اما اینکه جریان ایجاد و رشد آپارتمانسازی و آپارتماننشینی در اصفهان در دو دهه اخیر چگونه بوده، پرسشی است که در گفتوگو با «عباس صنیعزاده»، دکترای شهرسازی و اســتــاد دانــشــگــاه، به آن پرداختهایم. شاید آخرین خاطرات بازمانده از زندگی در «محله» به سبک و سیاق واقعیاش، خاطرات دوران کودکی متولدان دهه شصت باشد. خاطراتی که در فضای بزرگ و گسترده خانههایی با پنجرههای کوچک و بزرگ، حیاطهای پر دارودرخت، حوض، باغچه و… شکل گرفت و البته بهمرور در بایگانی ذهن کودکان آن روز جا ماند و رنگ کهنگی به خود گرفت! چراکه رشد سریع آپارتمانسازی، شهرکسازی و ساختوساز مجتمعهای مسکونی معنای محله را از سکه انداخت و سبک تازهای به زندگی شهرنشینان داد. در این میان شهر اصفهان نیز از دهه هفتاد روندی پرسرعت را در آپارتمانسازی طی کرد. ظهور آپارتماننشینی در اصفهان بهعنوان شهری برخوردار از تاریخ غنی معماری بسیار قابلتأمل است. شهری که هنوز عمارتهای باشکوهی از ادوار مختلف تاریخی در خود دارد و خانههای تاریخی بسیاری در کوچهپسکوچههای آن رد تاریخ معماری این شهر را بر درودیوار خود نشان میدهد. در چنین شهری است که باید پرسید پدیده آپارتماننشینی بر چه اصول و اساسی چنین رشد چشمگیری داشته است.صنیعزاده در پاسخ به این پرسش تأکید میکند که آپارتماننشینی پدیدهای اجتنابناپذیر است و به دنبال افزایش جمعیت شهری و توسعه عمودی شهرها رخ میدهد. او میگوید: «اصفهان تا چند دهه قبل جمعیت نسبتا محدودی داشت و مساکن ویلایی یک یا دوطبقه پاسخگوی نیاز این جمعیت بود. اما وقتی رشد جمعیتی قابلتوجه بهخصوص در دهههای 50 و 60 ایجاد شد و نرخ آن به حدود سه و نیم درصد رسید، این نسل بهمرور وارد سن ازدواج و زندگی مشترک شد و طبیعتا نیاز به مسکن داشت و باید اتفاقات تازهای در شهرهای کشور رخ میداد. چنانکه کشورهای اروپایی نیز در قرن گذشته با چنین موقعیتی روبهرو شدند و بعد با قدری تأخیر ما به این وضعیت رسیدیم.» او میافزاید: «بهجز افزایش جمعیت، دلیل دیگری که آپارتمانسازی را پدیدهای اجتنابناپذیر و ضروری کرد این بود که بنا بر یک اصل جهانی، شهرها باید بهجای رشد افقی بهصورت عمودی رشد کنند. در گذشته شهرها رشد افقی داشتند و در سطح توسعه مییافتند؛ ولی در قرن اخیر شهرسازان به این باور رسیدند که رشد افقی شهرها چندان به صلاح نیست و افزایش شدید هزینهها را به دنبال دارد؛ چراکه در این صورت باید به دنبال توسعه شبکه تأسیسات شهری تا مسافتهای دور، تأمین خدماتی مانند نظافت، جمعآوری زباله، نورپردازی، تأمین امنیت و… باشیم که هرکدام هزینههای زیادی را به شهر تحمیل میکند. بنابراین بهخصوص در نیمقرن اخیر تمرکز مدیریتهای شهری بر توسعه عمودی شهرها قرار گرفت تا بتوان از فضاهای فشرده شهری بیشتر استفاده کرد. این تمرکز نیز به آپارتمانسازی و آپارتماننشینی منجر شد. چنانکه اگر قبلا در زمینی یک یا دو خانه ویلایی ساخته میشد، حالا چندین آپارتمان ساخته میشود تا جمعیت بیشتری را در خود جای دهند و ساکنان آنها خدماتشان را در همین فضا دریافت کنند.» او در پاسخ به این پرسش که آیا آپارتمانسازی در اصفهان روندی منطقی داشته یا نه، میگوید: «متأسفانه در این روند کمدقتیها و کمتوجهیهایی صورت گرفت که باعث شد در برخی از مواقع آپارتمانسازیها با اشتباهاتی همراه باشد. ما باید طبق اصولی که کشورهای توسعهیافته در آپارتمانسازی در پیش گرفتند، دقت میکردیم که این آپارتمانها در بافت مرکزی و تاریخی شهر احداث نشوند، به هسته اولیه شهر آسیب نرسانند و چشمانداز آثار تاریخی یا عناصر طبیعی مانند