توسعه پایدار شهری با مشارکت شهروندان

مدیریت شهری عبارت است از یک سازمان گسترده، متشکل از عناصر و اجزای رسمی و غیررسمی مؤثر و ذی‌ربط در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی و کالبدی حیات شهری که اداره، کنترل و هدایت توسعه همه‌جانبه و پایدار شهر را بر عهده دارد. گستردگی، تنوع و پیچیدگی مفهوم مدیریت شهری، چنان است که به‌هیچ‌وجه نمی‌توان شهرداری را معادل مدیریت شهری دانست؛ شهرداری مسئول مدیریت شهر است. مدیریت شهری مترادف با همه بازیگران عرصه شهر است و نقش شهرداری به‌عنوان هسته مرکزی مدیریت شهر، هدایت، نظارت، راهبری و جلب مشارکت سایر بازیگران است.

تاریخ انتشار: 18:42 - جمعه 1 اسفند 1399
مدت زمان مطالعه: 7 دقیقه

وظایف مدیریت شهری

1- فراهم کردن زیرساخت‌های اساسی برای عملکرد کارآمد شهرها.
2- فراهم کردن خدمات لازم برای توسعه منابع انسانی، بهبود بهره‌وری و بهبود استاندارد‌های زندگی شهری.
3- تنظیم فعالیت‌های تأثیرگذار بخش خصوصی بر امنیت، سلامتی و رفاه اجتماعی جمعیت شهری.
4- فراهم کردن خدمات و تسهیلات لازم برای پشتیبانی فعالیت‌های مولد و عملیات کارآمد موسسه‌های خصوصی در نواحی شهری.

مشارکت در مدیریت شهری

مشارکت در زندگی جمعی حقی طبیعی قلمداد شده و در دهه‌های اخیر در مدیریت شهری به‌طوری جدی مورد تأکید قرارگرفته است. عواملی که در گسترش ایده مشارکت در مدیریت شهری نقش داشته‌اند، عبارت‌اند از:
1- پیدایش نظام‌های مردم‌سالار و اهمیت یافتن نقش مردم در اداره امور.
2- الگو گیری از روندهای توسعه شهری در دهه‌های گذشته.
3- عدم تطابق طرح‌های شهری با نیازها و خواست‌های مردم.
4- توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و تضمین منافع شهروندان.
5- پیچیدگی فزاینده زندگی شهری و اخلاق اجتماعی برنامه‌ریزی.
در جوامع پیشرفته، مشارکت مردم در برنامه‌های شهری نهادینه‌شده و حقوق و تکالیف مدیران شهری و شهروند آن مشخص‌شده است. مشارکت از مرحله طراحی برنامه‌ها و الگوهای علمی اجرایی تا ارائه، تأیید و تصویب، اجرا و نظارت ادامه دارد. الگوهای برنامه‌ریزی مشارکتی، اعتماد شهروندان به نتایج حاصله را افزایش می‌دهد، میزان دقت، حساسیت و ابعاد آن را روشن و مشارکت واقعی و هدفمند آنها را تضمین می‌کند. در این فرایند، مشارکت نه‌تنها هزینه محسوب نمی‌شود، بلکه به ارتقای کیفیت زندگی، آرامش و آسایش شهروندان منجر می‌شود.

