روز دوشنـبـه گــذشـــتــه، ساعت13 بعدازظهر، سرای مخلص واقع در میدان نقشجهان دچار حادثه شد، به طوری که انفجار کپسول گاز به چهار نفر آسیب زد و آنها را راهی بیمارستان سوانح سوختگی کرد. اینگونه که عباس عابدی، سخنگوی مرکز اورژانس استان اصفهان در اینباره به «مهر» گفته است: «این حادثه ساعت ۱۳ و چهار دقیقه به مرکز اورژانس استان اصفهان گزارش شده است. برای این حادثه دو کد اورژانس اعزام شده است». سخنگوی مرکز اورژانس استان اصفهان در ادامه سخنانش با اشاره به مصدومشدن سه مرد و یک زن در این حادثه ابراز داشت: مصدومان این حادثه به بیمارستان سوانح سوختگی اصفهان اعزام شدند.»
تنها سه چهار روز بعد از پیچیدن خبر بیماری در بین دوست و آشناها آماج پرسشهای تکراری و آزار دهنده قرار گرفت؛ سوالهایی که هر کدامشان انگار سطل آب یخی بودند که بر روی سر محمدرضا میپاشیدند. هر چه از پاسخ دادن به آنها فرار میکرد، اما بیشتر در مواجه با آنها قرار میگرفت: «آخه تو چرا باید سرطان بگیری؟ تو که سنی نداری! زمینه فامیلی داشتید؟ گرید چنده؟ اول باید شیمی درمانی را شروع کنی یا جراحی؟ امیدی هست!» و هزار و یک سوال دیگر که محمدرضای بُهتزده، هیچوقت جوابی برای آنها نداشت: «خیلی طول کشید تا خودم با “سرطان” کنار بیایم و ناچار به پذیرش آن شوم و درمان را شروع کنم؛ شاید دو ماه.
سالن معاونت دانشجویی دانشکده علوم پزشکی دانشگاه اصفهان روز گذشته میزبان سیماسادات لاری، سخنگوی وزارت بهداشت بود. او در آن صبح بارانی ضمن بازدید از روند احداث سالن ورزشی میلاد، خوابگاههای میرباقری، کرمانی و ردانیپور، مجموعه فرهنگی مرکز مشاوره و دبیرخانه شورای انضباطی با برخی از نمایندگان دانشجویان این دانشکده تشکیل جلسه داد و مطالبات آنها را شنید؛ مطالباتی همچون محدودیت فعالیت تشکلها و اتحادیههای سیاسی و عدم امکانات ورزشی و همچنین بیتوجهی به نشریات دانشجویی و… .
دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را؟ ستاد ملی مقابله با کرونا هر روز و هر لحظه که نمایندگان خود را جلوی دوربین خبرگزاریها و صدا و سیما میفرستد، انگشت اتهام را بهسوی مردم دراز میکند و با اشاره به تعداد جانباختگان و افزایش آمار بستریهای ناشی از مرگومیر کرونایی آنها را مقصر اصلی این موضوع جلوه میدهد و مدام از آنها گله و شکایت میکند که چرا بهرغم این همه هشدار و اخطار به رعایت پروتکلهای بهداشتی و فاصلهگذاری اجتماعی پایبند نیستند و در همچنان بر همان پاشنهای میچرخد که یکسال پیش( زمانی که تازه زمزمههایی از ورود ویروس چینی به کشور شنیده میشد و کسی نمیدانست سوغاتی چینی چیست و تا کی قرار است گریبانمان را بگیرد) میچرخید.
حدود دو هفته پیش، شیده لالمی، خبرنگار خبره و شناختهشده حوزه اجتماعی بر اثر گاز گرفتگی فوت کرد و با مرگ خودخواستهاش بسیاری از خبرنگاران و همکارانی را که با او در تعامل و در این حوزه فعالیت کرده بودند، در بهت و شگفتی فرو برد؛ چرا که از نظر همه آنها لالمی، خبرنگاری پرانرژی و خستگی ناپذیر بود که با عشق و علاقه وافر به حرفهاش فعالیت میکرد. پس از این مرگ خودخواسته برخی حوزه کاری و سر وکارداشتن او با واقعیتهای تلخ اجتماعی را در مرگش دخیل دانستند و عنوان کردند شاید یکی از دلایلی که او را به این کار واداشته 20 سال فعالیت خبرنگاری در حوزه اجتماعی بوده است؛ موضوعی که البته صحتوسقم آن تأیید نشده است و نمیتوان بهطور قطع آن را علت مرگ خودخواسته او دانست؛
دو قدم مانده به پایانِ سال. کرونا دوباره خیز برداشته و بعد از تنفسی یکماهه پس از اعمال محدودیتهای دو هفتهای، قدمهایش را این بار با شتاب بیشتری برمیدارد تا روزهای آخر سال را تلختر و طاقتفرساتر از گذشته رقم بزند و جانهای بیشتری را بگیرد. این موضوع را ستاد ملی مقابله با کرونا گفته و هشدار داده که موج چهارم کرونا بهزودی از راه میرسد و ایرانیها را تهدید میکند: «شاهد افزایش دوباره بیماران در بیمارستانها هستیم، علت اصلی این افزایش، بیتوجهی مردم به رعایت پروتکلهای بهداشتی است و اگر با همین روند جلو برویم احتمالا در اسفند ماه شاهد خیز جدید و موج چهارم انتشار کرونا در ایران خواهیم بود.»