کوه، رودخانه زایندهرود و… را از بین نبرند. چنانکه در دنیا هم کسی منکر آپارتمانسازی نیست؛ ولی همه بحث بر سر این است که آپارتمان در کجا ساخته شود. در این میان اگر مالکان خانههای مرکز شهر بگویند چرا باید حقشان برای ساختن خانهای چندطبقه تضییع شود، قانون منافع عمومی را بهجای منافع شخصی در نظر میگیرد. لذا این افراد میتوانند خانهشان را بفروشند و به مکانی بروند که میتوانند خانه چندطبقه بسازند.» این مدرس دانشگاه کمدقتیهای صورتگرفته در روند آپارتمانسازی اصفهان را معطوف به سه گروه مشاوران طرحهای جامع شهر، مدیریت شهری و مردم میداند و توضیح میدهد: «بخشی از این معضل به تهیهکنندگان طرحهای جامع شهر اصفهان برمیگردد که کمدقتیهایی برای تعیین بلندمرتبهسازی، متوسطسازی و کوتاهمرتبهسازی از سوی آنها صورت گرفت. البته تا جایی که میدانم همه مشاوران طرحهای جامع شهر اصفهان از ابتدا تاکنون به این موضوع تا حد زیادی توجه کردهاند. چنانکه برجهای خیابان کاوه که یادگاری از دوران طرح جامع قبل از انقلاب هستند شاهدی بر این مدعاست که نشان میدهد متولیان در آن زمان مجوز بلندمرتبهسازی را در حومه شهر دادهاند. اما بههرحال همواره درزمینه اجرای قوانین قدری دچار مشکل بودهایم. مدیریت شهری نیز برای افزایش درآمد شهرداریها که شاید گاهی هم برای اداره شهر اجتنابناپذیر بوده است دست به صدور مجوزهای نادرستی زدند که متأسفانه تراکمفروشی را باب کرد و شاکله طرحهای جامع را برهم ریخت. رکن سوم این ماجرا نیز خود شهروندان بودند که گاهی خلاف سازی میکردند و مثلا با پروانه ساختمانی دوطبقه، ساختمان چهار طبقه میساختند و بعد میگفتند جریمهاش را میدهیم! کمیسیون ماده صد هم حکم تخریب نمیداد! بنابراین مجموعه این سه عامل باعث شد روند منطقی آپارتمانسازی در اصفهان طی نشود و برنامهها آنگونه که باید به مرحله اجرا نرسند.» صنیعزاده خاطرنشان میکند: «مسلما آپارتمانسازی ضرورتی برای توسعه شهر است؛ اما باید در جای خودش ساخته شود؛ جایی دور از بافت تاریخی و چشماندازهای طبیعی شهر. مثلا مجتمع پزشکان در خیابان هزارجریب هرچند در حومه و دور از بافت تاریخی ساختهشده ولی خطای بزرگش این است که چشمانداز عمومی شهر را مخدوش کرده و منظری را که همه شهروندان اصفهانی میتوانستند از آن استفاده کنند در اختیار ساکنان این برجها قرار داده است! به لحاظ فنی و شهرسازی چنین کاری خطاست. بلندمرتبهسازی در حریم بلافصل زایندهرود نیز از دیگر اشتباهات بوده است. همچنین باید اشارهکنم به مجتمع مسکونی احداثشده در غرب شهر اصفهان که جلوی کوه دنبه ساختهشده و چشمانداز این کوه زیبا را تخریب کرده است.»
آپارتمانسازی بر مدار غفلت
آپارتماننشینی در ابتدا پدیدهای مدرن و جذاب به نظر میآمد. زندگی در مجتمعهای مسکونی که در آغاز دهه هفتاد هنوز چندان در اصفهان مرسوم نبود (بهترین مثالش شاید برج کاوه در خیابان کاوه باشد) نوعی تفاخر بهشمار میآمد. بعدازآن بود که هجرت از خــانههای بزرگ و حیاطدار به ساختمانهای چندطبقه فزونی گرفت و مردم را بر موج خود سوار کرد. حالا با گذشت دو دهه و در آستانه قرنی تازه، اصفهان شهری مملو از آپارتمانها، برجها، مجتمعهای مسکونی و ساختمانهای عریض و طویلی است که هفتهبههفته و سالبهسال به حجم این شهر افزودهشده و خانوادههای دو، سه یا بهندرت چهارنفره را در خود جای میدهند، ساختمانهایی که بر ناهمگونی و ناسازگاری اغلبشان با بافت و شرایط محله و منطقه میزبان، انتقادهای بسیاری وارد است و به مجالی فراوان برای گپوگفت درباره آن نیازمندیم.
-

فرناز کلباسی
خبرنگار














