بررسی و نقد تئاتر «آخرین صحنه از یاور» در گفت‌وگو با امیرحسین بکرانی کارگردان این نمایش

عشق در آخرین صحنه

نمایش «آخرین صحنه از یاور» به کارگردانی امیرحسین بکرانی، یکی از اجراهای شاخص تماشاخانه ماه حوزه هنری اصفهان است که نه‌تنها به‌خاطر مضمون فلسفی و روان‌شناسانه خود اهمیت دارد، بلکه از نظر فرم و اجرا نیز جلب‌توجه می‌کند.

تاریخ انتشار: 10:03 - یکشنبه 26 مرداد 1404
مدت زمان مطالعه: 5 دقیقه
عشق در آخرین صحنه

به گزارش اصفهان زیبا؛ نمایش «آخرین صحنه از یاور» به کارگردانی امیرحسین بکرانی، یکی از اجراهای شاخص تماشاخانه ماه حوزه هنری اصفهان است که نه‌تنها به‌خاطر مضمون فلسفی و روان‌شناسانه خود اهمیت دارد، بلکه از نظر فرم و اجرا نیز جلب‌توجه می‌کند.

این نمایش تلاش می‌کند مفاهیمی چون پایان، امید و عشق را در فضایی میان واقعیت و خیال به تصویر بکشد و مخاطب را به تجربه‌ای فراتر از تئاتر روزمره دعوت کند.

این اثر نمایشی فراتر از یک روایت صرف، دریچه‌ای است به دنیای درونی انسان معاصر که به پرسش‌هایی عمیق درباره عشق، پایان و امید می‌پردازد.

امیرحسین بکرانی، کارگردان این نمایش درباره چگونگی شکل‌گیری ایده این نمایش توضیح می‌دهد: «ایده اصلی زمانی به ذهنم رسید که در حال بازگشت به خانه با اتوبوس بودم؛ آن روز، روزی پرمشغله بود و در لحظه‌ای میان خواب و بیداری، صدای موسیقی خاصی را شنیدم و چشمانم گرم شد. همین اتفاق، تصویری را در ذهنم شکل داد که بعدها به نگارش نمایشنامه “آخرین صحنه از یاور” انجامید. انگیزه من تصویرکردن عشقی پاک و سالم بود؛ عشقی که در بسیاری از روابط امروزی، به‌ویژه در میان نسل جوان کمتر دیده می‌شود و من احساس کردم لازم است این موضوع را در تئاتر به تصویر بکشم.»

فرصتی برای تولد دوباره معنا

او در مورد مفهوم «پایان» و «امید» در نمایش چنین می‌گوید: «در نمایش آخرین صحنه از یاور، پایان صرفا یک خط انتهایی نیست؛ بلکه فرصتی است برای تولد دوباره معنا. حتی در تاریک‌ترین لحظات، رگه‌هایی از امید وجود دارد که به مخاطب یادآوری می‌کند زندگی همیشه امکان دوباره برخاستن را دارد.»

نمایش «آخرین صحنه از یاور» با بهره‌گیری از زبان تمثیلی و جلوه‌های بصریِ خلاقانه، فضایی چندلایه و شاعرانه می‌آفریند که مخاطب را به تأمل در معنای زندگی و پایان دعوت می‌کند.

مهم‌ترین ویژگی بارز این اثر، نگاه دقیق و فلسفی نسبت به شخصیت اصلی آن یعنی یاور است؛ شخصیتی که نمادی از مقاومت و پایداری انسانی در برابر سرنوشت ناگزیر و پایان محتوم است. این نگاه باعث شده شخصیت یاور نه‌تنها به یک نقش ساده نمایشی تبدیل نشود، بلکه انگار پلی باشد میان دنیای واقعی و دنیای خیال که مخاطب را همراه با خود در سفری روان‌شناسانه و عاطفی فرومی‌برد.

تجربه‌ای نو از عشق صادقانه

بکرانی درباره مفاهیم آخرین صحنه در یاور می‌گوید: «این اثر، تلاشی است برای ارائه تجربه‌ای نو و متفاوت از عشق و احساسات صادقانه انسانی. البته فکر می‌کنم قضاوت نهایی در مورد اینکه پیام‌نمایش چیست باید به مخاطب واگذار شود، چون هر تماشاگری باتوجه ‌به تجربیات و نگاه شخصی خود برداشت متفاوتی خواهد داشت. اما احتمال دارد عمق معانی در نقطه‌ای مشترک همگرایی کند.» ازجمله چالش‌های که او در کارگردانی به آن اشاره می‌کند، برقراری تعادل میان دنیای روایت شده و دنیای توهمی برخی شخصیت‌هاست.

