال مولوی و نشان‌دهنده احاطه همایی بر مثنوی است. او کتابی در تاریخ ادبیات دارد یا اثری با عنوان «فنون بلاغت و صناعات ادبی» نوشته است. تا پیش از استاد همایی، کتاب‌هایی که در این زمینه نوشته می‌شد، مثال‌هایی از ادبیات عرب می‌آوردند؛ اما ایشان از ادبیات فارسی نمونه‌هایش را انتخاب کرده است. او در هر زمینه‌ای که کار کرده، حق مطلب را ادا کرده و سنگ‌تمام گذاشته است.


بنابراین، تسلط ایشان بر ادبیات و تصحیح متون، وجهه پررنگی در شخصیت علمی استاد همایی داشته است.

همان‌طور که گفته شد، ایشان در زمینه‌های مختلف اشراف کامل بر مطلب داشته است. علاوه‌بر دانش‌هایی که ذکر شد، او در زمینه شناخت تصوف و عرفان نیز کم‌نظیر بوده و در حوزه تصحیح متون نیز از هم‌عصرانش سبقت گرفته است. همه کسانی که شاگرد ایشان بودند، از وسعت دانش و اخلاق ایشان مکررا تعریف کرده‌اند. او شخصیت جامع‌الاطرافی بوده است؛ درحالی‌که امروزه انسان‌ها می‌کوشند بر یک زمینه خاص اشراف یابند.


همان‌طور که گفتید، یکی از ویژگی‌های استاد همایی، جامع‌الاطراف بودن و تسلط هم‌زمان بر ادبیات، عرفان، فلسفه و تاریخ است. این جامعیت چه جایگاهی در فضای دانشگاهی امروز دارد؟

متأسفانه محیط دانشگاه‌ها به‌سمت جزئی‌نگری و تحصیل در زمینه‌های خاص رفته است که در این خصوص هم توفیقی نمی‌یابند. دانش‌های مرتبط با ادبیات فارسی و علوم انسانی نیاز به جامعیت محصلان دارد. افرادی می‌توانند در این زمینه توفیق یابند که در چند حوزه، اطلاعات وسیعی داشته باشند؛ همچون مرحوم همایی و فروزان‌فر و زرین‌کوب. مثلاً در حوزه تصحیح دیوان‌های شعری، مصحح نیاز به تسلط بر چند دانش دارد؛ درحالی‌که برخی تصور می‌کنند تصحیح کار ساده‌ای است؛ حال آنکه دانشی بسیار دشوار است و نیاز به تسلط بر چندین زمینه ادبی دارد.


حالا که بحث تصحیح متن به میان آمد، کمی درباره این علم توضیح دهید.

مصحح باید لغت بلد باشد و به علوم دینی و تاریخ و دانش اساطیری و بلاغت و خط اشراف داشته باشد. او باید بتواند خطوط مختلف قدیمی را خوب بخواند تا جایی اگر خط ناخوانا بود، قادر باشد با فراستش آن را تشخیص بدهد. در شعر سلمان ساوجی، ترجیع‌بندی درباره حج و قربانی کردن اسماعیل آمده است: «نفس کافرکیش را در راه او روحی فداه، هر نفس چون کپش اسماعیل قربان کرده‌اند.» در برخی نسخه‌های تصحیح‌شده، این کلمه را «کیش» ثبت کرده و مصححان معنای دین و آیین را مدنظر گرفته‌اند؛ درحالی‌که این واژه «کپش» بوده و یک نقطه در این کلمه تفاوت معنی زیادی ایجاد کرده است. کپش به معنای قوچ است و اشاره به داستان ذبح اسماعیل دارد. مصححان براساس قدیمی‌ترین نسخه که در واقع به زمان زندگی شاعر نزدیک‌تر است، متون را بررسی می‌کنند؛ بااین‌حال، این نیز با پیچیدگی‌هایی همراه است.

مرحوم همایی در حوزه نیماورد اصفهان تحصیل کرده بود. آموزش در فضای حوزه چقدر بر وجهه ادبی‌اش تأثیرگذار بود؟

در گذشته، حوزه‌ها در جایگاه دانشگاه‌ها بوده‌اند و علوم مختلف را می‌آموختند. بعد از تأسیس دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ به‌عنوان اولین دانشگاه کشور، استادان حوزه به دانشگاه رفتند و گروه‌های مختلف را تشکیل دادند و بعد از آن، دانشگاه در تغذیه رشته‌های دانشگاهی دارای استقلال شد. امروز هم استادانی هستند که هم در حوزه و هم در دانشگاه درس خوانده‌اند و این‌جور افراد موفق‌ترند.