ترمیم نگاه مدیران شهری به مردم و مشارکت به‌عنوان عملکردی دوسویه

 پاسخگویی مدیران شهری در بحث ایجاد حس مشارکت مردم و افزایش آن اهمیت زیادی در اجرای طرح‌های مختلف دارد. مسئولان باید توجه زیادی به این مقوله داشته باشند که این امر در قاب تصویر رسانه‌ها و اطلاع‌رسانی شفاف و روشن از چگونگی برگزاری جلسات با حضور شهروندان و شنیده شدن مباحث و طرح مشکلات و به کار بستن برنامه برای حل آن‌ها می‌تواند زمینه را برای مسئولیت‌پذیری و مشارکت مردم بنا نهد و همچنین باید به‌گونه‌ای عمل شود تا شهروندان به‌عنوان سرمایه اجتماعی حس اعتماد و صداقت را با ارتقا سطح مشارکت خود به چشم دیده و شاهد آن باشند. نبود یا کمبود اعتماد بین شهروندان و مدیران شهری و اختلاف‌نظر افراد در این زمینه موجب شده تا مسئولیت‌پذیری مردم در قبال مشارکت در امور شهروندی منجر به کاهش احساس تکلیف نسبت به برنامه‌ریزی و حمایت و کمک به اجرای طرح‌ها و پروژه‌ها در سطح شهر شده است که ناشی از پاسخگویی نامطلوب مدیران شهری و عدم حضور آن‌ها در میان اجتماعات مردم در سطوح مختلف و اطلاع‌رسانی نسبت به اقدامات انجام‌شده است.
مشارکت در مدیریت شهری یعنی ارتباط متقابل مردم با مدیریت شـهر بـه صـورتی کـه بتوانند در شهر تأثیرگذار باشند. دخالت مردم در امور شهری از اصیل‌ترین شیوه‌های رشـد ملی به شمار می‌آید، تجربۀ سودمند و شوق‌انگیز محلی در اداره امور جمعـی رغبـت مـردم را در پرداختن به کارهای بزرگ‌تر ملی تحریک می‌کند و آنان با تکیه‌بر نتـایج سـودمندی که از مشارکت محلی به دسـت می‌آورنـد، بـه مشارکت‌های بـزرگ ملـی رو می‌آورنـد. مشــارکت شــهروندی از ســال 1950، موضــوع دامنه‌داری در حــوزه برنامه‌ریزی بوده و برنامه ریزان شهری تلاش کردند تا در تصمیم‌گیری‌های شـهری ازنظر شهروندان مطلع شده و با همکاری آنان برنامه‌های خود را عملی کنند. برنامه ریزان شـهری معتقدند که مشارکت باعث می‌شود شهروندان نسبت به تصمیم‌گیری‌های انجام‌شده در شهر مسئولیت‌پذیر شوند، یعنی حمایت‌های عمـومی از تصمیم‌گیری‌های اتخـاذی از سوی مسئولان، باعث می‌شود مسئولان امر به‌راحتی برنامه‌های خود را عملی کنند. اهمیت مشارکت در مدیریت شهری به‌اندازه‌ای است که بنابر اطلاعات بانـک جهـانی، یکی از چهار تغییر ساختاری در مدیریت شهری مربوط اسـت بـه تقویـت دولت‌ها و دیگـر سرمایه‌گذاران برای شناسایی مشکلات شهری از طریق مشورت‌هایی که نهادهـای شـریک در سطح محلی، منطقه‌ای و ملی می‌کنند.

عوامل مؤثر بر مشارکت شهری

مشارکت شهری متأثر از عوامل گوناگونی است که باید در اتخاذ رویکرد مشارکت شهری و برنامه‌ریزی شهری موردتوجه قرار گیرد. ازجمله ایـن عوامـل می‌تـوان بـه نیـت و قصـد مشارکت‌کنندگان، انگیزه آنـان از مشـارکت شـهری، انتظـار مشارکت‌کنندگان از نتـایج و پاداش مشارکت و سرانجام امکانات و شرایط مشارکت شـهری اشـاره کـرد. مجموعـه ایـن عوامل بر شکل گـرفتن مشـارکت شـهری و ماهیـت مشـارکت شـهری مؤثرنـد. به‌طورکلی عوامل مؤثر بر مشارکت را می‌تـوان به سـه دسـته متغیرهـای درونی فـرد، متغیـرهـای بیرونـی و اجتمـاعی فـرد و متغیرهای فضایی- مکانی تقسیم‌بندی کرد. در متغیرهای درونی، می‌توان به نظریات وبری اشاره کرد که متغیـر بی‌قدرتی را عامـل مهمی در مشـارکت می‌داننـد و بـر نظـام باورهـا، گرایش‌ها و اندیشـه‌ها تأکیـد می‌کننـد. از دیدگاه آنان احساس بی‌قدرتی که در افراد نسبت به یک سازمان یـا یک‌نهاد وجـود دارد بر عمل و کنش آنان در برابر آن سازمان مؤثر است. در این زمینه نظریات سطح کلان مانند کارل مارکس، ماکس وبر و گئورگ زیمل از مهم‌ترین بحث‌هاست. احساس اثربخشـی و انتظارات فرد در موقعیت یک کار یا رسیدن به نتیجـه مطلـوب نیـز از ایـن عوامـل بـه شـمار می‌آید. بدین ترتیب اگر شهروندان قضاوت‌های مثبتی از مشـارکت در امـور شـهری داشـته باشند، احتمال مشارکت آنها افـزایش می‌یابـد.
 دسـتۀ دوم متغیرهـا نیـز عوامـل اجتمـاعی یـا بیرونی‌اند که عضویت انجمنی، پایگاه اقتصادی- اجتماعی، اعتماد اجتماعی و… را می‌تـوان ازجمله این موارد دانست. دیدگاه مکانی- فضایی مشارکت نیز عوامـل مکـانی و بسـترهای مکانی، نوع و تیپ مکان‌ها، دسترسی‌ها و فاصـله مکـانی سـکونتگاه‌ها بـا یکـدیگر را موردتوجه قرار می‌دهد. در این دیدگاه، اهمیت پذیرش هنجارهای محلی و ساختار محلـی بـرای مشارکت لحاظ می‌شود و اهمیت منافع اجتمـاعی، اقتصـادی و فرهنگـی مشـارکت تـوأم بـا ملاحظات محیطی مدنظر قرار می‌گیرد. بر این اساس تفاوت و ویژگی‌های مکانی و فضـایی نواحی مختلف، بر مشارکت تأثیر می‌گذرد. در دیدگاه‌های مشارکت، دو نگرش عمـده را می‌تـوان تشـخیص داد: نگـرش خـرد و نگرش کلان. در سطح خرد بر انگیزه‌ها، گرایش‌ها و رفتارها تأکیـد می‌شـود و در سـطح کلان، زمینه‌ها، شرایط و عناصر ساختاری موردتوجه قرار می‌گیـرد. ازاین‌رو مشـارکت دارای دو بخش ذهنی و رفتـاری اسـت. بخـش ذهنـی، تمـایلات و گرایش‌های فـردی و بخش رفتاری، فعالیت‌های داوطلبانه جمعی را مدنظر دارد.