او توضیح می‌دهد: «یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها ایجاد تعادل بین دنیای روایت‌شده و دنیای توهمی بعضی شخصیت‌ها بود. حفظ ریتم مناسب و انتقال احساسات دقیق هم‌زمان برای همه بازیگران، کاری بسیار دشوار بوده است؛ هر لحظه روی صحنه باید بار روانی و معنایی خودش را داشت و این پیچیدگی زیادی داشت.»

بیشتر بار نمایش روی دوش دو بازیگر است

بازی بازیگران به‌طورکلی توانسته عمق نمایش را منتقل کند، اما بیشتر این بار روی دوش دو بازیگر اصلی، یعنی امیرحسین بکرانی در نقش یاور و فائزه سلیمانی در نقش باران است.

بازیگران فرعی در مفهوم‌سازی ضعیف عمل کرده و در سطح نقش باقی‌مانده‌اند و بازی‌ها به‌رغم تلاش، غالباً فاقد همان شور و انرژی احساسی لازم بوده و دیالوگ‌ها به شکلی شعاری و کلیشه‌ای ادا شده‌اند که این امر به‌نوعی باعث افت کیفیت در برخی صحنه‌های مهم شده است. در مقابل، بازیگر نقش یاور با زبان بدن، احساسات و واکنش‌هایش به‌خوبی توانسته خلأ این ضعف را پُر کند و هماهنگی تیمی نسبتاً به چشم می‌آید.

قضاوت را به مخاطب می‌سپارم

بکرانی درباره همکاری تیم بازیگری با کارگردان ادامه داد: «کارگردانی این نمایش بدون همراهی و تعهد تک‌تک اعضای گروه ممکن نبود. ساعت‌ها تمرین، گفت‌وگو و جست‌وجو کردیم تا زبان نمایشی مشترکی بیابیم. باید به همه اعضای تیم تبریک بگویم که این نمایش را به تجربه‌ای زنده و تأثیرگذار برای تماشاچیان تبدیل کردند. ما تلاش کردیم نقش‌ها را کاملاً درونی کنیم؛ ابتدا اجازه دادیم شخصیت در قلب و وجودمان ریشه بدواند و سپس از ذهنیات و عواطف شخصی‌مان که به کاراکتر نزدیک شده بود، برای جان بخشیدن به آن استفاده کردیم. این‌که تا چه اندازه در این مسیر موفق بودیم، قضاوتش را به مخاطبان می‌سپاریم.»

کارگردان این نمایش در مورد شخصیت‌پردازی یاور افزود: «یاور پلی است میان دنیای نمایش و زندگی واقعی؛ شخصیتی که باروح و احساس تماشاگر پیوند می‌خورد و هم‌زاد پنداری ایجاد می‌کند. آرزو داشتیم این شخصیت به‌گونه‌ای ساخته شود که تماشاگر مدت‌ها پس از ترک سالن نمایش هم او را در ذهن داشته باشد و بتواند با داستانش کاتارسیس روان‌شناختی را تجربه کند.»

ایجاد فضای رمزآلود با نورپردازی دیجیتال

همچنین نورپردازی دیجیتال و طراحی هوشمندانه صحنه، به‌ویژه استفاده استادانه از سایه‌ها که گاه جایگزین دیالوگ‌ها می‌شوند، بر فضای نمایش لایه‌ای رمزآلود و جذاب افزوده است.

این تکنیک‌های بصری که در تماشاخانه ماه حوزه هنری اصفهان با امکانات پیشرفته اجرا شده‌اند، از عناصر کلیدی موفقیت نمایشی به شمار می‌روند. امیرحسین بکرانی در مورد نورپردازی و طراحی صحنه بیان کرد: «نور و صدا بر اساس نمادها و مفهوم زیبایی‌شناسی شکل گرفت. صداها افراد را به دنیای درونی شخصیت‌ها می‌بردند و موسیقی استاد کیهان کلهر که در بخش‌هایی استفاده کردیم، به غنای عاطفی نمایش کمک کرد. البته تلاش اصلی ما بر هماهنگی کامل بین تمام عناصر بود.»

