گفت‌وگو با مدیر قرارگاه شهید ردانی‌پور و روایت پیروزمندانه‌اش از خدمت به جبهه مقاومت؛ آرزویی که سال‌ها چشم‌انتظارش بوده است

اصفهانی‌ها در قلب ویرانه‌های بیروت!

«حاج حسین لادانی» را بچه‌های لشکر امام‌حسین(ع) خوب می‌شناسند؛ همان که معروف است به بی‌سیمچی سردار حاج علی باقری، فرمانده‌ای که کنارش قدکشید و بزرگ شد؛ آن‌قدر بزرگ که در سال‌های بعد از جنگ هم، در خط مقدم جهاد بودن را فراموش نکرد و با تأسیس قرارگاهی به نیت خدمت رسانی به مردم کشورش، حجت را بر خیلی‌ها تمام کرد؛ قرارگاهی که نامش را به نام فرمانده دیگرش، حاج آقا مصطفای ردانی‌پور گذاشت تا نگاهش، برکت راه و مسیرشان باشد.

تاریخ انتشار: ۱۲:۱۷ - شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳
مدت زمان مطالعه: 9 دقیقه
اصفهانی‌ها در قلب ویرانه‌های بیروت!

به گزارش اصفهان زیبا؛ «حاج حسین لادانی» را بچه‌های لشکر امام‌حسین(ع) خوب می‌شناسند؛ همان که معروف است به بی‌سیمچی سردار حاج علی باقری، فرمانده‌ای که کنارش قدکشید و بزرگ شد؛ آن‌قدر بزرگ که در سال‌های بعد از جنگ هم، در خط مقدم جهاد بودن را فراموش نکرد و با تأسیس قرارگاهی به نیت خدمت رسانی به مردم کشورش، حجت را بر خیلی‌ها تمام کرد؛ قرارگاهی که نامش را به نام فرمانده دیگرش، حاج آقا مصطفای ردانی‌پور گذاشت تا نگاهش، برکت راه و مسیرشان باشد.

«قرارگاه خدمت‎‌رسانی شهید ردانی‌پور» اگر چه با غُصه و قِصه سیل کرمانشاه شکل گرفت، اما این روزها، صدایش از قلب لبنان و در خرابه‌های بیروت و روستاهای اطراف صور به گوش می‌رسد. حاج‌حسین لادانی و رفقایش که تعدادشان به انگشتان دست هم نمی‌رسد، چندماهی‌ست سفره خدمت و جهاد را در کنار آوارگان و جنگ زدگان لبنانی پهن کرده‌اند و تلاش می‌کنند نیازهایشان را تا آنجا که از دستشان برمی‌آید، تأمین کنند؛ ازخرید بخاری و آب‌گرم‌کن و امتیاز برق و حتی اقدام‌های عمرانی مثل لوله کشی فاضلاب و شیشه‌انداختن روی پنجره‌ها بگیر تا خرید مایحتاج زندگی و حتی دیدار از خانواده‌های شهدایشان… با حاج‌حسین لادانی،مدیر قرارگاه خدمت‌رسانی شهید ردانی‌پور، همراه و هم‌صحبت شدیم روی خط تلفنش در بیروت! با یک تماس اینترنتی از طریق واتس‌آپ…!

از قرارگاه خدمت‌رسانی شهید ردانی‌پور بگویید .

هسته اولیه قرارگاه خدمت‌رسانی شهید ردانی‌پور سال 1396 و با قصه و غصه سیل کرمانشاه شکل گرفت؛درست زمانی که حضرت آقا سران سه قوه، نیروهای نظامی و انتظامی و مردم را فراخواندند تا به کمک مردم کرمانشاه بشتابند. اینجا شد نقطه حرکت قرارگاه جهادی شهید ردانی‌پور؛ حرکتی که قرار بود یک هفته‌ای جمع شود، اما 17 ماه به طول انجامید.

یک حرکت جهادی به همت بچه‌های اصفهان…!