مشارکت

واژه‌های مشارکت و مشارکتی به مفهوم امروزی، برای اولین بار در اواخر دهه 1950 در ادبیات توسعه ظاهرشده است. علت رواج این واژه، شکست طرح‌های توسعه و نسبت دادن این شکست به عدم حضور و مشارکت مردم در فرایند طراحی و اجرای این طرح‌هاست. ازاین‌رو، توسعه بر مبنای مشارکت مردمی از اواخر دهه 1970 و اوایل دهه 1980 به‌عنوان یک مفهوم کلیدی و به‌صورت گسترده‌ای در ادبیات توسعه مطرح شد. کلمه مشارکت به معنای قسمت، جزء و بخش گرفته‌شده است. این کلمه از ریشه لاتین participato به معنای “با خود داشتن”در نفس خویش چیزی از غیر داشتن و “سهمی در چیزی غیر از خود داشتن” است. یعنی سهیم شدن در چیزی و یا گرفتن قسمتی از آن است.
واژه مشارکت از حیث لغوی به معنای درگیر شدن و تجمع جهت منظوری خاص است. بنابراین درمجموع می‌توان جوهره اصلی آن را درگیری، فعالیت و تأثیرپذیری دانست. درواقع مشارکت نوعی رفتار اجتماعی، مبتنی بر اعتقاد و منافع شخصی یا گروهی است. همچنین دانیل لرنر مشارکت را به‌عنوان یکی از متغیرهای مهم در توسعه و تجدد به‌حساب می‌آورد و معتقد است زمینه‌های انجام مشارکت عبارت‌اند از: آمادگی ذهنی، شهرنشینی، تحصیلات و سنتی نبودن.
پتانسیل توسعه در جامعه‌ای به وجود خواهد آمد که مشارکت اجتماعی، سیاسی و وسایل ارتباط‌جمعی در حد نسبتاً زیادی در آن جامعه فراهم‌شده باشد و این منوط به رشد شهرنشینی با داشتن امکانات فراوان در آن جامعه است. مشارکت مورد مشورت قرار گرفتن قبل از تصمیم‌گیری را می‌گویند به‌نحوی‌که اظهارنظر شخصی و اعمال مراقبت در جریان اجرایی این تصمیم و تحول نتایج آن امکان داشته باشد.

شهروند

شهروندی سطح برقراری ارتباط با نهادهای جامعه و توانایی تحلیل مسائل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی همراه با مراقبت از محیط زندگی خود است. مانند: دانستن اسامی مدیران شهری، پذیرش مسئولیت‌های اجتماعی و … شهروندی یکی از نقش‌های اجتماعی اصلی افراد در جامعه مدرن است. معمولاً در مباحث روزمره هرکسی که در شهر زندگی می‌کند «شهروند» می‌نامند. مفهوم شهروندی از سه بعد اصلی تشکیل‌شده است: بعد قانونی اولین بعد این مفهوم آن است که از طریق حقوق مدنی، سیاسی و اجتماعی تعریف می‌شود. در اینجا، شهروند فردی قانونی است که می‌تواند آزادانه و بر طبق قوانین رفتار کند و این حق را دارد تا مدعی حفظ حقوق خود باشد، اما این بدان معنی نیست که شهروند بتواند در قاعده و دستور سازی قوانین نیز مشارکت کند یا قوانین برای همه شهروندان یکنواخت باشد. دومین مفهوم شهروندی این است که شهروندان به‌عنوان نمایندگان سیاسی به‌صورت فعال در نهادهای سیاسی اجتماعی شرکت کنند و سومین بعد از مفهوم شهروندی، شهروندی را عضوی از دیدگاه جامعه سیاسی می‌بیند.

