چرا برای طراحی یادمانی با چنین اهمیت فرهنگی و ملی، امکان رقابت میان ایده‌های مختلف معماری فراهم نشده است؟

طراحی این آرامگاه رقابت می‌خواهد

رونمایی از طرح آرامگاه استاد محمود فرشچیان، باعث مطرح‌شدن پرسش‌هایی درباره چگونگی انتخاب این طرح شده است؛ سؤال‌هایی که از نگاه کارشناسان، ضرورت برگزاری فراخوان معماری برای چنین پروژه‌ای را پررنگ می‌کند.

تاریخ انتشار: ۱۱:۰۷ - دوشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۵
مدت زمان مطالعه: 6 دقیقه
طراحی این آرامگاه رقابت می‌خواهد

به گزارش اصفهان زیبا؛ رونمایی از طرح آرامگاه استاد محمود فرشچیان، باعث مطرح‌شدن پرسش‌هایی درباره چگونگی انتخاب این طرح شده است؛ سؤال‌هایی که از نگاه کارشناسان، ضرورت برگزاری فراخوان معماری برای چنین پروژه‌ای را پررنگ می‌کند.

ارائه طرح آرامگاه استاد محمود فرشچیان در اصفهان، اگرچه در نخستین‌سالگرد درگذشت این هنرمند با هدف پاسداشت جایگاه او در هنر ایران انجام شد، موضوع بحث و نقد در میان علاقه‌مندان معماری، هنر و میراث فرهنگی ایران قرارگرفت.

این طرح از اهمیت بسیاری برخوردار است؛ چرا که قرار است آرامگاه یکی از برجسته‌ترین نگارگران معاصر ایران باشد؛ علاوه‌برآن، مکانی که برای ساخت آن انتخاب‌شده، یعنی محوطه باغ تاریخی آرامگاه صائب تبریزی، پیش از این حامل یک هویت تاریخی، ادبی و معماری تثبیت‌شده است؛ بر همین اساس، پرسش اصلی این است که این طرح تا چه اندازه توانسته با شخصیت استاد فرشچیان و با زمینه تاریخی و فرهنگی باغ صائب متناسب و مرتبط باشد؟

«نیکمان» درباره ایده اصلی این طرح چه می‌گوید؟

طرح آرامگاه محمود فرشچیان، طراحی‌شده به دست شهاب نیکمان، ۲۸ مرداد، هم‌زمان با نخستین‌سالگرد درگذشت این هنرمند رونمایی شد. این رونمایی با حضور مسئولانی از وزارت میراث فرهنگی، استاندار اصفهان و تعدادی از اعضای خانواده استاد فرشچیان انجام شد و قرار است بنا در مجاورت آرامگاه صائب و در محوطه باغ تاریخی آن احداث شود.

اما پیش از آنکه بتوان نقاط‌قوت یا ضعف این طرح را تحلیل کرد، شاید لازم باشد به روایت خود طراح درباره ایده معماری آن رجوع کنیم. شهاب نیکمان خطوط منحنی و سیال نگارگری ایرانی، به‌ویژه ویژگی شاخص آثار فرشچیان را نقطه آغاز طراحی معرفی کرده است.

به گفته او، تلاش شده این خطوط از سطح دوبعدی نقاشی خارج شود و در فضای سه‌بعدی معماری تجسم پیدا کند؛ به‌همین‌دلیل، خطوط اصلی بنا در هر سه بُعد واجد انحنا و حرکت است. فرایند طراحی نیز، بنا بر توضیح او، از شکل‌گیری کانسپت و تصویرسازی‌های اولیه آغاز شده و سپس به طراحی فرم و ساختار، تعیین ابعاد و تناسب‌ها، نقشه‌های معماری، آرایه‌ها، مصالح و سازه رسیده است.

نیکمان ایده این بنا را صرفا به آثار فرشچیان محدود نمی‌داند. در توضیح او، مفاهیمی همچون «پردیس یا بهشت» و «باغ ایرانی» نیز نقش بنیادین دارند؛ از همین منظر، هشت درگاه و هشت ستون، هفت پله و گنبد هفت‌لایه، حامل بار نمادین شده‌اند.