بله. پایه‌گذار اصفهان بود و هسته اولیه این قرارگاه به همت بچه‌های اصفهان شکل گرفت؛ اما اعضای آن متشکل از استان‌های مختلف مثل تهران، کرج، یزد، مشهد، شیراز، بندرعباس، قزوین و سبزوارشدند. این قرارگاه در حال حاضر نزدیک به 400 نفر عضو کارکشته با روحیه جهادی دارد؛ افرادی که هرجا نیاز به حضورشان باشد، خودشان را سریع می‌رسانند و همه جوره پای کارند؛ حتی با صرف هزینه شخصی.

چطور شد که پای قرارگاه جهادی شهید ردانی‌پور به لبنان باز شد؟

چند روز بعد از شهادت سید حسن نصرالله و به‌دنبال فرمایش حضرت آقا که فرمودند برهمه مسلمانان فرض است که با امکانات خود در کنار مردم لبنان و حزب‌الله بایستند، قرارگاه شهید ردانی‌پور به موضوع لبنان ورود پیدا کرد؛از طرف دیگر، بالاخره ما بچه مسلمان هستیم. بچه‌تر از حالا بودیم که حضرت امام(ره) امر رفتن به جبهه را دادند و ما رفتیم؛ بعد از جنگ هم سعی کردیم در همه صحنه‌ها در حدی که می‌فهمیدیم، ورود کنیم. من سال‌ها چشم‌انتظار چنین روزی بودم، روزی که فراتر از کشور خودمان، آن دینی را که به گردنم هست، در حدبضاعت و توانایی به منصه ظهور برسانم؛ حتی درباره حضور در سوریه هم طی این سال‌ها تلاش‌های متعددی کردم؛ ولی توفیق حضور و خدمت نصیبم نشد.

و رفتید لبنان؟

روزهای اول را در سوریه سپری کردیم؛ بیشتر با هدف بررسی شرایط و اینکه چه کمکی از دست ما برای آوارگان لبنانی که به سوریه پناه آورده‌اند، برمی‌آید.

چه مدت در سوریه ماندید؟

خیلی به جایی نکشید. ازطرفی ورود ما، ورود به بحث‌های نظامی نبود و در این خصوص خود حزب الله خیلی قوی‌تر و مستحکم‌تر کار را دنبال می‌کرد؛ از طرف دیگر ما بیشتر برای بررسی این موضوع در سوریه مانده بودیم که چطور به آوارگان جنگی لبنان که به سوریه آمده‌اند، کمک کنیم. نتیجه بررسی‌های ما اما این بود که سیدحسن نصرالله رحمت‌الله‌علیه، در زمان حیاتشان، تأکید ویژه‌ای بر حضور مردم لبنان در لبنان و خارج‌نشدن از کشورشان داشتند.

در این بررسی‌ها به آمار عجیبی هم رسیدیم؛ اینکه هم‌زمان با شهادت سید حسن نصرالله، 100هزار آواره جنگی در لبنان بوده‌اند که بعد از شهادت این آمار به یک‌میلیون و هفتصد هزار آواره رسیده است. حالا از این تعداد چند نفر آمدند خارج از لبنان؟ زیر 200هزارنفر؛ یعنی یک‌میلیون و پانصد هزارنفر از این آوارگان، حاضر شدند زیر بمب و موشک و شلیک پهپادها بمانند؛ ولی از لبنان خارج نشوند و خب این اهمیت کار ما را می‌رساند. اینجا بود که به نتیجه رسیدیم ورود ما به لبنان اهمیتش بیشتر و نتیجه‌بخش‌تر است و البته شرایط در سوریه هم بسیار متزلزل، آشفته‌تر از لبنان و غیرقابل پیش‌بینی است. ما درنهایت تصمیم گرفتیم هرگونه هزینه و هر حرکتی که قرار است انجام شود، در کنار مردم نجیب و شریف و مظلوم و بی‌بدیل لبنان باشد.

و بعد از سوریه وارد لبنان شدید… .