ناهمخوانی صحنه و موسیقی

با این حال به نظر می‌رسد صداگذاری و موسیقی که توسط علیرضا قربانی انتخاب شده، باوجود تلاش فراوان برای خلق حس و حال عاطفی، تا حدی به بیان احساسات عمیق در مخاطب نرسیده و گاهی ترکیب آن با صحنه‌ها، لحظاتی از نمایش را دچار نوعی ناهمخوانی کرده است. هرچند برخی مخاطبان تحت‌تأثیر موسیقی به گریه افتاده‌اند، اما همین تداخل گاهی باعث شده بخش‌هایی که از نظر دراماتیک قرار بود احساسی باشند، به‌جای حس حقیقی، کمی سطحی و حتی خنده‌آور به نظر برسند.

افت ریتم، خستگی مخاطب

از سوی دیگر، ریتم اجرایی در برخی بخش‌ها به‌کندی کشیده شده است. اگرچه این ریتم آرام فرصتی برای تعمق و تفکر نسبت به مضامین فلسفی متن به وجود آورده، اما برای تماشاگرانی که به دنبال روایت پرتحرک و مستقیم‌تر هستند، ممکن است موجب خستگی و افت تمرکز شود. این نکته از جمله مواردی است که کارگردان نیز به آن اشاره کرده و بر اصلاح آن تأکید دارد.

بکرانی بازخورد مخاطبان نمایش را خوب می‌داند و می‌گوید: «خدا را شکر، بازخوردهایی که گرفتیم بسیار دلگرم‌کننده بود. بیشترین نکته‌ای که مخاطبان به آن اشاره می‌کردند، هم‌زاد پنداری و همدلی عمیقشان با شخصیت‌های نمایش، به‌ویژه یاور بود. شاید بتوان گفت این قصه عاشقانه آرام که در دلِ ناآرامی‌ها روایت می‌شود، توانست جای خود را در قلب تماشاگران پیدا کند. خدا را شکر بازخوردها دلگرم‌کننده بوده است. مخاطبان ارتباط عمیقی با شخصیت‌ها، خصوصاً یاور برقرار کردند. این قصه عاشقانه ساده و آرام در دل آشفتگی‌های زندگی توانست جایی در قلب آن‎ها باز کند.»

در آخر کارگردان «آخرین صحنه از یاور» به نقش موثر تماشاخانه حوزه هنری اصفهان بیان کرد: «فضای تماشاخانه با سیستم نورپردازی دیجیتال و امکانات فنی دقیق، شرایطی فراهم کرد که ما بتوانیم ایده‌های اجرایی خود را واقعاً به اجرا درآوریم و به بیان بصری متفاوتی برسیم. کیفیت دستگاه‌های نور به ما اجازه داد فضاسازی‌های متنوع و تغییرات صحنه را به‌دقت و تأثیرگذاری اجرا کنیم.»

جسارت در انتخاب موضوع

نمایش «آخرین صحنه از یاور» نمونه‌ای موفق از تئاتر معاصر ایران است که با جسارت به موضوعاتی چون پایان، امید و عشق می‌پردازد و دیدگاه‌های جدیدی در نمایش صحنه‌ای ارائه می‌دهد. درحالی‌که نقاط ضعفی در بخش‌هایی از اجرا و ریتم کار مشاهده می‌شود، این ضعف‌ها در برابر توانمندی‌های بصری، طراحی نوآورانه، و تلاش برای بیان مفاهیم انسانی، کم‌رنگ جلوه می‌کنند.

این اثر همان‌طور که نشان داده، توانسته در دل مخاطبان جای خود را باز کند و امید است با رفع کاستی‌ها، به اجراهای پخته‌تر و زیباتری در مسیر رشد تئاتر ایران منجر شود. تجربه‌ای که «آخرین صحنه از یاور» فراهم آورده، نویدبخش آینده‌ای درخشان برای هنرمندان جوان و جسوری است که با دل‌وجان در پی عرضه دیدگاه‎های خود در قالب‌های نو و متفاوت هستند.