اما پرسش‌های بی‌پاسخ این طرح!

درست از همین‌جا، پرسش‌های اصلی درباره طرح آرامگاه فرشچیان آغاز می‌شود. آیا کنار هم قراردادن مؤلفه‌هایی چون خطوط سیال نگارگری، باغ ایرانی، معماری تاریخی ایران و نشانه‌های عددی و نمادین، لزوما به معنای شکل‌گیری یک زبان معماری منسجم و معنادار است؟ آیا می‌توان با انتقال برخی ویژگی‌های بصری نگارگری فرشچیان به کالبد معماری، به روح، جهان‌بینی و هویت هنری او نزدیک شد؟ آیا این عناصر، در کنار یکدیگر، توانسته‌اند میان آرامگاه فرشچیان و بستر تاریخی‌ که قرار است میزبان آن باشد، یعنی باغ و آرامگاه صائب، ارتباطی واقعی و متناسب ایجاد کنند؟

این پرسش‌ها زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند که بدانیم قرار نیست این بنا در خلأساخته شود. آرامگاه فرشچیان قرار است در مجاورت یکی از مهم‌ترین یادمان‌های ادبی اصفهان و در بستری تاریخی قرار گیرد که خود واجد هویت، خاطره و زبان معماری مشخص است؛ بنابراین، ارزیابی این طرح نمی‌تواند تنها به زیبایی‌شناسی فرم یا میزان شباهت آن به خطوط و عناصر آثار فرشچیان محدود شود؛ بلکه باید دید این معماری در مواجهه با شخصیت فرشچیان، میراث صائب و باغ تاریخی اصفهان، چه نسبتی برقرار می‌کند و چه روایت تازه‌ای به این مجموعه می‌افزاید.

این بنا قرار است چه روایتی بسازد؟

از این منظر، دست‌کم سه پرسش اساسی پیش روی این طرح قرار دارد؛ سؤال‌هایی که پاسخ به آن‌ها می‌تواند مشخص کند آیا با یک «آرامگاه شایسته برای فرشچیان» روبه‌رو هستیم یا صرفا با بنایی که برخی نشانه‌های آشنای هنر و معماری ایرانی را در کنار یکدیگر قرار داده است:

نخست، آیا فرم بنا واقعا با شخصیت و جهانِ هنری فرشچیان تناسب دارد؟
آیا ویژگی‌های بصری آثار او، زمانی که به زبان معماری ترجمه شده‌اند، همچنان حامل همان معنا و روح هنری هستند یا صرفا به یک فرم تزیینی تبدیل شده‌اند؟
دوم، این بنا چه نسبتی با باغ تاریخی و آرامگاه صائب دارد؟
آیا میان معماری جدید و این بستر تاریخی گفت‌وگویی شکل گرفته است یا بنا صرفا در کنار مجموعه تاریخی قرارگرفته و هویت مستقل خود را دنبال می‌کند؟
و سوم، چرا برای طراحی یادمانی با چنین اهمیت فرهنگی و ملی، امکان رقابت میان ایده‌های مختلف معماری فراهم نشده است؟
آیا پروژه‌ای که قرار است یادمان یکی از مهم‌ترین هنرمندان معاصر ایران باشد، نمی‌توانست موضوع یک فراخوان یا مسابقه معماری باشد تا معماران با ارائه ایده‌های مختلف در آن امکان شرکت داشته باشند و درنهایت، بهترین طرح از مسیر داوری تخصصی انتخاب شود؟

بی‌خبری متخصصان معماری
از فرایند انتخاب طرح

برای بررسی دقیق‌تر این پرسش‌ها، با چند تن از صاحب‌نظران حوزه معماری گفت‌وگو کردیم. هر دو کارشناس که در این گزارش با دیدگاه‌های آنان همراه می‌شویم، به دلیل ملاحظه‌هایی ترجیح دادند نامشان منتشر نشود؛ ما نیز به خواست آن‌ها احترام گذاشته‌ایم. آنچه در ادامه می‌خوانید، دیدگاه‌های این کارشناسان درباره طرح و روند شکل‌گیری آن در گفت‌و‌گو با «اصفهان‌زیبا» است.