اول تصمیم ما این بود که دوسه روزی بمانیم، شناسایی داشته باشیم و بعد برگردیم ایران و نیرو بیاوریم؛ اما خیلی زود متوجه شدیم محدودیت‌ها بسیار زیاد است و امکان آوردن نیرو به این راحتی که فکر می‌کردیم، نیست.

فعالیتتان را در لبنان از کجا شروع کردید؟

طبق بررسی‌هایی که داشتیم، متوجه شدیم بیش از نیمی از آوارگان و جنگ‌زدگان، به بیروت و اطراف آن پناه آورده‌اند که همین موضوع معضل‌های زیادی را به‌دنبال داشته است. اینجا بود که این نقطه، اهمیت و اولویتش برای ما بیشتر شد. پس نقطه هدف شد بیروت!

به چه صورت فعالیت داشتید؟

ما در ابتدای ورودمان، نزدیک به هفت مکان را که آوارگان جنگی آنجا بودند، شناسایی کردیم و از صفر تا صد کارهای زمین‌مانده آنجا را به‌دست گرفتیم؛ از خرید امتیاز برق، موتوربرق، تجهیزات گرمایشی و سرمایشی، آب‌گرم‌کن، بخاری، لباس‌شویی، ظرف‌شویی، منبع‌های آب و… تلاشمان این بود که با ورود به هرنقطه‌ای، امکانات موردنیازشان را تأمین کرده و حتی شده سرسوزنی از دغدغه‌های مردم آنجا را کم کنیم.

این آوارگان بیشتر در چه مکانی‌هایی بودند؟

مکان‌هایی مثل دانشگاه‌ها، مدارس، مجتمع‌های آموزشی و سالن‌های ورزشی. ما مدرسه‌ای داشتیم که ظرفیتش 60 دانش‌آموز بود؛ اما با ورود آوارگان جنگی یک‌دفعه با 300 نفر جمعیت روبه‌رو شده بود که خب تجهیزات و امکانات این مدرسه جواب‌گوی این حجم از جمعیت نبود. نه آب، نه برق، نه سرویس بهداشتی و نه…! هیچ‌کدام جواب‌گو نبود. این مدرسه حتی حمام هم برای این همه آواره جنگی نداشت.

آیا نیروهای حزب‌الله هم در کنار شما بودند؟

نظر حضرت آقا این بود که هر فعالیتی در لبنان ذیل نظارت عزیزان حزب‌الله و با هماهنگی آن‌ها انجام شود؛ به همین خاطر در بدو ورود به لبنان، جلسه‌های اولیه‌ای را با این عزیزان و برادران انصارالمقاومت ترتیب دادیم و هماهنگی‌های اولیه صورت گرفت.

حضور و همراهی نیروهای حزب‌الله به چه صورت بود؟

حزب‌الله همه مناطق را مربع‌مربع تعریف کرده بود. هر مربع حدود 12 تا 13 نقطه داشت؛ برای هر نقطه هم یک مسئول گذاشته بود. ما در ابتدای امر با این افراد مسئول، جلسه‌هایی ترتیب دادیم و بعد از هماهنگی اولیه، خودمان به صورت میدانی از این نقاط بازدیدکردیم.

برخورد نیروهای حزب‌الله و حتی خود مردم لبنان با شما چطور بود؟ به راحتی شما را پذیرفتند؟

درباره بچه‌های حزب‌الله هیچ مشکلی نداشتیم. از اول که به این موضوع ورود کردیم، پذیرش خوبی شکل گرفت و الحمدلله به مرور که جلو رفتیم، صمیمیت‌ها و رفاقت‌ها بیشتر شد. اصلا ماندن کنار این افراد، سناریوهای دشمن را خنثی کرد؛ ولی درباره مسیحیت و اهل تسنن لبنان، اثرات مثبت این حضورمان را بیشتر دیدیم و حس کردیم؛ نه اینکه بخواهم بگویم درخصوص حزب‌الله، اثری نداشت، نه! حزب‌الله که اعتقاد قلبی به ایران و ایرانی دارد و معتقد است حیاتش را مدیون نظام جمهوری اسلامی ایران است؛ ولی برای مسیحیت و اهل تسنن و قومیت‌های دیگر، حضور ما اهمیت ویژه‌تر و الحمدلله، اثرات بسیار مطلوب‌تری داشته است. ما در طول این مدت از مهربانی و مهمان‌نوازی این مردم به‌طرز عجیبی شرمنده‌ایم.