کشمکشها و واکنشها به خرید واکسن خارجی همچنان ادامه دارد؛ واکنشهایی که شاید اظهارنظرهای اخیر «مینو محرز»، عضو کمیته مشورتی ستاد ملی مقابله با کرونا که در روزهای گذشته در گفتوگو با روزنامه «جهان صنعت» به بیان آن پرداخته بود، آنها را چند برابر کرد و باعث شعلهورتر شدن آتش خشم کاربران فضای مجازی و انتقاد به انتخاب و خرید واکسن روسی از سوی مقامات ایرانی شد؛ چرا که این دانشمند شناخته شده که پروژه تولید واکسن ایرانی را هم اداره میکند، با لحنی تحکمآمیز درباره واکسن روسی که تاکنون از سوی سازمان جهانی بهداشت تأیید نشده است، اما به گفته کیانوش جهانپور سازمان غذا و دارو آن را تأیید کرده، گفته بود: «از چه زمانی سازمان غذا و داروی کشور جزو منابع بینالمللی شده؟
گرانی طلا و قیمت سکه در سال جاری، باعث افزایش تعداد شکایتها و به اجرا گذاشتن مهریه از سوی برخی از زنان شده است؛ موضوعی که باعث شده بهارستاننشینها به این فکر بیفتند که برای حل مشکل مهریه و ناتوانی در پرداخت آن از سمت مردان و همچنین کاهش تعداد زندانیان مربوط به آن، بار دیگر حذف مهریههای سنگین را مطرح و عزمشان را در اینباره جزم کنند. در همین راستا چندی پیش، سخنگوی کمیسیون قضایی خبر از طرح جدید مجلس مبنی بر حذف زندان برای مهریههای بیش از پنج سکه داد و علت آن را افزایش قیمت سکه و لزوم زندانی نبودن مردان برای کار کردن و پرداخت مهریه بیان کرد.
«سههزار پزشک ایرانی در زمان همهگیری کرونا از کشور مهاجرت کردهاند.» این خبری است که به تازگی از سوی سازمان نظامپزشکی کشور اعلام شده است. مهاجرت پزشکان از کشور، پدیده جدیدی نیست که مربوط به امروز و دیروز باشد و از سالهای گذشته تاکنون ادامه داشته است؛ اما آنطور که اعداد و رقمهای مربوط به خروج این قشر از کشور نشان میدهد، تمایل به مهاجرت پزشکان در سالهای اخیر با افزایش روبهرو بوده و آنها به دلایل مختلف مانند ادامهتحصیل و آموزش مهارتها و تخصصهای خاص و همچنین جستوجوی کار، عطای ماندن در کشور را به لقایش بخشیدهاند و آن را ترک کردهاند؛ درحالیکه اینگونه که حسین کرمانپور، مدیر روابطعمومی سازمان نظامپزشکی و رئیس بخش اورژانس بیمارستان سینا، به رسانهها گفته است: «برای هر دانشجوی پزشکی در ایران سالانه حدود ۱۰ هزار دلار هزینه میشود. این دانشجو هفت سال درس میخواند و بعد هم دوره طرح خود را در یک منطقه محروم میگذراند و تجربه مفیدی کسب میکند. قطعا جذب این افراد برای هر کشوری میتواند مفید و جذاب باشد.»
تصاویــــر مختلفی از واریـــــزیها و پرداختیهای پرستاران بیمارستان الزهرا که از شهریورماه تا همین یک ماه پیش به سانتر کرونا تبدیل شده بود، در فضای مجازی دست به دست میشود تا شاید صدای پرستارانی باشد که این روزها در بحرانیترین شرایط شغلی خود به سر میبرند و کرونا آنها را خسته و فرسوده کرده و آنها به این واسطه بتوانند حق و حقوق عقبافتادهشان را مطالبه کنند.
دو جوانِ رسانهای، فعال در فضای مجازی فیلتر شده! هر دو نشسته بر مسندِ قدرت؛ یکی در تهران و دیگری در اصفهان. اولی را به اظهارنظرهای جنجالی و حاشیههای توئیتریاش میشناسند و دومی را به اعلام جرم و شکایت علیه شخصیتهای سیاسی و ورزشی و خبری نهتنها در اصفهان که در هر نقطه جغرافیایی که ظن آن برده شود، کسی دست از پا خطا کرده. هر دو در یک راستا و محور مشغول به کار هستند؛ یکی در رأس و دیگری به عنوان زیرمجموعه، ولی با بیشترین اختلافنظر؛ اختلافنظرهایی که البته از آشکار شدن و رسانهای شدنش ابایی ندارند و بیپروا درباره آن، صحبت میکنند و هر دو در فضای مجازی به حاشیههایش دامن میزنند.
بالاخره مجلس کار را تمام کرد و آبی پاکی را روی دست تمام منتقدان ریخت؛ آنها که مخالف واگذاری مدیریت فضای مجازی به صدا و سیما بودند و دغدغه این موضوع را داشتند. حالا و پس از تقریبا یک سال از زمزمه واگذاری مدیریت و نظارت بر فضای مجازی، روز سهشنبه، پس از جلسهای که بهارستان نشینها تشکیل دادند، حسینعلی حاجی دلیگانی، عضو کمیسیون تلفیق بودجه سال ۱۴۰۰ به میان خبرنگاران آمد و از اعتباراتی سخن گفت که این کمسیون برای نظارت صدا و سیما بر فضای مجازی در نظر گرفته است: «اعضای کمیسیون طی مصوبهای دوهزار میلیارد تومان اعتبار برای تولید محتوا در فضای مجازی تخصیص دادند که براساس جدول تعیین شده در اختیار سازمان صداوسیما، سازمان فرهنگ و ارتباطات سازمان تبلیغات اسلامی و… قرارگیرد.»