لیلا مقیمی

لیلا مقیمی

دبیر گروه جامعه

کارشناس ارشد علوم ارتباطات اجتماعی/ همکاری با روزنامه‌های همشهری، نسل فردا، نصف جهان، شهروند، اعتماد، وقایع اتفاقیه و... از سال 1393 /رتبه اول بخش تیتر دوازدهمین جشنواره دوسالانه مطبوعات و نشریات الکترونیک استان اصفهان، رتبه اول بخش گزارش یازدهمین جشنواره مطبوعات، خبرگزاری‌ها و رسانه‌های الکترونیک استان اصفهان و رتبه اول بخش گزارش نخستین جشنواره آثار خبری در حوزه تالاب

آرشیو مطالب منتشر شده
NONE
۸ آبان ۱۴۰۱

کش‌و‌قوس آنتی‌بیوتیک

نسخــه‌ها بــی‌جـــــواب مـــــانـــده و کمبـــود آنتی‌بیــوتیــک کودکان بیمــار را ویــلان و آواره این داروخانه و آن داروخانه کرده است؛ مخرج مشترک همه حرف‌های داروخانه‌دارها در این روزهای سرد که کرونا و آنفولانزا به جان شهر افتاده و برای ابتلای شهروندان ماراتن به راه انداخته‌اند یک جمله است: «آنتی‌بیوتیک نداریم!» کمبود آنتی‌بیوتیک کودکان، البته تنها مشکل داروخانه‌های اصفهان نیست، بلکه با فرارسیدن فصل سرما و پیدا شدن سروکله ویروس آنفولانزا در کشور و همچنین افزایش مبتلایان به کووید 19، آنتی‌بیوتیک کودکان کیمیا شده است و حالا هم در قوطی هیچ عطاری پیدا نمی‌شود. این موضوع را چندی پیش بهرام عین‌اللهی که وزیر بهداشت است در گفت‌وگو با رسانه‌ها مطرح کرد؛ آنجا که گفت: «در فصل تابستان به دلیل مصرف بالا با کمبود سرم و در فصول پاییز و زمستان با مصرف بالای آنتی‌بیوتیک مواجه هستیم که برای رفع این کمبودها پیش‌بینی‌های لازم انجام و مشکل مواد اولیه برطرف شده و حدود یک هفته آینده به مقدار فراوان به داروخانه‌ها تحویل خواهد شد.»
 
NONE
۷ آبان ۱۴۰۱

آتش زیر خاکستر!

سال‌هاست که برخی از کشاورزان اصفهانی، پس از برداشت برنج اقدام به آتش‌زدن زمین خود می‌کنند تا این‌گونه دیگر ردی از کاه و کلش باقیمانده از این محصول به جای نماند؛ 

NONE
۴ آبان ۱۴۰۱

پاییز بی‌آبی!

آب نیست؛ شاید حتی همان میزان اندکی که سال‌ها این گزاره درباره‌اش تکرار مــــی‌شـــد و دهــان‌بــه‌دهــان می‌چرخید: «آب هست؛ اما کم است.»
NONE
۳ آبان ۱۴۰۱

به‌وقت دهه هشتاد!

حرف‌وحدیث درباره‌شان زیاد است و برچسب‌های مختلفی به پیشانی‌شان زده می‌شود؛ مثلا اینکه نسل دهه هشتاد، نسلی سرگردان و بی‌هدف هستند که به هیچ قیدوبندی پایبند نیستند و خودشان هم نمی‌دانند که از آینده چه می‌خواهند و تصویر درست‌وحسابی از آمال و آرزوهایشان ندارند. 
 
NONE
۱ آبان ۱۴۰۱

کشتن دردی را دوا نمی‌کند!

همه جا هستند؛ هر طرف که رو برگردانی در حال دویدن به این طرف و آن طرف هستند یا گوشه‌ای کز کرده‌اند و چشم دوخته‌اند به یک سو.

NONE
۱ آبان ۱۴۰۱

سنگینی ترافیک بر شانه‌های شهر

نیم‌نگاهی به ساعت‌مچی‌اش می‌اندازد و زیر لب غر می‌زند: «دوباره دیر شد. 

NONE
۲۷ مهر ۱۴۰۱

هوا به تنگ آمد!

هنوز اولین ماه از فصل پاییز به سر نیامده، اما داستان تکراری و نخ‌نمای همیشگی که پای ثابت فصول سرد در کلان‌شهر اصفهان است شروع شده است؛ داستانی بی‌انتها که سال‌هاست پایانی برای آن تعریف نشده و به سرانجام نمی‌رسد؛ حتی در سال‌هایی که به دلیل شیوع کرونا دانشگاه‌ها و مدارس در تعطیلی به سر می‌بردند و برخی از ادارات نیز به صورت دورکاری فعالیت روزانه خود را انجام می‌دادند. 

NONE
۲۶ مهر ۱۴۰۱

مهاجران بازمانده از تحصیل!

آن روز صبح «خزان» که «طالب»ها به «مکتب» هجوم بردند، «هدیه» و هم‌کلاسی‌هایش بی‌خبر از همه‌جا پشت نیمکت‌های درس نشسته بودند. دخترها چشم به دهان معلم دوخته بودند که پای تخته برای آن‌ها از تاریخ افغانستان می‌گفت و رنج و اندوهی که این سرزمین نفرین‌شده سال‌ها به چشم خود دیده است. «طالب»‌ها، اما در یک چشم‌برهم‌زدن دخترها را از مدرسه بیرون و راهی خانه کردند: «آن‌ها فریاد می‌زدند و می‌گفتند ازاینجا بروید بیرون. ترسیده بودیم و خیلی زود ازآنجا فرار کردیم. 

NONE
۲۵ مهر ۱۴۰۱

زاینده‌رود ته کشید!

سال‌به‌سال دریغ از امسال! این گزاره شرح‌حالی از وضعیت این روزهای سد زاینده‌رود است؛ سازه‌ای عظیم و غول‌پیکر که بیش از پنجاه سال از ساخت آن می‌گذرد و سال‌هاست که در شرایط نامطلوبی به سر می‌برد و آژیر هشدارش مدت‌هاست که به صدا درآمده است. 

NONE
۲۵ مهر ۱۴۰۱

آرزوهای کوچک زنگ‌زده!

خط‌های ممتد نارنجی‌رنگ از پله‌ها می‌گذرند تا خودشان را به پشت در شیشه‌ای در طبقه سوم ساختمانی در کنج حیاط بیمارستان «امید» برسانند. 

NONE
۲۴ مهر ۱۴۰۱

به روایت یک عصادار سفید!

جمله‌ها محکم و جان‌دار از دهانش خارج می‌شوند و فضا را پر می‌کنند. 

NONE
۲۴ مهر ۱۴۰۱

زندگی با چشمان بسته!

آفتاب پاییزی که توی چشم عمود می‌شود و دست‌ها را سایه‌بان می‌کند، صدای عــصــای ســفــیــد «محمود» مــی‌پــیــچــد لابــه‌لای شــلــوغــی‌هــا و قیل‌وقال ماشین‌ها که برای رفتن شتاب دارند و مکثی در کارشان نیست.