چه مدت است که لبنان هستید؟

در این مرحله، قریب به 40 روز است که اینجاییم.

و همچنان در بیروت هستید…؟

نه! ما الان آمده‌ایم نزدیکی‌های خطی که جنگ بوده و در روستاهایی هستیم که به‌طور کامل تخلیه شده‌اند. ما در اطراف صور هستیم.

فعالیت شما در صور به چه صورت است؟

ما در منطقه‌ای هستیم که جنگ آسیب بسیار جدی به آن وارد کرده است و در حال حاضر ساکنان و اهالی‌اش به خانه‌های خود برگشته‌اند،خانه‌هایی که نیاز جدی به تعمیرات دارند و حتی نیاز به وسایلی مثل بخاری، آب‌گرم‌کن و… به‌طورمثال، همین چند وقت پیش نزدیک به 50 دستگاه بخاری، 50 دستگاه آب‌گرم‌کن و 100 کپسول گاز با هزینه‌ای قریب به 10هزار دلار برای این خانه‌ها خریداری شد و در اختیار ساکنانش قرار گرفت. البته ما به غیر از منازل، حسینیه‌ها، مساجد و مدارس را نیز تجهیز می‌کنیم و با تمام توان در کنار مردم آنجا و نیازهایشان هستیم. ما حتی شیشه به‌وفور خریداری کرده‌ایم. شاید برخی از دوستان نظرشان این باشد که دوباره جنگ می‌شود، دوباره اسرائیل همه این‌ها را می‌زند و نابود می‌کند، دوباره این شیشه‌ها شکسته می‌شود؛ اما نظرمان این است که اگر یک شب این خانواده با آرامش بخوابد، اهمیتش از همه این هزینه‌ها بیشتر است. نکته مهم برای ما، زنده‌کردن امید در بین این افراد است.

با چه تعداد نیرو آنجا هستید؟

روال کار به این صورت است که نیروها می‌آیند و می‌روند؛ اما باتوجه به محدودیت‌های موجود، در حال حاضر به ما شش نفر سهمیه داده‌اند و با این تعداد افراد که از استان‌های مختلف همچون تهران، کرج، اصفهان، مشهد، شیراز و یزد کنار ما هستند، کار جلو می‌رود. قرارگاه شهید ردانی‌پور در حال حاضر 100 نفر نیروی آماده به اعزام از نقاط مختلف ایران دارد؛ افرادی کارکشته و جهادی که همگی به‌صورت خودجوش آماده به خدمت هستند؛ اما خب برطرف‌کردن محدودیت‌ها و موانع برای حضور آن‌ها، دست ما نیست.

هزینه سفر نیروهای قرارگاه به چه صورت تأمین می‌شود؟

صفر تا صد هزینه‌ها با خود افراد است. الان هر رفت‌وبرگشتی که به لبنان داریم، حداقل 40میلیون آب می‌خورد که از جیب خود بچه‌ها می‌رود.

کمکی در این خصوص به شما می‌شود؟

نه. ما از هیچ نهاد و ارگانی حقوق و دستمزد نمی‌گیریم. ما با عشق از جیب خودمان و به‌صورت شخصی خرج می‌کنیم؛ اما گلایه داریم، گلایه از نبودن بلیت. شما برای رفتن به خیلی از کشورهای هم‌جوار مثل ترکیه هرزمانی که اراده کنید، بلیت مهیاست؛ اما برای آمدن به لبنان بچه‌های ما بعضا 20 روز معطل می‌شوند و بلیت نیست و این نبود بلیت برای کاری است که این‌قدر اهمیت دارد و سفارش حضرت آقاست. متأسفانه آن نگاه جهادی که باید در مسئولان ما باشد، وجود ندارد و نبود بلیت، مشکلات ما در رفت‌وآمد را بیشتر و کمک‌رسانی به مردم مظلوم لبنان را دچار تأخیر کرده است.