نخستین کارشناس، استاد دانشگاه و چهره شناخته‌شده در حوزه معماری، با تأکید بر اینکه در جریان جزئیات فرایند طراحی و انتخاب این طرح نبوده است، می‌گوید: «من در جریان فرایند انتخاب این طرح نبودم و چیزی که دیدم هم دورادور بوده است.

نه در فرایند داوری حضور داشتم و نه می‌دانم که چه چرخه‌ای را طی کرده و اینکه اصلا چه طرح‌هایی در این فرایند شرکت داشته است.»او با اشاره به اینکه انتخاب طرح این آرامگاه نمی‌تواند بدون یک روند روشن، تعریف‌شده و قابل‌ارزیابی پیش برود، ادامه می‌دهد: « آرامگاه فرشچیان صرفا یک بنای شخصی نیست؛ بلکه قرار است به‌عنوان یک یادمان فرهنگی در یکی از بسترهای تاریخی مهم اصفهان شکل بگیرد.»او در ادامه با اشاره به اهمیت این موضوع تأکید می‌کند: «با توجه به اهمیت این بنا نمی‌شود این‌قدر جسته‌گریخته و بی‌سروسامان کار کرد.»

اجرای یک طرح فاخر، بدون تعامل میراث و مدیریت‌شهری
ممکن نیست

کارشناس دوم معماری نیز معتقد است که اساسا نمی‌توان درباره ساخت یک یادمان فاخر، بدون توجه به الزام‌های مدیریتی، تاریخی و شهری آن تصمیم گرفت. او با اشاره به ضرورت همکاری میان نهادهای متولی می‌گوید: «اجرای یک طرح فاخر نیازمند همکاری و تعامل میراث و شهرداری است. زمانی که قرار است بنایی در یک مجموعه تاریخی و ارزشمند احداث شود، هماهنگی میان مدیریت شهری و مجموعه میراث فرهنگی باید از نخستین مراحل پروژه وجود داشته باشد؛ چرا که هرگونه تصمیم‌گیری منفرد و جزیره‌ای می‌تواند در ادامه، پروژه را با مشکلات جدی مواجه کند.»

این کارشناس با انتقاد از ضعف رابطه و تعامل میان مدیریت‌شهری و میراث فرهنگی معتقد است که نبود همکاری مؤثر میان این دو نهاد، یکی از موانع جدی پیش روی اجرای چنین پروژه‌هایی است. از سوی دیگر، این کارشناس با اشاره به اینکه مسئله تأمین اعتبار یکی دیگر از مشکلات پروژه است، می‌گوید: «وقتی یک طرح با چنین جایگاه و مقیاسی با محدودیت‌های مالی مواجه باشد، فاصله میان یک ایده معماری و امکان تحقق واقعی آن می‌تواند بسیار زیاد شود؛ به‌همین‌دلیل، با توجه به مسائل بسیار، ازجمله مشکلات خود طرح، مسائل مالی و نامناسب‌بودن این طرح در مجموعه باغ صائب، بعید می‌دانم که این طرح قابل‌تحقق باشد.»

این طرح تناسبات ندارد

این کارشناس میراث‌فرهنگی معتقد است که این طرح از منظر تناسبات و رابطه میان اجزای معماری، با کاستی‌های جدی مواجه است و در طراحی آن توجه کافی به زمینه تاریخی و معماری محل احداث دیده نمی‌شود.از نگاه این کارشناس، مجموعه باغ و آرامگاه صائب خود واجد ارزش‌ها و ظرفیت‌های معماری و تاریخی چشمگیری است و یک بنای جدید در چنین بستری نمی‌تواند بدون توجه به این ویژگی‌ها طراحی شود.

او بر این باور است که طرح حاضر نتوانسته به این ظرفیت‌ها پاسخ مناسبی بدهد و ارتباط قابل‌قبولی با مجموعه موجود برقرار کند؛ بنابراین برای توضیح این مسئله از یک تشبیه استفاده می‌کند و می‌گوید: «مجموعه صائب را می‌توان مثل نگینی در بخشی از یک جواهر دانست؛ پس، بنای جدیدی که قرار است در این مجموعه قرار گیرد، باید همچون نگینی متناسب با آن عمل کند؛ نه اینکه عنصری نامرتبط به مجموعه افزوده شود. در چنین بستری، معماری جدید باید ارزش موجود را کامل کند؛ نه اینکه به عنصری منفک و بی‌ارتباط با آن تبدیل شود.»

