چرا اسرائیل را باید تهدیدی علیه بشریت و نه‌فقط مردم فلسطین دانست؟

جنگ غزه و فجایع حقوق‌بشری محور غربی‌عبری

بیش از یک سال جنگ غزه به طول انجامید. جنگی که بسیاری از جریان‌‌‌های رسانه‌‌‌ای و تبلیغاتی غربی و صهیونیستی سعی داشتند مقاومت فلسطین را به‌‌‌عنوان متهم اصلیِ آغاز آن معرفی کنند.

تاریخ انتشار: ۱۸:۴۸ - شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
جنگ غزه و فجایع حقوق‌بشری محور غربی‌عبری

به گزارش اصفهان زیبا؛ بیش از یک سال جنگ غزه به طول انجامید. جنگی که بسیاری از جریان‌‌‌های رسانه‌‌‌ای و تبلیغاتی غربی و صهیونیستی سعی داشتند مقاومت فلسطین را به‌‌‌عنوان متهم اصلیِ آغاز آن معرفی کنند.

این در حالی است که مقاومت ملت فلسطین در برابر تجاوزها و اشغالگری چند دهه‌‌‌ای رژیم اسرائیل، یک حق مشروع و کاملا پذیرفته‌‌‌شده بین‌‌‌المللی است و اینکه جریان‌‌‌هایی سعی دارند همه‌‌‌چیز را به نحوی روایت کنند که انگار نقطه شروع جنگ غزه، عملیات هفتم اکتبر جنبش حماس بوده، چیزی جز تحریف واقعیت‌‌‌ها نیست. بااین‌‌‌همه، در طی ماه‌‌‌های گذشته، رژیم اشغالگر اسرائیل به همراه متحدان غربی خود، کلکسیونی از جنایت را در نوار غزه به ثبت رسانده‌‌‌اند.

از هر 10 فلسطینی ساکن غزه 9 نفر سوءتغذیه دارند

آمارهای رسمی از شهادت بیش از 45 هزار غیرنظامی بی‌‌‌گناه فلسطینی توسط ارتش اسرائیل در نوار غزه حکایت دارد. البته قریب به 100 هزار فلسطینی نیز درنتیجه جنگ غزه مجروح و مفقود شده‌‌‌اند. سازمان‌‌‌های حقوق بشری غربی تأکید می‌‌‌کنند که جنگ غزه را باید خونین‌‌‌ترین و مرگبارترین جنگ قرن بیست‌‌‌و‌‌‌یکم جهان از منظر نرخ کشتار غیرنظامیان ارزیابی کرد. نوار غزه در طی بیش از یک سال اخیر که مورد تجاوز صهیونیست‌‌‌ها به این منطقه بود، چندین برابر بیشتر از بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی هدف بمباران قرار گرفت.

گزارش‌‌‌های رسمی حاکی از این هستند که مناطقی نظیر جبالیا و بیت حانون در شمال نوار غزه، عملا ویران شده‌‌‌اند. داده‌‌‌های رسمی حاکی از این است که تأسیسات آب و فاضلاب، برق، بهداشت، آموزش و حتی امکانات عمومی نظیر آسفالت خیابان‌‌‌ها در بخش‌‌‌های مختلف نوار غزه، تا حد زیادی، به نحوی سیستماتیک و هدفمند نابود شده‌‌‌اند. درعین‌‌‌حال، بر اساس گزارش‌‌‌های سازمان ملل متحد، از هر 10 فلسطینی ساکن در نوار غزه 9 نفر با سوءتغذیه شدید دست‌‌‌به‌‌‌گریبان است.

البته که این نهاد بین‌‌‌المللی با توجه به کشتار هزاران زن و کودک در نوار غزه توسط ارتش اسرائیل، این رژیم را به‌‌‌عنوان یک رژیم کودکش و البته زن‌‌‌ستیز، در لیستِ سیاه خود قرار داده است. وسعت جنایات صهیونیست‌‌‌ها به‌‌‌قدری قابل‌‌‌توجه بوده که دیوان لاهه هم در حکمی برای بنیامین نتانیاهو نخست‌‌‌وزیر اسرائیل و یوآف گالانت وزیر جنگ سابق این رژیم حکم بازداشت بین‌‌‌المللی صادر کرده است. تاکنون ده‌‌‌ها گزارش توسط نهادهای حقوق بشری جهان به‌‌‌ویژه در جهان غرب منتشرشده که در همگی آن‌‌‌ها به اراده سیستماتیک رژیم اشغالگر اسرائیل جهت ضربه زدن به غیرنظامیان نوار غزه اشاره شده است.

حتی صهیونیست‌‌‌ها با تکیه‌‌‌بر ابتکاراتی نظیر «طرح ژنرال‌‌‌ها» یا ایجاد محور نتساریم در مرکز نوار غزه، به دنبال آن بوده‌‌‌اند که تا جای ممکن غیرنظامیان نوار غزه را تحت‌‌‌فشار قرار دهند و زمینه را به‌‌‌زعم خود برای شکست جریان مقاومت فلسطین فراهم کنند. سناریویی که به‌‌‌کل شکست خورده است. کما اینکه رسانه‌‌‌های غربی نظیر واشینگتن‌‌‌پست یا نیویورک‌‌‌تایمز به نقل از مقام‌‌‌های صهیونیست به این نکته اعتراف می‌‌‌کنند که همچنان حاکم واقعی نوار غزه، حماس است و البته که بیش از 23 هزار نیروی مقاومت در نوار غزه و بخش‌‌‌های مختلف آن فعال هستند.