بودجه‌ای که برای کمک به مردم لبنان در اختیارتان است همان کمک‌های مردمی جمع‌آوری‌شده ایران همدل است؟

ایران همدل تا این لحظه یک ریال به ما کمک نکرده است. نظر حضرت آقا این بود که از مردم، توسط مردم، برای مردم. نه اینکه به گروه‌های جهادی کمک نشود، چرا، ازاتفاق دوستان در ایران همدل هم آمدند و یک‌سری کمک‌ها به گروه‌های جهادی داشتند؛ اما ما کمکی از ایران همدل نداشته‌ایم. قرارگاه جهادی شهید ردانی‌پور الحمدلله توانست روی پای خود بایستد و مبالغ و کمک بسیار زیادی را جذب کند. ازاتفاق چیزی حدود پنج تا شش‌میلیارد از خود اصفهان جمع‌آوری شد؛از جاهای دیگر هم الحمدلله بودجه تزریق شده است و دوستان با قوت کار را دنبال می‌کنند.

پس مشکلی در تأمین اعتبار مالی ندارید؟

مشکل که داریم؛ اما سعی می‌کنیم از کمترین امکانات، بهترین خروجی را داشته باشیم. ما به تناسب بودجه و کمکی که می‌شود، خدمات‌دهی داریم. اتفاقا ما همین الان، نیاز مبرم به خرید 100 دستگاه آب‌گرم‌کن و 100 دستگاه بخاری داریم؛ البته هرچه بودجه و اعتبار ما بالاتر برود، دستمان برای کارکردن بازتر است. تلاش می‌کنیم آنچه نیاز است، در اولین‌فرصت با نازل‌ترین قیمت از افرادی که اینجا شناسایی شده‌اند و معتبرند، خریداری شود.

یعنی وسایلی مثل آب‌گرم‌کن و… از ایران خریداری نمی‌شود؟

ما عمده خریدهایمان همین‌جا انجام می‌شود؛ چون امکان خرید از ایران و انتقال به لبنان بسیار سخت است؛ البته بعضی از نیازها هم نیازهایی مثل خرید امتیاز برق است.

امتیاز برق هم شما برای مردم می‌خرید؟

بله. مردم اینجا در روز دو ساعت بیشتر برق دولتی ندارند؛ بنزین هم خیلی گران است: لیتری یک دلار. همه مردم نیز توان خرید موتوربرق ندارند.

چه نیازهای دیگری را تأمین می‌کنید؟

مردم اینجا نیاز جدی به سرویس بهداشتی، حمام، حتی سینک ظرف‌شویی دارند. لوله‌های آبشان هم جواب‌گو نیست و بعضاباید لوله‌های آب عوض شود. تانک آب و پمپ آب باید برایشان خریداری شود؛ حتی خیلی جاها سیستم فاضلاب آن دیگر جواب‌گو نیست. فاضلاب‌ها بالا زده و حتی زیرچادر آوارگان آمده است. ما برخی جاها برای رفع مشکل فاضلاب مجبور به حفاری شدیم. سعی ما براین است تا آنجایی که می‌شود نیازهای متنوع و متعدد مردم اینجا را تأمین کنیم؛ حتی تهیه بسته‌های معیشتی و رسیدگی به بیماران. ما حتی در خصوص انتقال خانم‌های باردار به مکان‌های امن نیز ورود کرده‌ایم.

آیا فعالیت‌های فرهنگی هم در دست انجام دارید؟

بله؛ ورود به مراسم و برنامه‌ها، برگزاری دعای کمیل و سرکشی به خانواده شهدا، جانبازان و حضور در مساجدشان بخشی از فعالیت‌های فرهنگی ما در لبنان است. بچه‌های ما در کنار کارهای عمرانی که انجام می‌دهند، فعالیت‌های فرهنگی را نیز مدنظر دارند.