هوشنگ سیحون: هیچ خط و نقطه‌ بی‌منطق
جایی در معماری ندارد

این کارشناس برای توضیح اهمیت تناسب، منطق و ارتباط میان اجزای یک بنای یادمانی، به رویکرد هوشنگ سیحون، از معماران برجسته معماری معاصر ایران و طراح شماری از آرامگاه‌های مشاهیر، اشاره می‌کند و می‌گوید: «سیحون در معماری خود بیش از هر چیز به منطق طراحی توجه داشت و معتقد بود هیچ عنصر معماری نباید بدون دلیل و معنا وارد اثر شود.»

در همین زمینه، او یادآور می‌شود: «در معماری، حتی کوچک‌ترین خط و نقطه نیز باید جایگاه و منطق مشخصی داشته باشد و اجزای بنا باید در تناسبی سنجیده با یکدیگر قرار گیرند. از این منظر، زیبایی یک بنای معماری را نمی‌توان صرفا با افزودن عناصر تزیینی یا فرم‌های چشمگیر ایجاد کرد؛ اگر حجم‌ها، تناسبات و روابط میان اجزای بنا از منطق درستی برخوردار نباشند، تزیینات نیز نمی‌توانند ضعف‌های بنیادین طرح را جبران کنند.»

آیا طراح با ملاحظات اصفهان آشناست؟

این استاد دانشگاه در ادامه، انتقاد خود را از نحوه انتخاب طراح و میزان آشنایی او با ویژگی‌های تاریخی و معماری اصفهان مطرح می‌کند. از نگاه او، یکی از مسائلی که در این پروژه باید موردتوجه قرار می‌گرفت، شناخت دقیق طراح از بستر تاریخی، فرهنگی و معماری محل احداث آرامگاه است؛ موضوعی که به باور او، نمی‌توان آن را در طراحی چنین بنایی نادیده گرفت.

او با اشاره به جایگاه طراح این ایده در مجموعه‌ مرتبط با میراث‌فرهنگی، عنوان می‌کند: «شهاب نیکمان مرتبط با مجموعه میراث در تهران است؛ازاین‌رو، باید به این پرسش پاسخ داده شود که آیا برای طراحی یک یادمان در اصفهان، به اندازه کافی از ظرفیت معماران و متخصصانی که شناخت نزدیک و عمیقی از معماری و ملاحظات تاریخی شهر اصفهان دارند، استفاده شده است یا خیر؟»

این کارشناس ادامه می‌دهد: « در پروژه‌ای با این ویژگی، فاصله جغرافیایی و حرفه‌ای طراح از بستر پروژه می‌تواند اهمیت داشته باشد؛ چراکه طراحی در یک محوطه تاریخی صرفا به معنای طراحی یک ساختمان مستقل نیست و نیازمند شناخت دقیق از زمینه است. معماری چنین بنایی باید حاصل شناختی عمیق از ویژگی‌های تاریخی، فرهنگی، معماری و حتی منظر شهری اصفهان باشد؛ به‌خصوص آنکه بنا قرار است در مجاورت آرامگاه صائب و در یک باغ تاریخی احداث شود.»

او در همین زمینه می‌گوید: «اگر قرار باشد طراحی چنین پروژه‌ای انجام شود، در خود اصفهان نیز معماران و متخصصانی حضور دارند که می‌توانند با شناخت دقیق‌تر از بستر تاریخی و معماری شهر، با شرکت در فراخوانی که انتظار می رود صورت بگیرد، در فرایند طراحی مشارکت داشته باشند. آرامگاه مفاخر ملی نباید حاصل انتخاب یک طرح منفرد باشد؛ بلکه باید حاصل رقابت ایده‌ها و داوری تخصصی میان چندین پیشنهاد معماری باشد.»