در گذشته، مطالعات و تحصیلات در حوزه بسیار عمیق بوده است؛ اما امروز ظاهراً آن شیوه‌ها را در حوزه ترک کرده و شیوه تدریس دانشگاهی را که شیوه‌ای ناقص است، به حوزه نیز تسری داده‌اند و ایده وحدت حوزه و دانشگاه به این فضا آسیب زده است. اغلبِ استادان ما درس‌خوانده حوزه بودند؛ همچون مرحوم شهیدی، استاد شفیعی کدکنی، استاد همایی و فروزان‌فر که با شیوه‌های آکادمیک آشنا شدند و توانستند این دو شیوه را با هم تلفیق کنند؛ بااین‌حال، با شیوه جدید تحقیق آشنا نبودند و در این خصوص کمی ضعیف بودند. اکثر این‌ها در زمینه تصحیح متون ضعیف بودند.

اما استاد همایی با هوش سرشار و همت والا و قناعتش وقتی پا به دانشگاه گذاشت، شیوه دانشگاهی را با شیوه‌های حوزوی تلفیق کرد و در این خصوص توفیق بسیاری داشت. آثاری که ایشان تصحیح کرده، از بهترین نمونه‌های تصحیح است.


با اینکه استاد همایی در حوزه تحصیل کرده بود، قلمی روزنامه‌نگارانه و روان داشته است. دلیلش را چه می‌دانید؟

وقتی آدم خود را به جایی محدود کند، رشد نخواهد کرد. فضای حوزه اصفهان در گذشته محدود و سنتی و ارتباطشان با بیرون قطع بود. حوزوی‌ها با جمع محدودی سروکار داشتند و راه ارتباطی‌شان با عوام‌الناس روی منبر بوده است؛ هرچند روی منبر هم اصطلاحات ثقیل و عربی به کار می‌بردند. حتی اگر کسی با بیرون مرتبط می‌شد، او را متهم می‌کردند. مرحوم پاینده در حوزه اصفهان درس می‌خواند؛ اما چون روزنامه مطالعه می‌کرد و روزنامه‌ها را به حوزه می‌آورد، متهم شد و از حوزه بیرون رفت. استاد همایی از ابتدای تحصیل، خود را به حوزه محدود نکرد و با آموزش و پرورش و دانش‌سراها مرتبط شد و بعد به دانشگاه رفت. او شخصیت پویایی داشت. به همین دلیل، دانشش را با شیوه جدید عرضه کرد.


کدام بخش از وجهه علمی و ادبی استاد همایی هنوز آن‌گونه که شایسته است، شناخته نشده و نیازمند بازخوانی است؟

او شخصیت غریب و مظلومی است و در همه زمینه‌ها باید او را واکاوی کرد. اقدامات و شیوه‌های علمی، تعهد و تقوا و انسانیتش همگی آموزنده است و جامعه را باید با او آشنا کرد. حتی جامعه دانشگاهی نیز آن‌طور که باید، او را نمی‌شناسند و از او سرمشق نمی‌گیرند. استاد همایی شخصیت فرهیخته‌ و متبحر در علوم بود. مزیت بزرگ‌تر او، پایبندی به گفته‌هایش بود.

او مثنوی را تدریس می‌کرد و پایبند به عرفان بود. او عالم بی‌عمل نبود و به علمش باورمند بود. همایی اگر کاری جز تصحیح دیوان عثمان مختاری نکرده بود، همین برای اثبات عظمتش کافی بود؛ بااین‌حال، درباره غزالی و مولوی و ابوریحان بیرونی و… کار کرده. او اصفهان را عمیقاً می‌شناخت و آن‌قدر عزت نفس داشت که به مسائل جزئی مادی بی‌توجه بود. همایی در زندگی سختی‌های بسیاری کشید و حتی گاهی با شکم گرسنه می‌خوابید؛ اما علمش را قربانی نمی‌کرد.