طی مدتی که در لبنان هستید روحیه مردمش را چگونه دیدید؟

شهادت سیدحسن ضربه روحی محکمی به بدنه حزب‌الله و مردم لبنان وارد کرده است؛ درست مثل آن زمانی که مردم ایران حضرت امام را از دست دادند. خیلی از مردم لبنان هنوز اعتقاد دارند سید بزرگوار زنده است و به شهادت نرسیده. در کل، روحیاتشان واقعا بی‌نظیر و بی‌بدیل و استثنایی است. اصلا ما روحیه شجاعت و شهامت و مردانگی را اینجا و از این مردم یاد گرفتیم. البته این بدان معنا نیست که مشکلات و سختی‌ها روی این مردم تأثیری نداشته است. در جنگ 33روزه، سید حسن نصرالله به مردم گفت: «نگران نباشید. اگر جنگ تمام شد، خانه‌هایتان را می‌سازیم؛ بهتر از قبل هم می‌سازیم.» آن موقع سیدحسن نصرالله کار بزرگی انجام داد. او ابتدا خانه‌های مسیحیان را ساخت و بعد خانه اهل تسنن و در آخر، خانه بچه‌شیعه‌ها را. من به جرئت می‌گویم؛ محبوبیت سیدحسن نصرالله بعد از شهادتش بیشتر شده است.

برنامه‌تان برای ادامه مسیر چیست؟ ‌

بار اولی که پایمان را گذاشتیم اینجا و با بچه‌های حزب‌الله جلسه داشتیم، پروژه را پنج‌ساله تعریف کردیم؛ البته این که موفق می‌شویم یا نه را نمی‌دانم؛ چون دست ما نیست. دست خداست. ما از آقامصطفی ردانی‌پور خواسته‌ایم همیشه عنایت خاص به این قرارگاه داشته باشد؛ چون صاحب اصلی قرارگاه ایشان است. ما در حال حاضر اعتقاد داریم اهمیت حضور و کارکردن در این منطقه، بیشتر از هرجا و هرکار دیگری است؛ چرا که کارهای روی زمین مانده زیادند. ‌‌‌‌‌

شناسایی‌ها منطقه به منطقه انجام می‌شود؟

بله؛ منطقه به منطقه جلو می‌رویم و شناسایی می‌کنیم. الان در دستورکارمان 10 تا 12 روستای لبنان است.

شناسایی‌ها را خودتان انجام می‌دهید یا بچه‌های حزب‌الله؟

شناسایی را به اتفاق بچه‌های حزب‌الله می‌رویم؛ چون ما از منطقه شناختی نداریم. این خودش برکت خاصی دارد .

این دوربودن از کشور و خانواده برایتان سخت نیست؟ شما در اوج دوران نوجوانی و جوانی هم جنگ و جنگیدن را در مرزهای کشور خودتان تجربه کردید. الان اما به شکل دیگری در خط‌مقدم جهاد هستید.

ما مرزی بین لبنان و غزه و یمن نداریم. اتفاقا ما اینجا آسایش و آرامشمان بیشتر است. البته ناگفته نماند که من در این مسیر، مدیون خانواده، به‌خصوص همسرم هستم. من شرمنده ایشان هستم؛ هرچند مشوق اصلی من، همواره خانواده بوده‌اند.

راه ارتباطی مردم با شما…

قرارگاه جهادی شهید ردانی‌پور کاملا مردمی است و وابسته به هیچ ارگانی نیست. ۵۸۹۲۱۰۱۳۹۰۶۶۲۲۰۹ شماره کارت و IR660150000003101029244459 شبای قرارگاه خدمت‌رسانی مردمی شهید ردانی‌پور به نام حسین لادانی‌دستجردی است که مردم می‌توانند از این طریق کمک‌های خود را در اختیار این قرارگاه بگذارند.