شهر و شیوه‌های مشارکت شهری

کلمه شهر، پلیس یا مدینه در بسیاری از کشورهای جهان از کلمه یونانی و رومی گرفته‌شده که معانی آن کلمه “تمدن” یا “مقررات” بوده است. به‌این‌ترتیب شهر به مکانی اطلاق می‌شده است که در آنجا تمدن و مقررات بر توحش و خشونت غلبه داشته باشد. شهر به‌صورت یک سیستم پویا و باز عمل می‌کند که ساختار این سیستم هرکدام دارای کارکردهای خاص خود بوده و درعین‌حال در ارتباط متقابل با سایر ساختارهای سیستم عمل می‌کنند. این عملکردها و کارکردها در پیوستگی زمانی و مکانی- فضایی در حال تغییر و تحول و همچنین در حال بازتولیدند. ازنظر قانونی طبق ماده 4 قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری ایران، شهر، محلی (مکانی) است با حدود قانونی که در محدوده جغرافیایی مشخص واقع‌شده و ازنظر بافت ساختمانی، اشتغال و سایر عوامل دارای سیمایی با ویژگی‌های خاص خود است، به‌طوری‌که اکثریت ساکنان دائمی آن در مشاغل کسب، تجارت، صنعت، خدمات و فعالیت‌های اداری اشتغال داشته و درزمینهٔ خدمات شهری از خودکفایی نسبی برخوردارند. شهر کانون مبادلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی حوزه نفوذ پیرامون خود بوده و حداقل دارای ده هزار نفر جمعیت است.
دو شیوه عمده مدیریت مشارکتی؛ روش فردی و مستقیم و روش گروهی و دسته‌جمعی (به‌صورت فردی و نمایندگی) است. در روش مشارکت فردی یک فرد، کارگر، کارمند یا یک شهروند می‌تواند به‌طور انفرادی و مستقیم در فعالیت بنگاهی که در آن مشغول است دقت، تأمل و تفکر کند و دیدگاه خویش را برای بهبود اوضاع به شیوه‌های گوناگون به مدیریت اعلام کند. این روش، روشی ساده و خودجوش است و به ابتکار شهروندان می‌انجامد. البته در این روش شهروندان هیچ‌گونه دخالتی در امور مدیریت ندارند و فقط از طریق پیشنهادهای مفید با مدیریت همکاری و در صورت ضرورت آن را هدایت و راهنمایی می‌کنند. درروش گروهی و دسته‌جمعی، گروهی از شهروندان به طریق مختلف در امر مدیریت و اداره واحدها و بنگاه‌ها مشارکت می‌کنند. روشی که مشارکت شهروندان به‌صورت فردی از جانب خود و باطرز فکر آن‌ها انجام می‌شود و روشی که به‌صورت نمایندگی صورت می‌پذیرد، شیوه‌های اعمال مشارکت در این بخش هستند. درروش مشارکت به‌صورت نمایندگی افراد به نمایندگی از سوی دیگر شهروندان با مدیریت به شیوه‌های زیر مشارکت و همکاری می‌کنند.
 تشکیل کمیته‌ها و شوراهایی مرکب از نمایندگان دو طرف برای بررسی و اتخاذ تصمیم درباره اداره شهر.
 مشارکت نمایندگان شهروندان در مذاکرات دسته‌جمعی که درنهایت منجر به انعقاد پیمان دسته‌جمعی می‌شود و بر شرایط بنگاه (شهر) و درنتیجه بر روند کار تأثیر می‌گذارد.
 تشکیل شوراهای مختلف مانند شورای اسلامی کار که نمایندگان شهروندان، مدیران مسائل مربوط به اداره امور واحد را بررسی کرده و تصمیمات لازم را اتخاذ می‌کنند.
 عضویت در هیئت‌مدیره شورای اسلامی شهر یا روستا نیز در مواردی که واحدهایی از سوی دولت ملی معرفی می‌شوند، رخ می‌دهد.
مشارکت از طریق مالکیت شهروندان که ممکن است از طریق فروش سهام واحدهای اقتصادی باشد و موجب شود آنان نیز به شکل مالک در امر تولید و خدمات شرکت‌ها مشارکت کنند.