به گزارش اصفهان زیبا؛ روزهایی که گذشت، شاهد ظلمی بیسابقه از سوی یک رژیم جنایتکار بودیم و در مقابل، ایستادگی و همدلی بینظیر مردمی را به نظاره نشستیم که نسلهای جدید و دور از دوران دفاع مقدساند و تنها روایتهایی از آن دوران را در کتابها، فیلمها یا خاطرات بزرگترها شنیدهاند.
این ایام، با تمام سختیها و غم از دست دادن هموطنان، غرور ناشی از دستاوردها، ایستادگی و برتری جمهوری اسلامی ایران را نیز به همراه داشت. به نظر میرسد اهمیت این رویدادها بر کسی پوشیده نیست و کمتر کسی است که تمایل به تصویر کشیدن آنها در حوزه سینما نداشته باشد.
پیش از این، فیلمهایی با موضوع ضدصهیونیسم اغلب بر محور مظلومیت مردم فلسطین ساخته شده یا به فیلمهای پلیسی-کارآگاهی با تمرکز بر جاسوسیهای موساد در ایران تبدیل شدهاند.
با بررسی اجمالی فیلمهای موجود، درمییابیم که تعداد این آثار اگرچه کم نیست، اما فراوان هم نیست؛ میتوان با قاطعیت گفت که تقریبا اکثر آنها را اگر بر پرده سینما ندیده باشیم، حداقل از قاب تلویزیون تماشا کردهایم.
اگر فیلم «سرب» مسعود کیمیایی را که پیش از انقلاب ساخته شده، نادیده بگیریم و تنها فیلمهای پس از انقلاب را مورد بررسی قرار دهیم، انزجار از ظلم و بدذاتی صهیونیستها به وضوح در آنها قابل مشاهده است.
اما مسئله اصلی اینجاست که تعداد این فیلمها چقدر است و کیفیت آنها تا چه اندازه با زمانه خود متناسب است؟ به یقین، تعداد این فیلمها به بیش از دو یا سه اثر در هر دهه نمیرسد و قابل مقایسه با فیلمهای ژانرهای دفاع مقدس، طنز، درام اجتماعی و سایر ژانرهای سینمای ایران (البته اگر بتوان ژانر را برای همه فیلمها اطلاق کرد) نیست.
سؤال بعدی که پیش میآید این است: این فیلمها تا چه اندازه به ما آگاهی دادهاند، چقدر مسئله را عمیقا بررسی کردهاند و بر ذهن مخاطب، اثرگذار و ماندگار بودهاند؟ برای ساخت یک اثر سینمایی بر اساس وقایع و رویدادهای اخیر، چه نکاتی را باید مدنظر قرار داد؟
در دهه اخیر، اهمیت مسئله فلسطین و مبارزه با اسرائیل بیشازپیش شده و جنایات اسرائیل و صهیونیسم مورد توجه فزاینده مردم جهان قرار گرفته است.
مستندهای بیشتری نیز در این خصوص ساخته شدهاند که تلاش میکنند نامشروع بودن رژیم صهیونیستی و ظلم و ستمهای آن را به تصویر بکشند.
حتی در جشنوارههای هنری، این موضوع طی چند سال اخیر پررنگتر شده و هر ساله تعدادی فیلم کوتاه درباره فلسطین و احقاق حقوق آنها ساخته میشود، اما همچنان تعداد فیلمهای سینمایی یا فیلمهای داستانی بلند به این میزان نمیرسد.
سال گذشته، تنها فیلمی که به این موضوع اشاره داشت، «۱۹۶۸» بود که در جشنواره فجر حضور داشت.
در برخی مجموعههای تلویزیونی نیز به نقش پررنگ توطئههای اسرائیلی علیه ایران اشاره میشود، اما این سؤال همواره مطرح است که آیا این اشارات کافی است؟ آیا ابعاد مسئله روشن میشود؟ آیا میتوان با آنها مخاطب را قانع کرد یا صرفا در حد «صهیونیست بد است» باقی میماند؟
در حقیقت، محتوای این فیلمها به اندازه فهم و سؤالات ذهن مخاطب امروزی غنی نیست و به عمق مسئله نمیپردازد؛ یا سوالی عمیق را مطرح نمیکند، یا نمیتواند به ابهامات ذهنی مخاطبی پاسخ دهد که نه صرفا به دنبال گذراندن وقت است و نه تماشاگری که فقط میخواهد یک فیلم، مهر تأییدی بر عقایدش بزند.
تناسب محتوا و بالا بردن کیفیت ساخت فیلم، با در نظر گرفتن نقاطی که در سینما مغفول ماندهاند، اما از لحاظ دراماتیک میتوانند با زبان سینما بیان شوند، مهمترین موضوعی است که باید مورد بررسی قرار گیرد.
در هر صورت، قابل تقدیر است که فیلمسازان به سراغ چنین موضوعاتی میروند و دور نیست زمانی که تصمیم بگیرند جنگ دوازده روزه اسرائیل و ایران را به تصویر بکشند.
اما فارغ از مسئله بودجه و محتوا، انتظار میرود در وهله اول، جامعه هدف و مخاطبان فیلم، عامه مردم باشند نه یک قشر خاص. همچنین، سطح کیفی آثار سینمایی بالاتر برود و بتواند خواص منحصر به فرد سینمایی خود را حفظ کند.