چرایی نابودسازی زیرساخت‌‌‌های غیرنظامی غزه توسط صهیونیست‌‌‌ها

منابع اسرائیلی همچنین اعتراف کرده‌‌‌اند که شبکه تونل‌‌‌های زیرزمینی جنبش حماس همچنان به نحو مؤثری توسط این جنبش اداره می‌‌‌شود. البته به اذعان اسحاق هرتزوگ رئیس رژیم صهیونیستی، روزی نبود که اسرائیل در جنگ غزه شاهد کشته شدن نظامیان خود نباشد. بااین‌‌‌همه، در تحلیل چرایی اقدامات گسترده رژیم اسرائیل در نابودسازی زیرساخت‌‌‌های غیرنظامی در نوار غزه و هدف قرار دادنِ مردم بی‌‌‌گناه این منطقه، توجه به سه نکته ضروری به نظر می‌‌‌رسد.

اول اینکه اسرائیل از رهگذر این قبیل اقدامات خود سعی داشت زمینه را برای اخراج کلی مردم غزه از خانه و کاشانه خود فراهم کند. درواقع، این رژیم سعی داشت هرگونه امکان زندگی کردن در نوار غزه را از آن‌‌‌ها سلب کند و از این رهگذر، راه را برای اشغالِ دائمی نوار غزه و ملحق کردن آن به اراضی اشغالی فراهم کند. حتی شاهدیم که برخی از مقام‌‌‌های ارشد اسرائیلی نظیر بزالل اسموتریچ یا ایتامار بن گویر، وزیر دارایی و وزیر امنیت دانیل صهیونیست‌‌‌ها به‌‌‌صراحت از این گزینه صحبت کردند و تأکید داشتند که این رژیم بایستی شهرک‌‌‌سازی در شمال نوار غزه را به‌‌‌صورت فوری در دستورکار داشته باشد. این در حالی است که مردم غزه انگیزه‌‌‌های جدی برای ماندن در خاک خود دارند و در اوج تجاوز صهیونیست‌‌‌ها، بیش از 70 هزار فلسطینی در مناطق شمالی نوار غزه که تحت شدیدترین حملات صهیونیست‌‌‌ها بودند، حاضر به ترک خانه‌‌‌های خود نشدند.

نکته دوم اینکه بی‌‌‌رحمی عجیب ارتش اسرائیل در کشتار مردم بی‌‌‌گناه غزه و از بین بردن زیرساخت‌‌‌های مدنی این منطقه، تا حد زیادی ریشه در روایت‌‌‌سازی‌‌‌های خاص این رژیم از طریق بلندگوهای تبلیغاتی و رسانه‌‌‌ای‌‌‌اش داشت که همواره سعی داشته‌‌‌اند کلیت مردم فلسطین را هدف مشروعیت‌‌‌زدایی قرار دهند و همه آن‌‌‌ها را به ادعای خود افرادی تروریست و خطرناک معرفی کنند. تاکنون بارها در اراضی اشغالی برخی مقام‌‌‌های این رژیم به‌‌‌صراحت تأکید کرده‌‌‌اند که کشتار کودکان غزه یک امر درست بود؛ زیرا این مسئله به امنیت اسرائیل کمک می‌‌‌کرد! ازاین‌‌‌رو، نسل‌‌‌های جدید صهیونیست‌‌‌ها از همان دوران کودکی، کشتار فلسطینی‌‌‌ها را به‌‌‌مثابه یک امر عادی و حتی درست یاد می‌‌‌گیرند و این باور ضدانسانی در آن‌‌‌ها به شیوه‌‌‌های گوناگون تقویت می‌‌‌شود. این مسئله خود نشان می‌‌‌دهد که چرا اسرائیل را باید تهدیدی علیه بشریت و نه‌‌‌فقط مردم فلسطین دانست و درنهایت اینکه بخش زیادی از تلاش‌‌‌های اسرائیل برای تحمیل ویرانی به نوار غزه، با چراغ سبز صریح جهان غرب و به‌‌‌طور خاص دولت آمریکا رخ‌‌‌داده است.

طرح‌‌‌واره کلان ممانعت از آشکار شدن سقوط و افول هژمونی غربی در جهان

درواقع، این‌‌‌طور به نظر می‌‌‌رسد که هم رژیم اسرائیل و هم متحدان غربی آن احساس خطر کرده‌‌‌اند و سعی داشتند به هر نحو ممکن که شده حتی به قیمت کشتار هزاران انسان بی‌‌‌گناه، جریان مقاومت در غزه را به‌‌‌زعم خود زمین‌‌‌گیر کنند. ازاین‌‌‌رو، اسرائیل در کارزار جنایت و نسل‌‌‌کشی خود در نوار غزه تنها نبود و حمایت‌‌‌های جدی جهان غرب را هم با خود داشت.

همگی آن‌‌‌ها نیز در یک طرح‌‌‌واره کلان بازیگری می‌‌‌کنند و آن، ممانعت از آشکار شدن بیش‌‌‌ازپیش چشم‌‌‌اندازهای سقوط و افول هژمونی غربی در جهان است. هژمونی که در قالب آن، بقای رژیم اشغالگر قدس، به‌‌‌مثابه یک موضوع راهبردی در نظر گرفته می‌‌‌شود. بااین‌‌‌همه، هر چه به جلو حرکت کرده‌‌‌ایم، هم مقاومت مردم فلسطین و هم قدرت گروه‌‌‌های فلسطینی بیشتر شده، که کم نشده و البته که بر حجم بحران‌‌‌ها علیه رژیم اسرائیل نیز افزوده‌‌‌شده است. گویی اسرائیل در باتلاقی گرفتارشده که دست‌‌‌وپا زدن‌‌‌های بیشتر در آن، به سقوط عمیق‌‌‌ترش ختم خواهند شد.